علی نقی شیرازی اصطهباناتی

علی نقی شیرازی اصطهباناتی

شهرت :

شیرازی اصطهباناتی
تاریخ وفات :
15/12/1129
مزار :
تکیه سید رضی
زمینه فعالیت :
عارف
عارف سالک، از مشایخ نامدار تصوف در قرون یازدهم و دوازدهم هجری.
نام، تولد و والدین؛ از تاریخ تولد و خاندان پدری و مادری او آگاهی در دست نیست. نام دقیق وی چنانکه خود در آغاز رسالة« برهان المرتاضین» بدان تصریح کرده« علی بن محمد معروف به علی نقی» است. هر چند از تاریخ درست تولد وی آگاهی نداریم اما می توان گفت که در نیمه دوم قرن یازدهم هجری در حدود سالهای 1055ق به بعد در شهر اصطهبانات( استهبان امروزی) استان فارس دیده به جهان گشوده است.
تحصیلات و اساتید؛ شیخ علی نقی از زادگاه خود به فسا رفته و نزد ملا شاه محمد فسایی از علمای آن شهر، علوم متداول مقدماتی را تحصیل نمود. پس از بازگشت اصطهباناتی( حدود سال1088ق) به همراه پیر و شیخ معنوی اش نجیب الدین رضا به اصفهان، به دستور شیخ خود چهار اربعین اهل طریقت را پشت سر گذراند و با تحمل ریاضت و طی مدارج عرفانی، به دامادی مرشد خود و سپس قطبیت سلسله ذهبیه نایل شدشیخ علی نقی اصطهباناتی سی و یکمین قطب سلسله ذهبیه به شمار می رود.
کتابت « سبع المثانی» توسط شیخ اصطهباناتی است.
از جمله کسانی که به صحبت و خدمت شیخ رسیده اند می توان به میرزا محمد نسابه اشاره کرد. اما بزرگترین شاگرد و مرید شیخ و نیز جانشین او میر سید قطب الدین محمد نیریزی شیرازی سی و دومین قطب سلسله ذهبیه است. تنها تألیف شناخته شده شیخ علی نقی اصطهباناتی رساله«برهان المرتاضین» اوست. از آثار خط وی دعای جوشن کبیر به خط نسخ معرب است.
وفات و مدفن؛ شیخ علی نقی اصطهباناتی که تا زمان حیات مرشدش شیخ نجیب الدین رضا و نیز پس از فوت او، تا اواسط سلطنت شاه سلطان حسین صفوی در اصفهان به سر می برد و گاهی نیز به زادگاهش اصطهبانات و شیراز رفت و آمد می کرد، سرانجام در سنین بیش از هشتاد سالگی در روز شنبه 15 ذی الحجه الحرام سال 1129ق در شهر اصفهان بدرود حیات گفت.

مشروح زندگی نامه
عارف سالک، از مشایخ نامدار تصوف در قرون یازدهم و دوازدهم هجری.
نام، تولد و والدین؛ از تاریخ تولد و خاندان پدری و مادری او آگاهی در دست نیست. نام دقیق وی چنانکه خود در آغاز رسالة« برهان المرتاضین» بدان تصریح کرده« علی بن محمد معروف به علی نقی» است. هر چند از تاریخ درست تولد وی آگاهی نداریم اما می توان گفت که در نیمه دوم قرن یازدهم هجری در حدود سالهای 1055ق به بعد در شهر اصطهبانات( استهبان امروزی) استان فارس دیده به جهان گشوده است.
تحصیلات و اساتید؛ شیخ علی نقی از زادگاه خود به فسا رفته و نزد ملا شاه محمد فسایی از علمای آن شهر، علوم متداول مقدماتی را تحصیل نمود. پس از بازگشت اصطهباناتی( حدود سال1088ق) به همراه پیر و شیخ معنوی اش نجیب الدین رضا به اصفهان، به دستور شیخ خود چهار اربعین اهل طریقت را پشت سر گذراند و با تحمل ریاضت و طی مدارج عرفانی، به دامادی مرشد خود و سپس قطبیت سلسله ذهبیه نایل شدشیخ علی نقی اصطهباناتی سی و یکمین قطب سلسله ذهبیه به شمار می رود.
کتابت « سبع المثانی» توسط شیخ اصطهباناتی است.
از جمله کسانی که به صحبت و خدمت شیخ رسیده اند می توان به میرزا محمد نسابه اشاره کرد. اما بزرگترین شاگرد و مرید شیخ و نیز جانشین او میر سید قطب الدین محمد نیریزی شیرازی سی و دومین قطب سلسله ذهبیه است. تنها تألیف شناخته شده شیخ علی نقی اصطهباناتی رساله«برهان المرتاضین» اوست. از آثار خط وی دعای جوشن کبیر به خط نسخ معرب است.
وفات و مدفن؛ شیخ علی نقی اصطهباناتی که تا زمان حیات مرشدش شیخ نجیب الدین رضا و نیز پس از فوت او، تا اواسط سلطنت شاه سلطان حسین صفوی در اصفهان به سر می برد و گاهی نیز به زادگاهش اصطهبانات و شیراز رفت و آمد می کرد، سرانجام در سنین بیش از هشتاد سالگی در روز شنبه 15 ذی الحجه الحرام سال 1129ق در شهر اصفهان بدرود حیات گفت. در منابع معتبر مانند « دانشمندان و بزرگان اصفهان» و «الذریعه» آقا بزرگ تهرانی، مدفن شیخ را در اصفهان نوشته اند. اما در این اواخر معلوم شد که نوشته استاد مهدوی و نیز صاحب الذریعه مستند و دارای مآخذ است. بگونه ای که در صفحة آخر نسخه ای خطی از رسالة «برهان المرتاضین» دستخطی مشاهده شد که پس از ذکر تاریخ دقیق فوت صاحب رساله، محل دفن او را در اصفهان به دقت آورده است. از این نوشته معلوم می شود که مدفن شیخ و مراد اصطهباناتی یعنی شیخ نجیب الدین رضا نیز در جوار او در تخت فولاد اصفهان است.
استاد جلال الدین همایی در ذکر مدفونین در تکیة آقا رضی، تصریح می نماید به اینکه اصطهباناتی از مدفونین در این محل بوده اما خود استاد اثری از سنگ قبر او نیافته است: « شیخ علی نقی اصطهباناتی متوفی 1129 صاحب« برهان المرتاضین» و مؤلفات دیگر از مشایخ بزرگ ذهبیه که شرح حالش در «طرایق الحقایق» مسطور است... در جزو مدفونین این تکیه ... نوشته اند که راقم سطور اثری از قبور آنها مشاهده نکرده ام».