محمدجعفر کازرونی

محمدجعفر کازرونی

شهرت :

کازرونی
تاریخ وفات :
1358/04/14
مزار :
تکیه کازرونی
زمینه فعالیت :
خیر و نیکوکار
فرزند حاج محمدحسین کازرونی در سال 1285 ش به دنیا آمد.
حاج محمدجعفرکازرونى از کسبه ى متدین کازرون بوده است. مدیریت کارخانة وطن با حاج محمدجعفر بود.
وی عضو هیأت مدیره کارخانه زاینده رود بود.
محمدجعفر کازرونی به کمک برادرش بهترین بیمارستان و زایشگاه را در اصفهان تأسیس کرد.
محمد جعفر در سال 1318 در چند کارخانة نساجی دیگر نیز ورود نموده و در سطوح مدیریت، گره از کار آنها باز کرده بود.
وی در14تیر 1358ش در تکیة کازرونی به خاک سپرده شد.

مشروح زندگی نامه
فرزند حاج محمدحسین کازرونی در سال 1285 ش به دنیا آمد. پدرش از تجار خیر اصفهان بود که در جهت تقویت اقتصاد ملی و دوری از تسلط کالاهای بیگانه بر بازارهای ایران در دورة مظفرالدین شاه، شرکت اسلامیه و مسعودیه را پایه گذاری نمود. این شرکت با شور و شوق زیاد آغاز به کار کرد. کار این شرکت این بود که تعدادی از کارگاه های تولیدی منطقه را به اجارة خود درآورده و به آن ها سفارش تولید پارچه می داد. سپس پارچه های تولید شده را خود در سراسر کشور توزیع می نمود. تصاویری از فعالیت های این شرکت را در روزنامه «حبل المتین» چاپ کلکته موجود است با وقوع انقلاب مشروطیت حاج محمدحسین از فعالان آن جنبش بود که در انجمن ولایتی (دوره نخست) و نیز در انجمن تجار اصفهان عضویت داشت. انجمن تجار نیز تلاش زیادی داشت تا با رواج محصولات وطنی مانع از گسترش بی رویه و خطرناک کالاهای خارجی گردد. به طوری که در جلسات این انجمن سخن از وارد کردن یک کارخانة نخ ریسی رفته است.
حاج محمدحسین در سال های بین انقلاب مشروطیت تا دوره پهلوی اول به امور تجاری مختلف مشغول بود و در عین حال به ساخت و رونق اصفهان می کوشید. در روزنامة زاینده رود آمده است که «جناب حاج محمدحسین تاجر کازرانی که از بزرگترین تجار ایران به شمار است و به ایران دوستی و حفظ شرافت ایرانیت ممتاز، و پیوسته همش مصروف به آبادی و انتفاع فقرا می باشد، و تاکنون یک قسمت عمده از اصفهان را به تأسیس عمارات عالیه و دکاکین و کاروان سراها مزین نموده، این اوقات خیال دارند یک قطعه از چهارباغ را که ملک خودشان می باشد، مغازه ها و دکاکین ساخته...». در همان زمان کازرونی به امور تجارت تنباکو نیز اشتغال داشته است. کازرونی در سال1300ش در خرید و نصب کارخانة نساجی وطن یا کارخانة هفت دست با عطاءالملک دهش شریک گردید و بعد از مدتی نیز کلیه سهم کارخانه را از شریکش خریده و کارخانه وطن، به عنوان بزرگترین کارخانه صنعتی کشور، از آن وی گردید. این کارخانه توانست در بین سال های 1300 تا 1313 که کارخانه ریسندگی بعدی یعنی ریسباف راه اندازی گردید، با تولید نخ، پارچه و پتو، بخش عمده ای از نیازهای کشور را برآورده نماید.
از حاج محمدحسین، بناهای وقفی مانند چندین مسجد در سطح شهر اصفهان، تکیه و آب انبار کازرونی در تخت فولاد بر جای مانده است. حاج محمدحسین در اردیبهشت 1311 در سن 85 سالگی درگذشت. او را در تخت فولاد در تکیه اش به امانت نهادند و بعدها جسد را به عتبات انتقال دادند. در موقع مرگ او روزنامه اخگر بر توجه و نگاه کشاورزی وی انگشت گذاشت:« مرحوم کازورنی علاوه بر آن که تاجر زحمت کش خوبی بود، به عمران و آبادی نیز عشق و علاقه مخصوصی داشت، چه بسیار قرا و مزارع بایری را که آباد کرده و باعث رونق فلاحت و اداره کردن معیشت عدة زیادی از فلاحین گردید». میراث دیگر کازرونی چند فرزند بود که هم چون وی همگی به عمران و آبادی و دستگیری از فقرا و نیز کار تولیدی علاقه داشتند. یکی از آنها حاج محمد جعفر بود. از همان زمان حیات پدر، مدیریت کارخانة وطن با حاج محمدجعفر بود.
او کارخانة وطن را به خوبی اداره می کرد و روز به روز بر وسعت و کیفیت محصولات کارخانه می افزود. به طوری که در سال 1311ش این کارخانه با 48 دستگاه نساجی روزانه 1500 متر پارچه تولید می کرد. این روند هم چنان ادامه داشت و کارخانه وطن هر ساله دستگاه های بیشتری را وارد کرده و بر دایره کار خود می افزود.
فعالیت اقتصادی حاج محمدجعفر به کارخانة وطن محدود نشد و سال 1314ش چند نفر از برادران کازرونی شرکت زاینده رود را تشکیل دادند که در آن حاج محمدجعفر عضو هیأت مدیره بود. این شرکت مدتی بعد کارخانه نساجی زاینده رود را وارد کرده و شروع به کار کرد. محمد جعفر در سال 1318 در چند کارخانة نساجی دیگر نیز ورود نموده و در سطوح مدیریت، گره از کار آنها باز کرده بود. در این سال کارخانه« صنایع پشم» برپا شده، اما به دلیل مقروض بودن نمی توانست تولید خود را آغاز کند. حاج محمد جعفر و برادرش محمد مقداری از سهام این کارخانه را خریدند تا کارخانه راه اندازی شود. روزنامه اخگر خبر داد «خوش بختانه در این مورد نیز آقایان محمد و محمدجعفر کازرونی که هر دو برادر عشق مفرطی به ترقی اوضاع صنعتی جدیدة اصفهان دارند، و روی همین اصل موفق شده اند از یک طرف کارخانة میهن را به اعلی مراتب ترقی خود رسانده، و از طرف دیگر شرکت سهامی ریسندگی و بافندگی زاینده رود را تشکیل و کارخانة مهم آبرومند آن را تأسیس کنند، و در این اواخر با شرکت کردن در کارخانة شهرضا چرخ های از کار افتادة آن را نیز با سرعتی خارق عادت به کار انداخته و آن را در ردیف کارخانه های بسیار خوب کشور سازند، قدم جلادت در میدان نهاده، یک میلیون و پانصد هزار ریال از سهام جدید کارخانه ] صنایع پشم [ را، با این که در بازار تومان هشت ریال فروش می رفت، به بهای اصلی خریداری و عملاً به این بنگاه ملی مساعدت کنند». اندکی بعد حاج محمد جعفر به ریاست هیأت مدیره شرکت صنایع پشم منصوب شد.
کارخانه های نساجی اصفهان به دلایل گوناگون از جمله واردات بی رویه منسوجات خارجی، گران شدن مواد اولیه و نیز مشکلات کارگری ورشکست شدند. به طوری که بحران آنها تا چند دهه بعد نیز ادامه یافت. با عدم توانایی مدیریت های سابق در گرداندن کارخانه ها، هیأتی به نام «هیأت حمایت از صنایع» این کارخانه ها را از دست صاحبان پیشین گرفته و خود اداره می کرد. کارخانة وطن نیز چنین سرنوشتی یافت. در سال 1346ش هیأت حمایت از صنایع، کارخانة وطن را به دست گرفت و شخصی به نام خلیلی را به مدیریت کارخانه منصوب کرد.
کسب ثروت سرشار و فعالیت های سودبخش اقتصادی، این خاندان، خصوصاً حاج محمد جعفر را از امور خیر و کمک به مستمندان بازنداشت. اصولاً سرمایه داری سنتی و متدین ایرانی، برخلاف سرمایه داری نوکیسه نفتی دوران پهلوی دوم، خود را جدا از جامعه و محیط پیرامون خویش در نظر نمی گرفت. آنها سود جستن از ثروت های سرشار را، در حالی که همسایه و همشهری او در فقر و گرسنگی به سر می برد، چندان لذت بخش نمی دانستند. به همین خاطر در مواقع لزوم و به صورت های گوناگون این خاندان همشهریان خود را مرهون کرامات خود می ساختند. در دورة رضاشاه اخبار زیادی از کمک های حاج محمدجعفر به پرورشگاه یتیمان اصفهان به چشم می خورد. کازرونی صندوقی در کارخانة وطن گذاشته بود که اشخاص و گروه ها برای بازدید از کارخانه باید پولی به آن صندوق برای کمک به پرورشگاه یتیمان می دادند. در یک مورد 500 تومان از درآمد صندوق به این پرورشگاه رسید.
اما کمک های کازرونی ها به پرورشگاه یتیمان محدود نشد. آنها به ساخت بناهای وقفی مانند زایشگاه و مدرسه نیز همت گماشتند. روزنامة اصفهان در سال 1327 که در اثر گسترش اندیشه های چپ و توده ای، ضدیت با سرمایه داری و سرمایه داران در جامعه شیوع یافته بود، در دفاع از خاندان کازرونی نوشت: «خاندان کازرونی راست است که میلیاردر شده اند، ولی باید دانست که اولاً پدر آنها قبل از تشکیل کارخانه هم از زمره ثروتمندان درجه اول اصفهان و بلکه ایران به شمار می رفت، ثانیاً ای کاش سایر میلونر ها به این خاندان ثروتمند تأسی می کردند و از خود آن همه اثر نیک باقی می گذاشتند! محمدعلی کازرونی، رئیس انجمن تربیت بدنی اصفهان، امروز پدر ورزش و تربیت بدنی اصفهان به شمار می رود و مؤسس بهترین باشگاه ورزشی اصفهان است. محمد کازرونی به کمک محمدجعفر کازرونی برادر دیگرش بهترین بیمارستان و زایشگاه را در اصفهان تأسیس کرده و از مالیة خود نگاه داری می کند. بهترین عمارت مدرسه را در اصفهان ساخته و بهترین آموزشگاه تعلیم و تربیتی را تأسیس و به خرج خود اداره می کند همه سال هم بیش از یک صد هزار تومان در راه خیر می دهد»
در سال1329ش که دانشکدة پزشکی اصفهان در حال تأسیس بود، خاندان کازرونی قسمتی از زمین های خود در منطقه هزار جریب را به صورت مجانی به دانشگاه اصفهان دادند. به همین خاطر دکتر حکمی در موقع افتتاح دانشکده پزشکی از آنان تشکر کرد. فعالیت دیگر حاج محمدجعفر، که نشان از توجه او به ملیت و استعمارستیزی دارد، زمانی بود که دولت دکتر مصدق تحت محاصرة شدید اقتصادی مجبور به فروش اوراق قرضه گردید. حاج محمدجعفر با خرید حدود یک میلیون تومان از این اوراق استقبال زیادی در این امر نشان داد به طوری که روزنامة اصفهان طی مقاله ای با عنوان «کازرونی روی اصفهان را سفید کرد» از او تشکر کرد.
روزنامة نقش جهان در سال 1325ش دربارة آنان این چنین سخن گفت:«در یک اجتماع سراسر مادی و تاریکی که جنون مادیگری و حرص و آز در رگ و ریشة مردم رخنه نموده، انصاف باید داد تنها یک خاندان جلیل، یک دودمان نوع پرور و تابع احکام آسمانی، که حس شفقت و نوع پرستی و نیکوکاری را به ارث دارا می باشند، و مانند پدر خیرخواه خود از آسایش مخلوق خدا و عملیات خیرخواهانه خود لذت می برند، و همواره درماندگان و افتادگان را دستگیری و به نجات تهی دستان آبرومند قیام نموده اند، و به شهادت قاطبه اهالی وجود هر یک از فرزندان مرحوم کازرونی، خاصه آقایان میرزا محمد و میرزا محمدجعفر کازرونی و میرزا محمدعلی کازرونی در جامعه منشأ خیر و برکت و موجد عمران و آبادانی بوده اند، آن چه آثار خیر و نیکوکاری در این استان دیده می شود، و در نقاط دیگر شنیده می شود، همه و همه آثار خاندان کازرونی می باشد و بس».
حاج محمدجعفر کازرونی درسال 1358ش مورد اصابت گلوله تروریست های جاهل و متعصب واقع گردید. در خبر روزنامه اولیای اصفهان می-خوانیم «در این هفته حاج میرزا محمدجعفر کازرونی مؤسس کارخانه وطن اصفهان در حالی که از اتومبیل خود پیاده می شد، هدف گلوله قرار گرفت و از ناحیه کتف مجروح شد و بلافاصله به بیمارستان سپاهان انتقال یافت و پس از سه روز مداوا و معالجه در گذشت. جنازه آن مرحوم با تجلیل فراوان به آرامگاه ابدی حمل و مجلس ترحیم در مسجد سید برگزار و بسیاری از طبقات مردم در آن شرکت کردند». وی در14تیر 1358ش در تکیة کازرونی به خاک سپرده شد. تکیه ای که در جوار آن مسجد کازرونی قرار دارد. جایی که بنا به قول تکیه بان، در زمستان ها ده-ها نفر از فقرای شهر در آنجا سکونت اختیار کرده و از غذای کازرونی ها سیر می شدند.