سیدمحمدحسن کاشی

سیدمحمدحسن کاشی

شهرت :

واعظ - سلطان الواعظین
تاریخ وفات :
1/04/1320
مزار :
تکیه کلباسی
زمینه فعالیت :
عالم فاضل,خطیب و واعظ
معروف به سيد حسن واعظ كاشى و ملقب به سلطان الواعظين، از دانشمندان و اعلام اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم هجرى
معروف به سید حسن واعظ کاشى و ملقب به سلطان الواعظین، از دانشمندان و اعلام اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجرى به شمار مى رود. وى پیش از سال 1250ق. در کاشان دیده به جهان گشود. نام پدر او سید محمد موسوى کاشانى بوده و آگاهى دیگرى درباره ى پدر و نیاکانش در دست نیست.
حاج سید حسن کاشى، از اساتید علوم عقلى و نقلى در اصفهان استفادة بسیارى نمود و خود، در علوم و دانش هاى مختلف مانند فقه، تاریخ و کلام، صاحب نظر گردید. از آثارى که از ایشان در زمینه هاى متنوع فقه، کلام، تاریخ، اخلاق و تفسیر باقى مانده، به خوبى مى توان به فضل، تبحر، تتبع و گستردگى معلوماتش پى برد.
سلطان الواعظین حاج سید محمد حسن کاشانى سرانجام در اول ربیع الثانى 1320ق وفات یافت و در تخت فولاد، تکیة میرزا ابوالمعالى کلباسی به خاک سپرده شد.

مشروح زندگی نامه
معروف به سید حسن واعظ کاشى و ملقب به سلطان الواعظین، از دانشمندان و اعلام اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجرى به شمار مى رود. وى پیش از سال 1250ق. در کاشان دیده به جهان گشود. نام پدر او سید محمد موسوى کاشانى بوده و آگاهى دیگرى درباره ى پدر و نیاکانش در دست نیست. وى ظاهراً علوم مقدماتى را در کاشان خوانده و سپس راهى دارالعلم اصفهان شده تا از محضر فقیهان و حکیمان نامدار آن استفاده نماید. از اساتید او تنها از فقیه اصولى و عالم رجالى، محدث و مفسر نامى، علامه میرزا ابوالمعالى کلباسى، نام برده شده است.
حاج سید حسن کاشى، از اساتید علوم عقلى و نقلى در اصفهان استفادة بسیارى نمود و خود، در علوم و دانش هاى مختلف مانند فقه، تاریخ و کلام، صاحب نظر گردید. از آثارى که از ایشان در زمینه هاى متنوع فقه، کلام، تاریخ، اخلاق و تفسیر باقى مانده، به خوبى مى توان به فضل، تبحر، تتبع و گستردگى معلوماتش پى برد.
از القاب مشهور حاج سید حسن کاشانى که بعضاً به همین عنوان نیز شناخته مى شود، لقب سلطان الواعظین است. در احوال او نقل شده که از همان دوران کودکى و نوجوانى به وعظ و خطابه علاقمند بوده است به طورى که از سن پانزده سالگى به سخنرانى و ارشاد مردم، همت گماشته است. حاج سید حسن، در قدرت بیان و فصاحت کلام، کم نظیر بوده و از مشاهیر گویندگان و خطبا و رؤساى اهل منبر اصفهان به شمار مى رفته است. ایشان سالیان متمادى، از طریق وعظ و خطابه، به هدایت و ارشاد مؤمنین اشتغال داشته و به مدح فضایل و ذکر مصائب اهل بیت(علیهم السلام) مى پرداخته است. حاج آقا رحیم ارباب اصفهانى که خود، پاى منبر حاج سید حسن واعظ بوده و از مواعظ و خطابه هاى او استفاده مى برده است، نقل مى نماید که کاشى در منبرهاى خود به ذکر مصائب اهل بیت مى پرداخت و گریه و زارى شدید و ناله هاى اندوهناکى سر مى داد. تبحر حاج سید حسن در وعظ و تسلط کم نظیرش بر خطابه باعث شد که واژه ى واعظ جزء لقب او قرار گرفته و رئیس گویندگان و امیر سخنوران شناخته شود.
آثار و تألیفات؛ از سلطان الواعظین، چندین اثر به شرح ذیل باقى مانده است:
1-« ینابیع الحیاة فى موارد الآیات»؛ در این کتاب، آیه هاى قرآن کریم را در موضوع هاى مختلف، دسته بندى شده و همچنین راجع به آیات ناسخ و منسوخ و ترجمه بعضى از لغات مشکل به فارسى و پاره اى مطالب قرآنى دیگر را گردآورى شده است. مؤلف در این اثر، آیات اعتقادى و اخلاقى را در دوازده باب به روش موضوعى براى واعظان و سخنگویان تنظیم کرده و این کتاب را در سن 55 سالگى پس از کتاب دیگرش، منهج الواعظین و مسلک الراشدین تألیف نموده است.
آغاز کتاب: « الحمدلله الذى فتح على العالمین بمفتاح فاتحه کتابه ابواب النعمأ و جعل ذبح البقرة الصفرأ هدایة لال عمران من الرجال و النسأ» انجام آن: « قیل هى مکیة لا ناسخ فیها و لا منسوخ و کذا معوذتین و اختلف فى نزولهما» چند نسخه از این کتاب در برخى از کتابخانه هاى معتبر قم موجود است.
2- « مواعظ حسنه»؛ در این کتاب، مطالبى پیرامون لزوم اطاعت امر سلطان وقت ناصرالدین شاه قاجار و ظل السلطان نوشته بوده و نشر آن رساله سبب تکفیر وى شده است. این کتاب در سال 1295ق به سرمایة ظل السلطان حاکم وقت اصفهان، چاپ و منتشر گردید.
3- « رساله در امر به معروف و نهى از منکر»؛ در این کتاب دربارة امر به معروف و نهى از منکر و نکوهش کذب و غیب و نمامى و تهمت و شمه اى از مناقب و فضل علماى دین نوشته شده است. این رساله داراى یک مقدمه، چهار مقاله و یک خاتمه است و مؤلف آن را به منظور دفع تهمت تکفیر از خود نگاشته است.
4- « منهج الواعظین و مسلک الراشدین»؛ مؤلف، این کتاب را پیش از « ینابیع الحیاة» نوشته و ظاهراً نخستین کتابى باشد که نگاشته است. وى در رسالة « امر به معروف و نهى از منکر» از کتاب « منهج الواعظین» و آثار دیگرش یاد مى کند.
5- « رساله اى از حاج سید حسن کاشى در جواب نامة حاج ملا على کنى».
6- «روح الارواح و بهجة الاشباح»، ترتیب موضوعی است از اشعار «مثنوی معنوی» مولوی، که مؤلف ابتدا برای سهولت دسترسی به اشعار مثنوی پیرامون موضوعات گوناگون، اشعار آن را در 8 جلد به ترتیب حروف تهجی عنوان موضوعات، جمع آوری و آن را « منهج الواعظین» نامید و چون آن کتاب مفصل بوده در کتاب حاضر آن را خلاصه نموده است. مؤلف موضوعات را به ترتیب الفبائی و هر حرف را در یک کتاب و هر کتاب را در چند باب تنظیم نموده است. 7-« احادیث نبوی» مؤلف در این رسالة کوتاه اشعاری پیرامون احادیث حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شده، جمع آوری و مرتب نموده است.
ماجراى تکفیر یا تفسیق حاج سید حسن کاشى و سبب آن؛ همانطور که پیشتر گفته شد، سید کاشى رسالة با نام « مواعظ حسنه» ظاهراً به دستور ظل السلطان در سال 1295ق نوشته که به خرج و سرمایه ى او نیز چاپ و منتشر شده است. آنچه نام وى را مشهور خاص و عام کرد، انتشار همین رساله بود چرا که او در این کتاب، در تفسیر آیة شریفة « اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منکم»، آن را به حکام و سلاطین تفسیر نموده و عبارات آن موهم این بود که پادشاه(ناصرالدین شاه قاجار و ظل السلطان حاکم مستبد اصفهان) از مصادیق اولى الامرند و اطاعتشان لازم مى باشد. نشر این رساله در بین علما و مجتهدین عصر، سر و صدایى راه انداخت و موجب شد برخى از فقهاى آن عصر، او را تخطئه و تکفیر کنند. از جمله فقیهان و مجتهدان نامدارى که حکم به تفسیق و تکفیر او نمودند مى توان به میرزا محمدهاشم چهارسویى، صاحب روضات، میرزا محمدحسن نجفى اصفهانى و حاج سید على اکبر فال اسیرى شیرازى، اشاره کرد. سید کاشى از ترس عواقبِ فتواى مفتیان شهر، فرار را بر قرار ترجیح داد و به دارالخلافة (تهران) گریخت و براى حفظ جان خود در سال 1305ق به علما و مجتهدین عراق و سایر شهرهاى ایران متوسل شد تا از آنان در تبرئة خود کمک بگیرد. سید حسن خیلى زود براى تطهیر و تبرئة خود اقدام نمود و به جمیع وسائل ممکن، متشبث شد و نامه ها نوشته و سفرها کرده و همگان را به یارى خود خواند و عقاید حقة خود را عرضه داشت با اینکه سید کاشى، از احترام به سلطان وقت و حکومت زمان، دست برنداشت، بسیارى از مراجع و بزرگان به یارى اش شتافته و او را تبرئه کردند. سید کاشى براى تبرئة خود، آن رساله را به نظر چند نفر از علماى بزرگ رسانید و از آنان خواست که نظریة خود را دربارة او و رساله اش بنویسند. آنان او را تبرئه کرده و گفتند: مقصودش، لزوم اطاعت سلطان نبوده بلکه مى خواسته مطلب صحیحى را بیان کند ولى عبارات او نارسا بوده که باعث چنین توهمى شده است.
سید کاشى پس از دریافت گواهى ها و نامه هاى متعدد از علما و فقها، به اَشکال مختلف، آن ها را تکثیر و نشر داد که صورت تمامى آن ها در خاتمة رسالة او« امر به معروف و نهى از منکر» آمده است در رسالة جداگانه اى نیز - که چاپ هم شده است- نوشته هاى گروهى از علماى اصفهان و کاشان و غیره در تبرئة سید کاشى، ذکر شده است. نام چند نفر از عالمان و فقیهانى که سید را تأئید و تبرئه کرده اند، عبارت است از حضراتِ آیات: حاج ملا على کنى، آقا میرزا محمدتقى، میرزا ابوالقاسم مدرس، حاج میرزا فخرالدین، آقا شیخ محمدتقى، حاج میرزا ابوالقاسم بن حجت الاسلام، میرزا ابوالقاسم بن محمد نراقى محمد و ملا حبیب الله کاشانى.
آشنایى بیشتر با « رسالة امر به معروف و نهى از منکر»؛ حاج سید محمدعلى روضاتى که نسخة اصل رسالة مذکور در اختیارشان است، در معرفى این رساله مى نویسد: « [...] نسخه به خط مؤلف است و صورت نامه هاى علما [ که درخاتمة کتاب آمده] به خط کاتب مى باشد. تاریخ تألیف و تحریر در نسخه نیست؛ لکن برخى از نامه ها به تاریخ 1305 مى باشد. تعداد اوراق اصل کتاب 70 ورق
آغاز رساله: بسمله الحمدلله الذى جعل لسان العلمأ مفتاحاً لبیان بدایع المعانى[...] انجام: و لازم شد که به جهت رفع شکوک و شبهات از خواطر اهل ایمان و عموم شیعیان صورت این اوراق و رسائل، ثبت این رساله موجزه گردد تا مطالعه کنندگان بر سبیل حق مستقیم باشند و گمان بد به ذریه طیبه فاطمه « سَلام الله علیها» نبرند و جمیع اصول ممهور در این سوداها در نزد داعى حاضر است. هرکس مى خواهد به نظر او مى رسانم والسلام على من اتبع الهدى. ورق 71 صورت نامه اى است از زبان مردم اصفهان به علماى نجف اشرف و سپس گواهى هاى علماى اعلام است و نامه هاى آنان تا ورق 115 .
پس از آن [...] شرحى است که یکى از علماى عراق(ظ) درباره رسالة اصلیه حاج سید حسن نگاشته و کلمات او را در آن رساله بعد(قوله. قوله) به فارسى شرح کرده و توضیح داده است و خلاصه، مطالب او را تأدیل و سید را از نسبت کفر و انحراف تبرئه نموده...».
در میان احکام تکفیر و تفسیق که از سوى علما در حق سید کاشى صادر شد، فتواى صاحب روضات، در خور توجه جداگانه است. پس از آنکه گروهى از فقیهان نامدار اصفهان حکم کفر سید کاشى را صادر مى کنند و سید از اصفهان متوارى مى شود و خبر به شهرهاى دیگر از جمله تهران مى رسد، عالم و مفتى نامى تهران حاج ملا على کنى، نامه اى به علامه فقیه صاحب روضات نوشته و در خصوص سید از ایشان جویا مى شود صاحب روضات که حتى در تحریر فتاوا هم بسیار فصیح و بلیغ مى نوشته و تسلط کامل و آگاهى تمام بر ادب عربى و فارسى، نظماً و نثراً، داشته است، در پاسخ علامه کنى و دیگر کسانى که در خصوص کفر سید از ایشان سؤال کرده بودند، چنین مى نویسد: « بسم الله الرحمن الرحیم. این سید کاشى ناشى؛ مشغول به دین تراشى؛ یا در متن کفر است یا در حواشى» .
حاج سید حسن کاشى سرانجام موفق شد طومارى بلند بالا به دست خط و مُهر جمعى کثیر از علماى روزگار در تأئید ایمان و تأکید اسلام خویش ترتیب داده تا بلکه به جان امان یابد. بدین ترتیب با دریافت برائت نامه پس از دو سال به اصفهان بازگشت و بدین تمهید از مرگ رست اما باز لکه تفسیق و تکفیر همچنان برجاى خود ماند و دیگر نتوانست آب رفته را به جوى باز آورد. گویند پس از بازگشت به اصفهان دیگر آن عنوان و شخصیت اولیه را نداشت و در این شهر به مرده نامى زیست تا آنکه جان سپرد .
البته همانطور که پیشتر از قول آیت الله ارباب نقل شد، معظم له سال هاى آخر حیاتِ سید کاشى در اصفهان را درک کرده و تحت تأثیر منبرهاى گیرا، مواعظ رسا و ناله هاى حزن آور سید بر مصائب اهل بیت قرار گرفته بوده است. بنابراین معلوم مى شود که سید واعظ پس از بازگشت مجدد به اصفهان، از گفتار و کردار قبلى خود پشیمان شده و سرانجام نیز با اسلام و ایمان از دنیا رفت .
وفات؛ سلطان الواعظین حاج سید محمد حسن کاشانى سرانجام در اول ربیع الثانى 1320ق جان به جان آفرین تسلیم کرد و در تخت فولاد اصفهان، تکیة استادش میرزا ابوالمعالى کلباسی در اطاقى مخصوص(حجره دست راست) به خاک خفت. این حجره با دفن فرزند و اعقاب سید در آن، بعدها به مقبرة خانوادگى ایشان مشهور شد گفتنى است که جنس سنگ قبر آقا سید حسن کاشى از کاشى سبز رنگ بوده و از میان رفته است.
از نام و خاندان همسرِ سید حسن کاشى، آگاهى نداریم، اما چندین فرزند عالم، فاضل و صاحب اثر و تألیف داشته است که لقب و نام خانوادگى شان «مطهرى» بوده است. به نظر مى رسد که سبب تغییر نام خانوادگى فرزندان سید، بدنامى او در جریان حادثة تکفیر بوده است. در هر حال، فرزندان سید که سادات جلیل القدرى بوده اند، تا این اواخر در قید حیات بوده و داراى وعظ و منبر و خطابه بوده و با کمال احترام مى زیسته اند نام فرزندان بلاواسطة سید کاشى عبارت است از:
1- آقا سید اسدالله ثقة الواعظین مطهرى؛
2- آقا سید زین العابدین مطهری؛
3- حاج میرزا محمدعلى واعظ صالح محدث کامل، که تاریخ وفاتش معلوم نیست و نزد پدر و دو برادر دیگر دفن شده است.
4- دکتر سید جواد مطهرى متوفى14 تیرماه سال 1313ش و مدفون در تکیة ابوالمعالى.