میرزا مسیح تویسرکانی

میرزا مسیح تویسرکانی

شهرت :

میرزا مسیح تویسرکانی
تاریخ وفات :
1/01/1354
مزار :
تکیه ملک
زمینه فعالیت :
عالم فاضل,ادیب
فرزند سید ابراهیم، ادیب و فاضل، نویسنده و روزنامه نگار، مبارز و از بانیان مشروطیت بوده است. وی از شاگردان آخوند کاشی بوده، و در اصفهان روزنامه «ناقور» را منتشر کرده و در سال 1354ق رحلت نمود.
روزنامه ناقور و میرزامسیح تویسرکانی: از روز 23 جمادی الاول 1326ق که محمدعلی شاه، مجلس را به توپ بست، تا 27 جمادی الثانی 1327ق که او به سفارت روس در زرگنده پناهنده شد؛ یعنی در مدت سیزده ماه و چند روز، وضعی که بر ایران حکمفرمابود، حاکمیت استبداد و محو تمامی روزنه های امید و آزادی بود. تعطیلی مجلس چیزی از علایم و ظواهر حکومت مشروطه را در امور مملکتی بر جای نگذاشت. از آن جمله روزنامه ها بود که در هفت ماه از این مدت به طور کامل به تعطیلی کشیده شد. پس از این مدت، رفته رفته بعضی از روزنامه ها شروع به کار کردند و بعضی دیگر، همچون ناقور تازه تأسیس شدند. این روزنامه در اصفهان به مدیریت میرزا آقا مسیح تویسرکانی در 21 ذی القعده 1326ق منتشر شد. نام رونامه برگرفته شده از آیه « فاذا نُقِرَ فی النّاقُور فَذلِکَ یومئذ یومٌ عسیرً... » (سوره مدثر، آیات 8 و 9 ) است که در بالای روزنامه در هر شماره به چاپ می رسید. « عدالت، حرّیت، مروّت، حمیّت » چهار واژه ای بودند که اطراف کلمة درشت ناقور را فراگرفته بود. انتشار این روزنامه به صورت هفتگی و در چهار صفحه با چاپ سنگی، صـورت می گرفت. روزنامـه «جریـده ای سیاسی، اخباری، علمی، تاریخی و درج خلاصه مذاکرات انجمن ولایتی » معرفی شده است و در سر مقاله اولین شماره آن، مرام و مسلک خود را چنین نوشته: « ... این بنده هم از پی خدمت به دولت و ملت ناقور خود را برداشته و در بالای بام همت از پی انتباه و ایقاظ باَشدّ الأصوات منقور داشته و امیدواریم که این ناقور ما به اندازه بوق حمامی کار کند و در هنگام سحری مردم را بیدار نموده بماء الحیات نزاکت و نزاهت کشاند و از چرک و لوث جهل دلهایشان را پاک نماید...».
چون این روزنامه بعد از به توپ بستن مجلس و شروع استبداد محمدعلی شاه شروع به کارکرد و خود تویسرکانی نیز یکی از شخصیت های مبرّز و انقلابی و مخالف استبداد بود، تظلم خواهی از مستبدان و ارائه خواهی آگاهی های مشروطیت به مردم را در صدر امور مطبوعاتی و خبری خود قرار داده بود و در این روزنامه مقالات تند و مختلفی دربارة این موضوع پی در پی منتشر می کرد. یکی از مطالب ناب این روزنامه، اخباری بود که در باب مشروطه و استبداد در اصفهان و دیگر شهرها نوشته می شد که بسیار دست اول و در نوع خود از اخبار موثق و بی نظیر بود؛ به ویژه در شماره 6 سال اول که در مقاله اول آن از اخبار دقیق و مو به موی ظلم و ستم حاکم شهر اصفهان و گوش نکردن به ندای مردم و همچنین ورود ملایری ها و بختیاریها به اصفهان و مستقر شدن آنان در میدان نقش جهان و تجاوزات آنها نسبت به اموال و نوامیس مردم و شلیکهای پی در پی توپ و تفنگ هایشان در این شهر و برخورد ناصحیح و ظالمانه با علمایی، چون ملا محمد کاشانی و آقانجفی و دیگران، سخن به میانه رفته است. همچنین نامه ستارخان (سردار ملّی) حافظ ملّت آذربایجان به خوانین بختیاری به طور کامل در همین شماره به چاپ رسیده است. از دیگر مندرجات این روزنامه، سرمقاله و اخبار و مقالات علمی و انتقادی و مخصوصاً مطالبی است با عنوان « زشت و زیبا » که در حقیقت نظیر« چرند و پرند روزنامه صور اسرافیل »است. «زشت و زیبا» از چند بُعد دارای ارزش بود: یکی از لحاظ ادبی که ذوق و قریحة ادبی و مهارت نویسنده را می رساند. ادوارد برون در این باره می نویسد: « قسمتی از مطالب روزنامه ناقور شرحی است انتقادی، تحت عنوان زشت و زیبا که از ذوق مطبوع ادبی نویسنده آن حکایت کند.»؛ دیگر از لحاظ انتقادی، که زبردستی و اطلاعات دقیق نویسنده از موضوع را نشان می داد و همچون خنجری برنده و نیشی سترگ بر پیکر نا اهلان مورد انتقاد بود و بُعد دیگر، استفاده از لهجه اصفهانی و الفاظی کاملاً محلی بود که آن را از دیگر روزنامه ها تمیز می داد و جذابیت خاصی در بین مردم پیدا کرده بود.
از رونامة ناقور 25 شماره بیشتر منتشر نشده بود که به تعطیلی گرایید. از نامه تویسرکانی به وزارت معارف و اوقاف وقت - که درخواست مجدد برقراری انتشار روزنامه را خواهان بوده علت تعطیلی آن نمایان می شود: « ...بر خلاف آن که در آن دفعه مشی مقالات تند و انقلابی بود، بیشتر نگارش مقالات اساسی ناقور راجع به تکمیل اخلاق و تصفیه صفات پسندیدة جامعه می باشد.» اما آنچه از قراین معلوم است اینکه او موفق به انتشار مجدد این روزنامه نشده و برای همیشه پرونده ناقور بسته شده است.

مشروح زندگی نامه
میرزا مسیح تویسرکانی، ادیب و فاضل، نویسنده و روزنامه نگار، مبارز و از بانیان مشروطیت. فرزند سیدابراهیم تویسرکانی از شخصیت های متدیّن و مبرّز تویسرکان به سال 1259ش در این شهر متولد و بعدها به علت انتشار روزنامه ناقور، به میرزا مسیح ناقور معروف شد(وی گاهی نوشته های خود را با «مسیح کیانی ناقور» نیز امضا می کرده است). وی تحصیلات مقدماتی را در شهر خود سپری نمود و پس از آن روانه شهر اصفهان شد تا علوم معقول و منقول را در این شهر بیاموزد. چندی نگذشت که در زمرة شاگردان مرحوم آخوند ملامحمدکاشی، معروف به آخوند کاشی قرار گرفت و از محضر ایشان بهره های وافر برد. او در کسب علوم، بویژه «حکمت و ریاضی زحمت بسیار کشید».
در عنفوان جوانی بود که شهره شد و ادارة اوقاف وقت از او دعوت به همکاری نمود. خدمات شایان تویسرکانی به این اداره چنان بود که از او به عنوان « امین اوقاف اصفهان » یاد می کردند و همین امر باعث شد در سالهای 1325ق او را از اصفهان به یزد فرا خوانند و سرپرستی و ریاست کل امور معارف و اوقاف یزد را به او بسپارند.
در سالهای پر تپش مشروطه خواهی در ایران که 26 سال بیشتر نداشت، در زمره فعالان سیاسی قرار گرفت و در به ثمر رساندن مشروطه از هیچ کوششی دریغ نکرد. بعد از تأسیس مجلس و برپایی مشروطیت، خدمات خود را در آگاهی و شناخت به مردم از طریق روزنامه ادامه داد و در سال 1326ق روزنامه ناقور را در اصفهان منتشر کرد، اما روزنامه او دوام چندانی نداشت. بعد از آن وارد « تشکیلات جدید اداره فرهنگ شد» و تا پایان نیز در همین راه ماند. میرزامسیح گرچه عمر نسبتاً کوتاهی داشت، ولی سرشار از خدمت و صداقت به میهن و مملکت بود. سرانجام او در سال 1351ش در اصفهان به رحمت ایزدی پیوست و او را در جوار استادش، مرحوم آخوند کاشی، در تکیه ملک(گلستان شهدا) تخت فولاد به خاک سپردند.
روزنامه ناقور و میرزامسیح تویسرکانی: از روز 23 جمادی الاول 1326ق که محمدعلی شاه، مجلس را به توپ بست، تا 27 جمادی الثانی 1327ق که او به سفارت روس در زرگنده پناهنده شد؛ یعنی در مدت سیزده ماه و چند روز، وضعی که بر ایران حکمفرمابود، حاکمیت استبداد و محو تمامی روزنه های امید و آزادی بود. تعطیلی مجلس چیزی از علایم و ظواهر حکومت مشروطه را در امور مملکتی بر جای نگذاشت. از آن جمله روزنامه ها بود که در هفت ماه از این مدت به طور کامل به تعطیلی کشیده شد. پس از این مدت، رفته رفته بعضی از روزنامه ها شروع به کار کردند و بعضی دیگر، همچون ناقور تازه تأسیس شدند. این روزنامه در اصفهان به مدیریت میرزا آقا مسیح تویسرکانی در 21 ذی القعده 1326ق منتشر شد. نام رونامه برگرفته شده از آیه « فاذا نُقِرَ فی النّاقُور فَذلِکَ یومئذ یومٌ عسیرً... » (سوره مدثر، آیات 8 و 9 ) است که در بالای روزنامه در هر شماره به چاپ می رسید. « عدالت، حرّیت، مروّت، حمیّت » چهار واژه ای بودند که اطراف کلمة درشت ناقور را فراگرفته بود. انتشار این روزنامه به صورت هفتگی و در چهار صفحه با چاپ سنگی، صـورت می گرفت. روزنامـه «جریـده ای سیاسی، اخباری، علمی، تاریخی و درج خلاصه مذاکرات انجمن ولایتی » معرفی شده است و در سر مقاله اولین شماره آن، مرام و مسلک خود را چنین نوشته: « ... این بنده هم از پی خدمت به دولت و ملت ناقور خود را برداشته و در بالای بام همت از پی انتباه و ایقاظ باَشدّ الأصوات منقور داشته و امیدواریم که این ناقور ما به اندازه بوق حمامی کار کند و در هنگام سحری مردم را بیدار نموده بماء الحیات نزاکت و نزاهت کشاند و از چرک و لوث جهل دلهایشان را پاک نماید...».
چون این روزنامه بعد از به توپ بستن مجلس و شروع استبداد محمدعلی شاه شروع به کارکرد و خود تویسرکانی نیز یکی از شخصیت های مبرّز و انقلابی و مخالف استبداد بود، تظلم خواهی از مستبدان و ارائه خواهی آگاهی های مشروطیت به مردم را در صدر امور مطبوعاتی و خبری خود قرار داده بود و در این روزنامه مقالات تند و مختلفی دربارة این موضوع پی در پی منتشر می کرد. یکی از مطالب ناب این روزنامه، اخباری بود که در باب مشروطه و استبداد در اصفهان و دیگر شهرها نوشته می شد که بسیار دست اول و در نوع خود از اخبار موثق و بی نظیر بود؛ به ویژه در شماره 6 سال اول که در مقاله اول آن از اخبار دقیق و مو به موی ظلم و ستم حاکم شهر اصفهان و گوش نکردن به ندای مردم و همچنین ورود ملایری ها و بختیاریها به اصفهان و مستقر شدن آنان در میدان نقش جهان و تجاوزات آنها نسبت به اموال و نوامیس مردم و شلیکهای پی در پی توپ و تفنگ هایشان در این شهر و برخورد ناصحیح و ظالمانه با علمایی، چون ملا محمد کاشانی و آقانجفی و دیگران، سخن به میانه رفته است. همچنین نامه ستارخان (سردار ملّی) حافظ ملّت آذربایجان به خوانین بختیاری به طور کامل در همین شماره به چاپ رسیده است. از دیگر مندرجات این روزنامه، سرمقاله و اخبار و مقالات علمی و انتقادی و مخصوصاً مطالبی است با عنوان « زشت و زیبا » که در حقیقت نظیر« چرند و پرند روزنامه صور اسرافیل »است. «زشت و زیبا» از چند بُعد دارای ارزش بود: یکی از لحاظ ادبی که ذوق و قریحة ادبی و مهارت نویسنده را می رساند. ادوارد برون در این باره می نویسد: « قسمتی از مطالب روزنامه ناقور شرحی است انتقادی، تحت عنوان زشت و زیبا که از ذوق مطبوع ادبی نویسنده آن حکایت کند.»؛ دیگر از لحاظ انتقادی، که زبردستی و اطلاعات دقیق نویسنده از موضوع را نشان می داد و همچون خنجری برنده و نیشی سترگ بر پیکر نا اهلان مورد انتقاد بود و بُعد دیگر، استفاده از لهجه اصفهانی و الفاظی کاملاً محلی بود که آن را از دیگر روزنامه ها تمیز می داد و جذابیت خاصی در بین مردم پیدا کرده بود.
از رونامة ناقور 25 شماره بیشتر منتشر نشده بود که به تعطیلی گرایید. از نامه تویسرکانی به وزارت معارف و اوقاف وقت - که درخواست مجدد برقراری انتشار روزنامه را خواهان بوده علت تعطیلی آن نمایان می شود: « ...بر خلاف آن که در آن دفعه مشی مقالات تند و انقلابی بود، بیشتر نگارش مقالات اساسی ناقور راجع به تکمیل اخلاق و تصفیه صفات پسندیدة جامعه می باشد.» اما آنچه از قراین معلوم است اینکه او موفق به انتشار مجدد این روزنامه نشده و برای همیشه پرونده ناقور بسته شده است.
اندیشه های تویسرکانی را در چند بُعد و زمینه می توان بررسی کرد:ابتدا شخصیت دینی و اعتقادی اوست. او در دامن خانواده ای متدیّن به دین اسلام رشد نمود و در جامعه ای زندگی می کرد که خواهان اجرای اوامر الهی در آن بود. لذا قوه دینی و متدینین به آن را در پیشرفت مسلمانها و نجات آنان از جهل، بسیار با اهمیت می داند. او قوه سیاسی دین را محکمترین بعد دایرة فهم مسمانان قلمداد می کند. او عقیده دارد: « قوت دین بسته به قوت متدینین است و قوه متدینین نیز همان قوة سیاسی است که در این قرون از دایرة فهم مسلمانان بیرون ماند، پس باید در عظمت از دست رفته کوشید.» لاجرم قوة سیاسی یک مذهب خرد شد، پیروان آن مذهب هم به فاصلة بسیار کم پراکنده و معدوم شده اند و یا در کثرت و عظمت دیگران محلول و مضمحل گشتند» حال تدبیر لازمی که برای حفظ این قوه و به کمال رسیدن این نقصان پیشنهاد می کند: « چاره این درد است و دوای این مرض منحصر است به تأسیس مشروطه».
بُعد دیگر، قانونمداری و اصلاح جامعه توسط قانون است. او مدافع سرسخت قانون و مجلس و پیروی از قانون اساسی است: « اعاده استقرار آسایش ایران و دفع اختلال آن سریعاً با هیچ قوة ممکن میسر نمی شود، مگر با افتتاح پارلمان بر وفق قانون اساسی موجوده...». دیگری علاقه و عشق او به آزادی و اجرای آن در کشور است. تویسرکانی بر این عقیده است که تا زمینه اجرای آزادی فراهم نباشد، مطرح کردن آن بیهوده و اجرای آن غیر ممکن است. لذا باید ابتدا قلوب مردم را نسبت به عدالت و عشق به آزادی تسخیر و خوب متمکن و جای گیر ساخت و بعد سوء عواقب استبداد و وخـامت ظلـم و جهـل را به مـردم حالی کـرد. دیگر مطالبی که در باب تفکرات تویسـرکانی می توان افـزود، اینکه تسلـط او بـر دیدگاه های فلسفی غرب و احاطه بر موضوعهای تاریخ اروپا، موجب گردیده که بسیار روشن بینانه و خردانگارانه عمل کند و دیدگاه های خود را در مقالات مختلف روزنامه اش به چاپ بـرسانـد. او نکـات بسیـار آمـوزنـده و مفیـد از قیاسهای آزادی خواهان و حریت طلبان فرانسوی و عثمانی مطرح می کند که نمایانگر ژرف نگری و تسلط اوست.
البته، نقاط ضعف و ایرادهایی نیز در روزنامه و نوشته های تویسرکانی یافت می شود. با این حال، نوشته های او به زعم بسیاری قابل بررسی و تأمل بوده؛ حتی مقالات تند و انتقادی او مورد پسند گروهـی واقع نمی شد، اما در مجموع می توان چنین نوشت که چون هدف تویسرکانی برقراری آزادی و عدالت و رفاه مردم بوده، سعی و تلاش او قابل تحسین است.