رضا فلسفی

رضا فلسفی

شهرت :

فلسفی
تاریخ وفات :
1358/06/18
مزار :
تکیه کلباسی
زمینه فعالیت :
سیاستمدار,محقق
فرزند میرزا ابوتراب، متولد 1284ش، ویسنده و روزنامه نگار، پس از تحصیلات به نوشتن در جراید از جمله روزنامه «راه نجات» پرداخت. از آثارش «اندیشه های فلسفی» به چاپ رسیده است. وی در 18 شهریور 1358ش از دنیا رفت
مشروح زندگی نامه
در سال 1284ش، در شهر اصفهان متولد شد. او در خانواده ای فرهنگی رشد و نمو کرد. پدر ایشان، حاج میرزا ابوتراب یکی از تجار بزرگ و معروف اصفهان بود که در تعلیم و تربیت فرزندش اشتیاق فراوانی داشت. رضا فلسفی از طرف مادر از خانواده فضلا، فقها و شعرا بود. جد مادری او، طغرل شمس الشعرای ثانی از شعرای عهد ناصرالدین شاه بود که فلسفی در ایام کودکی موفق به دیدار وی شده بود و انس و الفت خاصی با جد خود یافته بود. کتاب اشعار میرزا نصرالله شهاب تاج الشعرا شاعر قرن سیزده، به شمس الشعرا رسیده و به صورت امانت به مادر فلسفی رسیده بود تا در بزرگسالی به رضا فلسفی داده شود. این کتاب امروز در نزد خانواده فلسفی موجود است.
تحصیلات؛ حاج میرزا ابوتراب فرزند خود رضا را به مدرسة گلبهار و سپس آلیانس (مدرسه فرانسویان) در محلة جویباره فرستاد و با وجود مشقتهای فراوان، فلسفی در سن چهارده سالگی موفق به گرفتن دیپلم زبان فرانسه شد. همچنین از کالج اصفهان، که به (مدرسة اسقف) معروف بود، موفق به اخذ دیپلم زبان انگلیسی شد. میرزا جعفر کازرونی و محم دباقر دهش از همکلاسی های دوران کودکی وی بودند. پس از اتمام این دوره از آن جایی که به یادگیری زبان و ادبیات فارسی و ادبیات عرب نیز علاقه مند بود، به تشویق پدر به حوزه رفت و تحصیلات حوزوی را تا مقطعی ادامه داد که در سال1373ق، موفق به اخذ اجازة روایت از علامه میرزا حسن چهارسوقی شد. بدین ترتیب پس از اتمام این دوره به سه زبان فرانسوی، انگلیسی و عربی تسلط کامل یافت. در سن16 سالگی، برای ادامة تحصیلات به مدرسة علوم سیاسی پیرنیا که پیش از دانشگاه تهران تأسیس شده بود، رفت. در 18 سالگی، میرزا یحیی دولت آبادی به خانوادة او پیشنهاد داد، که فلسفی را به دلیل استعداد و توانایی، برای تکمیل تحصیلات به اروپا بفرستند، اما با وجود کسب اجازه از مادر با مخالفت پدر روبه رو شد و از آن جایی که تنها فرزند خانواده بود به این سفر نرفت.
فعالیت های اداری؛ رضا فلسفی که از استعداد خوبی برخوردار بود. پس از آن که برای ادامة تحصیلات به خارج از کشور نرفت در 18 سالگی، به وسیلة میرزا یحیی دولت آبادی به علی اکبر داور معرفی و در اداره ثبت استخدام شد. مدتی هم به عنوان معلم سرخانة پسر داور به منزل او رفت و آمد می کرد. سپس به اصفهان بازگشته و در سن 22 سالگی به ریاست ادارة ثبت و احوال چهار محال بختیاری منصوب شد. پس از آن برای مأموریت یک ماهه به همراه آقایان سلحشور و موسوی زاده به یزد فرستاده شد و مجدداً به اصفهان برگشت. در سال 1334ش به تهران رفت و مدتی در سمت بازرس ویژه و رئیس اداره ثبت مشغول به کار بود. در هنگام فعالیت در تهران در منزل میرزا علی خان انصاری اقامت می کرد. او بیشترین مدت زمان خدمت خود را در دو شهر اصفهان و تهران سپری کرد. پس از بازگشت به اصفهان، پس از سی سال خدمت صادقانه در سال 1339ش، بازنشسته شد. همچنین او اجازة سر دفتری از اداره دادگستری داشت.
فعالیت هایی که در زمان ریاست فلسفی در اداره ثبت انجام گرفت؛ ثبت زمین های دانشگاه اصفهان در زمان دکتر نامدار توسط رضا فلسفی صورت گرفت و تشویق نامه هایی از طرف رئیس دانشگاه برای ایشان فرستاده شد. ثبت زمین برای ساخت بیمارستان توسط حاج میرزا عباس فروغی ابری توسط او انجام شد و تشویق نامه هایی از وزیر بهداری دکتر راجی و استانداری برای تقدیر از زحمات او فرستاده شد. البته پیش از این نیز او مأمور ثبت املاک خاصه رضاشاه در گرگان بود. همچنین املاک امیر مجاهد در زمان ریاست او در اداره ثبت چهار محال و بختیاری ثبت شد. به پیشنهاد فلسفی مجموعه فرهنگی هراتی شامل دبستان و دبیرستان توسط شیخ-زاده هراتی یزدی در اصفهان ساخته شد. زمین های این مجموعه از حاج میرزا حسن خان انصاری خریداری شد و مهندس فیروزی نقشة مدرسه را طراحی کرد.
ویژگی های اخلاقی؛ از ویژگی های وی، مردم داری، خوش بیانی و مجلس آرایی بود. در محیط کار بسیار مورد احترام و مورد محبت کارمندان خود بود. همیشه در احقاق حق ارباب رجوع حساس و دقیق بود. وی با فرزندان خویش رابطه صمیمانه ای داشت و در امر تعلیم و تربیت و تحصیلات آن ها بسیار حساس بود و همه ساله نامه هایی را تحت عنوان اندرزنامه برای آنان می نوشت. این نوشته ها امروز در نزد خانواده اش موجود است.
فعالیت های سیاسی؛ فلسفی در طول حیاتش و در راستای فعالیت های سیاسی به عضویت دو حزب درآمد. ابتدا در زمان نخست-وزیری قوام السلطنه و تأسیس حزب دموکرات، به دلیل رابطة دوستانه ای که با حسن ارسنجانی داشت، به عضویت این حزب درآمد و مدتی نیز دبیر حزب بود و در زمانی که ارسنجانی به عنوان نماینده از طرف قوام به اصفهان سفر می کرد، به منزل فلسفی رفت و آمد داشت. ریاست شاخة حزب در اصفهان، برعهدة میرزا علی خان انصاری مدعی العموم بود و محل حزب در خیابان جهانبانی سابق در ساختمانی که امروز هتل جهان قرار دارد، واقع شده بود. در سال های بعد و پس از تشکیل احزاب دولتی، او به عضویت حزب مردم درآمد. این حزب در سال 1336ش/1957م، تأسیس شد و شعبات آن در سراسر کشور گشایش یافت. ابتدا فعالیت ها در مرکز استان ها و شهرستان های درجه اول آغاز شد و پس از شعبة آذربایجان، شعبة اصفهان در آبان 1336ش، توسط نمایندگان حزب تشکیل شد. از اعضای فعال و هواداران این حزب در اصفهان علاوه بر رضا فلسفی، می توان به افرادی همچون حیدرعلی برومند، فرج الله زمانی و کیوان نواب اشاره کرد. بهرام فلسفی، فرزند فلسفی در این خصوص می گوید که «به خاطر دارم که دفتر این حزب در نزدیکی مجسمه؛ در اول کوچة فروهر بود که این کوچه به کوچة یهودی ها معروف بود. در واقع خیابان چهارباغ امروز، در مکانی که هتل قناری واقع است. ریاست حزب به صورت نمادین برعهده اسفندیاری از اقوام ثریا اسفندیاری بود. پدرم نیز مدتی به عنوان دبیر حزب در اصفهان بود. حتی به خاطر دارم که در سفری که اسدالله علم به شهر اصفهان آمد، برای جلسه ای به منزل حیدر علی برومند رفت و پدرم نیز در این جلسه شرکت داشت. رضا فلسفی مهارت بسیاری در امر نویسندگی داشت. به گونه ای که در بسیاری از روزنامه ها از جمله راه نجات، مجاهد، پیک ایران در تهران، اطلاعات، نورشرق و اخگر و در بعضی مواقع کیهان، مقالاتی با موضوعات ادبی و فلسفی و سیاسی و انتقادی پیرامون مسائل روز جامعه از او به چاپ می رسید. برای نمونه مقالاتی تحت عنوان (حافظ کیست)، (خودشناسی) و (فکر تغییر خط خیانت بلکه جنایت است) از او در روزنامة مجاهد به چاپ رسیده است و نیز به دلیل رابطة دوستانه ای که با امیر قلی امینی داشت، در روزنامة اصفهان نیز مقاله می نوشت. او با دوستان خود محافل ادبی داشت و با ادبا رفت و آمد می کرد. محمود محمود از دوستان صمیمی او بود. نصرالله فلسفی، حسین مکی، حسام الدین دولت آبادی، نمایندة مجلس و شهردار تهران، حیدر علی برومند، نمایندة مجلس، مطیع الدوله حجازی، حاج میرزاحسن خان جابری انصاری و پسر ایشان میرزا علی آقاخان انصاری دادستان دادگستری (مدعی العموم)، احمد احرار، جواد فاضل، فرهنگ فرهی، صادق رضازاده شفق، زین-العابدین رهنما، عبدالله مستوفی نویسندة کتاب «شرح زندگانی من»، حسن ارسنجانی، بدرالدین کتابی، محمد مهریار، عباس فاروقی، موسوی زاده، محیط طباطبایی، شیخ محم دباقر نجفی متخل ص به الفت، حبیب الله آموزگار، فرج الله بهرامی نیز از دیگر دوستان نزدیک او بودند. همچنین وی با صادق هدایت در تهران رفت و آمد داشت.
فعالیت های فرهنگی؛ او در سال 1320ش، در هنگام نخست وزیری قوام السلطنه زمانی که 24 ساله بود، مجوز انتشار هفته نامة فلسفی اصفهان را از اداره فرهنگ، گرفت. خود وی مدیر مسؤول و سردبیر هفته نامه بود. اولین شماره با قطع 49×39 سانتی متر در 4 صفحه در سال1320ش منتشر شد. به علت مشغلة کاری فلسفی در دادگستری تهران و اصفهان، بیش از 3 شماره از این هفته نامه به چاپ نرسید. مدتی بعد نیز اجازه نامه باطل شد. فلسفی شعر نیز می سرود و تعدادی از این اشعار امروز در نزد خانواده به یادگار مانده است.
به این جهت که در گذشته، همای شیرازی با جد رضا فلسفی در همسایگی یک دیگر زندگی می کردند، رابطة نزدیکی در بین دو خانواده برقرار بود. جلال الدین همایی از دوستان بسیار نزدیک و صمیمی فلسفی بود، به گونه ای که استاد همایی به وی، می گفت من شاگرد تو هستم. ایشان به قدری با خانوادة فلسفی احساس دوستی داشت که حتی برای پسر کوچک رضا فلسفی، به نام هدایت-الله شعری نیز سروده بود. فلسفی با لطف الله هنرفر نیز رابطه دوستانه داشت و در کتیبه خوانی بناهای تاریخی در هنگام نگارش کتاب «گنجینه آثار تاریخی» به ایشان کمک کرد و هنرفر در مقدمه کتاب از ایشان یاد کرده است. همچنین فلسفی کتابخانة شخصی و نسخ خطی خود را در یکی از سفرهای عل امه عبدالحسین امینی صاحب (الغدیر) به همراه آقایان افضل و حاج آقا جمال صهری واعظ سدهی، به کتابخانة امیرالمؤمنین علی (ع) واقع در نجف هدیه کرد، که تقدیرنامه کتابخانه از وی موجود است.
فلسفی دفترچة خاطراتی داشت که خاطرات روزانه، عقاید و دیدگاه های عرفانی و فلسفی خود را در آن می نوشت. این دفتر تا به امروز یادگارمانده است. همچنین او توانایی تبدیل نظم به نثر را داشت و اثری از شیخ صنعان را از نظم به نثر به رشتة نگارش آورده است. دو نمونه از انشاهای چاپ نشده وی با عنوان ( اشک هایی در زندگی هست که از سیل های خروشان بنیان کننده تر است) و (چه شاعری می تواند بزرگترین شاعر باشد) امروز در نزد خانواده موجود است. رضا فلسفی خط بسیار خوشی داشت. از جمله خط نستعلیق تحریری زیبا، به گونه ای که زبانزد خاص و عام بود. آقای شفق از دوستان نزدیک ایشان در طی نامه ای از توانایی در نویسندگی و خط زیبای ایشان تقدیر کرده است. او نامه های ارسالی به اداره ثبت کل را با خط خود می نوشت و آن ها را ماشین نویس نمی کرد. و همچنین نامه های محرمانه را به خط خود می نوشت. نامه های خطی وی امروز در آرشیو ادارة ثبت موجود است.
کتاب اندیشه های فلسفی؛ رضا فلسفی کتابی را نیز به نام «اندیشه های فلسفی» به رشتة تحریر درآورده است. کتاب به بخش های مختلفی تقسیم شده و هر بخش حاوی موضوعات مستقل و جداگانه است. این کتاب مجموعه ای از مقالات نویسنده پیرامون موضوعات ادبی، اخلاقی، عرفانی و فلسفی است. وی در این کتاب می نویسد «خودشناسی بهترین راه دست یابی به سعادت و آرامش حقیقی است. انسان باید دریابد که کیست، تا در این مسیر با تلاش و زهد به مقام یقین برسد و برای دست یابی به این مهم و رسیدن به جایگاه واقعی که همانا اشرفیت مخلوقات است، از رذائل اخلاقی، بدسگالی و بداندیشی دوری کند. چرا که کلید بهشت انسانیت یا دوزخ حیوانیت، در دست خود اوست. نویسنده در این کتاب با زبانی ساده به تشریح مسائل اخلاقی و تربیتی می پردازد و با برشمردن صفات پسندیده اخلاقی خاطر نشان می سازد، پرهیز از هوای نفس یکی از راه های رسیدن به کمال است. فلسفی تلاش می کند با طرح مثال هایی در درک بهتر این موضوع به خواننده یاری رساند. سبک ادبی او، سبک مطیع الدوله حجازی و جواد فاضل است. همچنین مجموعه ای از مقالات به چاپ رسیده از وی در روزنامه های مختلف نیز در این کتاب جمع آوری شده است. این کتاب توسط چاپخانة اصفهان با مقدمة میرزا حسن خان جابری انصاری و تقریظ میرزا فتح الله خان وزیرزاده در سال 1327ش به چاپ رسیده است.
وفات؛ فلسفی در 18 شهریور 1358ش، از دنیا رفت و به وصیت خود او در یکی از اتاق های شرقی تکیة میرزا ابوالمعالی کلباسی در تخت فولاد مدفون شد. قطعه شعر نوشته شده بر روی سنگ قبر از سروده های خود ایشان است. در شماره 1309، روزنامه اولیاء که در تاریخ 22شهریور ماه 1358، منتشر شد. در خصوص فوت ایشان مقاله ای به چاپ رسید.
فلسفی دوبار ازدواج کرد. بار اول با یکی از نوادگان میرزا سلیمان خان رکن الملک شیرازی که حاصل این ازدواج یک دختر بود. پس از فوت همسر اول، هنگامی که در 22سالگی، به عنوان رئیس اداره ثبت در چهار محال و بختیاری، مسئول ثبت املاک امیر مجاهد یوسف بختیاری بود، با دختر آقا سی د رضاخان منافی، با نام خورشید بیگم منافی شمس آبادی، از اهالی فرخ شهر و از نزدیکان امیر مجاهد، آشنا شد و ازدواج کرد.
از رضا فلسفی، دو پسر و پنج دختر باقی است و دختر وی از نوادگان میرزا سلیمان خان رکن الملک از دنیا رفته است. پسر بزرگ ایشان بهرام فلسفی، پس از اتمام تحصیلات در مقطع لیسانس در سال1348 در اصفهان، برای ادامة تحصیل به دانشگاه شرق شناسی در شهر هامبورگ آلمان رفت و به مدت سه سال در این دانشگاه تحصیل کرد و از شاگردان استاد برجسته، پرفسور اشپولر نویسنده کتاب «تاریخ ایران در نخستین قرون اسلامی» بود و موفق شد رسالة خود را دربارة قائم مقام فراهانی به نگارش آورد. پس از بازگشت به ایران به استخدام وزارت فرهنگ و هنر در آمد و در موزه ها مشغول کار شد و در حال حاضر بازنشسته است. پسر کوچک ایشان، هدایت الله فلسفی، در سال 1327ش در اصفهان متولد شد و پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاه خود وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1349 موفق به اخذ درجه کارشناسی در رشتة حقوق قضایی از دانشگاه یاد شده گردید. پس از آن تحصیلات خود را در خارج از کشور ادامه داد و دیپلم تحصیلات عالی حقوق بین الملل از دانشگاه نوشاتل سوئیس را در سال 1975م و دکتری در حقوق را از همان دانشگاه در سال 1978م دریافت کرد. وی در حال حاضر استاد داشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی است. از او تا به امروز چندین جلد کتاب از جمله: مبانی حقوق بین الملل عمومی، صلح جاویدان و حکومت قانون به چاپ رسیده است .