شیخ نورالدین اشنی قودجانی

شیخ نورالدین اشنی قودجانی

شهرت :

شیخ نورالدین اشنی
تاریخ وفات :
1357/07/24
مزار :
تکیه کلباسی
زمینه فعالیت :
عالم فقیه,خطیب و واعظ

شیخ نورالدین در سال 1282ش/1321ق در قریه اشن دیده به جهان گشود. مهدوی تولد وی را در نجف اشرف می­نویسد. او که در خاندان علم و اجتهاد و بیت فضیلت و اخلاق به دنیا آمده بود، تحت تربیت و ارشاد پدر و مادر قرار گرفت و تحصیلات خود را نزد پدر دانشمندش آغاز نمود و همزمان از  محضر علمای بزرگ اصفهان، از جمله حضرات آیات عظام: سیدمحمدباقر درچه­ای و شیخ محمدحکیم خراسانی استفاده نمود. استاد دیگر او، بویژه در سطوح و ادبیات ، علامه میرزاجلال­الدین همایی بوده است.

حاج شیخ نورالدین اشنی پس از استفاده از  محضر علمای اصفهان، راهی حوزه علمیه قم گردید و از  محضر مؤسس نامی آن، فقیه اصولی نامدار حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی و نیز فقیه و محدث بزرگ، حاج سیدمحمدحجت کوه کمری و در تهران نیز همراه هم مباحثه­ای خود، حضرت امام خمینی (ره)، از محضر فقیه و عارف سالک، حاج شیخ محمدعلی شاه­آبادی بهره فراوان برد.

وی در زمان تحصیل در قم، موفق به اخذ اجازه اجتهاد از سوی آیت­الله حاج شیخ عبدالکریم حائری گردید.

از هم مباحثه­ای­های او در اصفهان آقاسیدحسن مدرس هاشمی، حاج شیخ مرتضی اردکانی، حاج شیخ عباسعلی ادیب را می­توان نام برد. همچنین در دروس قم با مرحوم سیدحسن مدرس هاشمی، و در درس عرفان شاه آبادی نیز با امام خمینی(ره) همدوره او بوده است. وی همچنین در حوزه علمیه قم، پنج سال هم حجره­ای حضرت امام خمینی (ره) بوده است.

حاج شیخ نورالدین قودجانی با اینکه مقام علمی و ولایی داشت و تدریس نیز می­نمود، به تبلیغ آیین مبین اسلام و سخنرانی در مجالس عمومی و خصوصی و حتی به کار وکالت نیز اشتغال داشت و سر دفتری اسناد رسمی در گلپایگان و اصفهان و سرپرستی سازمان جوانان اسلامی را نیز به عهده داشت. ایشان با توجه به تسلطش بر فقه، حکمت، حدیث، کلام و تفسیر و داشتن ذوق شاعرانه و عرفانی، منبرها و سخنرانیهای جذاب و گیرایی داشت و الحق عالمی جلیل و واعظی فصیح و شیرین بیان بود. ویژگی دیگر خطابه های ایشان، مخالفت صریح با ظلم و فساد رژیم شاهنشاهی بود که آشکارا با بی­حجابی و بی­عفتی و ستمها و بیدادهای آن روزگار مبارزه می­کرد. به همین سبب، چندین بار از سوی اداره شهربانی وقت اصفهان، احضار شد.

استاد جواهری در مورد مجالس و منبرهای وی می­نویسد: «از علمای جامع معقول و منقول که فقه و اصول و منظومه حکمت را تدریس می­کرد، مدتها مدرس مدرسه صدر بود. در سی سال آخر عمرش منبر هم می رفت و بیان خوبی داشت و مردم از او دعوت می کردند که برای آنها سخنرانی کند. چند سال در ماه رمضان بعدازظهر در مسجد نو بازار اصفهان سخنرانی می کرد.»

همچنین وی از آن جایی که در فلسفه و تفکر جدید غربی نیز مطالعه و تحقیق کرده بود، مدتی سرپرستی سازمان جوانان اسلامی اصفهان را به عهده داشت و برای روشنفکران و متجدّدان، سخنرانی می­کرد. از وی سلسله مقالاتی در روزنامه طوفان به یادگار مانده است

شیخ نورالدین در مدارس گوناگون حوزه علمیه اصفهان، همچون صدر بازار، چهارباغ، مسجد نو بازار و در دفتر وکالت و حتی منزل شخصی اش تدریس می­نمود و متونی مانند فرائد، مکاسب، کفایه، منظومه، اسفار، تفسیر، قوانین و برخی متون کلامی و عرفانی را نیز به طلاب و فضلا درس می­داد. وی مدتها از مدرسان برجسته مدرسه صدر بوده است.

از جمله شاگردان شیخ نورالدین اشنی، می­توان به حضرات و حجج اسلام: حاج شیخ حسین مظاهری، حاج شیخ احمد قمی نژاد و بانوانی، چون علویه زینت­السادات همایونی و مرحومه علویه عفت الزمان امین اشاره کرد.

از آثار و تألیفات وی می­توان به کتب و رسائل زیر اشاره کرد:

رساله فوز فیضی در بیان جبر و تفویض و امر بین الامرین، رساله اصول دین ساده و همراه با تمثیل و استنتاج در هر فصل، رساله امروز و فردا، رساله ای مشتمل بر موضوعات متنوع فقهی، کلامی، اخلاقی به فرزندان و نزدیکان ، رساله دانش بشر و نفس روح انسانی، رساله جهان دانش و حیات و زندگی، رساله در نکات و خاطرات، رساله نوروز یا روز نو. رسائل دیگر از مؤلف درموضوع تفسیر، حکمت و عرفان و مباحث مختلف به جای مانده است.

 همچنین در لابه لای برخی از رسائل و یادداشتهای وی، اشعاری را با ذکر تاریخ آنها ­می­توان دید که از آن جمله ابیاتی است که در مدح حضرت امیرمؤمنان(ع) سروده است:

  تراوش قریحه نورالدین قودجانی در نوزدهم رمضان 1393ق:

گر بگویم آفتابی یا علی گویند از آن روشنتر است/ور بگویم رهبری  گویند فزون از رهبر است
گر که نزد عاقلان گویم دَهُم عقل است علی/جمله گویندم که بر کل عقول او سرور است
گر تو را هفت آسمان خوانم که آمد در نبی/هاتف از بالا همی گوید علی روشنگر است
گر بگویم آدمی باشد علی بی نقص و عیب/گویند اندر آدمی عیب است علی اخر فرشته است
    آیت­الله حاج شیخ نورالدین اشنی قودجانی که به ناراحتی قلبی مبتلا بود، سرانجام در روز 12 ذیقعده 1398ق / 23 مهر 1357ش دچار سکته قلبی شد و از همّ و غمّ دنیا آسوده گشت و پیکرش را پس از تشییع با شکوه در بقعه تکیه علامه ابوالمعالی کلباسی، جنب قبر پدر بزرگوارش دفن نمودند.


مشروح زندگی نامه

شیخ نورالدین در سال 1282ش/1321ق در قریه اشن دیده به جهان گشود. مهدوی تولد وی را در نجف اشرف می­نویسد. او که در خاندان علم و اجتهاد و بیت فضیلت و اخلاق به دنیا آمده بود، تحت تربیت و ارشاد پدر و مادر قرار گرفت و تحصیلات خود را نزد پدر دانشمندش آغاز نمود و همزمان از  محضر علمای بزرگ اصفهان، از جمله حضرات آیات عظام: سیدمحمدباقر درچه­ای و شیخ محمدحکیم خراسانی استفاده نمود. استاد دیگر او، بویژه در سطوح و ادبیات ، علامه میرزاجلال­الدین همایی بوده است.

حاج شیخ نورالدین اشنی پس از استفاده از  محضر علمای اصفهان، راهی حوزه علمیه قم گردید و از  محضر مؤسس نامی آن، فقیه اصولی نامدار حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی و نیز فقیه و محدث بزرگ، حاج سیدمحمدحجت کوه کمری و در تهران نیز همراه هم مباحثه­ای خود، حضرت امام خمینی (ره)، از محضر فقیه و عارف سالک، حاج شیخ محمدعلی شاه­آبادی بهره فراوان برد.

وی در زمان تحصیل در قم، موفق به اخذ اجازه اجتهاد از سوی آیت­الله حاج شیخ عبدالکریم حائری گردید.

از هم مباحثه­ای­های او در اصفهان آقاسیدحسن مدرس هاشمی، حاج شیخ مرتضی اردکانی، حاج شیخ عباسعلی ادیب را می­توان نام برد. همچنین در دروس قم با مرحوم سیدحسن مدرس هاشمی، و در درس عرفان شاه آبادی نیز با امام خمینی(ره) همدوره او بوده است. وی همچنین در حوزه علمیه قم، پنج سال هم حجره­ای حضرت امام خمینی (ره) بوده است.

حاج شیخ نورالدین قودجانی با اینکه مقام علمی و ولایی داشت و تدریس نیز می­نمود، به تبلیغ آیین مبین اسلام و سخنرانی در مجالس عمومی و خصوصی و حتی به کار وکالت نیز اشتغال داشت و سر دفتری اسناد رسمی در گلپایگان و اصفهان و سرپرستی سازمان جوانان اسلامی را نیز به عهده داشت. ایشان با توجه به تسلطش بر فقه، حکمت، حدیث، کلام و تفسیر و داشتن ذوق شاعرانه و عرفانی، منبرها و سخنرانیهای جذاب و گیرایی داشت و الحق عالمی جلیل و واعظی فصیح و شیرین بیان بود. ویژگی دیگر خطابه های ایشان، مخالفت صریح با ظلم و فساد رژیم شاهنشاهی بود که آشکارا با بی­حجابی و بی­عفتی و ستمها و بیدادهای آن روزگار مبارزه می­کرد. به همین سبب، چندین بار از سوی اداره شهربانی وقت اصفهان، احضار شد.

استاد جواهری در مورد مجالس و منبرهای وی می­نویسد: «از علمای جامع معقول و منقول که فقه و اصول و منظومه حکمت را تدریس می­کرد، مدتها مدرس مدرسه صدر بود. در سی سال آخر عمرش منبر هم می رفت و بیان خوبی داشت و مردم از او دعوت می کردند که برای آنها سخنرانی کند. چند سال در ماه رمضان بعدازظهر در مسجد نو بازار اصفهان سخنرانی می کرد.»

همچنین وی از آن جایی که در فلسفه و تفکر جدید غربی نیز مطالعه و تحقیق کرده بود، مدتی سرپرستی سازمان جوانان اسلامی اصفهان را به عهده داشت و برای روشنفکران و متجدّدان، سخنرانی می­کرد. از وی سلسله مقالاتی در روزنامه طوفان به یادگار مانده است

شیخ نورالدین در مدارس گوناگون حوزه علمیه اصفهان، همچون صدر بازار، چهارباغ، مسجد نو بازار و در دفتر وکالت و حتی منزل شخصی اش تدریس می­نمود و متونی مانند فرائد، مکاسب، کفایه، منظومه، اسفار، تفسیر، قوانین و برخی متون کلامی و عرفانی را نیز به طلاب و فضلا درس می­داد. وی مدتها از مدرسان برجسته مدرسه صدر بوده است.

از جمله شاگردان شیخ نورالدین اشنی، می­توان به حضرات و حجج اسلام: حاج شیخ حسین مظاهری، حاج شیخ احمد قمی نژاد و بانوانی، چون علویه زینت­السادات همایونی و مرحومه علویه عفت الزمان امین اشاره کرد.

از آثار و تألیفات وی می­توان به کتب و رسائل زیر اشاره کرد:

رساله فوز فیضی در بیان جبر و تفویض و امر بین الامرین، رساله اصول دین ساده و همراه با تمثیل و استنتاج در هر فصل، رساله امروز و فردا، رساله ای مشتمل بر موضوعات متنوع فقهی، کلامی، اخلاقی به فرزندان و نزدیکان ، رساله دانش بشر و نفس روح انسانی، رساله جهان دانش و حیات و زندگی، رساله در نکات و خاطرات، رساله نوروز یا روز نو. رسائل دیگر از مؤلف درموضوع تفسیر، حکمت و عرفان و مباحث مختلف به جای مانده است.

 همچنین در لابه لای برخی از رسائل و یادداشتهای وی، اشعاری را با ذکر تاریخ آنها ­می­توان دید که از آن جمله ابیاتی است که در مدح حضرت امیرمؤمنان(ع) سروده است:

  تراوش قریحه نورالدین قودجانی در نوزدهم رمضان 1393ق:

گر بگویم آفتابی یا علی گویند از آن روشنتر است/ور بگویم رهبری  گویند فزون از رهبر است
گر که نزد عاقلان گویم دَهُم عقل است علی/جمله گویندم که بر کل عقول او سرور است
گر تو را هفت آسمان خوانم که آمد در نبی/هاتف از بالا همی گوید علی روشنگر است
گر بگویم آدمی باشد علی بی نقص و عیب/گویند اندر آدمی عیب است علی اخر فرشته است
    آیت­الله حاج شیخ نورالدین اشنی قودجانی که به ناراحتی قلبی مبتلا بود، سرانجام در روز 12 ذیقعده 1398ق / 23 مهر 1357ش دچار سکته قلبی شد و از همّ و غمّ دنیا آسوده گشت و پیکرش را پس از تشییع با شکوه در بقعه تکیه علامه ابوالمعالی کلباسی، جنب قبر پدر بزرگوارش دفن نمودند.

از دست ندادن فرصتها

مرحوم حجه الاسلام حاج شیخ نور الدین اشنی هم مباحثه خصوصی امام می گفت:

(روزی یکی از آقایان به مزاح به حضرت امام گفت: نمی‌خواهید به ما سوری بدهید؟ ایشان شوخی را جدی می گرفتند از این روی فرمودند: چرا می‌خواهم سور بدهم.

یکی دیگر از آقایان گفت: اگر قرار است سور بدهید بهتر آن است که در جای خوش آب و هوایی باشد و من خمین را پیشنهاد می­کنم!

ایشان فرمودند: مانعی ندارد.

چند روزی گذشت دیدیم ایشان وسیله­ای تهیه کرده‌اند و اعلان کردند برویم.

در معیت ایشان راهی خمین شدیم. به دلیجان که رسیدیم ماشین خراب شد. پیاده شدیم راننده و کمک راننده دست به کار شدند تا ماشین را درست کنند مرحوم امام برای تجدید وضو رفتند در این فاصله برای سرگرمی عمامه‌های خود را باز می‌کردیم و دوباره می بستیم.

ایشان از این کار بسیار ناراحت شد.

یکی از دوستان گفت: آقا! نه دعوتی شما را می‌خواهیم و نه این ناراحتی را!

امام فرمود: دلم به حال شما می‌سوزد که چرا این فرصتها را این گونه از دست می‌دهید؟ می‌توانستید به جای این کار بی ثمر یک فرع فقهی مطرح کنید و با یکدیگر بحث کنید