نورالدین عراقی

نورالدین عراقی

شهرت :

ادیب حضور
تاریخ وفات :
1320/12/21
مزار :
تکیه ملک
زمینه فعالیت :
روزنامه نگار,نویسنده,ادیب
معروف به «ادیب حضور» و ملقب به «ایران مدار مکی یا ایران پرست مکی» ادیب فاضل و روزنامه نگار و نویسنده مبارز و مشروطه خواه، فرزند سید محمدعلی حسینی است. وی روزنامه «مفتش ایران» را منتشر می-نمود و در21 اسفند 1320ش درگذشت. جنازة او را با تجلیل به تخت فولاد اصفهان حمل و در تکیه ملک (گلستان شهدا) مدفون نمودند.
مشروح زندگی نامه
معروف به « ادیب حضور» و ملقب و مشهور به ایران مدار مکی یا ایران پرست مکی، ادیب و فاضل و روزنامه نگار و نویسنده مبارز و مشروطه خواه، فرزند حاج سید محمد علی حسینی، از علمای بزرگ و معروف اراک که اواخر عمر در تهران اقامت گزیده و سپس به رحمت ایزدی پیوست. وی در حدود سال1298ق در شهر اراک متولد شد و تحصیلات ابتدایی خود را در این شهر سپری کرده است. او به همراه برادرش برای آموختن علوم دینی در جرگه سپاهیان شریعت درآمد. پدرش که سخت مراقب احوال آنان بود، برای تعلیم علوم مقدماتی آنان را زیر نظر دانشمندان و علماء مشهور عصر خود سپرد. سید نورالدین در سن پانزده سالگی به راحتی و خیلی زود از پس علوم مقدماتی برآمده و از آن فراغت حاصل نمود. علاقه او به علوم دینی و افزون بر آن، هوش و ذکاوت فوق العادة او در کسب علم، پدرش را مْجاب نمود تا او را به همراه چند تن از اقارب و بستگان خود برای تعلیم علوم عالیه به بیروت بفرستد. موفقیت او در علوم عالیه کم نظیر و بسیار درخشان بود. به حدی که در سن بیست سالگی به اجتهاد رسید. وی علوم دیگری همچون زبان فرانسه را به خوبی فراگرفته و سپس نجوم، ریاضیات، طبیعیات و اقتصاد را در حد توان آموخت. سپس دست به سیاحت زد. این بار به هندوستان رفت و با ایرانیان مقیم این دیار همنشین گردید و رفته رفته به نقاط دیگر هندوستان مسافرت کرد و در انجمن های مذهبی و سیاسی آن کشور داخل شد. سفر او پس از چند ماهی به اتمام رسید و به سن 28 سالگی به ایران بازگشت.
سید نورالدین با همکاری دوستان خود در تهران مبادرت به تأسیس مدرسه مظفر نمودند تا در آن به تعلیم و تدریس علوم جدید بپردازند. تلاش آزادیخواهان سرانجام در اواخر دوره مظفری به ثمر نشست و خواسته های آنان در تأسیس دارالشورا عملی شد. در این راه سختی ها و جانفشانی ها و خود باختگی های فراوانی صورت گرفت. هر چند در رأس مشروطه، افراد خاصی سرِ زبانها هستند، ولی اگر افرادی چون عراقی نبودند، شاید مشروطه از لفظ به فعل مبدل نمی شد. مبارزات و تلاشهای او زبانزد بسیاری از دوستان مشروطه خواه و کینه-توزی معاندین مستبدی چون محمدعلی شاه است. در این زمان او با کمک دوستان متنفذ خود، انجمنی به نام «انجمن آزادی خواهان» فراهم آوردند و در دورة اول مجلس او از طرف مردم خراسان به وکالت مجلس شورای ملی رسید. صدرهاشمی به نقل از فرزند عراقی نوشته که او از طرف نواحی شمال (مازندران) به وکالت رسید.
در گیرودار به توپ بستن مجلس، سید نورالدین با رفقای فراکسیونی خود فوراً در صدد رفع آسیب و پنهان کردن خود برآمد و چون شلیک توپخانه راه فرار را برای آنها مسدود کرده بود، بناچار در یکی از گنجه های مجلس مخفی شدند و پس از سی و دو ساعت دیگر به وسیله سرتیپ محمد اسماعیل خان، نجات یافتند و شبانه ایشان را در منزل خود مخفی نمودند (همانجا). چندی از این حادثه سپری نشده بود که مجددا از پناهگاه بیرون و بر ضد محمدعلی شاه همراه شد و شروع به نوشتن مقالاتی بر ضد محمد علی شاه نمود و در همین حین دستگیر شد. ناصرالملک قاجاری اسباب نجات و آزادی سید نورالدین شد که در بین زندانیان بود. شاه نیز او را مورد لطف خویش قرار داد و لقب « ادیب حضوری» به وی بخشید. لیکن شعلة مخالفت مخالفان علیه شاه خاموش نگردید و دولت را وادار به برخورد جدیتری نمود که در این بین تبعید اصفهان نصیب او گردید. در اصفهان ادیب حضور این بار از طریق انتشار روزنامه وارد کارزار خدمت شد و روزنامه «مفتش ایران» را در سال1327ق منتشر کرد. این روزنامه قریب به 22 سال تحت همین عنوان در اصفهان، کرمانشاه و اراک مرتباً منتشر می شد. در اراک به سال 1311ش به روزنامة « تمدن ایران » تغییر نام یافت؛ ولی 5 سال بیشتر دوام نیاورد. چرا که ضعف مزاجی ادیب حضور دیگر رخصتش نمی داد و او را وادار به سکونت در اصفهان نمود.
روزنامة مفتش ایران از جمله روزنامه هایی است که مدت زمان طولانی در شهرهای مختلف ایران منتشر می شد. این روزنامه به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی سید نورالدین عراقی و سردبیری ابراهیم راه نجات در سال 1327ق به قطع متوسط و در مطبعة سربی حبل المتین در چهار صفحه و به صورت هفتگی طبع و منشر می شد. این جریده ماهیت خود را عنوان هر شماره چنین بیان کرده است. « مفتش ایران جریده ای ست، سیاسی، علمی، اخباری، اخلاقی و از هرگونه مطالب سودمند به آزادی سخن می راند». همچنین صاحبان امور، مرام و مسلک خود را در این جریده « [...] ادای راستی و درستی و صداقت و ملت پرستی و خدمات جان فشانة خود به ملت محبوب خویش [می داند. ...] تفتیش در تمام ایالات و ولایات ایران، قویاً طرفدار مظلوم و صاعقه خرمن جان خائنین» خواهد بود. بعد از عنوان سرمقاله، مندرجات دیگر روزنامه در باب اخبار داخله و خارجه و شکایات و تلگراف ها از دیگر بلاد و بعضاً مقالات مختلف می باشد. روزنامه تا سال هفتم به همان سبک و سیاق منتشر می شد؛ اما از سال هفتم که ابراهیم راه نجات خود مشغول انتشار روزنامه شد، صاحب امتیازی و مدیرمسئولی و سردبیری روزنامه، همگی بر عهدة خود ادیب حضور قرار گرفت. از همان ابتدای سال هفتم روزنامه به مدتی کوتاه تعطیل و مجدداً در شنبه13 ذیقعده 1335ق شماره دهم این سال توزیع می شود. از این شماره به بعد روزنامه دارای مزایای نوظهوری می شود. از جملة این مزایا، کیفیت کاغذ و چاپ و بیشتر شدن اخبار محلی اصفهان و اوضاع داخلی ایران است. در سال دهم، بار دیگر روزنامه برای مدتی تعطیل می شود که علت آن نوشتن مقالات تند و آتشین است. تحول جدیدی که در سال یازدهم روزنامه بوجود آمده و در شمارة اول آن نیز ذکر آن رفته، این است که « [...] با مناسبترین اسلوب و روشنترین طبع و قلم سیاسی آتشین به انضمام کاریکاتورهای مفید و مـوثری در صفحة اخیر داخل عرصه جریده نگاری می گردیده » است. تا سال بیست و یکم انتشار، یعنی سال 1310ش که این روزنامه در اصفهان منتشر می شد، تغییر دیگری در آن صورت نگرفت و پس از آن ادیب حضور روزنامة مفتش ایران را در اراک تا سال 1311ش منتشر کرد؛ ولی« به علت شکایتی مبنی بر اینکه یک روزنامه نمی تواند با همان نام و ناشر هر روز در یک شهرستان منتشر شود، لاجرم به وسیلة شهربانی اراک به مرکز احضار، پس از اجبار به تعویض نام فامیل خود از ایران مداری، چون نتیجه مطلوبی حاصل نشد، به عناوین مختلفه ایشان را مجبور به تعویض امتیاز روزنامة مفتش ایران نمودند و از وسط سال 1311ش روزنامه مفتش ایران تعطیل و به نام روزنامة «تمدن ایران» در اراک از افق مطبوعات ظاهر گردید. و تا سال 1316ش کم و بیش به دستیاری فرزند خود فخرالدین ایران مدار، منتشر و بعداً بواسطه ضعف مزاج، روزنامه خود را تعطیل کرد».
ادیب حضور، از یک اندیشه باز و آزادمنشانه و به دور از هر گونه تعصب برخوردار بود. اگر او در اکثر نوشته هایش دم از آزادی می زند، در واقعیت امر، خواهان اصلاح فکری جامعه است. گامهای او در صدر مشروطه و صدماتی که در این راه کشید، گویای این امر است. او آزادی را برای مردم و کشور، از ضروریات می دانست، لذا همواره به برقراری آزادی و اندیشیدن دربارة آن تأکید می کرد.« سر منشأ کلیه اعمال، فکر است، تا فکر نباشد قول نیست و تا قول نباشد عمل نیست. اشخاصی که آزادی اجرای عملیات ترقی گستر دارند و آمال اصلاحات اجتماعی در دفاع می پرورانند، بایستی بدانند که مقدمه عمل فکر است. کسانی می خواهند در عملیات آزاد باشند در افعال آزاد باشند، بایستی قبلا تهیه افکار آزاد نمایند و اذهان را از قید تقلید و عصبیت رهائی بخشند».
ایران مدار مکی، از بین تمام آزادی های مطرح شده و موجود، برای آزادی قلم اهمیت بیشتری قائل بود و پیشرفت و ترقی بشر را در گرو آزادی قلم می دانست. « اهمیت آزادی قلم از تمام انواع آزادی در مسیر ترقی بشر، بیشتر است[...] این است که آزادی هم عنوان ترقی ملت است و صاحبان آن خدام مصالح عمومی هستند». از دیگر مزایای ادیب حضور می توان آگاهی های دقیق و عمیق او را در تاریخ برشمرد که نوشته هایش را جذاب و مستدل کرده است. او تنها ذکر حوادث گذشته نمی کند، بلکه سفارش به عبرت آموزی آن نیز دارد. چرا که شجاعت او در گفتار و پرهیز از تملق گویی، که دو خصیصة بارز و جدانشدنی او بوده است، برگرفته از همین منش بود. او دارای شهامتی وصف ناپذیر بود و مقالات تند و آتشین او که عاقبت باعث تعطیلی روزنامه اش در زمان رضاشاه نیز شد، گویای این مطلب است.
با شدت ضعف ایشان سرانجام در 21 اسفند 1320ش/23 محرم 1351ق در بیمارستان به سن 60 سالگی سر در نقاب خاک نمود و به دیار باقی شتافت. جنازة او را با تجلیل به تخت فولاد اصفهان حمل و در تکیه ملک (گلستان شهدا) مدفون نمودند.