عبدالحسین بنان زاده

عبدالحسین بنان زاده

شهرت :

ادیب الممالک/دبیر/
تاریخ وفات :
1313/08/01
مزار :
تکیه ملک
زمینه فعالیت :
روزنامه نگار,شاعر,ادیب

    

 

 

    شاعر، ادیب و فاضل روزنامه نگار، عبدالحسین بنان زاده، متخلص به «دبیر» و ملقب به «ادیب الممالك» و « ادیب فرهمند»، فرزند خلیل بنان السلطنه.

    در ماه صفر سال 1317ق در بروجن از  توابع استان چهار محال بختیاری متولد شد. چندی بعد پدرش به خاطر ذوق و علاقه سرشار فرزند به ادبیات، او را برای تحصیل علم روانه اصفهان كرد. او به خاطر ذوقی كه در شاعری داشت، در انجمن ادبی شیدا شركت كرد اما كسالت های عباس خان شیدا، سبب شد مدت زمانی آن انجمن ادبی تعطیل و شعرای اصفهان عصرهای جمعه در منزل ادیب فرهمند جمع شوند و به خواندن و انتقاد اشعار خود پرداخته و به اصطلاح انجمن ادبی اصفهان در منزل او تشكیل شود. انجمن ادبی شیدا كه به علت كسالت شیدا و كمی مال، ابتدا در خانة شیدا تعطیل شد، در خانه فرهمند نیز به سبب مرگ زود رس او، حدود هفت سال بیشتر دوام نیاورد مرگ زودرس او این انجمن را مجدداً به خانه عباس شیدا كشاند. ادیب ، گرچه عمری كوتاه داشت ولی روزگار او به تمامی در راه علم و ادب و توسعه معارف صرف شد. اگر فرصتی می یافت در جمع شعرا با نغمة شعر به تسكین سراچه و رونق و فتق امور این صنف پرداخته، از هیچ كوششی و كمكی در اعتلای ادبیات دریغ نمی ورزید و چون شعر بیان احساس دردمند اقشار جامعه است و شاعر را باید كه عمق این دردمندی را غور كند، لذا ادیب فرهمند با وجود گرفتاری های زندگی هیچ گاه از مردم بی بضاعت و امور عالم المنفعه غافل نبود « چنانچه عموم اهالی اصفهان می دانند كه در چندی قبل مبلغ دو هزار تومان همین ادیب معظم به مریض خانة خورشید كمك نموده است.

    ادیب فرهمند در مدت كوتاه 36 سالة عمر خود آثار ادبی، فرهنگی چندی از خود برجا گذاشته است كه از آن جمله اند: روزنامه های تحفة الادباء و روزنامه گیتی نما و كتاب منظوم جشن جغدها كه به طبع رسیده و اشعار پراكنده او در مجله ماهیانة همایون و روزنامه مداین كه به علت درج چند بیت شعر در 1306ش خیلی زود مجوز آنان باطل و تعطیل شدند. سرانجام ادیب، در آبان 1313ش/ رجب 1353ق پس از یك كسالت ممتدی، در اصفهان رحلت نمود و در یكی از اطاقهای شمالی تكیه ملك ( گلستان شهدا ) به خاك سپرده شد.

    مجله « تحفة الادباء »

    ادیب فرهمند یكی از پركارترین و فعال ترین شخصیتهای مطبوعاتی در اصفهان است. « یقین داریم مطبوعات اصفهان چهار نفر مثل آقای فرهمند داشت فضیلت بر تمام مطبوعات ایران پیدا می كرد. ولی چه توان كه یك دست صدا ندارد ». او در سال 1340ق در اصفهان به انتشار مجله ای با عنوان (تحفة الادباء ) توفیق یافت. نخستین شماره آن در تاریخ شعبان 1340ق مطابق به برج حمل 1301ش، در چهار صفحه به قطع كوچك سربی در مطبعه حبل المتین،  منتشر شده است. مجله به صورت ماهیانه و صرفاً علمی و ادبی و تاریخی است. این مجله مرام و مسلك خود را شماره اول طی مقاله ای تحت عنوان « مرام و مسلك- مقصد و مقصود ما ) چنین آورده:« ... با یك قلم بی غرض و با یك مسلك بی آلایش، مجله علمی و ادبی و اخلاقی تحفة الادباء قدم در عالم مطبوعات ایران می گذرد... قارئین گرام كه مایلند مرام و مسلك و مقصد و مقصود ما را بدانند... نظر به اینكه مقام قلم را در انظار متمدنین عالم منیع تر از هر مقامی دیدیم و شرافت قلم را بیشتر از هر شرافتی پنداشتیم، اما چه قلمی؟ حق نویس، چه قلمی ؟ قلم پاك و بی آلایش ، بالاخره چه قلمی؟ قلمی كه از حقایق چشم نپوشد و به ناحق نگردد. این بود كه با نیت مقدس، قلم مقدس را در دست گرفتیم و داخل خدمات نوعیه می شویم... ». مقالات مندرج در این مجله بیشتر از دانشمندان و اهل قلم اصفهان است. در باب مقالات تاریخی می توان از مقاله جابری انصاری درباره مقایسه زندگی قدیم و جدید كه قیمت اجناس و اثاثیه در قدیم را با زمان خود مقایسه كرده است، و نیز ترجمه كتاب تحفة الوزراء تألیف میرعمادالحسنی، خطاط معروف عصر صفوی، نام برد. در عماد در باب مباحث علمی مقالاتی تحت عنوان « دانایی و جهالت، حس احتیاج و... » كه تمامی در تذكر و راهنمایی در پیش برد علم و صنعت، علم آموزی و صنعت گری و علت واماندگی ما از غرب و توصیه در چگونگی گسترش آن است. قسمت دیگر چاپ اشعار شعراء مخصوصاً شعرای انجمن ادبی اصفهان از جمله آتش، دبیر، غمگین، ساكت و... اختصاص دارد كه مرتباً در هر شماره به چاپ می رسیده. به طوری كه شماره 7 از سال اول تحت عنوان « تحفة الحسینی» تماماً اشعار شعرای انجمن ادبی اصفهان در رثای حضرت سیدالشهداء- علیه السلام- است. از مدیر مجله ( ادیب فرهمند) در هر شماره تعدادی مقاله و چندین بیت شعر به چشم می خورد.

    بنان زاده تا آخرین شماره، مجله، مصمم به حفظ و رعایت اصول اولیه مرام نامه خود بوده و هیچگاه اجازه نداد قلم سیاسی و حتی طنز و یا جملات و كلمات اهانت بار به اشخاص یا اربابان سیاست و مملكت و نویسندگان و... در مجله جاری شود. هر چه بود در تعریف و تمجید از بزرگان و اندیشمندان ادبی و تاریخی و... میهن بود.

    شماره دهم از سال اول به مورخ اسفند 1301ش، آخرین شماره منتشره این جمله بود و دیگر هیچ گاه ادامه نیافت.

    اما روزنامه گیتی نما: این روزنامه در اصفهان و ابتدا به صاحب امتیازی مهدی اژه ای ( او را مخترع كبریت در اصفهان می دانند ) به سال 1309ش منتشر شده است و در زیر نام مدیر، نام ادیب فرهمند به عنوان نگارنده، درج شده است. از سبك قلم و مفاهیم طلیعه روزنامه كه در آن مرام و مسلك خود را آورده، برمی آید كه نویسنده ادیب فرهمند باشد. چرا كه جملات و كلمات عیناً همانند مرام و مقصود مجله تحفة الادباء است. این روزنامه هرچند كه در طلیعه، نوید انتشار روزنامه را می داد، ولی به صورت هفتگی منتشر می شد. گیتی نما بر خلاف تحفة الادباء كه خالی از سیاست بود، روزنامه ای سیاسی واخلاقی و دارای كاریكاتور و برگرفته شده از مطالب مفید در باب تاریخ و علوم دیگر است. همچنین اخبار ایران و مقالات گوناگون و اشعار انجمن ادبی اصفهان نیز در آن به چشم می خورد. چندی كه از انتشار روزنامه گیتی نما می گذرد، مدیر مسئولی آن را نیز بر عهده قرار می گیرد و از نامه او به وزارت معارف و اوقاف وقت، كاملاً مشخص است. او در این نامه از مسئولین ذی ربط خواهان رفع معضلات روزنامة « سیاسی، ادبی، اخلاقی، كاریكاتور، هفتگی به نام « گیتی نما » و مجله ادبی، اخلاقی، فكاهی، اجتماعی، ماهیانه به نام « همایون » و روزنامه « مدائن ». به اسم عبدالحسین ادیب فرهمند » است دیدگاه های اندیشه های ادیب فرهمند را از لابه لای نوشته ها، به ویژه اشعارش می توان یافت. او « به طرز قدیم و جدید هر  دو شعر و تصنیف سروده است.»

    اشعارش در اوج سلامت و روانی دارای حلاوت و مضامین بلند و پرمایه است.

    طرفداری از فقرا و دردمندان و دل نبستن به دنیا از نكات بارز مضامین اشعار اوست. تنگ دستی و اوضاع بد اجتماعی مردم، او را وادار به قبول مسئولیتی كرده بود كه به هر طریق ممكن، در حل این مشكلات كوشا باشد. لذا طرفداری آشكارا از فقرا و ستمدیدگان در مقالاتش و كمك و استمداد از روشنفكران و مفاخر در رفع این معضل در مجله اش نمودار است. او آزادی را به معنی آزاد شدن مردم از فقر و جهالت و حاكمیت را مأموران اجرای این امر خطیر می دانست و علت حضور او در صحنه های سیاسی و طرفداری از آزادی های مطرح شده در آن زمان، صرفاً همین امر بود. چرا كه از او هیچگاه  مقاله ای در طرفداری به مفهومی كه روشنفكران زمان خود مطرح می كردند، نوشته نشد.

    نكته بارز دیگر ادیب، حس میهن پرستی و دفاع از هویت ملی اوست. اطلاعات و اندوخته های او از تاریخ، او را طرفدار سرسخت ایرانیان و تمدن قدیم آن كرده بود. چرا كه معتقد بود آیندة درخشان از شناخت و عبرت گذشته رقم می خورد. از این رو خامة او در كمال سادگی و ادبی به وقت نوشتن، محال بود كه علم آموزی و صنعت گری و سخت كوشی را، همچون گذشتگان، توصیه نكند و خواهان این است كه ملت از خموشی و بی حركتی گذشتگان در بازپس گیری حق خود از ظالم و نیز نادانی و جهالت سیاستمداران گذشته كه در پس رفت مردم عاملی اساسی بوده است، عبرت بگیرند و تجربه بیاندوزند. لاجرم همواره در مقالاتی چون « دانایی و جهالت و حس احتیاج و... » كه تمامی در باب تذكر و راهنمایی و عقب نماندن از غربیان است، از مردم خواسته كه به خود آیند.

   


مشروح زندگی نامه

    

 

 

    شاعر، ادیب و فاضل روزنامه نگار، عبدالحسین بنان زاده، متخلص به «دبیر» و ملقب به «ادیب الممالك» و « ادیب فرهمند»، فرزند خلیل بنان السلطنه.

    در ماه صفر سال 1317ق در بروجن از  توابع استان چهار محال بختیاری متولد شد. چندی بعد پدرش به خاطر ذوق و علاقه سرشار فرزند به ادبیات، او را برای تحصیل علم روانه اصفهان كرد. او به خاطر ذوقی كه در شاعری داشت، در انجمن ادبی شیدا شركت كرد اما كسالت های عباس خان شیدا، سبب شد مدت زمانی آن انجمن ادبی تعطیل و شعرای اصفهان عصرهای جمعه در منزل ادیب فرهمند جمع شوند و به خواندن و انتقاد اشعار خود پرداخته و به اصطلاح انجمن ادبی اصفهان در منزل او تشكیل شود. انجمن ادبی شیدا كه به علت كسالت شیدا و كمی مال، ابتدا در خانة شیدا تعطیل شد، در خانه فرهمند نیز به سبب مرگ زود رس او، حدود هفت سال بیشتر دوام نیاورد مرگ زودرس او این انجمن را مجدداً به خانه عباس شیدا كشاند. ادیب ، گرچه عمری كوتاه داشت ولی روزگار او به تمامی در راه علم و ادب و توسعه معارف صرف شد. اگر فرصتی می یافت در جمع شعرا با نغمه شعر به تسكین سراچه و رونق و فتق امور این صنف پرداخته، از هیچ كوششی و كمكی در اعتلای ادبیات دریغ نمی ورزید و چون شعر بیان احساس دردمند اقشار جامعه است و شاعر را باید كه عمق این دردمندی را غور كند، لذا ادیب فرهمند با وجود گرفتاری های زندگی هیچ گاه از مردم بی بضاعت و امور عالم المنفعه غافل نبود « چنانچه عموم اهالی اصفهان می دانند كه در چندی قبل مبلغ دو هزار تومان همین ادیب معظم به مریض خانة خورشید كمك نموده است.

    ادیب فرهمند در مدت كوتاه 36 سالة عمر خود آثار ادبی، فرهنگی چندی از خود برجا گذاشته است كه از آن جمله اند: روزنامه های تحفة الادباء و روزنامه گیتی نما و كتاب منظوم جشن جغدها كه به طبع رسیده و اشعار پراكنده او در مجله ماهیانة همایون و روزنامه مداین كه به علت درج چند بیت شعر در 1306ش خیلی زود مجوز آنان باطل و تعطیل شدند. سرانجام ادیب، در آبان 1313ش/ رجب 1353ق پس از یك كسالت ممتدی، در اصفهان رحلت نمود و در یكی از اطاقهای شمالی تكیه ملك ( گلستان شهدا ) به خاك سپرده شد.

    مجله « تحفة الادباء »

    ادیب فرهمند یكی از پركارترین و فعال ترین شخصیتهای مطبوعاتی در اصفهان است. « یقین داریم مطبوعات اصفهان چهار نفر مثل آقای فرهمند داشت فضیلت بر تمام مطبوعات ایران پیدا می كرد. ولی چه توان كه یك دست صدا ندارد ». او در سال 1340ق در اصفهان به انتشار مجله ای با عنوان (تحفة الادباء ) توفیق یافت. نخستین شماره آن در تاریخ شعبان 1340ق مطابق به برج حمل 1301ش، در چهار صفحه به قطع كوچك سربی در مطبعه حبل المتین،  منتشر شده است. مجله به صورت ماهیانه و صرفاً علمی و ادبی و تاریخی است. این مجله مرام و مسلك خود را شماره اول طی مقاله ای تحت عنوان « مرام و مسلك- مقصد و مقصود ما ) چنین آورده:« ... با یك قلم بی غرض و با یك مسلك بی آلایش، مجله علمی و ادبی و اخلاقی تحفة الادباء قدم در عالم مطبوعات ایران می گذرد... قارئین گرام كه مایلند مرام و مسلك و مقصد و مقصود ما را بدانند... نظر به اینكه مقام قلم را در انظار متمدنین عالم منیع تر از هر مقامی دیدیم و شرافت قلم را بیشتر از هر شرافتی پنداشتیم، اما چه قلمی؟ حق نویس، چه قلمی ؟ قلم پاك و بی آلایش ، بالاخره چه قلمی؟ قلمی كه از حقایق چشم نپوشد و به ناحق نگردد. این بود كه با نیت مقدس، قلم مقدس را در دست گرفتیم و داخل خدمات نوعیه می شویم... ». مقالات مندرج در این مجله بیشتر از دانشمندان و اهل قلم اصفهان است. در باب مقالات تاریخی می توان از مقاله جابری انصاری درباره مقایسه زندگی قدیم و جدید كه قیمت اجناس و اثاثیه در قدیم را با زمان خود مقایسه كرده است، و نیز ترجمه كتاب تحفة الوزراء تألیف میرعمادالحسنی، خطاط معروف عصر صفوی، نام برد. در عماد در باب مباحث علمی مقالاتی تحت عنوان « دانایی و جهالت، حس احتیاج و... » كه تمامی در تذكر و راهنمایی در پیش برد علم و صنعت، علم آموزی و صنعت گری و علت واماندگی ما از غرب و توصیه در چگونگی گسترش آن است. قسمت دیگر چاپ اشعار شعراء مخصوصاً شعرای انجمن ادبی اصفهان از جمله آتش، دبیر، غمگین، ساكت و... اختصاص دارد كه مرتباً در هر شماره به چاپ می رسیده. به طوری كه شماره 7 از سال اول تحت عنوان « تحفة الحسینی» تماماً اشعار شعرای انجمن ادبی اصفهان در رثای حضرت سیدالشهداء- علیه السلام- است. از مدیر مجله ( ادیب فرهمند) در هر شماره تعدادی مقاله و چندین بیت شعر به چشم می خورد.

    بنان زاده تا آخرین شماره، مجله، مصمم به حفظ و رعایت اصول اولیه مرام نامه خود بوده و هیچگاه اجازه نداد قلم سیاسی و حتی طنز و یا جملات و كلمات اهانت بار به اشخاص یا اربابان سیاست و مملكت و نویسندگان و... در مجله جاری شود. هر چه بود در تعریف و تمجید از بزرگان و اندیشمندان ادبی و تاریخی و... میهن بود.

    شماره دهم از سال اول به مورخ اسفند 1301ش، آخرین شماره منتشره این جمله بود و دیگر هیچ گاه ادامه نیافت.

    اما روزنامه گیتی نما: این روزنامه در اصفهان و ابتدا به صاحب امتیازی مهدی اژه ای ( او را مخترع كبریت در اصفهان می دانند ) به سال 1309ش منتشر شده است و در زیر نام مدیر، نام ادیب فرهمند به عنوان نگارنده، درج شده است. از سبك قلم و مفاهیم طلیعه روزنامه كه در آن مرام و مسلك خود را آورده، برمی آید كه نویسنده ادیب فرهمند باشد. چرا كه جملات و كلمات عیناً همانند مرام و مقصود مجله تحفة الادباء است. این روزنامه هرچند كه در طلیعه، نوید انتشار روزنامه را می داد، ولی به صورت هفتگی منتشر می شد. گیتی نما بر خلاف تحفة الادباء كه خالی از سیاست بود، روزنامه ای سیاسی واخلاقی و دارای كاریكاتور و برگرفته شده از مطالب مفید در باب تاریخ و علوم دیگر است. همچنین اخبار ایران و مقالات گوناگون و اشعار انجمن ادبی اصفهان نیز در آن به چشم می خورد. چندی كه از انتشار روزنامه گیتی نما می گذرد، مدیر مسئولی آن را نیز بر عهده قرار می گیرد و از نامه او به وزارت معارف و اوقاف وقت، كاملاً مشخص است. او در این نامه از مسئولین ذی ربط خواهان رفع معضلات روزنامة « سیاسی، ادبی، اخلاقی، كاریكاتور، هفتگی به نام « گیتی نما » و مجله ادبی، اخلاقی، فكاهی، اجتماعی، ماهیانه به نام « همایون » و روزنامه « مدائن ». به اسم عبدالحسین ادیب فرهمند » است دیدگاه های اندیشه های ادیب فرهمند را از لابه لای نوشته ها، به ویژه اشعارش می توان یافت. او « به طرز قدیم و جدید هردو شعر و تصنیف سروده است.»

    اشعارش در اوج سلامت و روانی دارای حلاوت و مضامین بلند و پرمایه است.

    طرفداری از فقرا و دردمندان و دل نبستن به دنیا از نكات بارز مضامین اشعار اوست. تنگ دستی و اوضاع بد اجتماعی مردم، او را وادار به قبول مسئولیتی كرده بود كه به هر طریق ممكن، در حل این مشكلات كوشا باشد. لذا طرفداری آشكارا از فقرا و ستمدیدگان در مقالاتش و كمك و استمداد از روشنفكران و مفاخر در رفع این معضل در مجله اش نمودار است. او آزادی را به معنی آزاد شدن مردم از فقر و جهالت و حاكمیت را مأموران اجرای این امر خطیر می دانست و علت حضور او در صحنه های سیاسی و طرفداری از آزادی های مطرح شده در آن زمان، صرفاً همین امر بود. چرا كه از او هیچگاه  مقاله ای در طرفداری به مفهومی كه روشنفكران زمان خود مطرح می كردند، نوشته نشد.

    نكته بارز دیگر ادیب، حس میهن پرستی و دفاع از هویت ملی اوست. اطلاعات و اندوخته های او از تاریخ، او را طرفدار سرسخت ایرانیان و تمدن قدیم آن كرده بود. چرا كه معتقد بود آیندة درخشان از شناخت و عبرت گذشته رقم می خورد. از این رو خامة او در كمال سادگی و ادبی به وقت نوشتن، محال بود كه علم آموزی و صنعت گری و سخت كوشی را، همچون گذشتگان، توصیه نكند و خواهان این است كه ملت از خموشی و بی حركتی گذشتگان در بازپس گیری حق خود از ظالم و نیز نادانی و جهالت سیاستمداران گذشته كه در پس رفت مردم عاملی اساسی بوده است، عبرت بگیرند و تجربه بیاندوزند. لاجرم همواره در مقالاتی چون « دانایی و جهالت و حس احتیاج و... » كه تمامی در باب تذكر و راهنمایی و عقب نماندن از غربیان است، از مردم خواسته كه به خود آیند.