سید ابوالمعالی درچه ای

سید ابوالمعالی درچه ای

شهرت :

سید ابوالمعالی درچه ای
تاریخ وفات :
6/03/1374
مزار :
تکیه کازرونی
زمینه فعالیت :
عالم فاضل
دومین فرزند آیت الله العظمی سید محمد باقر درچه ای است. آقا سید ابوالمعالی در عهد نوجوانی و جوانی ابتدا به فراگیری علوم اسلامی در حوزة علمیة اصفهان بویژه در مدرسه نیم آورد پرداخت. وی از محضر پدر بزرگوارش و مجلس درس عمومی خود سید محمد درچه ای بهره بسیاری برد. سید ابوالمعالی از جهت علمی مبرز بود و از حیث اخلاقی و اجتماعی نیز مورد توجه فضلا و روحانیون و مورد احترام مردم اصفهان واقع گردید. علی رغم بیماری مزمنش تا آنجا که توان جسمی او اجازه می داد در امر خدمت به مردم و تبلیغ و ارشاد مسلمین همت می گماشت.
وی زندگی بسیار ساده و بی آلایش داشت و فقیرانه می زیست ولی طبعی بلند و روحیه ای شاد، سرافراز و سخاوتمند داشت و با کمترین هزینه به زندگی حلاوتی خاص می بخشید. او هرگز از فقر و زندگی ساده رنج نمی برد و قانع بود و هر وقت امکاناتی برای او فراهم می آمد؛ اقوام، دوستان و اهل محل از سخای او متنعم می شدند و گاهی یک وعده غذا را که فقط در حد سهم خود او بود با نیازمندی دیگر نصف می کرد و از کمک به دیگران دریغ نداشت. دوستان اهل علم و روحانی به رفاقت و همنشینی و مجالست علمی با او افتخار می کردند مانند پدرش صریح اللهجه و در بیان مطالب علمی حاضرالذهن بود. سؤالات شرعی و مطالب علمی را گویا و صریح جواب می داد. وی نظری بلند و طبعی عالی داشت به نحوی که اکثراً به فضایل اخلاقی او غبطه می-خوردند.
وفات وی در 6ربیع الاول 1374ق هنگام مسافرت به مشهد مقدس و زیارت ثامن الحجج، امام علی بن موسی الرضا (ع ) رخ داد و طی مراسم باشکوهی جنازه اش به اصفهان انتقال یافت و در تکیة کازرونی به خاک سپرده شد.

مشروح زندگی نامه
دومین فرزند آیت الله العظمی سید محمد باقر درچه ای است. مادرش دختر حاج اسدالله درچه ای، بانویی متدین و در کمال عفت و دانایی بود و لیاقت همسری یک مرجع تقلید و استاد بزرگی همچون آقا سید محمد باقر را دارا بود که دستگیری از فقرا و فروتنی نسبت به بانوان از ابتدا تا پایان زندگی اش استمرار داشت. آقا سید ابوالمعالی در عهد نوجوانی و جوانی ابتدا به فراگیری علوم اسلامی در حوزة علمیة اصفهان بویژه در مدرسه نیم آورد پرداخت. وی از محضر پدر بزرگوارش و مجلس درس عمومی خود سید محمد درچه ای بهره بسیاری برد. سید ابوالمعالی از جهت علمی مبرز بود و از حیث اخلاقی و اجتماعی نیز مورد توجه فضلا و روحانیون و مورد احترام مردم اصفهان واقع گردید. علی رغم بیماری مزمنش تا آنجا که توان جسمی او اجازه می داد در امر خدمت به مردم و تبلیغ و ارشاد مسلمین همت می گماشت.
وی زندگی بسیار ساده و بی آلایش داشت و فقیرانه می زیست ولی طبعی بلند و روحیه ای شاد، سرافراز و سخاوتمند داشت و با کمترین هزینه به زندگی حلاوتی خاص می بخشید. او هرگز از فقر و زندگی ساده رنج نمی برد و قانع بود و هر وقت امکاناتی برای او فراهم می آمد؛ اقوام، دوستان و اهل محل از سخای او متنعم می شدند و گاهی یک وعده غذا را که فقط در حد سهم خود او بود با نیازمندی دیگر نصف می کرد و از کمک به دیگران دریغ نداشت. دوستان اهل علم و روحانی به رفاقت و همنشینی و مجالست علمی با او افتخار می کردند مانند پدرش صریح اللهجه و در بیان مطالب علمی حاضرالذهن بود. سؤالات شرعی و مطالب علمی را گویا و صریح جواب می داد. وی نظری بلند و طبعی عالی داشت به نحوی که اکثراً به فضایل اخلاقی او غبطه می-خوردند.
وفات وی در 6ربیع الاول 1374ق هنگام مسافرت به مشهد مقدس و زیارت ثامن الحجج، امام علی بن موسی الرضا (ع ) رخ داد و طی مراسم باشکوهی جنازه اش به اصفهان انتقال یافت و در تکیة کازرونی به خاک سپرده شد.
حکایاتی جالب در کتاب « قصه های خواندنی» درباره عنایت حضرت رضا - علیه السلام- نسبت به سید ابوالمعالی درچه ای در هنگام تشییع جنازه وی در حرم مطهر آن حضرت نقل شده است.

داستانها

دومین فرزند آیت الله العظمی سید محمد باقر درچه ای است. مادرش دختر حاج اسدالله درچه ای، بانویی متدین و در کمال عفت و دانایی بود و لیاقت همسری یک مرجع تقلید و استاد بزرگی همچون آقا سید محمد باقر را دارا بود که دستگیری از فقرا و فروتنی نسبت به بانوان از ابتدا تا پایان زندگی اش استمرار داشت. آقا سید ابوالمعالی در عهد نوجوانی و جوانی ابتدا به فراگیری علوم اسلامی در حوزة علمیة اصفهان بویژه در مدرسه نیم آورد پرداخت. وی از محضر پدر بزرگوارش و مجلس درس عمومی خود سید محمد درچه ای بهره بسیاری برد. سید ابوالمعالی از جهت علمی مبرز بود و از حیث اخلاقی و اجتماعی نیز مورد توجه فضلا و روحانیون و مورد احترام مردم اصفهان واقع گردید. علی رغم بیماری مزمنش تا آنجا که توان جسمی او اجازه می داد در امر خدمت به مردم و تبلیغ و ارشاد مسلمین همت می گماشت.
وی زندگی بسیار ساده و بی آلایش داشت و فقیرانه می زیست ولی طبعی بلند و روحیه ای شاد، سرافراز و سخاوتمند داشت و با کمترین هزینه به زندگی حلاوتی خاص می بخشید. او هرگز از فقر و زندگی ساده رنج نمی برد و قانع بود و هر وقت امکاناتی برای او فراهم می آمد؛ اقوام، دوستان و اهل محل از سخای او متنعم می شدند و گاهی یک وعده غذا را که فقط در حد سهم خود او بود با نیازمندی دیگر نصف می کرد و از کمک به دیگران دریغ نداشت. دوستان اهل علم و روحانی به رفاقت و همنشینی و مجالست علمی با او افتخار می کردند مانند پدرش صریح اللهجه و در بیان مطالب علمی حاضرالذهن بود. سؤالات شرعی و مطالب علمی را گویا و صریح جواب می داد. وی نظری بلند و طبعی عالی داشت به نحوی که اکثراً به فضایل اخلاقی او غبطه می-خوردند.
وفات وی در 6ربیع الاول 1374ق هنگام مسافرت به مشهد مقدس و زیارت ثامن الحجج، امام علی بن موسی الرضا (ع ) رخ داد و طی مراسم باشکوهی جنازه اش به اصفهان انتقال یافت و در تکیة کازرونی به خاک سپرده شد.
حکایاتی جالب در کتاب « قصه های خواندنی» درباره عنایت حضرت رضا - علیه السلام- نسبت به سید ابوالمعالی درچه ای در هنگام تشییع جنازه وی در حرم مطهر آن حضرت نقل شده است.