آخوند ملا عبدالکریم گزی

آخوند ملا عبدالکریم گزی

شهرت :

آخوند ملا عبدالکریم گزی
تاریخ وفات :
1300/03/26
مزار :
تکیه کازرونی
زمینه فعالیت :
فقیه و مجتهد,مدرس,محقق


عالم ربانی و فقیه خدوم، فرزند ملا مهدی بن حاج محمد بن حاج محمد باقر بن ملا علی است. وی در حدود سال1260ق در قریه گز برخوار دیده به جهان گشود. پدرش ملا محمدمهدی از افراد خیّر و نیک نفس روزگار خود به حساب می آمد. درباره او آمده است: در خیر خواهی و اصلاح امور شرعیه و غیره ممتاز بود. مدفن وی قبرستان گز است.
عبدالکریم بعد از گذراندن ایام کودکی عمده ترین ایام تربیت و رشد خود را نزد پدر و دایی خود، مرحوم ملا محمد باقر بن ملا محمد تقی برخواری گزی، معروف به ابوالفقرا ( م: 1386ق ) که از علما، ادبا و شعرای زمان خود به حساب می آمد، طی نمود. وی همچنین از اساتید مبرزی، مانند میرزا محمد حسن نجفی ، میر محمد صادق کتابفروش میرزا ابوالمعالی کلباسی و حاج شیخ محمد باقر نجفی مسجد شاهی بهره برده است .
وی سپس برای ادامه تحصیلات راهی عتبات عالیات شد و درحوزه علمیه نجف از محضر آخوند خراسانی، حاج سید حسین ترک (کوه کمری) و حاج میرزا حسین خلیلی و آقا میرزا حبیب الله رشتی استفاده کرد. وی در سامرا نیز به محضر آیت الله حاج میرزا محمد حسن شیرازی رسید و از جلسات او بهره مند شد. مدتی هم در کربلا از محضر شیخ علی نقی برغانی حایری بهره علمی برد. آخوند گزی در سال 1298ق به سن 38 سالگی موفق به اخذ درجه اجتهاد گردید و در همان سال به شهر اصفهان مراجعت نمود.
وی در مدت اقامت در عتبات عالیات برخی از کتب عالمای پیشین را کتابت کرد که از جمله آنها کتب زیر را می توان نام برد: اثبات التسامح فی ادلّه السّنن تألیف ملاعلی نهاوندی، تقلیدالمیّت والاعلم تألیف علامه شیخ مرتضی انصاری، شرح قواعد تألیف علامه شیخ جعفر کاشف الغطاء، دررالفوائد فی حاشیه فرائدالاصول تألیف آخوند خراسانی و غیره.
صاحب « طبقات اعلام الشیعه » آخوند ملاعبدالکریم را از بزرگان علما و فقهای سترگ و متبحر دانسته است و وی را در زمره عرفای صالح و رجال متقی و زاهد که دلبستگی به دنیا نداشته اند، توصیف می کند و از حسن اخلاق و معاشرت نیکویش با مردم یاد کرده است. شیخ آقابزرگ از نشست و برخاست آخوند گزی با اقشار محروم جامعه و داوری او در مدرسه نیم آورد و مجالستش با فقرا یاد کرده است.
میر سید علی جناب که معاصر با آخوند بوده است، نیز می نویسد: « در مواقع مرافعه به منزل مدعی یا مدعی علیه، بی مضایقه به مهمانی می رفت و به همین سبب ملاطفت که نسبت به دو طرف ظاهر می ساخت، غالباً خشم آنها را فرو می نشانید و کار را به اصلاح می گذرانید و مهامّ قضایای اختلافی اصفهان و اطراف به اقدامات او فیصله می یافت .
مرحوم استاد همایی درباره زهد استادش می نویسد: « با این که سی، چهل سال تمام امور قضایی اصفهان و توابعش در دست او بود، شبی که در گذشت، خانواده او نفت چراغ و نان شب نداشتند و مرحوم فشارکی از محل وجوهات حواله داد تا برای خانواده او شام شب و لوازم معیشت تهیه کردند و من خود یکی از حاضران آن واقعه و مباشر آن خدمت بودم.
مرحوم همایی در جایی دیگر اخلاق و شخصیت والای استادش را ستوده و آورده است: وی همه نوع حق ولّی نعمتی بر من دارد. گاهی کتابهای مورد حاجت مرا از محل موقوفه ای که مخصوص این کار بود، برای من تهیه می کرد، در صورتی که دیگر مراجع حتی کسانی که موقوفات کلان برای همین منظور در دست داشتند، دیناری به طلاب کمک نمی کردند.
از آخوند گزی تألیفاتی بر جای مانده است که عبارتند از: 1- رساله عملیه؛ 2- تذکرة القبور، معروفترین اثر وی در شرح حال قریب یکصد نفر از علما، عرفا و بزرگانی که در شهر اصفهان و توابع آن مدفونند. این کتاب به سال 1324ق در زمان حیات مؤلف، برای نخستین بار به چاپ رسید و جمعی از دانشمندان بر آن حواشی نواشته اند که از جمله آنها می توان: سید شهاب الدین مرعشی نجفی، جلال الدین همایی، میرزامحمدعلی معلم حبیب آبادی، سید عبدالحجت بلاغی، سید محمد رضا خراسانی، حاج ملا حسینعلی صدیقین، شیخ محمد رضا حسام الواعظین، سید مصلح الدین مهدوی را نام برد؛ 3- رساله اصول دین که در سال 1335ق به چاپ رسیده است؛ 4- حاشیه بر کتاب طهارت شیخ مرتضی انصاری که در نجف اشرف توسط ایشان در 24 برگ کتابت شده است؛ 5- رساله ای در حجّیّت مظنّة؛ 6- دیوان اشعار و مثنویات با تخلص « مهدوی » که به انضمام « تذکرة القبور» به چاپ رسیده است؛ 7- رساله ای در شهرت؛ 8- رساله صیغ العقود؛ 9- رساله الاذن، درخصوص معنی اذان، اقسام و احکام آن، که مؤلف در شش مقام به تبیین موضوع پرداخته است؛ 10- تقریرات مباحث اصول یکی از استادان خود که احتمالاً تقریر مباحث مرحوم آخوند خراسانی است؛ 11- مسألة اجزاء غسل الجنابة عن الوضوء که رساله کوتاهی است در مسأله اجزای غسل جنابت از وضو؛ 12- الخیارات، رساله کوتاهی در بحث خیارات بیع.
حاصل سالها تدریس آخوند گزی تربیت شاگردان بسیاری بود که برخی از این دست پروردگان محفل علمی او عبارتند از: سید حسن مشکان طبسی، سید محمد تقی موسوی اصفهانی( صاحب مکیال المکارم)، شیخ غلامرضا یزدی ( فقیه خراسانی)، سید احمد خوانساری، جلال الدین همایی، سید محمد حسن نجفی( آقا نجفی قوچانی)، سید حسین موسوی خادمی، حسن وحید دستگردی، سید عبدالحسین طیب، میرزا فتح الله درب امامی، شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی، سید محمد حسن روضاتی، سید محمد مقدس بید آبادی.
محل تدریس آخوند گزی معمولاً مدرسه نیم آورد بوده است و برخی جلسات درسی وی نیز به درخواست برخی آقایان خاندان نجفی در مسجد نو بازار تشکیل می شد.
وی شبها درمدرسه نیم آورد اقامه نماز جماعت داشت و بعد از وفات شیخ محمد علی نجفی، بنابر تقاضای اهل محل در مسجد ذوالفقار واقع در بازار بزرگ اصفهان به اقامه نماز می پرداخت. شبهای پنجشنبه به گز می رفت و پنجشنبه و جمعه را در آنجا به سر می برد و به امور آن منطقه رسیدگی می کرد و در طی این دو روز در دستگرد به اقامه جماعت می پرداخت. در ماههای مبارک رمضان هم درگز و دستگرد به اقامه جماعت و بیان مسائل شرعی همت می گماشت.
جامعیت آخوند گزی باعث گردید تا شاگردش استاد جلال الدین همایی او را « شیخ بهایی عصر» لقب دهد.
مجالس درس او جالب، دلنشین و پر محتوا بود. آقا نجفی قوچانی در این باب می نویسد: آقا شیخ عبدالکریم گزی که از علمای بزرگ من حیث العلم بود، رسائل شیخ ( انصاری) را نزد او مقرر داشتیم، بسیار پاکیزه و منقح درس می گفت.
مؤلف مکارم الآثار نیز که سالهای متمادی حضور آخوند را درک کرده، ابعاد معنوی و دانش او را ستوده، و نوشته است: « چندین بار در مجالس درس ایشان شرکت کردم. جلسات درس وی بسیار عالی بود و با حسن خلقی که داشتند و شوخی های ظریف و لطیف مجلس را به خوبی اداره می کردند و بسیاری از افراد معاشر و مخاطب او حکایات شیرینی از او نقل می کنند. من نیز چند بار فیض صحبت او را دریافتم. با همة این احوال، ریاست قضاوت را نیز بر عهده داشت و نیز هیچ گاه ترک تدریس نکرد».
آخوند گزی به انجمن های شعر و ادب نیز علاقه مند بود و در بعضی از این مجامع ادبی، از جمله انجمن شیدا شرکت می کرد و شعر نیز می خواند
آقا شیخ محمد حسین شریعت هرندی از شاگردان آخوند، گفته بود: ایشان گاه در مجلس خویش اشعاری از صادق ملارجب می خواندند.
از جمله خدمات آخوند گزی به مردم اصفهان و حومه آن، قضاوت و حل و فصل دعاوی آنان بود. رفتارهای مناسب او با افرادی که با هم در دعوا و درگیر بودند و مصالحه بین آنها، باعث آوازه وی گردید و به « اداره عدلیه سیار» معروف شد. به نوشته مرحوم مهدوی: وی بر اثر حسن سلیقه و اخلاق پسندیده و صفات حمیده که در بین امثال و اقران خویش بدانها ممتاز بود؛ خواص و عوام را به خود جذب کرد و مورد توجه قاطبه طبقات گردید و ریاست و شهرتی زاید الوصف به هم رسانید. وی تقریباً مدت ده سال آخر عمر مرجع تمام مرافعات و حکومات شرعیّه اصفهان و توابع بود. چون محضر او از کلیه پیرایه ها عاری ومبرا بود، خود شخصاً به امور رسیدگی می نمود، ملاحظه هیچ یک از دو طرف دعوا را نمی کرد، از رشوه و ارتشا به غایت دور بود و دعوت هر فقیری را از محلات بعیده بدون تحمل تکلّفی اجابت می فرمود، محبوب القلوب عموم واقع شده بود.
وی در صدور حکم عدالت را به طور کامل مراعات وحکم خود را بدون توجه به فشار صادر می کرد. به تحقیق مشاوران اعتمادی نداشت و خود شخصاً به تحقیق می پرداخت و در نتیجه به قاضی پاک نیت و پاک سرشت مشهور بود. اکثر قضاوتهای او به صورت کدخدامنشی بود؛ یعنی به گونه ای که هر دو طرف دعوا رضایت پیدا می کردند .
حکایات متعددی از اهتمام آخوند گزی در رفع مشکلات، حل اختلافات و داوری و مجالس درس و بحث او برجا مانده که از جمله می توان به قضاوت او در تقسیم ارث بین بازماندگان ظل¬ّالسلطان، حاکم اصفهان اشاره نمود. پاداش این قضاوت 5000تن گندم بود که آخوند همه را بین فقرا تقسیم نمود.
آخوند گزی در سن 79 سالگی بر اثر بیماری که ناشی از عفونت دُمل زیر گلویش بود، در شب پنج شنبه 13 ذی حجه 1339ق / 26 خرداد ماه 1300ش دارفانی را وداع گفت و در بقعه تکیه کازرونی به خاک سپرده شد.
در وفات این عالم گرانقدر، شعرای اصفهان مرثیه و ماده تاریخ هایی سرودند که از جمله آنها مرحوم حسن اعوری در پانزده بیت به مرثیه ایشان می پردازد و در ماده تاریخ آن چنین می سراید:
از پی تاریخ او شد « اعوری » در خیال/گرفت ز اهل سخن نشان عبدالکریم
نمود سر واعظی برون زجمع و بگفت: /« بقصر جنت بود مکان عبدالکریم »

 


مشروح زندگی نامه


عالم ربانی و فقیه خدوم، فرزند ملا مهدی بن حاج محمد بن حاج محمد باقر بن ملا علی است. وی در حدود سال1260ق در قریه گز برخوار دیده به جهان گشود. پدرش ملا محمدمهدی از افراد خیّر و نیک نفس روزگار خود به حساب می آمد. درباره او آمده است: در خیر خواهی و اصلاح امور شرعیه و غیره ممتاز بود. مدفن وی قبرستان گز است.
عبدالکریم بعد از گذراندن ایام کودکی عمده ترین ایام تربیت و رشد خود را نزد پدر و دایی خود، مرحوم ملا محمد باقر بن ملا محمد تقی برخواری گزی، معروف به ابوالفقرا ( م: 1386ق ) که از علما، ادبا و شعرای زمان خود به حساب می آمد، طی نمود. وی همچنین از اساتید مبرزی، مانند میرزا محمد حسن نجفی ، میر محمد صادق کتابفروش میرزا ابوالمعالی کلباسی و حاج شیخ محمد باقر نجفی مسجد شاهی بهره برده است .
وی سپس برای ادامه تحصیلات راهی عتبات عالیات شد و درحوزه علمیه نجف از محضر آخوند خراسانی، حاج سید حسین ترک (کوه کمری) و حاج میرزا حسین خلیلی و آقا میرزا حبیب الله رشتی استفاده کرد. وی در سامرا نیز به محضر آیت الله حاج میرزا محمد حسن شیرازی رسید و از جلسات او بهره مند شد. مدتی هم در کربلا از محضر شیخ علی نقی برغانی حایری بهره علمی برد. آخوند گزی در سال 1298ق به سن 38 سالگی موفق به اخذ درجه اجتهاد گردید و در همان سال به شهر اصفهان مراجعت نمود.
وی در مدت اقامت در عتبات عالیات برخی از کتب عالمای پیشین را کتابت کرد که از جمله آنها کتب زیر را می توان نام برد: اثبات التسامح فی ادلّه السّنن تألیف ملاعلی نهاوندی، تقلیدالمیّت والاعلم تألیف علامه شیخ مرتضی انصاری، شرح قواعد تألیف علامه شیخ جعفر کاشف الغطاء، دررالفوائد فی حاشیه فرائدالاصول تألیف آخوند خراسانی و غیره.
صاحب « طبقات اعلام الشیعه » آخوند ملاعبدالکریم را از بزرگان علما و فقهای سترگ و متبحر دانسته است و وی را در زمره عرفای صالح و رجال متقی و زاهد که دلبستگی به دنیا نداشته اند، توصیف می کند و از حسن اخلاق و معاشرت نیکویش با مردم یاد کرده است. شیخ آقابزرگ از نشست و برخاست آخوند گزی با اقشار محروم جامعه و داوری او در مدرسه نیم آورد و مجالستش با فقرا یاد کرده است.
میر سید علی جناب که معاصر با آخوند بوده است، نیز می نویسد: « در مواقع مرافعه به منزل مدعی یا مدعی علیه، بی مضایقه به مهمانی می رفت و به همین سبب ملاطفت که نسبت به دو طرف ظاهر می ساخت، غالباً خشم آنها را فرو می نشانید و کار را به اصلاح می گذرانید و مهامّ قضایای اختلافی اصفهان و اطراف به اقدامات او فیصله می یافت .
مرحوم استاد همایی درباره زهد استادش می نویسد: « با این که سی، چهل سال تمام امور قضایی اصفهان و توابعش در دست او بود، شبی که در گذشت، خانواده او نفت چراغ و نان شب نداشتند و مرحوم فشارکی از محل وجوهات حواله داد تا برای خانواده او شام شب و لوازم معیشت تهیه کردند و من خود یکی از حاضران آن واقعه و مباشر آن خدمت بودم.
مرحوم همایی در جایی دیگر اخلاق و شخصیت والای استادش را ستوده و آورده است: وی همه نوع حق ولّی نعمتی بر من دارد. گاهی کتابهای مورد حاجت مرا از محل موقوفه ای که مخصوص این کار بود، برای من تهیه می کرد، در صورتی که دیگر مراجع حتی کسانی که موقوفات کلان برای همین منظور در دست داشتند، دیناری به طلاب کمک نمی کردند.
از آخوند گزی تألیفاتی بر جای مانده است که عبارتند از: 1- رساله عملیه؛ 2- تذکرة القبور، معروفترین اثر وی در شرح حال قریب یکصد نفر از علما، عرفا و بزرگانی که در شهر اصفهان و توابع آن مدفونند. این کتاب به سال 1324ق در زمان حیات مؤلف، برای نخستین بار به چاپ رسید و جمعی از دانشمندان بر آن حواشی نواشته اند که از جمله آنها می توان: سید شهاب الدین مرعشی نجفی، جلال الدین همایی، میرزامحمدعلی معلم حبیب آبادی، سید عبدالحجت بلاغی، سید محمد رضا خراسانی، حاج ملا حسینعلی صدیقین، شیخ محمد رضا حسام الواعظین، سید مصلح الدین مهدوی را نام برد؛ 3- رساله اصول دین که در سال 1335ق به چاپ رسیده است؛ 4- حاشیه بر کتاب طهارت شیخ مرتضی انصاری که در نجف اشرف توسط ایشان در 24 برگ کتابت شده است؛ 5- رساله ای در حجّیّت مظنّة؛ 6- دیوان اشعار و مثنویات با تخلص « مهدوی » که به انضمام « تذکرة القبور» به چاپ رسیده است؛ 7- رساله ای در شهرت؛ 8- رساله صیغ العقود؛ 9- رساله الاذن، درخصوص معنی اذان، اقسام و احکام آن، که مؤلف در شش مقام به تبیین موضوع پرداخته است؛ 10- تقریرات مباحث اصول یکی از استادان خود که احتمالاً تقریر مباحث مرحوم آخوند خراسانی است؛ 11- مسألة اجزاء غسل الجنابة عن الوضوء که رساله کوتاهی است در مسأله اجزای غسل جنابت از وضو؛ 12- الخیارات، رساله کوتاهی در بحث خیارات بیع.
حاصل سالها تدریس آخوند گزی تربیت شاگردان بسیاری بود که برخی از این دست پروردگان محفل علمی او عبارتند از: سید حسن مشکان طبسی، سید محمد تقی موسوی اصفهانی( صاحب مکیال المکارم)، شیخ غلامرضا یزدی ( فقیه خراسانی)، سید احمد خوانساری، جلال الدین همایی، سید محمد حسن نجفی( آقا نجفی قوچانی)، سید حسین موسوی خادمی، حسن وحید دستگردی، سید عبدالحسین طیب، میرزا فتح الله درب امامی، شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی، سید محمد حسن روضاتی، سید محمد مقدس بید آبادی.
محل تدریس آخوند گزی معمولاً مدرسه نیم آورد بوده است و برخی جلسات درسی وی نیز به درخواست برخی آقایان خاندان نجفی در مسجد نو بازار تشکیل می شد.
وی شبها درمدرسه نیم آورد اقامه نماز جماعت داشت و بعد از وفات شیخ محمد علی نجفی، بنابر تقاضای اهل محل در مسجد ذوالفقار واقع در بازار بزرگ اصفهان به اقامه نماز می پرداخت. شبهای پنجشنبه به گز می رفت و پنجشنبه و جمعه را در آنجا به سر می برد و به امور آن منطقه رسیدگی می کرد و در طی این دو روز در دستگرد به اقامه جماعت می پرداخت. در ماههای مبارک رمضان هم درگز و دستگرد به اقامه جماعت و بیان مسائل شرعی همت می گماشت.
جامعیت آخوند گزی باعث گردید تا شاگردش استاد جلال الدین همایی او را « شیخ بهایی عصر» لقب دهد.
مجالس درس او جالب، دلنشین و پر محتوا بود. آقا نجفی قوچانی در این باب می نویسد: آقا شیخ عبدالکریم گزی که از علمای بزرگ من حیث العلم بود، رسائل شیخ ( انصاری) را نزد او مقرر داشتیم، بسیار پاکیزه و منقح درس می گفت.
مؤلف مکارم الآثار نیز که سالهای متمادی حضور آخوند را درک کرده، ابعاد معنوی و دانش او را ستوده، و نوشته است: « چندین بار در مجالس درس ایشان شرکت کردم. جلسات درس وی بسیار عالی بود و با حسن خلقی که داشتند و شوخی های ظریف و لطیف مجلس را به خوبی اداره می کردند و بسیاری از افراد معاشر و مخاطب او حکایات شیرینی از او نقل می کنند. من نیز چند بار فیض صحبت او را دریافتم. با همة این احوال، ریاست قضاوت را نیز بر عهده داشت و نیز هیچ گاه ترک تدریس نکرد».
آخوند گزی به انجمن های شعر و ادب نیز علاقه مند بود و در بعضی از این مجامع ادبی، از جمله انجمن شیدا شرکت می کرد و شعر نیز می خواند
آقا شیخ محمد حسین شریعت هرندی از شاگردان آخوند، گفته بود: ایشان گاه در مجلس خویش اشعاری از صادق ملارجب می خواندند.
از جمله خدمات آخوند گزی به مردم اصفهان و حومه آن، قضاوت و حل و فصل دعاوی آنان بود. رفتارهای مناسب او با افرادی که با هم در دعوا و درگیر بودند و مصالحه بین آنها، باعث آوازه وی گردید و به « اداره عدلیه سیار» معروف شد. به نوشته مرحوم مهدوی: وی بر اثر حسن سلیقه و اخلاق پسندیده و صفات حمیده که در بین امثال و اقران خویش بدانها ممتاز بود؛ خواص و عوام را به خود جذب کرد و مورد توجه قاطبه طبقات گردید و ریاست و شهرتی زاید الوصف به هم رسانید. وی تقریباً مدت ده سال آخر عمر مرجع تمام مرافعات و حکومات شرعیّه اصفهان و توابع بود. چون محضر او از کلیه پیرایه ها عاری ومبرا بود، خود شخصاً به امور رسیدگی می نمود، ملاحظه هیچ یک از دو طرف دعوا را نمی کرد، از رشوه و ارتشا به غایت دور بود و دعوت هر فقیری را از محلات بعیده بدون تحمل تکلّفی اجابت می فرمود، محبوب القلوب عموم واقع شده بود.
وی در صدور حکم عدالت را به طور کامل مراعات وحکم خود را بدون توجه به فشار صادر می کرد. به تحقیق مشاوران اعتمادی نداشت و خود شخصاً به تحقیق می پرداخت و در نتیجه به قاضی پاک نیت و پاک سرشت مشهور بود. اکثر قضاوتهای او به صورت کدخدامنشی بود؛ یعنی به گونه ای که هر دو طرف دعوا رضایت پیدا می کردند .
حکایات متعددی از اهتمام آخوند گزی در رفع مشکلات، حل اختلافات و داوری و مجالس درس و بحث او برجا مانده که از جمله می توان به قضاوت او در تقسیم ارث بین بازماندگان ظل¬ّالسلطان، حاکم اصفهان اشاره نمود. پاداش این قضاوت 5000تن گندم بود که آخوند همه را بین فقرا تقسیم نمود.
آخوند گزی در سن 79 سالگی بر اثر بیماری که ناشی از عفونت دُمل زیر گلویش بود، در شب پنج شنبه 13 ذی حجه 1339ق / 26 خرداد ماه 1300ش دارفانی را وداع گفت و در بقعه تکیه کازرونی به خاک سپرده شد.
در وفات این عالم گرانقدر، شعرای اصفهان مرثیه و ماده تاریخ هایی سرودند که از جمله آنها مرحوم حسن اعوری در پانزده بیت به مرثیه ایشان می پردازد و در ماده تاریخ آن چنین می سراید:
از پی تاریخ او شد « اعوری » در خیال/گرفت ز اهل سخن نشان عبدالکریم
نمود سر واعظی برون زجمع و بگفت: /« بقصر جنت بود مکان عبدالکریم »

 

فراست و قناعت آخوند گزی

مرحوم سیّد محمّدعلی مبارکه ای عالم فاضل و خطیب دانشمند در مورد عالم جلیل مرحوم علامه مولی عبدالکریم گزی چنین می نویسد: مولانا عبدالکریم جزی، در هر امری از روی بصیرت حکم می کرد و به خطا نمی رفت از جمله مطالبی که نویسنده اوراق از او مشاهده نمود این بود که شخصی اوراق و نوشته جاتی از علمای سلف که وفات یافته بودند راجع به ادعای خود در دست داشت و تمام علما و فقهای وقت تصدیق صحت و تنفیذ احکام را مرقوم فرموده بودند چون مدعی آن اوراق را، در خدمت آن مرحوم آورد که او نیز در خصوص صدق آنها چیزی مرقوم دارد به محض نظر اولی که در آن اوراق فرمود بدون تأمل و دقت فرمود نسبت این خطوط و این مهرها به علمای گذشته جعلی است و این اوراق ساختگی است. نویسنده معروض داشت اگر چنین است پس چگونه علمای وقت صحت و تصدیق اوراق مرقوم داشته اند. جواب فرمود که اگر کارها در نظر اشخاص از روی حقیقت تشخیص داده می شد اختلافی پیدا نمی شد. صاحب اوراق باز اصرار کرد که آن مرحوم چیزی بنویسد، فرمود اصرار نکن و تکلیف مرا در افشای سر خود زیاد مکن. آن شخص مأیوسانه از محضر بیرون رفت. پس از پنج سال بواسطه قضیه دیگری آن شخص در مرافعه و محاکم واقع گردیدکه لازم شد از طرف محکمه و مصادر امور یک مرتبه بدون سابقه منزل او را تفتیش نمایند در ضمن تفتیش از جمله چیزیهای که درصدد کشف او نبودند اسباب حکاکی و مهرسازی بود و چندین مهر که بر طبق مهر علمای گذشته ساخته بود و کشف این قضیه بعد از فوت مرحوم مولانا عبدالکریم جزی بود و شگفت آور آنکه این مرد بزرگ با آنکه این گونه مسلّمیت عامه در ارجاع امور جزئیه و کلیه داشت تمامی این کارها بدون اعانت و بدون منشی و نویسنده و دفتر یادداشت انجام می داد و پس از فوت او معلوم شد که از مالیه دنیا بکلی بی بهره بود. و در مرض فوت این بنده بواسطه خصوصیتی که فیمابین بود به عیادت رفتم او را بر یک بالش کرباس و در زیر یک چادر شب کرباس دهاتی و مابقی اطاق را فرش پلاس کهنه و حصیری دیدم در قلب من خطور کرد که این شخص چه گونه یک منزل معمولی برای خود در مدت عمر ترتیب نداده و حمل بر امساک در نظر خود نمودم بلکه شاید درد با غم خطور تدلیس کرد تا آنکه پس از فوت آن نادره اسلام مطلب مکشوف گردید که این شخص در زندگانی خود به قدر رفع احتیاج مختصری به مثل یک فقیر مسکینی بیشتر تصرف در اموال و زخارف دنیاوی نفرموده و در یک شب قبل از بروز مرض فوت صد ریال از یک نفر آشپز مقابل کوچة خود قرض گرفته و در شبی که از دنیا رفت از آن پول چیزی باقی نبود به مصارف دوا و غذا رسیده بود و اولاد و اهل بیت و بچه های کوچک او تماماً بدون شام و بی غذا بودند و آنچه تحقیق شد بیش از آن اساسیه که در آن اطاق بود که تماماً به قیمت دویست و پنجاه ریال بیش قیمت نشد هیچ وجه مالیه از او باقی نماند

فراست و زهد آخوند

آخوند گزی عقیده داشت که حکم قاطع، ولو صحیح باشد. یک طرف را خوشحال می کند، اما وقتی آشتی کردند، دو طرف خوشحال می شوند. زحمت تقسیم میراث شاه قاجار میان ورّاث را به همین آخوند گزی داده بودند. این بزرگمرد مدتی وقت صرف کرد تا ارثیه را خداگونه میان ورثه قسمت کند. موقعی که کار پایان یافت، ورّاث قاجار، برای حق زحمت آخوند گزی دو پارچه آبادی تقدیم کردند. اما آخوند گزی گفت: «معاش زندگی من تا به حال گذشته، باقی عمرم هم خواهد گذشت. املاک وقت مرا خواهد گرفت، شاید نتوانم به وظیفه ای که دارم برسم.»
و هر دو آبادی را وقف حضرت رضا کرد. وقتی به رحمت ایزدی پیوست، تمام ثروت او چند جلد کتاب بود و قدری بدهکاری! با آن همه پول که هر روز از اکناف ایران برای آخوند گزی می آوردند. او عقیده داشت پولهای مردم را حتی تا فردا هم نباید نگاه داشت، شاید شبانه عمر به سر برسد! و بلافاصله پولها را میان آنهایی که باید تقسیم بشود پخش می کرد.