سید محمد فقیه احمدآبادی

سید محمد فقیه احمدآبادی

شهرت :

فقیه احمدی ابادی
تاریخ وفات :
1392/04/29
مزار :
تکیه صاحب مکیال المکارم
زمینه فعالیت :
شاعر,عالم ربانی,خطیب و واعظ,محدث
عالم واعظ، محدث خطیب و شاعر ادیب
عالم واعظ، محدث خطیب و شاعر ادیب، در ربیع الاول سال1338ق/1298ش در اصفهان در محله احمدآباد دیده به جهان گشود. پدرش سید محمدتقی فقیه احمدآبادی صاحب مکیال المکارم و مادرش حاجیه خانم آقا فرزند محمدجعفر و خود پسر ارشد خاندان به شمار می رود. محمد در سایه پرمهر پدری دانشمند و پرهیزکار و مادری وارسته و شایسته رشد و پرورش یافت و از همان دوران کودکی با رهنمودهای پدر بزرگوارش تلاش در راه کسب دانش و آراستگی به ارزشهای انسانی را آغاز کرد و پله های ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر نهاد.
اساتید، مشایخ و آثار؛ سید محمد هرچند این توفیق را یافت که برای مدتی از تربیت معنوی و علمی پدربزرگوارش برخوردار باشد و نزد او علم و ادب بیاموزد اما این مدت خیلی به درازا نکشید و نزدیک نه سال داشت که خورشید تابناک پدر فقیه و علامه اش صاحب مکیال غروب کرد و این گوهر گرانبها را از دست داد.
از دیگر اساتید او شوهر خواهرش فقیه و طبیب و واعظ آیت الله حاج سید مرتضی موحد ابطحی و نیز فقیه طبیب حاجی شیخ میرزا محمد طبیب زاده(1306-1390ق) بوده اند. سید محمد فقیه از سوی سه تن از علمای نامدار: استادش طبیب زاده و دو فرزند خواهرش آیات بزرگ: حاج سید محمدباقر موحد ابطحی(متولد1347ق) و حاج سید محمدعلی موحد ابطحی(1349-1423ق) به دریافت اجازه حدیث نیز توفیق یافت. از این دانشمند معظم آثاری ارزشمند نیز به جای مانده است که عبارتنداز:1. «کنزالمرام فی اعمال شهر الصیام». 2. «مفتاح الشرف». 3. «دیوان اشعار» و...
سید محمد فقیه احمدآبادی در سن 94 سالگی در روز 29تیر1392ش/11 رمضان1434ق درگذشت، نزدیک ظهر روز 30 تیر /12 رمضان در بقعه پدرش صاحب مکیال به خاک سپرده شد.

مشروح زندگی نامه
عالم واعظ، محدث خطیب و شاعر ادیب، در ربیع الاول سال1338ق/1298ش در اصفهان در محله احمدآباد دیده به جهان گشود. پدرش سید محمدتقی فقیه احمدآبادی صاحب مکیال المکارم و مادرش حاجیه خانم آقا فرزند محمدجعفر و خود پسر ارشد خاندان به شمار می رود. محمد در سایه پرمهر پدری دانشمند و پرهیزکار و مادری وارسته و شایسته رشد و پرورش یافت و از همان دوران کودکی با رهنمودهای پدر بزرگوارش تلاش در راه کسب دانش و آراستگی به ارزشهای انسانی را آغاز کرد و پله های ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر نهاد.
اساتید، مشایخ و آثار؛ سید محمد هرچند این توفیق را یافت که برای مدتی از تربیت معنوی و علمی پدربزرگوارش برخوردار باشد و نزد او علم و ادب بیاموزد اما این مدت خیلی به درازا نکشید و نزدیک نه سال داشت که خورشید تابناک پدر فقیه و علامه اش صاحب مکیال غروب کرد و این گوهر گرانبها را از دست داد.
از دیگر اساتید او شوهر خواهرش فقیه و طبیب و واعظ آیت الله حاج سید مرتضی موحد ابطحی و نیز فقیه طبیب حاجی شیخ میرزا محمد طبیب زاده(1306-1390ق) بوده اند. سید محمد فقیه از سوی سه تن از علمای نامدار: استادش طبیب زاده و دو فرزند خواهرش آیات بزرگ: حاج سید محمدباقر موحد ابطحی(متولد1347ق) و حاج سید محمدعلی موحد ابطحی(1349-1423ق) به دریافت اجازه حدیث نیز توفیق یافت. از این دانشمند معظم آثاری ارزشمند نیز به جای مانده است که عبارتنداز:1. «کنزالمرام فی اعمال شهر الصیام». مجموعه ای نفیس پیرامون آداب و اعمال ماه مبارک رمضان که اذکار، دعاها و نمازهای مخصوص روزها و شبهای این ماه به نظم و ترتیب خاصی تنظیم شده و خواننده را از مراجعة به سایر کتب بی نیاز ساخته است. نویسنده در آغاز کتاب پس از حمد و صلوات می گوید:«اما بعد بنده شرمنده جانی، محمد بن محمدتقی موسوی الاصفهانی عفی الله تعالی عنهما به عرض برادران ایمانی می رساند که برحسب نص آیه شریفه «هل یستوی الذین یعملون والذین لایعلمون» و احادیث فراوان رسیده از ائمه اطهار(ع) و براهین عقلی، برترین شرف و کمالی که موجب عزت و شرافت و تقرب انسان به پیشگاه خداوند منان می گردد[...] علم و فضیلت است[...] برای ادای تشکر این نعمت [...] هیچ وسیله ای بهتر از بیان و نشر و آموزش آن به دیگران نیست و برای حفظ و بقای آن نیز هیچ راهی محکم تر و استوارتر از تألیف و تصنیف و ثبت در دفاتر نیست[...] از توفیق پروردگار، در پرتو عنایات ائمه اطهار و مرحمت حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در عنفوان جوانی برای اینجانب توفیق اشتغال به تحصیل علوم دینی و کسب معارف اهل بیت حاصل گردید، بر خود وظیفه دیدم که در حد توان شکر این نعمت را به جای آورم... از این رهگذر به تألیف رساله ای در معارف حقه مصمم شدم با توجه به اینکه اساس همه علوم و معارف آن دانشی است که به مراتب بندگی در آستان حضرت احدیت مربوط می باشد و نیکوترین زمان ادای عبودیت در ماه مبارک رمضان می باشد و لذا تصمیم گرفتم که رساله ای در بیان مطالبی که به این ماه تعلق دارد بنویسم. در این رساله آداب ادای حق عبودیت را به طور خلاصه از کتب معتبره گرد آوردم[...] و آن را بر یک مقدمه و سه بخش و یک خاتمه مرتب ساختم».
کتاب «کنزالمرام» در سال 1388ش توسط مؤسسه الامام المهدی و با مقدمه خواهرزاده مؤلف آیت الله حاج سید محمدباقر موحدابطحی چاپ و انتشار یافت.
2. «مفتاح الشرف». نویسنده در بیان انگیزه تألیف کتاب می نویسد: «بسم الله [...] و بعد بنده شرمنده جانی محمد بن محمدتقی الموسوی الاصفهانی به عرض می رساند که بر حسب[...] ولئن شکرتم[...] از اعاظم وظایف هر بنده[...] أدای شکر اوست[...] و از وظایف شکرگزاری، ظاهر کردن نعمتی است که به او رسیده[...] چون فراغت پیدا کردم از تألیف کتاب مستطاب کنزالمرام[...] که راجع به[...] وظایف عبودیت در افضل اوقات... می باشد[...] پس خواستم تألیفی کنم در[...] تهذیب اخلاق و چون کتب در این باب بسیار و مشروح است[...] بنابراین اقتصار می نمایم... به بیان تواضع و تکبر به دو جهت یکی آنکه این دو صفت در باقی اخلاق اهم و اعظم بلکه اصل در آنهاست[...] و دیگر آنکه در بعض کلمات مرحوم والد رحمة الله علیه در کتاب مکیال المکارم که به دستور حضرت بقیة الله نوشته مذکور است که اگر موفق شدم و کتابی در تواضع و تکبر می نویسم... و دیگر آنکه در ضمن این تألیف شاید تغییری در تهذیب اخلاق حقیر حاصل گردد». این کتاب ناتمام بوده و در شصت صفحه به خط مؤلف در کتابخانه وی موجود است.
3. «دیوان اشعار». حاج سید محمد فقیه، غزلیات و اشعار زیبای بسیاری در موضوعات گوناگون علمی، دینی، اخلاقی و اجتماعی و بویژه در مدح و ثنا و رثای اهل بیت و حضرت بقیة الله اعظم(عج) سروده است. شماری از اشعار ایشان که در حدود سیصد بیت می شود. توسط نواده اش آقای سید امیر محسن فقیه گردآوری و حروف نگاری و تکثیر شده است. تخلص وی «فقیه» بوده و در اشعار خود به موضوعاتی از این قبیل پرداخته است: در مذمت خواب تمام شب، در اسرار شب، در توصیف دل، در معرفی حبل المتین، در خلق انوار واحد، در تمسک به عترت، آب حیات، درد و دل حضرت زهرا پس از وفات پدر، سلام بر محرم حسین، سلام بر اولاد حسین، زبان حضرت رقیه، خطاب به حضرت حجت، در هجران غیبت امام، مرد میدان ره عشق، در دوران هجر، در فراق حضرت حجت، در باب طعام، در مذمت جهل، به مناسبت نیمه شعبان، در آداب علم، در مذمت آمال دنیوی و رباعیات.
4. «مقدمه بر کتاب نورالابصار فی فضیلة الانتظار». کتاب «نورالابصار» از آثار صاحب مکیال است و حاج سید محمد فقیه، مقدمه ای بر آن افزوده، که شرح احوال و ذکر آثار پدر را در آن آورده است. مقدمه وی همراه با متن کتاب پدرش در سال 1401ق چاپ شده و در سال 1387ش با نام چهار رساله(وظیفه الانام، نورالابصار، کنزالغنائم و سراج القبور) تجدید چاپ شده است.
5. «مؤخره کتاب حور مقصورات». متن کتاب اثر فقیه طبیب و عالم مجتهد محدث نامی حاج میرزا محمد طبیب زاده استاد و شیخ اجازه سید محمد فقیه است که در واقع ترجمه و شرح اعتقادات شیخ صدوق به شمار می رود. سید محمد فقیه مقاله ای در شرح احوال و آثار استادش نوشته است که در پایان کتاب مذکور چاپ شده است.وی در این دیباچه از استاد خود چنین یاد می کند:«العالم العامل و الحبر الکامل شیخ الفقهاء الراشدین زین الاتقیاء و الصالحین الجامع بین الاصول و الفروع و المزین بلباس التقوی و القنوع المسدد المؤید آقا میرزا محمد الاحمدآبادی الاصفهانی»
6. «مجالس المعصومین»، در بیان فضائل و مناقب و مصائب معصومین علیهم السلام. مؤلف پس از نام و حمد خدا و صلوات بر رسول خدا می-نویسد: «مجلس اول در مناقب و مصائب پیغمبر(ص) قال الله تعالی و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین در این فرمایش از خداوند خطاب شده به پیغمبر ما به این مضمون که ما نفرستادیم شما را در روی زمین میان همه بندگان برای هیچ غرضی جز آنکه رحمت باشید برای تمام عالم. مقتضای این فرمایش آن است که هرکس طالب هر نوع رحمت و خیر و سعادت باشد چه در دنیا و چه در آخرت از خداوند متعال باید توسل و تمسک پیدا کند به وجود مقدس حضرت رسول (ص)...» پایان کتاب:«قد تم هذالکتاب بید کاتبه محمد بن مرحوم آقای حاجی میرزا محمدتقی فی یوم الخمیس غشمط من ثالث جمادی الاولی سنه1349» این کتاب در کتابخانه سید محمد فقیه نگهداری می شود.
حکایات و خاطرات؛ 1. در سن 4-5 سالگی (در یکی از سحرهای ماه رمضان) در کنار پدر نشسته بودم و درهای اطاق به جهت سردی هوا بسته بود. ناگاه دیدم خانه پر از نور شد و مرکز نور، حیاط خانه بود و پدرم در یک حالت تضرع و التجاء عجیبی بودند و مدتی آن حالت نور شدید و کامل ادامه داشت و سپس حالت تاریکی شب و حال و هوای طبیعی وقت سحر مجدداً حاکم گردید ولی با توجه به کمی سن و سال من در آن زمان و از دنیا رفتن پدرم در همان سالها و یتیم شدنم در سنین نوجوانی، نتوانستم تفسیر آن شب نورانی [...] را از پدرم جویا شوم و هم اکنون به حسرت و اندوه گرفتارم...».
2. «در هنگامی که مشغول تألیف کتاب کنزالمرام بودم شبی در عالم رؤیا دیدم که مرحوم پدرم در خانه مسکونی خود در اطاق جنوبی رو به قبله نشسته بودند و جزوات کتاب را بررسی می کردند، رسیدند به این بخش از مطلب که « شرط صحت اعمال و عبادات، داشتن ایمان و [...] است» اشاره ای فرمودند و به من فهمانیدند که در این مطلب نقصانی هست. فردای آن شب رفتم خدمت دوست صدیق و همراه پدرم مرحوم آیت الله آقا میرزا محمدباقر فقیه ایمانی و مطلب را تصحیح نمودم».
3. «حدود بیست سفر به حج و عمره شرفیاب شده ام، در یکی از سفرها که فرصت نبود قبل از حج به مدینه مشرف شده و از مسجد شجره محرم شدیم ما را به جحفه بردند که میقات اهل شام است. بعدازظهر بود، ماشینی که ما را به جحفه می برد حرکت کرد و با اینکه راه بسیاری نبود ولی طول کشید تا آنکه شب شد و در تاریکی شب راننده راه را گم کرد و به بیراهه افتاد و ما متوجه شدیم که ماشین در بیابان روی خارهای مغیلان در حرکت است و راننده اتومبیل چون از پیدا کردن راه مأیوس گردید توقف نمود. حدود بیست نفر بودیم همگی پیاده شدیم و به حالت اضطرار به فریادرس عالم حضرت بقیة الله استغاثه نمودیم و به ذکر «یا اباصالح المهدی ادرکنی» مشغول شدیم. ناگهان شخصی را دیدم با قامتی رسا که لباس سفید رنگی پوشیده بود. به راننده ماشین چیزی گفت و گویا او را راهنمایی کرد و راه را به او نشان داد. راننده رو به ما کرد و گفت: سوار شوید و خودش سوار شد و ماشین را روشن کرد. خیلی نگذشت که به جاده رسیدیم. نمی دانم که آن شخص که بود؟ زیرا صورت او را ندیدم و فقط اندام او را ملاحظه کردم و نمی دانم به راننده چه گفت؟ ولی می دانم که این یکی از الطاف خاص حضرت صاحب الامر علیه السلام به ما بود».
4.«[ در سفری که پس از بازگشت از مدینه به کربلا رفته بودم] برادر بزرگوارم جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید عباس فقیه احمدآبادی و مرحوم آیت الله آقای حاج سید مرتضی موحدابطحی هم اتفاقاً به کربلا آمده بودند. در کربلا خدمت آیت الله العظمی آقای سید ابوالحسن اصفهانی شرفیاب شدیم. چون از من خواستند خودم را معرفی کنم، عرض کردم. پسر فلانی هستم و ما را مورد عنایت خویش قرار دارند و توسط آقای میرجهانی مقداری پول عراقی و ایرانی برای من فرستاده و فرموده بودند که اینها را به او بده که کم پول نباشد، خیلی لطف داشتند».
5.«گاهی خدمت مرجع بزرگ تشیع آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی می رسیدیم. ایشان خیلی بزرگوار بودند و شکوه و عظمتی داشتند. کسی مبلغی از وجوهات را خواسته بود برای آقای سید ابوالحسن اصفهانی ببرد. وقتی به کربلا رسیده بود و هیمنه آقای قمی را دیده بود خیال کرده بود ایشان آقای سید ابوالحسن اصفهانی هستند و لذا آن وجوهات را به ایشان داده بود و پس از آن فهمیده بود که اشتباه کرده و چون به مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی قصه را گفته بود فرموده بودند: قبول کردم و فرقی ندارد».
6. «نجف که بودیم شبها به درس مرحوم آیت الله حاج آقا ضیاءالدین عراقی در مسجد شیخ طوسی که کنار صحن مطهر است می رفتیم. در سامرا به مدرسه آقای شیرازی رفتم. در آنجا کتابی را دیدم که مرحوم والد مادر رابطه با جواز خواندن زیارت عاشورا به طریق آسان یعنی یک مرتبه لعن و بعد 99 مرتبه« اللهم العن جمیعا» و یک مرتبه سلام و بعد 99 مرتبه «السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی ااولاد الحسین و علی صحاب الحسین» مطالبی را پشت کتاب نوشته بودند در پشت کتاب«کامل الزیارات» ابن قولویه نیز این مطلب را نوشته بودند...».
از اشعار سید محمد فقیه که در سوگ وفات پدر و تأسیس بقعه محل دفن او سروده:
یکدم اگر به تربت پاکان گذر کنی/خواب و خیال غیر حق از سر بدر کنی
گر توتیای چشم کنی خاک کویشان/بتوان که تا سرادق گردون نظر کنی
وانگه به زیر پای نهی مهر و ماه را/وز هرچه هست غیر رضایش حذر کنی
از تنگنای چاه طبیعت برون درآ/با پای دل به طارم اعلی سفر کنی
در قلزم وجود، تو هستی که می توان/در کائنات، هر أثری بی أثر کنی
آب حیات، چشمه اش اندر دهان توست/در آب حیات و خضر، چرا قصه سرکنی
تا چند غبطه می خوری از رهروان راه/خود مرد راه باش، توانی گذر کنی
ترسی اگر «فقیه» ز شمشیر غول راه/باید تو را وسیله، که آن را سپر کنی
محکم بگیر دامن لطف علی و آل/تا طی این طریق بدون خطر کنی
از رباعیات اوست:
از فراق روی نیکت رفته از کفها قرار/عاشقان مردند از هجر جمالت ای نگار
دور شد از بس ظهورت ای شهنشاه جهان/ جان ز تن آمد برون از بس کشیدم انتظار
وفات و مدفن؛ حجت الاسلام حاج سید محمد فقیه احمدآبادی در سن 94 سالگی در روز 29تیر1392ش/11 رمضان1434ق پس از طی ماه ها بیماری و بستری در بیمارستان و منزل و تحمل سختی های فراوان درگذشت و پیکرش، پس از تشییع از منزل شخصی تا امامزاده اسماعیل و برگزاری مراسم سوگواری، نزدیک ظهر روز 30 تیر /12 رمضان در بقعه پدرش صاحب مکیال به خاک سپرده شد. مراسم فاتحه ایشان در شب همان روز یکشنبه در حرم امامزاده اسماعیل و نیز در دوشنبه شب در مسجد خیابان طالقانی و مراسم هفتم نیز در جمعه شب 17 ماه مبارک رمضان در همان امامزاده اسماعیل برگزار گردید.
از حاج سید محمد فقیه یک فرزند پسر به نام آقای مهندس علی فقیه و چهار فرزند دختر به جای مانده است که از جمله دامادهای ایشان حجت الاسلام آقای سید محمدهادی روضاتی بود که در سنین جوانی از دنیا رفت و در تکیة کازرونی مدفون گردید و اکنون فرزندش حجت الاسلام حاج سید محمدمهدی روضاتی جانشین پدر و نیاکان گرامی و با دو شاخه بزرگ احمدآبادی و روضاتی پیوند دارد. گفتنی است که حاج سید محمد فقیه ابتدا با دختر عالم فاضل و خطیب واعظ توانا حاج سید مهدی بدری معروف به سینی(پیش از 1300-1377ق) ازدواج می کند. حاج مهدی سینی عالمی عامل و دارای حسن خلق و طبع سخی بوده است. سید محمد درباره پدر همسرش می گوید: «گاهی ایشان بدون عبا و قبا به منزل بازمی گشت و علت آن را اینگونه بیان می کرد که در راه به فقیری برخوردم که لباس مناسبی نداشت و من نتوانستم او را در آن وضعیت ببینم[...] وی حتی نسبت به حیوانات هم مهربان بود» . سید مهدی سینی در آبان1336ش در سن 92 سالگی درگذشت و در اطاق شرقی تکیه گلزار مدفون گردید. از آن جا که حاج سید محمد فقیه از بتول آقا(دختر سینی) صاحب فرزند نمی شود به سفارش مرحوم سینی همسر دیگری اختیار و با مونس آقا دختر حاج سید اسماعیل موسوی ازدواج می کند و از او صاحب یک پسر و چهار دختر می شود که پیشتر اشاره شد.

داستانها

/اثرات دعا برای وجود مقدّس امام زمان(عج):/
مرحوم آیت الله سیّد محمدتقی فقیه احمدآبادی، صاحب کتاب «مکیال المکارم»، سالها در آرزوی زیارت خانة خدا به سر می برد و با توجه به مشکلات این سفر در آن زمان و مشکلات شخصی خود به انجام آن موفق نمی گردید.
حجت ال