سیدعبدالوهاب معین العلمای اصفهانی

سیدعبدالوهاب معین العلمای اصفهانی

شهرت :

معین العلمای اصفهانی
تاریخ وفات :
1318/07/27
مزار :
تکیه سادات مهدوی
زمینه فعالیت :
سیاستمدار
فرزند سید مهدی نحوی، متولد 1294ق، از آزادی خواهان مشروطیت و از ادبا و روزنامه نگاران، نزد شیخ محمدعلی ثقة الاسلام تحصیل نمود. فعالیت سیاسی خود را از زمان ناصرالدین شاه و در تهران آغاز نمود. در اوایل انقلاب مشروطه روزنامة «نیراعظم» را به سال 1325ق در تهران منتشر نمود. پس از مشروطه به وزارت عدلیه رفت. چندی ریاست عدلیه در شهرهای مختلف را داشت. وی در 27 مهر 1318ش فوت شد
مشروح زندگی نامه
از آزادی خواهان و کوشندگان مشروطیت و از ادبا و روزنامه نگاران شهر اصفهان است. وی به سال 1294 ق از پدری عالم و فرهیخته به نام حاج سید مهدی نحوی بن سید محمدحسن مجتهد اصفهانی. از معاریف علمای زمان خود در اصفهان متولد شد. تحصیلات مقدماتی را نزد پدرش فرا گرفته و پس از آن به تحصیل علوم دینی پرداخته و از شیخ محمدتقی آقا نجفی، حاج آقا نورالله نجفی و شیخ محمدعلی ثقة الاسلام درس گرفت. نوزده سال اول زندگیش معاصر با دوران ناصرالدین شاه قاجار (1313– 1264ق) بود. در این دوره که ناامنی و بدبختی زیادی گریبان گیر مردم شده و استبداد حاکم بر جامعه گلوی حق طلبان و ترقی خواهان را فشرده بود، وی با تفکرات آزادی خواهی و انقلابی رجال بزرگی چون سید جمال واعظ اصفهانی آشنا و همراه شد. مظفرالدین شاه (1324-1313 ق) چون نسبت به پدرش نرم خوتر بود، تلاشها و فعالیتهای آزادی خواهان در زمان او گسترش بیشتری یافت و آنان را برای یک پیکاری جدی آماده کرد. لذا معین العلما به همراه دیگر یارانش در سال 1320ق عازم تهران شدند و با علمای برجستة تهران همکاری نمودند. دو سال بعد انجمن مخفی مجمع آزادی خواهان را به سال 1322ق توسط عده ای از مردم تهران تشکیل دادند.
زمانی که برخورد دولتیان با مردم شدت گرفت و اعتراضهای مردم سودی نبخشید، علماء تصمیم گرفتند در صحن حضرت عبدالعظیم حسنی تحصن نمایند که در این بین معین العلما نقش فعالی داشته و در آن موقع مطالب حقه را گوش زد علمای اعلام می نمود. با بازگشت علما از شاه عبدالعظیم دولت به وعده هایی که داده بود، جامه عمل نپوشید و با علما همراه نشد. لذا آقایان در طی مجالسی خواهان تصمیم دیگری شدند که معین العلما نیز در تمامی این نشست ها با آنان همراهی می نمود. تا اینکه بالاخره مشروطیت به ثمر نشست. به موقع انتخابات مجلس، مسائل و مشکلاتی در اصفهان بروز کرد که شکایتهای زیادی در این باره به مجلس رسید. حجج اسلام و مجلس شورای ملی نیز دفع این فساد را از ایشان خواسته و او را پیگیر رفع آن نمودند. وی نیز به اصفهان آمده و مدتی پیگیر این قضیه شده و با گفتگوهای مکرری که با مسئولین امور انجام داد، رفع مشکل شد. مردم اصفهان اصرار زیادی در قبول وکالت مردم اصفهان در مجلس به او نمودند، ولی ایشان نپذیرفته، به تهران بازگشت.
در همان اوایل انقلاب که جو بسته و خفقان، شکسته شد و مطبوعات از آزادی بیشتری برخوردار شده و مقامی یافتند، معین العلما اقدام به انتشار روزنامه «نیر اعظم» به سال 1325ق در تهران نمود. این روزنامه با سرلوحه ای به خط نستعلیق و با کلام «هوالمعین» در چهار صفحة کوچک هفته ای دو بار منتشر می شد که شامل مطالبی علمی و سیاسی و اخلاقی و تاریخی بود. این روزنامه چون در همان اوان مشروطیت منتشر می شد، مقالات زیادی به دفاع از مجلس، و بر ضد دستگاه حاکمیت درج می کرد. چنان که دو واقعة مخالفت مجلس استقراض دولت از کشورهای خارجی با نوشته های خود ملت را تهیج به دادن اعانه و قرض به دولت می نمود، تا رفع نیاز برای دولت شود.
در این جریده همچنین مقالات متعددی از جمله مقالات سیاسی تندی بر علیه روس و انگلیس نوشته می شد.
او در خصوص قرار داد 1907م که بین روس و انگلیس بر سر ایران بسته شد، می نویسد: « یکی از جراید خارجه را عقیده بر این است که معامله روس و انگلیس غبن فاحش با انگلیس است. اولیای این دولت با همه علم و شیطنت، در این معامله مغبون شدند... ». در این مقاله وی شاه ایران را مدافع و هوادار منافع روس و انگلیس معرفی می کند. این گفته به کام حاکمیت خوش نیامده، عاملی بر توقیف روزنامه می گردد. عاقبت سه روز پس از انتشار این مقاله روزنامه نیر اعظم توقیف و مدیر آن به یک سال زندان محکوم می شود. با تلاش دوستان، چندی بعد معین العلما بخشیده شد؛ ولی برای مدت کوتاهی به عتبات عالیات تبعید گشت. باید یادآور شد که طرح ایجاد بانک ملی را به وی منسوب است. با کودتای شوم محمدعلی شاه و به توپ بستن مجلس، مشروطه خواهان و آزادی خواهان مورد تعقیب و آزار قرار گرفتند. لذا هر کدام به نوعی در صدد حفظ جان خود برآمدند. معین العلماء نیز با تغییر لباس به اطراف و اکناف شهر متواری شد تا اینکه سرانجام با مشورت دوستان به سفارت عثمانی که تعداد دیگری از همرزمانش به آنجا روی آورده بودند، پناه آورد. به موقع حضورش در سفارت عثمانی بود که نامه های تحریک برانگیز در حفظ و نجات مشروطیت به علمای اصفهان نوشت. علما نیز حکم بر وجوب مشروطیت دادند و زمینة قیام بر علیه حکومت استبداد فراهم شده و پس از آن تهران به دست مجاهدین فتح شد. معلوم نیست که وقتی مجاهدین بعد از فتح تهران مخالفین را دستگیر می کردند به چه علت معین العلما را نیز دستگیر نمودند. ملک زاده معتقد است که بدون جهت و از روی غرض حبس شده بود. به هر جهت چون پس از چندی بی گناهی او ثابت شد، از حبس رهایی یافت. ایشان پس از آزادی به عتبات مسافرت کرده و چندی در آنجا می ماند. پس از بازگشت برای همیشه از سیاست کناره می گیرد.
وزارت عدلیه از او دعوت به همکاری می کند و از این پس وارد خدمت دولتی می شود. چندی ریاست عدلیة مازندران و زنجان و گیلان و سپس قضاوت محاکم عدلیة فارس و ریاست عدلیة آباده و گلپایگان و در اواخر قضاوت محاکم عدلیة مشهد با ایشان بود و در سال 1318ش به عدلیة اصفهان منتقل و پس از دو ماه در تاریخ 27 مهر1318ش در اصفهان دار فانی را وداع گفت و در تخت فولاد اصفهان، تکیة سادات مهدوی به خاک سپرده شد.