میرزا ابوالفضل مهابادی

میرزا ابوالفضل مهابادی

شهرت :

مهابادی
تاریخ وفات :
1346/04/12
مزار :
تکیه کلباسی
زمینه فعالیت :
فرزند میرزا عباس بن جعفر بن محمدباقر اردستانی، از فرهنگیان معاصر در اصفهان بوده است.
میرزا ابوالفضل در سال 1280ش در مهاباد به دنیا آمد. وی مقدمات علوم زمان را نزد پدر و در مدارس اصفهان فرا گرفت. پس از فوت پدر در سال 1342ق برای ادامة تحصیل رهسپار تهران گردید و در یکی از حجره های مدرسه حکیم هاشم معروف به مادرشاه که در کوچة تکیه دولت قرار داشت، ساکن گردید. وی به توصیة پدر جهت شغل معلمی به دارالمعلمین مرکزی رفت و مشغول تحصیل گردید. وی با پایان دوره دارالفنون و اخذ دیپلم متوسطه وارد دانشسرای عالی شد و در سال 1313ش موفق به اخذ لیسانس در رشتة ریاضی گردید. مهابادی دوران تحصیل را براساس نوشته های خود و گفتة همکلاسانش با فقر و سختی معیشت طی نمود.
مهابادی در ابتدا در ادارة فرهنگ همدان مشغول خدمت شد و بعد از آن در سال1320ش به اصفهان عزیمت نمود و وارد دبیرستان نظام اصفهان شد و به تدریس پرداخت. وی تا زمان بازنشستگی ریاست دبیرستان صارمیه در انتهای بازار کفاشها در کنار مسجد حکیم، دانشسرای مقدماتی اصفهان و فرهنگ گرگان را داشت.
مهابادی دارای ذوق و طبع و فضایل و معلومات و اخلاق ستوده بوده است.
وی از دبیران مجرب و معروف و درستکار و باسواد اصفهان بود و در میان فرهنگیان اصفهان مقام و منزلتی والا داشت.
مهابادی مردی پاک سرشت، امین و درستکار، خوش قلب، نیک خواه و با فضل و دانش بوده و پیوسته مورد احترام فرهنگیان و بزرگان اصفهان قرار داشته و تمام دوران خدمت را به نیکنامی و سربلندی گذرانیده است. همواره اشخاص اهل فضل و ادب را صمیمانه دوست می داشت و حتی شاگردانش را به بلندنظری و سعة صدر هر چه تمامتر تشویق می کرد. وی دانشمندی آزاده و عملاً درویشی پاکباز و بی نیاز، اعتنا به مقام و زخارف و اموال دنیوی بود.
سرانجام وی در12 تیر 1346ش در سن 66 سالگی فوت و در تکیه ابوالمعالی کلباسی به خاک سپرده شد.

مشروح زندگی نامه
فرزند میرزا عباس بن جعفر بن محمدباقر اردستانی، از فرهنگیان معاصر در اصفهان بوده است. طایفة وی در مهاباد اردستان به طایفه حاج محمدباقر معروف است. حاج محمدباقر پسری به نام جعفر داشته که او دارای سه پسر به نام های آقا میرزا عباس ملقب به عمادالاسلام، شیخ محمد ملقب به شیخ الملک و شیخ محمدباقر ملقب به جناب بوده است. آقا میرزا عباس از دو برادر دیگر بزرگتر و در سال 1248ش/1288ق در مهاباد به دنیا آمده است. وی به سبب عشق و علاقه ای که به کسب علم و دانش داشته در سن بلوغ به تحصیل پرداخته و خط شکسته را بسیار خوب می نوشته است. وی برای ادامة تحصیل رهسپار اصفهان گردید و در یکی از حجره های مدرسة حاجیها که در نزدیک مسجد حکیم واقع بوده با محمودآقا انصاری هم حجره شده است. این دو هم حجره ای بعد از چند سال تحصیل در مدرسة حاجیها از هم جدا شده و محمود آقا وارد خدمت ارتش و آقا میرزا عباس عازم عتبات عالیات گردیده است. آقا میرزا عباس در حوزة علمیه مراجع تقلید آن زمان از جمله ملا محمدکاظم خراسانی در نجف اشرف وارد شده و به تکمیل تحصیلات خود پرداخت. وی پس از دریافت اجازة اجتهاد این استاد خود به اصفهان بازگشت و در مدرسة حاجیها به تدریس فقه و اصول پرداخت.
پس از استقرار مشروطیت آقا میرزا عباس به کمک عده ای از دوستان خود به تأسیس عدالتخانه در اصفهان پرداخت و خود کارهای عدالتخانه را منظم و مرتب ساخته و مدتی نیز به ریاست آن رسید. در سال 1299ش/ 1339ق به سبب حکمی که عمادالاسلام بر علیه منشی یکی از کنسولگریهای خارجی در اصفهان صادر نمود. به فشار سفارتخانه آن کشور از کار برکنار و تا آخر عمر خانه نشین شد. میرزا عباس در 10 ذی حجه 1341ق وفات و در قبرستان مهاباد اردستان به خاک سپرده شد.
فرزندش میرزا ابوالفضل در سال 1280ش در مهاباد به دنیا آمد. وی مقدمات علوم زمان را نزد پدر و در مدارس اصفهان فرا گرفت. پس از فوت پدر در سال 1342ق برای ادامة تحصیل رهسپار تهران گردید و در یکی از حجره های مدرسه حکیم هاشم معروف به مادرشاه که در کوچة تکیه دولت قرار داشت، ساکن گردید. وی به توصیة پدر جهت شغل معلمی به دارالمعلمین مرکزی رفت و مشغول تحصیل گردید. وی با پایان دوره دارالفنون و اخذ دیپلم متوسطه وارد دانشسرای عالی شد و در سال 1313ش موفق به اخذ لیسانس در رشتة ریاضی گردید. مهابادی دوران تحصیل را براساس نوشته های خود و گفتة همکلاسانش با فقر و سختی معیشت طی نمود.
مهابادی در ابتدا در ادارة فرهنگ همدان مشغول خدمت شد و بعد از آن در سال1320ش به اصفهان عزیمت نمود و وارد دبیرستان نظام اصفهان شد و به تدریس پرداخت. وی تا زمان بازنشستگی ریاست دبیرستان صارمیه در انتهای بازار کفاشها در کنار مسجد حکیم، دانشسرای مقدماتی اصفهان و فرهنگ گرگان را داشت.
مهابادی دارای ذوق و طبع و فضایل و معلومات و اخلاق ستوده بوده است. حبیب یغمایی می نویسد: «ابوالفضل مهابادی شعر نمی گفت. ولی در انتقاد شعر ذوق داشت[...]. هم استعدادی بکمال داشت و هم خوب درس می خواند. در همة موارد تحصیل موفق بود، مخصوصاً در ریاضیات که در این رشته نظیر و مانند کم داشت».
وی از دبیران مجرب و معروف و درستکار و باسواد اصفهان بود و در میان فرهنگیان اصفهان مقام و منزلتی والا داشت.
از آثار وی داستانی عشقی دربارة «بغداد خاتون» است که به صورت ناتمام مانده و نزد خانوادة وی نگهداری می شود. همچنین وی در ماههای آخر عمر یادداشتهای از زندگی پدر و خود را فراهم آورد و قصد چاپ آن را داشته ولیکن عمرش وفا نکرد و سیف الله وحیدنیا مدیر مجلة وحید سه سال پس از درگذشت مهابادی در سال 1348ش یادداشتهای وی را تحت عنوان «نکاتی چند» در شش شماره از مجلة وحید به چاپ رسانده است.
مهابادی مردی پاک سرشت، امین و درستکار، خوش قلب، نیک خواه و با فضل و دانش بوده و پیوسته مورد احترام فرهنگیان و بزرگان اصفهان قرار داشته و تمام دوران خدمت را به نیکنامی و سربلندی گذرانیده است. همواره اشخاص اهل فضل و ادب را صمیمانه دوست می داشت و حتی شاگردانش را به بلندنظری و سعة صدر هر چه تمامتر تشویق می کرد. وی دانشمندی آزاده و عملاً درویشی پاکباز و بی نیاز، اعتنا به مقام و زخارف و اموال دنیوی بود.
خود چنین می نویسد:« روزی به حضور دانشمند بزرگوار نامی گوشه گیر علامه الفت شرفیاب بودم تا از آن بزرگوار چاره جوئی کردم تا چه کنم تزکیه شوم و گرد کارهای ناپسند نگردم. فرمودند تو را مرشدی باید تا ارشادت کند. گفتم آیا آن مرشد تو هستی؟ جواب داد من خود ارشاد شدم. عرض کردم کیست آن مرشد تا دست توسل به دامانش زنم؟ فرمود من کسی را نمی-شناسم. مرشد شخص معینی نیست چه بسا که طفلی کوچه گرد بیتی بخواند و خود معنی آن بداند یا نداند اما آن بیت در تو اثر کند و ارشادت نماید گفتم من خود این مطلب را درک نموده ام».
سرانجام وی در12 تیر 1346ش در سن 66 سالگی فوت و در تکیه ابوالمعالی کلباسی به خاک سپرده شد.