آقا حسین خوانساری

آقا حسین خوانساری

شهرت :

آ قا حسین خوانساری
تاریخ وفات :
1/07/1099
مزار :
تکیه خوانساری
زمینه فعالیت :
فقیه و مجتهد

آقا حسین خوانسارى در سال 1016ق در خوانسار به دنیا آمد و پس از دوران کودکی، تحصیلات خود را نزد بزرگان از علما انجام داد. آقاحسین از شاگردان معروف میرفندرسکى است. وی حکیم، متکلم، محدّث و فقیه بزرگ زمان خود بود. در دوران پادشاهى شاه سلیمان صفوى (1077 - 1105ق) اعتبار بسیار و بر شخص شاه نفوذ فراوان داشت و این ارجمندى او دستمایه‏اى وافر براى ترویج دانشهاى عقلی و حمایت از حکمت و حکیمان گشت. وی پس از میر سید محمد معصوم شیخ الاسلام اصفهان شد.  

    صاحب حدائق المقربین در مـورد آقا حسیـن مى‏نویسد: استاد فضلاى عصر خود بود و علماى این عصر و عصر قبل از این عصر، اکثر بى‏واسطه یا با واسطه شاگرد او بودند، بلکه به شاگردى او تفاخر مى‏نمودند.

    محدث قمى به نقل از روضات الجنات مى‏نویسد: آقاحسین بعد از بلوغ برای تحصیل علم و حکمت و معارف، به اصفهان هجرت کرد و در مدرسه خواجه ملک جنب مسجد شیخ لطف اللَّه منزل نمود و مشغول تحصیل گردید تا به مرتبه‏اى رسید که استاد الکلّ فی الکلّ گردید.

     خاتون آبادى که مدت بیست سال شاگرد آقا حسین خوانسارى بوده، مى‏نویسد:« ... این حقیر قریب به مدّت بیست سال در خدمت او تلمذ نمودم و حاشیه قدیم و شرح اشارات و... را در خدمت او خواندم، و فضل و کمال آن بزرگوار و حدّت ذهن و استقامت سلیقه آن عالیمقدار به مرتبه‏اى بود که احدى را از افاضل و اماثل و اقاصى و ادانى، مجال شکّ و شبهه و سخنى در آن نبود و متقدّمان و متأخران حکماء متکلّمان هیچ یک در مرتبه جلیله و منزلت نبیله او نبودند...، زیرا که اصول مسلّمه حکماء و قوانین مقرّره فلاسفه که از زمان ارسطو که معلّم اوّل، شیخ ابونصر فارابى که معلم ثانى و شیخ ابوعلى که معلّم ثالث است تا این ازمنه مسلّم بوده و اکثر آنها... همه را در تعلیقات و حواشى خود ابطال... و بالجمله حقوق آن رأس و رئیس حکما و متکلمین بر اهل دین مبین عظیم است و به برکت مصنّفات او تا روز قیامت اهل علمى که طالب حق باشند و سلیقه مستقیمه داشته باشند، از ضلالت و گمراهى محفوظ و محروس مى‏باشند، و همه این برکات و مثوبات به روح مقدس او عاید مى‏گردد.

 استاد سید جلال الدین آشتیانى‏(ره) که در عصر خود سرآمد حکما به حساب مى‏آید، می نویسد:

    یکى از آثار مهم آقا حسین تعلیقات بر کتاب «شفا»ى شیخ الرئیس بو على سیناست، حواشى آقا حسین بر شفا دلیل احاطه او بر فلسفه مشّا و دقت نظر او در عقلیّات است.

    در مورد جدّ آقا حسین خوانسارى‏ در کتاب جامع الرواة اردبیلى در معرفى آقا حسین خوانسارى آمده: حسین بن جمال الدین محمد بن حسین خوانسارى.

     بنابراین، نام جدّ آقا حسین، حسین بوده و پدر آقا حسین نام جدّ خود را براى فرزندش اختیار کرده، همان طور که آقا حسین هم نام پدرش جمال الدین محمد را براى اوّلین فرزند خود برگزیده است.

 درباره جدّ آقا حسین و شرح حال او و اینکه آیا اهل علم بوده یا نه، اطلاعى در دست نیست.

 پدر آقا حسین خوانسارى‏، جمال الدین محمد نام دارد که غالباً نام او با نام فرزندش آقا حسین در کتابهاى رجال و تراجم یاد شده است؛ و اینکه آقا حسین را «ذوالجمالین» مى‏خواندند، براى این بود که پدر و پسرش هر دو جمال الدین نام داشتند.

 جمال الدین محمد از فضلا و علما بوده، امّا متأسفانه شرح حال او هم در دست نیست.

     در اجازه‏اى که ملا محمدتقى مجلسى براى آقا حسین خوانسارى نگاشته، آمده: حسین فرزند فاضل کامل تقى نقى، جمال الدین محمد... و علامه تهرانى از ریاض الشعراء داغستانى نقل مى‏کند که وى پدر آقا حسین را با عنوان «فاضل نحریر» ستوده است.

     و در تذکره نصرآبادى مى‏خوانیم: حسین ولد خلف امجد فضیلت و غفران پناه، مولانا جمال الدین محمد خوانسارى .

     برخى از اساتید آقا حسین خوانسارى‏‏:

    1-خلیفه سلطان، صاحب کتاب حاشیه معالم؛2-ملا حیدر خوانسارى، صاحب کتاب زبدة التصانیف؛3-میرزا رفیع الدین نائینى، صاحب حاشیه اصول کافى؛4- میرفندرسکى، صاحب رساله صناعیه؛5- ملا محمدتقى مجلسى، صاحب کتاب روضة المتقین. وی شیخ اجازه آقا حسین هم بوده است.

    از حوزه درس او عالمان فراوانى بهره برده‏اند به طورى که او را «استاد کل» نامیده‏اند و نیز افراد متعددى از او اجازه روایت دارند. در کتاب دانشمندان خوانسار بیش از شصت نفر از آنان را مفصلاً شرح داده ایم و در اینجا به شاگردان مشهور و صاحب تألیف محقق خوانسارى اکتفا مى‏شود:

  1. ملا اولیاء، صاحب حاشیه شفا؛ 2. شیخ جعفر قاضى صاحب حاشیه شرح لمعه؛ 3. میرزا محمد شیروانى صاحب حاشیه معالم؛ 4.میرزا عبدالحسین خاتون آبادى، صاحب کتاب وقایع السنین؛ 5. میرزا عبداللّه افندى، صاحب ریاض العلماء؛ 6. ملا عبداللّه مجلسى، برادر علامه مجلسى؛ 7. سید على امامى، صاحب هشت بهشت؛ 8. میرزا على رضا تجلى، صاحب حاشیه بر حاشیه ملا عبداللّه یزدى در منطق؛ 9. علامه مجلسى ؛ 10. ملا محمد سراب تنکابنى؛ 11. میر محمد صالح خاتون آبادى، صاحب حدائق المقربین؛ 12. ملا مسیحا کاشانى، صاحب کتاب تحفه سلیمانیه؛ 13. سید نعمت اللّه جزائرى؛ 14. آقا جمال خوانسارى؛ 15. آقا رضى خوانسارى.

    مجازین و شاگردان آقا حسین خوانسارى تا آنجا که تتبع کردیم، بیش از شصت نفر هستند شاگردانى که اجازه روایت داشته‏اند و اکنون نسخه‏هاى خطى آن موجود است، بیشتر از سه یا چهار نفر نیستند. ناگفته نماند که اجازه مولی محمد تقی مجلسی اول به آقاحسین خوانساری که بیش از بیست صفحه

 کسانى که از آقا حسین اجازه روایت گرفته‏اند عبارتند از:

  1. امیر ذوالفقار. 2. میرزا محمد باقر، فرزند میر علیرضا پیشنماز حسینى عاملى اصفهانى مجاز از علامه مجلسى و شیخ حر عاملى نیز اجازه روایت دارد 3. شیخ حر عاملى صاحب کتاب وسائل الشیعه. این اجازه به خط مرحوم آیت الله حاج میرزا زین‏العابدین موسوى، پدر صاحب روضات الجنات است.
  2. مولانا محمد قاسم الجیلى (گیلانى). 5.مولانا لطف‏اللّه شیرازى. این اجازه به تاریخ 1097ق است.  6. خواجه محمد. تاریخ اجازه به سال 1064ق است. 7. سید نعمت الله جزائرى. 8. محمد حسین مازندرانى.

   آقـا  حسیـن  خوانسـارى‏ (ره) از جملـه شخصیتهایى است که در مراتب اجتماعى به شیخ الاسلامى و در مقامات حوزوى به رتبه استاد کل فی الکل، و در علوم محض به عقل حادى عشر مشهور گشت. در مسائل فلسفى و عرفانى و کلامى و... به حدّى رسید که آثار فارابى و شیخ الرئیس و... را به نقد کشید، و در آراى فقهى نظرات قابل اعتنا و دقیق و عمیقى از خود به یادگار گذاشته است و نیز در سایر علوم...

    آقا حسین خوانسارى صاحب تألیفات و آثار بسیارى در زمینه‏هاى مختلف، اعم از فلسفه، عرفان، اخلاق، فقه، اصول، تفسیر، کلام، حدیث ، منشآت و دیوان و... است، آثار قطعى و منسوب وی از هم تفکیک داده شده تا صحیح آن در معرض دید همگان قرار گیرد:

  1. ترجمـه صحیفـه سجـادیـه. 2. ترجمه قرآن. 3. جوابِ سؤال مشهور. 4. الجواهر والاعراض (حاشیه حزازتان). 5. حاشیه بر تهذیب الأحکام. 6. حاشیه بر حاشیه تشکیک.  7. حاشیه بر حاشیه قدیم دوانى. 8. حاشیه بر رساله میزان الکفتین = دفع شبهه میزان الکفتین.  9. حاشیه بر شبهه استلزام فاضل یزدى.  10. حاشیه بر شرح اشارات (حاشیه بر اشارات، بر محاکمات، بر حاشیه باغنوى).  11. حاشیه بر شرح مطالع.  12. حاشیه بر شفا. 13. حاشیه بر مطول. 14. حسن و قبح = جبر و اختیار.  15. دفع شبهه ایمان و کفر. 16. دفع شبهه دور. 17. دیوان. و نیز نصرآبادى در تذکره، چهار رباعی از رباعیات آقا حسین را ذکر مى‏کند:

 تــا دســت بــه همــت رسـایــى نزنــى‏/بــر مـنـت خلــق پشــت پـایــى نزنــى‏

 چــون حلقــه مبـاش در جهــان چشــم تهــى‏/تــا هـــر ساعــت در سـرایــى نزنــى‏

  1. الرد على الشیروانى. 19. رساله در علم بارى تعالى. 20. رساله در نفى اولویت و نیاز ممکن به مؤثر موجود. 21 - 23. شبهة استلزام (1-3) اردبیلى در جامع الرواة،  24. شبهة الطفرة = رسالة فی الزاویة = فى الهندسة. 25. شک و حل = الجزء الذى لایتجزأ = قابلیة الجسم للقسمة.  26. شک و حل = شبهة هبوط حجر = سقوط آزاد اجسام.  27. شک و حل = شبهه اجتماع ظن و یقین  28. مشارق الشمـوس فـى شرح الدروس. این کتاب مهمترین اثر فقهى آقا حسین خوانسارى است.29. مقدمه مطالع الانوار و تقریظ بر آن کتاب. 30- مقدمه واجب.  31 - 60. منشآت.

    از آقا حسین خوانسارى منشآت فراوانى به یادگار مانده است که نزدیک به سى عنوان است. فهرست منشآتى که تاکنون به آنها دست پیدا کردیم و همگى به چاپ خواهد رسید، بدین قرار است:

  1. در وصف سخن؛ 2. دیباچه مطلع الانوار؛ 3. در وصف بهار؛ 4. رقعه‏اى به میر ذوالفقار؛ 5. قورق شراب، حرمت شراب؛ 6. عنوان کتاب به پادشاه هند؛ 7. نامه آقا حسین از جانب اعتمادالدوله به صوابه‏کار روم؛ 8. دیباچه بیاض. (وصف سخن)؛ 9. نامه به میر غیاث حکیم؛ 10. نامه به میرزاى شیروانى؛ 11. وصف سخن(2)؛ 12. وقفنامه میرزا رضا؛ 13. نامه به ملا غلامرضا تجلّى؛ 14. نامه به میرزا صائب؛ 15. نامه به یکى از مردم هند؛ 16. جواب کاغذ سفید؛ 17. نامه به قاضى نظاما؛ 18. در باب سرما؛ 19. در اصطلاح گنجفه؛ 20. وقفنامه قرآن؛ 21. در وقف قرآن صفى قلى بیک؛ 22. از آقا حسین (دام ظله) به...؛ 23. نامه به میرزا ابوالفتوح؛ 24. نامه به شریف مکه؛ 25. از زبان اعتمادالدوله به شریف مکه؛ 26. درباره اسطرلاب؛ 27. جهت کتابت روضه مقدس آستان قدس رضوى؛ 28. رقعه‏اى از آقا حسین؛ 29. نامه به ملا خلیل قزوینى؛ 30. اشعار و ابیات و مخمس و... .

         محقّق خوانسارى‏ رحمة الله‏ سرانجام در سال 1098ق یا 1099ق به دیار حق شتافت. و خاتون آبادى در این باره مى‏نویسد: «سال هزار و نود و هشتم... فوت علامة العلماء و استاد الفضلاء آقا حسین خوانسارى در غرّه رجب هذه السنة... در شب سه شنبه غرّه شهر رجب سنه مزبوره علامة العلماء دانشمندى که میدان دانشمندی، قصب السبق از مشاهیر فضلاى روزگار چون شیخ ابو على و أمثاله ربوده بود، اعنى جناب آقا حسین خوانسارى  قدس اللَّه روحه، فوت شد.

    از جمله ماده تاریخ هاى وفات اوست:

 رفت از جهان کسى که نیامد عدیل او (= 1098ق)

 امـروز هم ملائکه گفتند یـا حسین (= 1+1098ق)

 و (ادخـل جنـاتـى) مـى‏بـاشد (1099ق)‏

    پس از فوت پیکر مطهر او را به تخت فولاد که در آن زمان به صحرای بابارکن الدین شهرت داشت منتقل و در زمینهای خارج از تکیه بابارکن الدین دفن نمودند. شاه سلیمان صفوی که ارادت خاصی به آقا حسین خوانساری داشت در همین سال دستور داد بقعه ای عالی بر فراز قبر وی بنا کنند. این بقعه در مدت تداوم سلسله صفویه کانون توجه مردم اصفهان بود، اما در دوره افاغنه با حملات پی درپی آنان آسیبهای جدی به این بنا و سایر بناهای این دوره وارد آمد.

 

 


مشروح زندگی نامه

آقا حسین خوانسارى در سال 1016ق در خوانسار به دنیا آمد و پس از دوران کودکی، تحصیلات خود را نزد بزرگان از علما انجام داد. آقاحسین از شاگردان معروف میرفندرسکى است. وی حکیم، متکلم، محدّث و فقیه بزرگ زمان خود بود. در دوران پادشاهى شاه سلیمان صفوى (1077 - 1105ق) اعتبار بسیار و بر شخص شاه نفوذ فراوان داشت و این ارجمندى او دستمایه‏اى وافر براى ترویج دانشهاى عقلی و حمایت از حکمت و حکیمان گشت. وی پس از میر سید محمد معصوم شیخ الاسلام اصفهان شد.  

    صاحب حدائق المقربین در مـورد آقا حسیـن مى‏نویسد: استاد فضلاى عصر خود بود و علماى این عصر و عصر قبل از این عصر، اکثر بى‏واسطه یا با واسطه شاگرد او بودند، بلکه به شاگردى او تفاخر مى‏نمودند.

    محدث قمى به نقل از روضات الجنات مى‏نویسد: آقاحسین بعد از بلوغ برای تحصیل علم و حکمت و معارف، به اصفهان هجرت کرد و در مدرسه خواجه ملک جنب مسجد شیخ لطف اللَّه منزل نمود و مشغول تحصیل گردید تا به مرتبه‏اى رسید که استاد الکلّ فی الکلّ گردید.

     خاتون آبادى که مدت بیست سال شاگرد آقا حسین خوانسارى بوده، مى‏نویسد:« ... این حقیر قریب به مدّت بیست سال در خدمت او تلمذ نمودم و حاشیه قدیم و شرح اشارات و... را در خدمت او خواندم، و فضل و کمال آن بزرگوار و حدّت ذهن و استقامت سلیقه آن عالیمقدار به مرتبه‏اى بود که احدى را از افاضل و اماثل و اقاصى و ادانى، مجال شکّ و شبهه و سخنى در آن نبود و متقدّمان و متأخران حکماء متکلّمان هیچ یک در مرتبه جلیله و منزلت نبیله او نبودند...، زیرا که اصول مسلّمه حکماء و قوانین مقرّره فلاسفه که از زمان ارسطو که معلّم اوّل، شیخ ابونصر فارابى که معلم ثانى و شیخ ابوعلى که معلّم ثالث است تا این ازمنه مسلّم بوده و اکثر آنها... همه را در تعلیقات و حواشى خود ابطال... و بالجمله حقوق آن رأس و رئیس حکما و متکلمین بر اهل دین مبین عظیم است و به برکت مصنّفات او تا روز قیامت اهل علمى که طالب حق باشند و سلیقه مستقیمه داشته باشند، از ضلالت و گمراهى محفوظ و محروس مى‏باشند، و همه این برکات و مثوبات به روح مقدس او عاید مى‏گردد.

 استاد سید جلال الدین آشتیانى‏(ره) که در عصر خود سرآمد حکما به حساب مى‏آید، می نویسد:

    یکى از آثار مهم آقا حسین تعلیقات بر کتاب «شفا»ى شیخ الرئیس بو على سیناست، حواشى آقا حسین بر شفا دلیل احاطه او بر فلسفه مشّا و دقت نظر او در عقلیّات است.

    در مورد جدّ آقا حسین خوانسارى‏ در کتاب جامع الرواة اردبیلى در معرفى آقا حسین خوانسارى آمده: حسین بن جمال الدین محمد بن حسین خوانسارى.

     بنابراین، نام جدّ آقا حسین، حسین بوده و پدر آقا حسین نام جدّ خود را براى فرزندش اختیار کرده، همان طور که آقا حسین هم نام پدرش جمال الدین محمد را براى اوّلین فرزند خود برگزیده است.

 درباره جدّ آقا حسین و شرح حال او و اینکه آیا اهل علم بوده یا نه، اطلاعى در دست نیست.

 پدر آقا حسین خوانسارى‏، جمال الدین محمد نام دارد که غالباً نام او با نام فرزندش آقا حسین در کتابهاى رجال و تراجم یاد شده است؛ و اینکه آقا حسین را «ذوالجمالین» مى‏خواندند، براى این بود که پدر و پسرش هر دو جمال الدین نام داشتند.

 جمال الدین محمد از فضلا و علما بوده، امّا متأسفانه شرح حال او هم در دست نیست.

     در اجازه‏اى که ملا محمدتقى مجلسى براى آقا حسین خوانسارى نگاشته، آمده: حسین فرزند فاضل کامل تقى نقى، جمال الدین محمد... و علامه تهرانى از ریاض الشعراء داغستانى نقل مى‏کند که وى پدر آقا حسین را با عنوان «فاضل نحریر» ستوده است.

     و در تذکره نصرآبادى مى‏خوانیم: حسین ولد خلف امجد فضیلت و غفران پناه، مولانا جمال الدین محمد خوانسارى .

     برخى از اساتید آقا حسین خوانسارى‏‏:

    1-خلیفه سلطان، صاحب کتاب حاشیه معالم؛2-ملا حیدر خوانسارى، صاحب کتاب زبدة التصانیف؛3-میرزا رفیع الدین نائینى، صاحب حاشیه اصول کافى؛4- میرفندرسکى، صاحب رساله صناعیه؛5- ملا محمدتقى مجلسى، صاحب کتاب روضة المتقین. وی شیخ اجازه آقا حسین هم بوده است.

    از حوزه درس او عالمان فراوانى بهره برده‏اند به طورى که او را «استاد کل» نامیده‏اند و نیز افراد متعددى از او اجازه روایت دارند. در کتاب دانشمندان خوانسار بیش از شصت نفر از آنان را مفصلاً شرح داده ایم و در اینجا به شاگردان مشهور و صاحب تألیف محقق خوانسارى اکتفا مى‏شود:

  1. ملا اولیاء، صاحب حاشیه شفا؛ 2. شیخ جعفر قاضى صاحب حاشیه شرح لمعه؛ 3. میرزا محمد شیروانى صاحب حاشیه معالم؛ 4.میرزا عبدالحسین خاتون آبادى، صاحب کتاب وقایع السنین؛ 5. میرزا عبداللّه افندى، صاحب ریاض العلماء؛ 6. ملا عبداللّه مجلسى، برادر علامه مجلسى؛ 7. سید على امامى، صاحب هشت بهشت؛ 8. میرزا على رضا تجلى، صاحب حاشیه بر حاشیه ملا عبداللّه یزدى در منطق؛ 9. علامه مجلسى ؛ 10. ملا محمد سراب تنکابنى؛ 11. میر محمد صالح خاتون آبادى، صاحب حدائق المقربین؛ 12. ملا مسیحا کاشانى، صاحب کتاب تحفه سلیمانیه؛ 13. سید نعمت اللّه جزائرى؛ 14. آقا جمال خوانسارى؛ 15. آقا رضى خوانسارى.

    مجازین و شاگردان آقا حسین خوانسارى تا آنجا که تتبع کردیم، بیش از شصت نفر هستند شاگردانى که اجازه روایت داشته‏اند و اکنون نسخه‏هاى خطى آن موجود است، بیشتر از سه یا چهار نفر نیستند. ناگفته نماند که اجازه مولی محمد تقی مجلسی اول به آقاحسین خوانساری که بیش از بیست صفحه

 کسانى که از آقا حسین اجازه روایت گرفته‏اند عبارتند از:

  1. امیر ذوالفقار. 2. میرزا محمد باقر، فرزند میر علیرضا پیشنماز حسینى عاملى اصفهانى مجاز از علامه مجلسى و شیخ حر عاملى نیز اجازه روایت دارد 3. شیخ حر عاملى صاحب کتاب وسائل الشیعه. این اجازه به خط مرحوم آیت الله حاج میرزا زین‏العابدین موسوى، پدر صاحب روضات الجنات است.
  2. مولانا محمد قاسم الجیلى (گیلانى). 5.مولانا لطف‏اللّه شیرازى. این اجازه به تاریخ 1097ق است.  6. خواجه محمد. تاریخ اجازه به سال 1064ق است. 7. سید نعمت الله جزائرى. 8. محمد حسین مازندرانى.

   آقـا  حسیـن  خوانسـارى‏ (ره) از جملـه شخصیتهایى است که در مراتب اجتماعى به شیخ الاسلامى و در مقامات حوزوى به رتبه استاد کل فی الکل، و در علوم محض به عقل حادى عشر مشهور گشت. در مسائل فلسفى و عرفانى و کلامى و... به حدّى رسید که آثار فارابى و شیخ الرئیس و... را به نقد کشید، و در آراى فقهى نظرات قابل اعتنا و دقیق و عمیقى از خود به یادگار گذاشته است و نیز در سایر علوم...

    آقا حسین خوانسارى صاحب تألیفات و آثار بسیارى در زمینه‏هاى مختلف، اعم از فلسفه، عرفان، اخلاق، فقه، اصول، تفسیر، کلام، حدیث ، منشآت و دیوان و... است، آثار قطعى و منسوب وی از هم تفکیک داده شده تا صحیح آن در معرض دید همگان قرار گیرد:

  1. ترجمـه صحیفـه سجـادیـه. 2. ترجمه قرآن. 3. جوابِ سؤال مشهور. 4. الجواهر والاعراض (حاشیه حزازتان). 5. حاشیه بر تهذیب الأحکام. 6. حاشیه بر حاشیه تشکیک.  7. حاشیه بر حاشیه قدیم دوانى. 8. حاشیه بر رساله میزان الکفتین = دفع شبهه میزان الکفتین.  9. حاشیه بر شبهه استلزام فاضل یزدى.  10. حاشیه بر شرح اشارات (حاشیه بر اشارات، بر محاکمات، بر حاشیه باغنوى).  11. حاشیه بر شرح مطالع.  12. حاشیه بر شفا. 13. حاشیه بر مطول. 14. حسن و قبح = جبر و اختیار.  15. دفع شبهه ایمان و کفر. 16. دفع شبهه دور. 17. دیوان. و نیز نصرآبادى در تذکره، چهار رباعی از رباعیات آقا حسین را ذکر مى‏کند:

 تــا دســت بــه همــت رسـایــى نزنــى‏/بــر مـنـت خلــق پشــت پـایــى نزنــى‏

 چــون حلقــه مبـاش در جهــان چشــم تهــى‏/تــا هـــر ساعــت در سـرایــى نزنــى‏

  1. الرد على الشیروانى. 19. رساله در علم بارى تعالى. 20. رساله در نفى اولویت و نیاز ممکن به مؤثر موجود. 21 - 23. شبهة استلزام (1-3) اردبیلى در جامع الرواة،  24. شبهة الطفرة = رسالة فی الزاویة = فى الهندسة. 25. شک و حل = الجزء الذى لایتجزأ = قابلیة الجسم للقسمة.  26. شک و حل = شبهة هبوط حجر = سقوط آزاد اجسام.  27. شک و حل = شبهه اجتماع ظن و یقین  28. مشارق الشمـوس فـى شرح الدروس. این کتاب مهمترین اثر فقهى آقا حسین خوانسارى است.29. مقدمه مطالع الانوار و تقریظ بر آن کتاب. 30- مقدمه واجب.  31 - 60. منشآت.

    از آقا حسین خوانسارى منشآت فراوانى به یادگار مانده است که نزدیک به سى عنوان است. فهرست منشآتى که تاکنون به آنها دست پیدا کردیم و همگى به چاپ خواهد رسید، بدین قرار است:

  1. در وصف سخن؛ 2. دیباچه مطلع الانوار؛ 3. در وصف بهار؛ 4. رقعه‏اى به میر ذوالفقار؛ 5. قورق شراب، حرمت شراب؛ 6. عنوان کتاب به پادشاه هند؛ 7. نامه آقا حسین از جانب اعتمادالدوله به صوابه‏کار روم؛ 8. دیباچه بیاض. (وصف سخن)؛ 9. نامه به میر غیاث حکیم؛ 10. نامه به میرزاى شیروانى؛ 11. وصف سخن(2)؛ 12. وقفنامه میرزا رضا؛ 13. نامه به ملا غلامرضا تجلّى؛ 14. نامه به میرزا صائب؛ 15. نامه به یکى از مردم هند؛ 16. جواب کاغذ سفید؛ 17. نامه به قاضى نظاما؛ 18. در باب سرما؛ 19. در اصطلاح گنجفه؛ 20. وقفنامه قرآن؛ 21. در وقف قرآن صفى قلى بیک؛ 22. از آقا حسین (دام ظله) به...؛ 23. نامه به میرزا ابوالفتوح؛ 24. نامه به شریف مکه؛ 25. از زبان اعتمادالدوله به شریف مکه؛ 26. درباره اسطرلاب؛ 27. جهت کتابت روضه مقدس آستان قدس رضوى؛ 28. رقعه‏اى از آقا حسین؛ 29. نامه به ملا خلیل قزوینى؛ 30. اشعار و ابیات و مخمس و... .

         محقّق خوانسارى‏ رحمة الله‏ سرانجام در سال 1098ق یا 1099ق به دیار حق شتافت. و خاتون آبادى در این باره مى‏نویسد: «سال هزار و نود و هشتم... فوت علامة العلماء و استاد الفضلاء آقا حسین خوانسارى در غرّه رجب هذه السنة... در شب سه شنبه غرّه شهر رجب سنه مزبوره علامة العلماء دانشمندى که میدان دانشمندی، قصب السبق از مشاهیر فضلاى روزگار چون شیخ ابو على و أمثاله ربوده بود، اعنى جناب آقا حسین خوانسارى  قدس اللَّه روحه، فوت شد.

    از جمله ماده تاریخ هاى وفات اوست:

 رفت از جهان کسى که نیامد عدیل او (= 1098ق)

 امـروز هم ملائکه گفتند یـا حسین (= 1+1098ق)

 و (ادخـل جنـاتـى) مـى‏بـاشد (1099ق)‏

    پس از فوت پیکر مطهر او را به تخت فولاد که در آن زمان به صحرای بابارکن الدین شهرت داشت منتقل و در زمینهای خارج از تکیه بابارکن الدین دفن نمودند. شاه سلیمان صفوی که ارادت خاصی به آقا حسین خوانساری داشت در همین سال دستور داد بقعه ای عالی بر فراز قبر وی بنا کنند. این بقعه در مدت تداوم سلسله صفویه کانون توجه مردم اصفهان بود، اما در دوره افاغنه با حملات پی درپی آنان آسیبهای جدی به این بنا و سایر بناهای این دوره وارد آمد.

 

 

مقام علم

نقل شده است که علاّمه آقا حسین خوانساری در اوایل امر هنگامی که در مدرسه بود زمستانی بر او گذشت که قادر بر تحصیل آتش نبود لحاف کهنه‌ای داشت که آنرا بر خود می‌پیچید و دور حجره می‌گردید تا به سبب حرکت ، گرم شود و لکن بعد از رسیدن به مرتبة کمال و علم به جائی رسید که شاه سلیمان صفی جبه عالیه سلسله دوز به جواهر غالیه‌ی خود را که چشم روزگار مانند آن را ندیده بود. برای او فرستاد و از او معذرت خواست که این هدیه لایق شأن شما نیست امید می‌رود که عفو فرمائید و این هدیه را قبول نمائید

مقام علم آقا حسین

نقل شده است که علاّمه آقا حسین خوانساری در اوایل امر هنگامی که در مدرسه بود زمستانی بر او گذشت که قادر بر تحصیل آتش نبود لحاف کهنه‌ای داشت که آنرا بر خود می‌پیچید و دور حجره می‌گردید تا به سبب حرکت ، گرم شود و لکن بعد از رسیدن به مرتبة کمال و علم به جائی رسید که شاه سلیمان صفی جبه عالیه سلسله دوز به جواهر غالیه‌ی خود را که چشم روزگار مانند آن را ندیده بود. برای او فرستاد و از او معذرت خواست که این هدیه لایق شأن شما نیست امید می‌رود که عفو فرمائید و این هدیه را قبول نمائید