تقی فداکار

تقی فداکار

شهرت :

فداکار
تاریخ وفات :
1351/04/07
مزار :
تکیه کلباسی
زمینه فعالیت :
فرزند شیخ محمد انصار ترک همدانی، در سال 1282ش در شهر اصفهان متولد شد. تقی، در این شهر تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را گذراند.
در نوجوانی تحت تأثیر افکار انقلابی برادرش باقر خان عراقی، به نهضت جنگل پیوست و در این راه بود که باقر، برادر بزرگتر او، جان خود را از دست داد. پس از شکست نهضت جنگل به تهران رفت و در مدرسة علوم سیاسی تهران تحصیل کرد.
در دورة سلطنت رضاخان در اصفهان زندگی می کرد. نخستین شغل وی در شرکت تجاری روسی به عنوان مترجم بود و در آن جا بود که با زبان روسی آشنا شد. چندی بعد به استخدام اداره ثبت اصفهان درآمد و مدتی نیز به وکالت اشغال داشت. در سال 1321ش با معرفی سلیمان اسکندری به حزب توده پیوست.
حزب توده شاخة اصفهان در 22 خرداد 1321ش تشکیل شد. وی از رهبران اولیة کمیتة ولایتی اصفهان بود.
وی پس از فعالیتهای و موفقیتهای که بدست آورد توانست همراه یکارگران را داشته باشد و به عنوان نماینده اصفهان به مجلس راه یافت.
وی در مجلس به فراکسیون حزب توده پیوست و نقش فعالی را بر عهده گرفت.
او پس از کناره گیری از مناصب حزبی، مدتی به عضویت باشگاه لاینز درآمد.
فداکار در پی ترور نافرجام شاه در بهمن 1327ش مدتی به زندان افتاد و با وساطت مصدق آزاد شد. پس از آن کاملاً از فعالیت های سیاسی کناره گرفت و به شغل وکالت و کشاورزی پرداخت
بالاخره او سه شنبه 6 تیر1351ش زمانی که برای سرکشی به زمین های خود رفته بود، توسط یک ماشین زیر گرفته شد و در 7 تیر/ 15 جمادی الاول1392ق درگذشت. جسدش را در کنار برادرش باقر، در تکیة میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد، به خاک سپردند.

مشروح زندگی نامه
فرزند شیخ محمد انصار ترک همدانی، در سال 1282ش در شهر اصفهان متولد شد. تقی، در این شهر تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را گذراند.
در نوجوانی تحت تأثیر افکار انقلابی برادرش باقر خان عراقی، به نهضت جنگل پیوست و در این راه بود که باقر، برادر بزرگتر او، جان خود را از دست داد. پس از شکست نهضت جنگل به تهران رفت و در مدرسة علوم سیاسی تهران تحصیل کرد و با سلیمان میرزا اسکندری و آیت الله مدرس آشنا شد و در تهران به ایدئولوژی مارکس و انگلس گرایش یافت؛ اما همچنان به اعتقادات مذهبی پایبند بود .
در بازجویی ای که از او در تاریخ 27تیر 1346 ش از جانب ساواک به عمل آمده، او خود را این چنین معرفی می کند: «... اسم تقی نام فامیلی فداکار فرزند مرحوم محمد دارنده شناسنامه 2522صادره از بخش چهار اصفهان اهل و ساکن اصفهان، بخش چهار، خیابان نشاط و ملک، کوچة شیخ یوسف و متولد سال 1282شمسی و شغلم وکیل پایه اول دادگستری و قسمتی هم به شغل کشاورزی مشغول هستم. ...» .
در دورة سلطنت رضاخان در اصفهان زندگی می کرد. نخستین شغل وی در شرکت تجاری روسی به عنوان مترجم بود و در آن جا بود که با زبان روسی آشنا شد. چندی بعد به استخدام اداره ثبت اصفهان درآمد و مدتی نیز به وکالت اشغال داشت و تا زمانی که رضا شاه از سلطنت کناره گرفت، در همین حرفه مشغول بود. او در سال 1321ش با معرفی سلیمان اسکندری به حزب توده پیوست. عبدالصمد کامبخش از اعضای کمیته مرکزی حزب توده نیز در این راه وی را متقاعد کرد و رهبری اتحادیه کارگران اصفهان را در دست گرفت.
تقی فداکار از جمله شخصیت هایی بود که در شروع تشکیل اتحادیه کارگری در اصفهان با حزب توده همراه شد. وی به دعوت کارگران، رهبری بنیاد اولیة اتحادیة در اصفهان را که در شهریور 1320ش مخفیانه بنا شده بود، به عهده گرفت و با متشکل کردن کارگران و یافتن اعضایی فعال در میان آنها، دست به فعالیت در کارخانه ها زده و از آنجایی که فعالیت های خود را بر روی رفع مشکلات زندگی کارگران متمرکز کرده بود، به تدریج توانست توجه این طبقه را به سوی خود جلب کند.
شاید مهمترین ابتکار حزب توده در اوایل سال1321ش تأسیس اتحادیة کارگری به نام « شورای مرکزی اتحادیه کارگری و زحمتکشان ایران » به ریاست رضا روستا بود. این سازمان توانست با پوشش کاملاً غیر کمونیستی و با بهره گیری از افراد غیر کمونیست، مانند تقی فداکار (مسؤول شورا در استان اصفهان)، در تهران قریب به 1000کارگر و در سایر شهرها عدة قابل توجهی را پیرامون خود گرد آورد و در مقایسه با سازمان حزب توده به یک سازمان قابل توجه سیاسی مبدل شود. در سال1322ش، شورای مرکزی با دو سازمان کارگری دیگر ائتلاف کرد و نام خود را به شورای متحدة مرکزی تغییر داد.
حزب توده شاخة اصفهان در 22 خرداد 1321ش تشکیل شد. رهبران اولیة کمیتة ولایتی اصفهان عبارت بودند از: تقی فداکار، محرم علی شهیدی، نعمت الله بهرام پور، احمد کفعمی، عبدالحسین بزرگزاد، ژرژ قسطانیان، احمد کشاورز و حسن عصر طلایی. بعداً به دلیل این که مهمترین مرکز فعالیت شورای متحده در شهر اصفهان بود، محمود بقراطی نیز از سوی رهبری حزب توده به منظور تقویت فعالیت حزب توده به اصفهان اعزام شد. در این زمان علی شمیده اعزامی از تهران از فعالان حزب توده در اصفهان بود که از آذربایجان شوروی آمده بود و از طرف حزب توده در شهرهای اصفهان، تهران و تبریز به کار سازماندهی اتحادیه مشغول بود. اسکندری در مقابل شمیده که تندروی بیشتری داشت، کمیتة مرکزی را قانع کرد که تقی فداکار رهبر اتحادیه شود. در مراسم افتتاح آن مرکز، رضا روستا عضو کمیتة مرکزی حزب نیز از تهران حضور یافت و برای حضار سخنرانی کرد و به این ترتیب تلاش برای فعالیت های تبلیغاتی آغاز شد و با کارگران مستعد تماس گرفته شد.
در مراحل بعد با رشد فعالیت کارگران و اتحادیة کارگری، اولین نشانه های مخالفت بروز کرد و میان فداکار و کمونیست های اعزامی از تهران درگیری روی داد؛ چراکه فداکار خودش اصولاً کمونیست نبود و از این رو بود که تعداد زیادی از کارگران اصفهان به اتحادیة کارگری پیوستند به علاوه او اتحادیه را مستقل از حزب می دانست و نه زیر مجموعة آن، و برخلاف همکاری با رضا روستا، او نام اتحادیة خود را نه شورای ایالتی که شورای مرکزی اتحادیه های کارگران و زحمتکشان اصفهان، گذارده بود.
تقی فداکار با محمود بقراطی نمایندة اعزامی حزب توده از تهران در مورد نفوذ توده ای ها در اتحادیه درگیر شد و البته به پیروزی رسید، زیرا بعداً تعداد اعضای اتحادیه های کارگری اصفهان به سی هزار نفر رسید و تعداد اعضای حزب توده از صد نفر بیشتر نبود. علاوه براین اکثریت طبقة کارگر صنعتی ایران نیز مذهبی بودند و کسانی که به حزب توده و شورای متحده روی می آوردند، بیشتر به دنبال نیازهای اقتصادی خود بودند تا انگیزه های سیاسی. صحبتهای فداکار خیلی زود توانست نظر کارگران را به خود جلب کند وگفته های دلگرم کنندة او مبنی بر توانایی کارگران برای تغییر شرایط زندگیشان، آنها را هر چه بیشتر به سوی متشکل شدن با یکدیگر در قالب اتحادیه ها سوق داد و اینگونه روز به روز نفوذ فداکار و همفکرانش در درون تشکیلات کارگری در کارخانه ها زیادتر شد. او کوشید که در زندگی رویة ساده ای را پیشه کند و از آن جایی که در اصفهان زاده شده بود، کارگران با او احساس همدلی می کردند و او را از خود می دانستند.
روند فعالیت های حزب در ابتدا مخفیانه بود؛ اما پس از 28 مرداد 1321ش انسجام و اتحاد در میان کارگران این امکان را به حزب توده اصفهان داد تا با انجام اعتصاباتی در جهت تحقق خواسته های خود برآیند. در مقابل کارخانه داران و کارفرمایان نمی توانستند حضور اتحادیة کارگران را به عنوان نهادی صرفاً صنفی بپذیرند و همین مسأله باعث شد که در برابر فداکار که از آنها می خواست اتحادیه را به عنوان نمایندة کارگران برای حل اختلافات خود و جامة عمل پوشانیدن به توافق نامه 15 شهریور بپذیرند، واکنش تندی نشان دهند و از مأموران شهربانی خواستند که در برابر کارگران از آنها حمایت کنند. برخورد بد مأموران شهربانی با کارگران و دستگیری نمایندگان آنها به رغم دستور قوام برای پایان دادن به اختلافات و رسیدگی شهربانی به شکایات، باعث نارضایتی بیشتر کارگران شد؛ اما از آنجا که علاوه بر شهربانی سایر مقامات اصفهان هم از فعالیت های اتحادیه ناراضی بودند، نمایندگان اتحادیه اصفهان و شخص فداکار را مسؤول ناآرامی و تحریک کارگران دانسته و عنوان کردند که خود قصد خاتمه دادن به این اختلافات را دارند. برای تضعیف موقعیت اتحادیه جلسه ای با حضور مقامات تشکیل شد و در این جلسه عنوان شد که اجازه داده نشود تا اشخاصی مانند فداکار نظم عمومی را بر هم بزنند. در خاتمة جلسه نیز بر لزوم افزایش حقوق کاگران توافق شد؛ ولی با وجود افزایش دستمزد، اعتراضات کارگران خاتمه نیافت و همین موضوع زمینه را فراهم کرد تا اتحادیة کارگری اصفهان بتواند بهتر از اوضاع بهره برداری کند و اعتصاباتی را سازمان دهد و کارگران ناراضی را به سوی خود جلب کند.
موفقیت فداکار باعث گرایش بیشتر کارگران به اتحادیه شد و بر عضویت کارگران روز به روز افزوده شد؛ به گونه ای که اتحادیه به یکی از قوی ترین، اتحادیه های کارگری ایران تبدیل شد و مورد قبول نمایندگان کارگران واقع شد. پس از آن فعالیت های تقی فداکار و یارانش بیشتر بر حول محور افزایش آگاهی کارگران در خصوص فعالیتهای سندیکایی متمرکز شد. جلساتی با کارگران ترتیب داده شد تا در خصوص فایده این گونه فعالیت ها صحبت شود و همچنین کارگران از روند انجام امور در کارخانه ها بهتر آگاهی یابند؛ اما با وجود اجرای توافق نامه هنوز کارخانه داران و مقامات اصفهان در اندیشة کاهش نفوذ تقی فداکار و در مرحلة بعد، از میان برداشتن اتحادیه کارگری بودند. شاید بتوان گفت زمینة این هدف برای آنها از انتخابات انجمن شهر فراهم شد. فداکار در این انتخابات کاندیدا بود و با وجود رأی کارگران و حمایت های فراوان از او، به دلیل ایجاد اختلافات و رقابت ها و اتهاماتی مبنی بر تقلب در انتخابات از سوی حزب توده، مجبور شد که انصراف دهد؛ اما در انتخابات مجلس چهاردهم شورای ملی، فداکار توانست به عنوان نمایندة حزب توده از اصفهان راهی مجلس شود.
انتخابات شهرستان اصفهان در تاریخ 17مرداد 1322ش آغاز شد. در 5 آذر 1322ش تقی فداکار در مجموع با (30424) رأی از (40132) رأی حائز اکثریت آرا شد و از حوزة اصفهان به مجلس راه یافت.
وی در مجلس به فراکسیون حزب توده پیوست و نقش فعالی را بر عهده گرفت. بدین ترتیب او در حد فاصل سالهای 1321 لغایت 1324 نماینده مجلس شورای ملی بود. پس از آن که فداکار، رهبر اتحادیة کارگران اصفهان، برای تصدی کرسی نمایندگی خود در مجلس راهی تهران شد، جای او در اتحادیه را هئیت7 نفره ای به سرپرستی شمس صدری، که خواهان عدم تسلط حزب توده بر اتحادیه بود، گرفتند.
نخستین کنگرة حزب توده در10 مرداد1323ش در تهران برگزار شد. در این کمیته، اعضای کمیتة مرکزی و کمیسیون کل انتخاب شدند و همچنین ساختار رهبری مشخص شد. در میان اعضا تقسیم کار به این ترتیب صورت گرفت. فداکار علاوه بر آن که مسؤول سازمان ایالتی اصفهان و نماینده مجلس بود، به عنوان عضوی از کمیتة مرکزی حزب، در زیر مجموعة هیأت رهبران در کمیسیون تشکیلات قرار گرفت. مسؤولیت این تشکیلات برعهده عبدالصمد کامبخش بود .
فداکار در جریان اعتصاب کارگران اصفهان در زمان دولت ساعد و تعطیلی کارخانه ها به اصفهان بازگشت و با وجود اینکه کارفرمایان عازم تهران شده بودند،کارگران به دستور و مشورت وی در غیاب کارفرمایان و بی اجازة آنها جریان کار را در دست گرفتند و انبارها را باز کرده و مشغول کار شدند و مراتب از طرف او به اطلاع نخست وزیر رسانده شد.
کارگران همچنین مبادرت به تصرف اجناس به عنوان دستمزد خود کردند و این کار موجب اعتراضات بخشی از نمایندگان مجلس شد و موجب شد که اتحادیة کارگران همچنین در اثر این بحران تضعیف شود و به دو گروه هوادار و مخالف حزب توده تقسیم شود.
این حرکت از جمله آخرین اقدامات فداکار در اتحادیه بود؛ چراکه هر روز از نفوذ، قدرت و توانش در میان اتحادیه کاسته می شد و پس از کاهش میزان محبوبیت او در میان کارگران و ایجاد تفرقه و اختلاف در میان اعضاء و حزب توده و کارشکنی های دولت، اتحادیه به سوی فروپاشی رفت. با پایان دوره مجلس چهاردهم، فداکار به اصفهان بازگشت و به فعالیت های جنبی پرداخت.
فعالیت های او قبل و بعد از نمایندگی، توسط نیروهای امنیتی تحت کنترل بود؛ بویژه آن که او را یکی از عوامل تحریک کنندة کارگران برای حمله به سه کارخانه نور، پشم باف و نختاب به شمار می آوردند.
فداکار، در زمان دولت قوام، پس از حضور و معرفی وزرای حزب توده ای پیامی علنی به کمیتة مرکزی حزب توده فرستاد و با ابراز مخالفت با این کار، عدم همکاری خود را با حزب اعلام کرد و در 15 آذر 1325ش کتباً در جواب دعوتنامة کمیته مرکزی علل استعفای خود را شرح داد. حزب توده نیز بخشنامه ای صادر کرد و اعضای حزب را از مراوده و معاشرت با وی منع کرد و به این ترتیب، در مرداد1326ش حکم اخراج وی در روزنامة مردم به چاپ رسید و در مرداد 1326ش بر حسب رأی کنگره از حزب اخراج شد. فداکار همچنان به مدت سه سال در تهران زندگی می کرد و سپس در 1329 به اصفهان آمد. او حتی دعوت برای فعالیت در احزاب و گروههای سیاسی جدیدالتأسیس را برای همکاری نپذیرفت و تنها مدتی به عضویت هیأت مدیرة جمعیت وکلای دادگستری اصفهان درآمد.
او پس از کناره گیری از مناصب حزبی، مدتی به عضویت باشگاه لاینز درآمد. کلوپ بین المللی لاینز سازمانی فراماسونری بود و در ایران به صورت علنی فعالیت می کرد.
فداکار در پی ترور نافرجام شاه در بهمن 1327ش مدتی به زندان افتاد و با وساطت مصدق آزاد شد. پس از آن کاملاً از فعالیت های سیاسی کناره گرفت و به شغل وکالت و کشاورزی پرداخت و از این زمان بود که حزب توده نیز روز به روز از بدنة جامعه فاصله بیشتری گرفت و محدودتر شد. فداکار پس از کنارگیری از حزب توده هم از دست مزاحمت های ساواک در امان نبود و بارها برای بازجویی احضار شد.
بالاخره او سه شنبه 6 تیر1351ش زمانی که برای سرکشی به زمین های خود رفته بود، توسط یک ماشین زیر گرفته شد و در 7 تیر/ 15 جمادی الاول1392ق درگذشت. جسدش را در کنار برادرش باقر، در تکیة میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد، به خاک سپردند.