سیدعلی اصغر مدرس نجفی برزانی

سیدعلی اصغر مدرس نجفی برزانی

شهرت :

مدرس نجفی برزانی
تاریخ وفات :
1354/08/30
مزار :
تکیه سید رضی
زمینه فعالیت :
عالم فقیه
فرزند سید محمدحسین، متولد سال1262ش، فقیه اصولی و مدرس برجسته حوزه اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. از محضر بزرگانی همچون سید محمدباقر درچه ای، شیخ محمدحسین فشارکی و میر سیدحسن مدرس اسفه ای استفاده نمود. وی سال ها در مدرسه صدر بازار به تدریس اصول فقه پرداخت و شاگردان زیادی را تربیت نمود. عالمی فروتن و دلسوز بود. نظم دقیق، تقوا، کوشش در تحصیل و تدریس او زبانزد بوده است. از املاک موروثی زندگی خود را می گذراند و خمس و سهم امام از کسی نمی گرفت. از جمله اذکاری که همه روزه می گفت این جملات بود: «الله الله ربی حقاً لا اشرک به شیئا» و «اللهم العن الجبت و الطاغوت». وی در 30 آبان 1354ش رحلت نمود.
مشروح زندگی نامه
فقیه اصولی و مدرس برجستة حوزة اصفهان در قرن چهاردهم هجری. فرزند سید محمدحسین از سادات حسینی است که نسبش به میر سید علی بن میرعمادالدین محمد مدفون در گورت (جد سادات خاتون آبادی) می رسد و با سی و یک واسطه به جناب علی اصغر بن علی بن الحسین سید الساجدین (علیه السلام) می پیوندد. پدرش محمدحسین حسینی برزانی از علمای جلیل و برجستة اصفهان بوده و بزرگانی مانند شیخ محمدعلی شاه آبادی و سید محمدرضا رضوی با القاب بلند و اوصاف عالی او را ستوده اند. میر سید محمدحسین دارای پنج، و به قولی هفت پسر بوده که همگی از روحانیون دانشمند و واعظان مذهبی و شخصیت های علمی و دینی اصفهان بوده اند. مادرش علویه، گوهر بیگم، نیز از زنان متدین و نسبش به حضرت امام موسی کاظم می رسد.
سید علی اصغر هم زمان با سالروز ولادت امیر مؤمنان در شب 13 رجب 1304ق/1262ش در محلة برزان اصفهان دیده به جهان گشود و تحصیلات مقدماتی را نزد پدر و سایر علمای اصفهان فرا گرفت. از محضر فقیه اصولی بزرگ سید محمدباقر درچه ای بهرة وافر برد و مدت دوازده سال به درس او حاضر می شد.
شیخ محمدحسین فشارکی و میر سید حسن مدرس اسفه ای از دیگر استادان او در حوزة اصفهان بوده اند. برپایة نوشتة مرحوم مهدوی، سید علی اصغر تا سال 1342ق در اصفهان بوده است، از این رو احتمال دارد که محضر فقیهان برجسته ای مانند میر سید محمدتقی مدرس(1333ق)، شیخ مرتضی ریزی (1329)، آخوند گزی (1339) و سید ابوالقاسم دهکردی (1352) را نیز درک کرده باشد.
با فوت استادش، درچه ای، راهی نجف اشرف شد تا با آرا دیدگاه های فقهی و اصولی بزرگان نجف نیز آشنا شود. سید ابوالحسن اصفهانی، میرزا محمدحسین نایینی و شیخ آقا ضیاءالدین عراقی از جمله فقیهان و اصولیانی بودند که به حضورشان راه یافت و از دروس آنان بهره برد در دوران اقامت در نجف اشرف افزون بر تحصیل در سطوح بالا و شرکت در درسهای خارج، خود نیز به تعلیم و تدریس اشتغال داشت. از هم درسی های ایشان در نجف می توان به مرجع عالیقدر، مرحوم آیت الله حاج سید ابوالقاسم خویی اشاره کرد. مرحوم برزانی به یکی از شاگردانش فرموده بود که در دروس نجف با آقای خویی هم مباحثه بودم و تقریباً فهم من برای درس از ایشان بهتر بود؛ ولی اراده خدا این بود که من آن جا نمانم و توصیه پزشکان بود که آب و هوای نجف برای ما مناسب نیست و لذا سعادت از ما سلب شد و خداوند خواست که آقای خویی ترقی کنند و توفیق یابند و به مرجعیت کل برسند. از دیگر هم مباحثه ای های وی در نجف می توان به آقا سید شهاب الدین مرعشی نجفی، حاج سید حسین خادمی و شیخ محمدرضا جرقویه ای اشاره کرد.
وی پس از نیل به مقام اجتهاد راهی اصفهان شد و به فعالیت های علمی و مذهبی خود پرداخت. اجازه های اجتهاد و روایی او از و سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، شیخ محمدحسین فشارکی و تأیید و امضای آن توسط بروجردی، نایینی و حائری یزدی و نیز اجازة تصدی امور شرعی و تصرف در امور حصبیه از حضرات آیات نامبرده و سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودی، سید ابوالقاسم خویی و سید محمدرضا گلپایگانی نزد خاندانش نگهداری می شود.برزانی در سنین جوانی به مقام اجتهاد دست یافت و از این رو در زمانی که پهلوی اول قانون متحدالشکل کردن لباس را اجرا می کرد، ایشان از افرادی بود که از سوی حکومت وقت اجازه پوشیدن لباس روحانیت را داشت.
وی که به سبب اقامت در نجف و نیز قدرت و توانایی بالا در تدریس به مدرس نجفی برزانی مشهور شد، سالیان متمادی در مدرسة صدر بازار درس اصول فقه داشت و به تصدیق اهل فن در تدریس متن قوانین الاصول میرزای قمی منحصر به فرد و بی نظیر بود و در این اواخر کفایة الاصول آخوند خراسانی را نیز درس می داد. بیش از چهل سال کتب نامبرده و نیز فرائدالاصول و مکاسب شیخ انصاری و سایر کتب علمی حوزوی را در زمینه های فقه و ادبیات و بویژه اصول در مدرسه های صدر و چهارباغ تدریس می کرد.
یکی از شاگردانش درباره شیوه تدریس استاد می گوید: «ظاهر درس متن کفایه بود؛ ولی درحقیقت درس خارج اصول بود که بسیار عمیق و دقیق بود. گاهی مطالب مهمی می فرمود که نمی دانستیم از چه کتابی استفاده نموده است. بعدها معلوم شد این مطالب تقریرات درس آیت الله نایینی بوده است. با اینکه تقریرات درس آن مرحوم هنوز چاپ نشده بود، ایشان از نوشتجات خود که هنگام شرکت در درس آیت الله نایینی تقریر کرده بود، استفاده می نمود». از معاصران او می توان به حاج میرزا علی آقا شیرازی، شیخ محمود مفید، سید عبدالله ثقة الاسلام، حکیم خراسانی، شیخ محمدحسن عالم نجف آبادی، سید صدرالدین کوپایی، علامه الفت، حسام الواعظین و شیخ محمدرضا جرقویه ای اصفهانی اشاره کرد که با شخص اخیر به همراه حضرات آیات: خادمی، طیب، حجازی و سید مصطفی مهدوی حوزة بحث اجتهادی داشته و به کاوش-های استدلالی در مباحث فقهی می پرداخته اند.
جمع زیادی از فضلا و دانشمندان اصفهان افتخار شاگردی او را داشتند و از محضر او استفاده برده اند که نام شماری از آنان عبارت است از: سید جلال الدین شریعتی زفره ای، شیخ محمدجعفر الهی نجف آبادی، سید حسن مهاجر، شیخ رمضانعلی املایی، سید حسن دیباجی، شیخ احمد بن مصطفی فقیهی، سید صفرعلی شریعت فلاورجانی، سید ابوالحسن شمس آبادی، شیخ محمدتقی صدیقین، میر سید حسن مدرس، حاج شیخ محمد کلباسی، عبدالعلی باقی، سید مرتضی ظهیرالاسلام، دکتر سید محمدحسین بهشتی، شیخ محمدباقر صدیقین، سید محمدعلی صادقی، شیخ محمدرضا عاشق آبادی، سید علاءالدین مدرس، شیخ محمدحسین رشتی، سید ناصر مهدوی، جواد افضل هرندی، فخرالدین کلباسی، سید علی اکبر واعظ برزانی، شیخ عنایت الله نجفی، شیخ احمد روحانی، شیخ محمدعلی فشارکی، سید حسن فقیه امامی، شیخ محمدتقی مجلسی، مظفر فرزانه قمشه ای، شیخ محمود کفعمی، سید ابوالفضل موسوی جروکانی، منصورزاده، دکتر محمدتقی عمادالدین خراسانی، سید اسماعیل موسوی جروکانی، گلشادی، شیخ محمدعلی نصر، شیخ ابراهیم امینی و شیخ اسدالله جوادی. ایشان قسمت های زیادی از مباحث فقه و اصول استادش، درچه ای، را به رشتة تحریر درآورده که نزد خانواده اش موجود است.
اوصاف اخلاقی؛ عالمی فروتن و دلسوز بود. پاکی و نظافت را مراعات می نمود. لباس های تمیز و پاکیزه می پوشید و ریش ها را رنگ و حنا می-بست. اهل قلیان بود؛ ولی چای و قلیان ایشان هم مخصوص بود. هرجایی قلیان نمی کشید و در این گونه امور هم بسیار تمیز و مرتب بود. تقوا و ورع، کوشش و جدیت در تحصیل علم، زهد و نظم دقیق وی در زندگی، زبانزد همگان بود. نظم و انضباط فوق العاده ای داشت و از این حیث میان معاصرانش کم نظیر بود، وقت شناس بود و روی ثانیه و دقیقه عمر خود حساب می کرد. هنگامی که به شاگردانش می فرمود، سر ساعت چهار صبح برای درس بیایید، اگر کسی چهار و پنج دقیقه می آمد، ناخشنودی خود را بروز می داد و اگر کسی زودتر می آمد، می فرمود بیرون بمانید تا وقت کلاس برسد. کوشش و پشتکار او سبب شد تا در سنین جوانی به مراتب والای علمی نایل گردد. جدیت و پایبندی او به تعلیم و تدریس تا بدان جا بود که در سنین پیری تا سالهای آخر عمر هم به مدرسة صدر می آمد؛ روزها در مدرسه بود و شبها به برزان می-رفت. از املاک موروثی زندگی خود را می گذراند و خمس و سهم امام از کسی نمی گرفت و غالباً فرادی نماز می خواندند. درباره پشتکار و زندگی زاهدانه اش از او نقل می کنند که در دورانی که در کنار مسجد امام اصفهان، حجره ای در طبقه بالا داشت، می گوید روزی می خواستم از پله ها بالا بروم، دیدم توانایی اش را ندارم و زانوهایم می لرزد. متوجه شدم که علتش آن است که حدود چهل روز است به خاطر شدت اشتغال به درس و مطالعه، گوشت نخورده ام و به نان و پنیر و مانند آن اکتفا کرده ام. آن روز مجبور شدم کسی را بفرستم مقداری گوشت تهیه کند تا با خوردن آن توانایی خود را بازیابم. دربارة مقام بالای علمی و اخلاقی وی نقل شده است که وقتی عده ای از اهالی برزان خدمت آقا سید ابوالحسن اصفهانی رسیدند، ایشان فرموده بود، وجوهاتی را که برای من آورده اید، به اصفهان برگردانید و به آیت الله سید علی اصغر مدرس نجفی تحویل دهید و ایشان را مانند گل ببوئید و از ایشان استفاده کنید. مدرس برزانی همواره در منزل و مجالس و در حال راه رفتن به ذکر الهی مشغول بود و دعای«یا من تُحَلُ به عُقَد المکاره» را زیاد می خواند و از جمله اذکاری که همه روزه می گفت این جملات بود: «الله الله ربی حقاً لا اشرک به شیئا» و «اللهم العن الجبت و الطاغوت». با اینکه مدرسی توانا و استاد بسیاری از طلاب و فضلا بود، در اصفهان جز خواص کسی او را نمی شناخت زیرا در مجالس و محافل عمومی حاضر نمی شد و جز به درس و تحقیق و مطالعه و تربیت دانش پژوهان نمی اندیشید.
مدرس نجفی برزانی در سخن علما و دانشمندان؛
1.سید ابوالحسن اصفهانی: «جناب مستطاب علم الاعلام مصباح الظلام ولدنا المعتمد المسدد، آقای آقا سید علی اصغر برزانی اصفهانی، سلمه الله تعالی در مراتب علمیه و اخلاقیه ممتاز و مایه افتخارند...»(نامه مورخ15 شعبان1345ق). «جناب العالم و الحبر القمقام عمده العلما، المحقق المدقق الصفی السید علی اصغر دامت بعالیه قد صرف عمره فی تحصیل العلوم الشرعیه و تنقیح مبادیها النظریه و نظر فیها نظر بحث و فحص و تدقیق و تحقیق و حضر علی جماعة من الاعیان و ثله من الارکان وجد واجتهد و تعب وکد و افاد و استفاد الی ان فاز اقصی المراد فله العمل بما یستنبطه من الاحکام علی نهج المألوف بین الاعلام و التصدی فیما یتصدیه الحکام و ینبغی ان یرجع الیه فی امور الشرعیه والوظایف الدینیه فانه اهل لذلک..» (اجازه اجتهاد روایت، مورخ25شوال 1345) این اجازه نامه را آیات عظام: بروجردی و ضیاء عراقی نیز تصدیق و امضاء نموده و حضرات آیات سید علی نجف آبادی و شیخ محمدرضا نجفی امضاء کرده اند.
2.میرزا محمدحسین نایینی:«و ممن وفقه الله للطلب والعمل به جناب العالم الفاضل عمادالعلما و صفوة الاتقیا التقی الزکی الاغا السید علی اصغر الاصفهانی سلمه الله تعالی فلقد اشتغل به شطرا من عمره و صرف فیه برهه من دهره و بحمدالله تعالی من اجله العلماء و افاضل الاتقیاء..».
3.شیخ محمدحسین فشارکی: «ان السید السند والحبر المعتمد والفاضل المسدد و المهذب الصفی الوفی المؤتمن الموالی سید علی اصغر البرزانی ایده الله الملک الباری من العلماء العالمین و ممن بذل مساعیه فی تکمیل الفضائل العلمیه و العملیه و فاز بالمرتبه الکامله من العلم و الاجتهاد و قد اوهبه الله القوه الاستباط فساق لی ان اقول فی حقه من العلماء العالمین بل قدوتهم و من المتفقهین فی احکام شریعه سید المرسلین بل بنفسه هو الفقیه و وظیفته التدریس و تعلیم المتعلمین بل هو المشتغل بتدریس الفقه و الاصول علی النهج المستقیم...»(مورخ 15 شوال 1347). «تصریح آنکه ایشان زیاده از ده سال است در اصفهان و نجف تدریس داشته اند و قد اجزت له فی التدریس فی الفقه و الاصول سطحا و خارجا و یلیق بذلک...»(مورخ 7 ذی قعده1347)«بسم ا... بعموم اخوان ایمانی زادهم الله توفیقا اعلام می کنم که حضرت مستطاب شریعتمدار نخبه العلماءالکرام علم الاعلام آقای آقا سید علی اصغر برزانی از عدول علما می باشند و ایشان را عادل می دانم. محض اینکه مردم از فیض جماعت ایشان محروم نشوند این دو کلمه مرقوم شد...»
4. سید مصلح الدین مهدوی: «عالمی متواضع و مهربان و در نظافت و تربیت ضرب المثل بودند...مرحوم آقا سید علی اصغر مدرس نجفی از علما و مجتهدین گمنامی بودند که آن طور که شایسته مقام علمی و زهد و تقوای او بود، مردم وی را نشناختند و قدرش را نداشتند و فقط عده ای از علما و اخیار اجمالاً پی به مقامات او برده و از محضر درسش کامیاب و یا به نماز جماعتش حاضر می شدند».
5. سید علی اکبر واعظ: «از زمانی که بنده با این شخصیت بزرگ آشنا شدم و ایشان را از نزدیک مشاهده نمودم، دیگر به نماز جماعت تشریف نمی بردند؛ نماز خود را در حجره یا منزل با طمأنینه و نزاکت و ادب خاص خودش انجام می داد و عبادت های فردی داشت و با عموم مردم کمتر معاشرت می نمود. تا اواخر عمر روزهای شنبه به مدرسه صدر بازار تشریف می برد و روز چهارشنبه به منزل باز می گشت. وقتی مسئله ای از او سؤال می شد، با شدت احتیاط پاسخ می داد و راجع به اینکه کدام یک از مراجع تقلید اعلم از دیگرانند، اظهار نظر نمی فرمود؛ در زمان[حضرات آیات] حکیم و خویی و شاهرودی که هر سه در نجف بودند، به فرزندان خود توصیة رساله علمیة مرحوم آیت الله شاهرودی را نموده بود»
وفات و مدفن و خاندان؛ در شب جمعه 17 ذی قعده 1395ق/30 آبان 1354ش پس از92 سال دارفانی را وداع گفت و پیکرش در روز جمعه با تجلیل و احترام میان جمعیت زیاد همراه با سینه زنی روی دست اهالی محل پیاده تا تخت فولاد تشییع و در تکیة سید رضی کنار تکیه صاحب روضات دفن شد. همزمان با فوت وی، دو تن دیگر از علما حضرات آیات حاج میر سید محمدعلی بهبهانی و حاج میر محمدمهدی سلطان العلما امام جمعه اصفهان از دنیا رفتند و مجالس ترحیم مشترکی برای هر سه عالم نامبرده در اصفهان و دیگر شهرها برگزار شد. مرحوم برزانی با دختر آخوند ملا محمدکاظم مروج بیدآبادی(م:1367ق) ازدواج کرد که از او سه دختر باقی ماند و هر سه داماد ایشان از علما و فضلای اصفهان به شمار می روند که به ترتیب عبارتند از حجج اسلام: حاج آقا سید مصطفی فقیهی، حاج سید حسین واعظ و حاج سید علی اکبر واعظ که داماد سوم ایشان بود و در 15 بهمن 1382ش/12 ذی حجه 1424ق در سن 58 سالگی به رحمت ایزدی پیوست و در امامزاده عبدالله آرمید.