ملا حسن دری

ملا حسن دری

شهرت :

ملا حسن دری
تاریخ وفات :
1/03/1337
مزار :
تکیه ملک
زمینه فعالیت :
عالم زاهد
فرزند رجبعلی، از شاگردان شیخ محمدباقر نجفی و از مدرسان مدرسه نیم آورد بود. روزها در مسجد خان محله تلواسکان اقامه جماعت می نمود و جمع زیادی خصوصاً خواص شهر به او اقتدا می کردند. جابری انصاری می نویسد: چند سفر حج و زیارت مشاهد پیاده رفت. به تواتر شنیده شد، سفر مشهدش، سه شب خدام حرم، حضرت امام رضا، علیه السلام، را به خواب دیده بودند، که حاج ملا حسن به زیارت می آید، بروید استقبالش. سرانجام وی در ربیع-الاول 1336ق فوت شد.
در احوال معنوى ملّا حسن درّى گفته شده که: روزها در مسجد خان محله تلواسکان نماز جماعت مى گذاشت و جمعى کثیر خصوصاً خواص شهر بدو اقتدا مى کردند، خود او مى فرمود ابتدا که باقامه جماعت مى رفتم واقعاً قصد قربت داشتم، چیزى از کسى قبول نمى کردم، کم کم دیدم که هر وقت جمعیت مسجدم بیشترست خوشحال تر مى شوم از تحف و هدایا نیز لذت مى برم، پیش خود گفتم که از همه عبادتهاى الهى یک نماز واجب آن هم با ریا و خدعه شیطان؟! این بود که امامت مسجد و سایر ریاستهاى شرعى را بکلى ترک کردم؛ بمردمان هم گفتم که نمازهایى را که با من خوانده اند اعاده کنند خودم نیز همه را اعاده کردم

مشروح زندگی نامه
فرزند رجبعلی درّی، پدرش از اهالی جوشقان کاشان بوده و به قصبه درّ منتقل گردیده بود. ملا حسن در اصفهان متولد شد و در آنجا نزد جمعی از علما خصوصاً در فن اصول فقه نزد حاج شیخ محمدباقر نجفی به تحصیل پرداخت و مدتی از محضر محمد حسن شیرازی کسب فیض نمود تا به مقام اجتهاد نائل آمد به پاس حق استادی شیخ محمدباقر نجفی مدتی به فرزندانش مخصوصاً حاج آقا نورالله نجفی که او را افضل و اعلم اولاد شیخ می شمرد، خدمت کرد و معین مجلس فتوی و قضای او بود، هر چند که خود هم مستقلاً مسند ریاست شرعی داشت. روزها در مسجد خان محلة تلواسکان اقامه جماعت می نمود و جمع زیادی خصوصاً خواص شهر به او اقتدا می کردند و در مسجد نوی بازار حجره داشته و در مدرسه نیم آورد تدریس می فرمود.
« میرزا ابوالقاسم طرب، مابین علمای روحانی اصفهان بیش از همه به حاج ملا حسن دری اعتقاد و با او دوستی و هم فکری صمیم داشت؛ وی در زهد و قناعت و بی پیرایگی و بی اعتنایی به مخلوق از رجال ممتاز عهد خود بود، بسیار دیده می شد که مایحتاج منزلش حتی هیزم و زغال و یوشن را با دست و دامن قبا و عبای خود به خانه می برد، بساط قضا و فتوی و امامت جماعت را که مدتی با گرمی و اقبال روزافزون عامه تصدی داشت ناگهان درهم پیچیده و گوشة فقر و انزوا برگزیده بود، خود او می فرمود ابتدا که به اقامة جماعت می رفتم واقعاً قصد قربت داشتم، چیزی از کسی قبول نمی کردم، کم کم دیدم که هر وقت جمعیت مسجدم بیشتر است خوشحال تر می شوم از تحف و هدایا نیز لذت می برم، پیش خود گفتم که از همة عبادتهای الهی یک نماز واجب آن هم با ریا و خدعة شیطان؟! این بود که امامت مسجد و سایر ریاستهای شرعی را به کلی ترک کردم ».
همچنین جابری انصاری در مورد وی می نویسد که: « از فقهای مبرز به زهد و طاعت و فقرای مطرّز به قناعت با شجاعت علم و تقوی، چنانچه به علمای دوستدار دنیا خطاب های درشت فرمودی».
او تا اواخر عمر لباس دهاتی خود را عوض نکرده و با کلاه بود. لکن در سال های آخر عمر به اصرار برخی از علما معمم شد. خانة محقری در محلة نیم-آورد نزدیک بازارچه و مسجد حاج محمد جعفر آباده ای داشت که زن و فرزندانش در آن می نشستند، حجرة طلبگی هم در مهتابی مسجد نوی بازار داشت که روزها معمولاً آنجا به مطالعه و عبادت مشغول بود، حق الزحمة مختصری بابت استخاره می گرفت که وسیلة معاش فقیرانة او بود.
وی « چند سفر حج و زیارت مشاهد پیاده رفت. به تواتر شنیده شد، سفر مشهدش، سه شب خدّام حرم، حضرت امام رضا- علیه السلام- را به خواب دیده بودند که حاج ملا حسن به زیارت می آید، بروید استقبالش».
از شاگردانش آیت الله میر محمدصادق مدرس خاتون آبادی و میرزاحسن خان جابری انصاری را می شناسیم.
وی تألیفاتی نیز داشته است از آن جمله: 1- یک دورة «فقه استدلالی» به فارسی که آقا میرزا احمد دولت آبادی خواست آن را چاپ کند و موفق نشد 2- «مناسک حج» به عربی، استدلالی و مفصل.
سرانجام وی در ربیع الاول سال 1336ق که سال فوت وی را 1337ق آورده است) فوت شد و پیکرش را در تکیة ملک( گلستان شهدا) به خاک سپردند.
میرزا حسن خان جابری انصاری ماده تاریخ وفات وی را چنین سروده:
فقیه درّ حسن آن درّ یکتا
که زندی گفت بر ابرو به مریخ
صدف بشکست و جست و جابری گفت
غیاب الکواکب الدری بتاریخ

داستانها

فرزند رجبعلی درّی، پدرش از اهالی جوشقان کاشان بوده و به قصبه درّ منتقل گردیده بود. ملا حسن در اصفهان متولد شد و در آنجا نزد جمعی از علما خصوصاً در فن اصول فقه نزد حاج شیخ محمدباقر نجفی به تحصیل پرداخت و مدتی از محضر محمد حسن شیرازی کسب فیض نمود تا به مقام اجتهاد نائل آمد به پاس حق استادی شیخ محمدباقر نجفی مدتی به فرزندانش مخصوصاً حاج آقا نورالله نجفی که او را افضل و اعلم اولاد شیخ می شمرد، خدمت کرد و معین مجلس فتوی و قضای او بود، هر چند که خود هم مستقلاً مسند ریاست شرعی داشت. روزها در مسجد خان محلة تلواسکان اقامه جماعت می نمود و جمع زیادی خصوصاً خواص شهر به او اقتدا می کردند و در مسجد نوی بازار حجره داشته و در مدرسه نیم آورد تدریس می فرمود.
« میرزا ابوالقاسم طرب، مابین علمای روحانی اصفهان بیش از همه به حاج ملا حسن دری اعتقاد و با او دوستی و هم فکری صمیم داشت؛ وی در زهد و قناعت و بی پیرایگی و بی اعتنایی به مخلوق از رجال ممتاز عهد خود بود، بسیار دیده می شد که مایحتاج منزلش حتی هیزم و زغال و یوشن را با دست و دامن قبا و عبای خود به خانه می برد، بساط قضا و فتوی و امامت جماعت را که مدتی با گرمی و اقبال روزافزون عامه تصدی داشت ناگهان درهم پیچیده و گوشة فقر و انزوا برگزیده بود، خود او می فرمود ابتدا که به اقامة جماعت می رفتم واقعاً قصد قربت داشتم، چیزی از کسی قبول نمی کردم، کم کم دیدم که هر وقت جمعیت مسجدم بیشتر است خوشحال تر می شوم از تحف و هدایا نیز لذت می برم، پیش خود گفتم که از همة عبادتهای الهی یک نماز واجب آن هم با ریا و خدعة شیطان؟! این بود که امامت مسجد و سایر ریاستهای شرعی را به کلی ترک کردم ».
همچنین جابری انصاری در مورد وی می نویسد که: « از فقهای مبرز به زهد و طاعت و فقرای مطرّز به قناعت با شجاعت علم و تقوی، چنانچه به علمای دوستدار دنیا خطاب های درشت فرمودی».
او تا اواخر عمر لباس دهاتی خود را عوض نکرده و با کلاه بود. لکن در سال های آخر عمر به اصرار برخی از علما معمم شد. خانة محقری در محلة نیم-آورد نزدیک بازارچه و مسجد حاج محمد جعفر آباده ای داشت که زن و فرزندانش در آن می نشستند، حجرة طلبگی هم در مهتابی مسجد نوی بازار داشت که روزها معمولاً آنجا به مطالعه و عبادت مشغول بود، حق الزحمة مختصری بابت استخاره می گرفت که وسیلة معاش فقیرانة او بود.
وی « چند سفر حج و زیارت مشاهد پیاده رفت. به تواتر شنیده شد، سفر مشهدش، سه شب خدّام حرم، حضرت امام رضا- علیه السلام- را به خواب دیده بودند که حاج ملا حسن به زیارت می آید، بروید استقبالش».
از شاگردانش آیت الله میر محمدصادق مدرس خاتون آبادی و میرزاحسن خان جابری انصاری را می شناسیم.
وی تألیفاتی نیز داشته است از آن جمله: 1- یک دورة «فقه استدلالی» به فارسی که آقا میرزا احمد دولت آبادی خواست آن را چاپ کند و موفق نشد 2- «مناسک حج» به عربی، استدلالی و مفصل.
سرانجام وی در ربیع الاول سال 1336ق که سال فوت وی را 1337ق آورده است) فوت شد و پیکرش را در تکیة ملک( گلستان شهدا) به خاک سپردند.
میرزا حسن خان جابری انصاری ماده تاریخ وفات وی را چنین سروده:
فقیه درّ حسن آن درّ یکتا
که زندی گفت بر ابرو به مریخ
صدف بشکست و جست و جابری گفت
غیاب الکواکب الدری بتاریخ