حسین همدانیان

حسین همدانیان

شهرت :

حسین همدانیان
تاریخ وفات :
1357/03/14
مزار :
تکیه همدانیان
زمینه فعالیت :
خیر و نیکوکار,صنعتگر

 

 کارخانه‌دار و مؤسس بزرگترین خیریه کشور در سال 1283ش در اصفهان متولد شد. پدر او محمدرضا همدانی زندگی ساده و سطح پایینی داشت. به همین دلیل پسران وی، علی  و حسین، از کودکی به کسب و کار در بازار و شاگردی مغازه روی آوردند. حسین در بازار اصفهان به فروشندگی قدک و کرباس مشغول بود. وی بعد از شهریور20 به تهران رفت و به خرید و فروش اتومبیل مشغول گردید. به علاوه به خرید و فروش زمین نیز می پرداخت، تا این که در تهران از تجار معتبر و خوش قول و بخشنده معروف شد. در سال 1327 با برادرش علی در برپایی کارخانه شهناز مشارکت کرد. آنها محور چهارباغ بالا را برای تأسیس کارخانه برگزیدند. در سایه مدیریت خوب علی همدانیان، کارخانة شهناز در 21 آذر 1329 به بهره برداری رسید. پیش از آن علی همدانیان در کارخانه صنایع پشم نیز مدیر عامل و جزو سهامداران عمده بود. علاوه بر این ها وی یک کارخانه سیمان نیز وارد کرده بود. حسین در این زمان در تهران مشغول فعالیت تجاری بود و دخالتی در امور کارخانه ها نداشت، تا در دی 1344ش که برادرش علی، از جهان رفت. موضوع مدیریت آتی سه کارخانه مهم (شهناز، سیمان و صنایع پشم) و حدود هفت هزار کارگر و سرنوشت این مؤسسات صنعتی، همه را بسیار نگران کرده بود. چرا که  رسیدند این کارخانجات نیز مانند کارخانجات نساجی دیگر، وضعیت آشفته ای پیدا کند؛ ولی حسین با وجود مشکلات زیاد مدیریت این مؤسسات صنعتی را پذیرفت. روزنامة اصفهان این فضا را چنین ترسیم کرده است: «همه می‌گفتند تنها کسی که می‌تواند از عهده این وظیفه شاق برآید و دارای قدرت مالی و کفایت اداری نیز هست، آقای حسین همدانیان است؛ ولی چون ایشان گرفتار بیماری قلبی بود و بیش از شش ماه از سال را اضطراراً در پاریس سپری می‌ساخت،کسی باور نمی‌کرد که چنین مسئولیت سنگینی را بپذیرد و عهده‌دار بشود. ولی ضرورت موقع ایجاب می‌کرد که دستگاه استانداری و شهربانی و سازمان امنیت به هر نحوی است، آقای حسین همدانیان را وادار به جانشینی برادر خود بکنند»

بالاخره نیز حسین مسئولیت های بر زمین مانده برادر را قبول کرد اما یک نکته مانده بود: موضوع بسیار مهم مالیات بر ارث علی همدانیان. دولت حدود هفتاد میلیون تومان مالیات مذکور را محاسبه کرده بود و می خواست در ازای آن کارخانه شهناز را به مزایده بگذارد که چنین نیز کرد؛ ولی حسین خود کارخانه شهناز را خرید و موضوع مالیات بر ارث برادر اینچنین حل گردید

علی و حسین همدانیان هیچکدام صاحب فرزند نشدند. به همین خاطر حسین همدانیان، یک سال قبل از تملک قطعی کارخانة شهناز، در تاریخ 29 خرداد1344 یک مؤسسة خیریة در اصفهان ایجاد کرد، که بنا به آگهی رسمی «انجام امورخیریه و عام‌المنفعه در اصفهان، از قبیل ایجاد و تکمیل مؤسسات فرهنگی، بهداشتی، مذهبی، تعاون عمومی و هرگونه اقدامی که متضمن خیر و رفاه عامه و توسعة فرهنگ و بهداشت و مساعدت به محتاجان و مستمندان باشد»، در حوزة عمل این مؤسسه است. محل آن در خیابان عباس آباد بوده و هست و دارایی آن «‌اموال منقول و غیر منقول و سهام کارخانجات و شرکت‌ها و وجوهی است که آقای مؤسس به تدریج به صورت عقد صلح، تملیک مؤسسه می‌نماید».

 حسین همدانیان به عنوان مؤسس و مدیر عامل مؤسسه تعیین گردید. بدین ترتیب کلیه دارایی‌های وی از قبیل کارخانجات سیمان و شهناز و سهم آنها در کارخانه صنایع پشم از عمده‌ترین رقبات این وقف بودند. ساخت 17 مدرسه در استان اصفهان بخشی از فعالیت‌های خیریة این بنیاد در طول 40 سال اخیر بوده است .  حسین همدانیان حدود ده میلیون ریال نیز برای ساخت یک خوابگاه دانشجویی در کوی دانشگاه تهران (امیرآباد) هزینه کرد که هنوز هم خوابگاه اصفهان در آنجا برپاست. مشابه این خوابگاه را حسین همدانیان پنج سال بعد در دانشگاه اصفهان و برای استفاده دانشجویان تهیه کرد که هنوز هم برقرار است. علاوه بر این حسین همدانیان نخستین مسجد دانشگاه اصفهان را نیز به هزینة خود ساخت. کمک های متنوع و متفاوت حسین همدانیان به نیازمندان به قدری بود که در سال 1345 روزنامة اصفهان نوشت «در هر کار خیری که در این شهر پیش می‌آید، بزرگترین رقم کمک را این مرد نیک‌اندیش است که در شهر اصفهان در راه آسایش هم نوعان خویش می‌پردازد» .

حسین همدانیان بعدها علاوه بر کارخانة سیمان، مالک کارخانه قند نقش‌جهان نیز گردید؛ اما این کارخانه سرنوشت وی و دیگر کارخانجات را دگرگون کرد. بدین شکل که در اوایل دهه پنجاه کارخانة مذکور برای هر کیلو قند تولیدی باید سه ریال به شهرداری و دارایی می‌پرداخت. گویا همدانیان به خاطر کمتر دادن این رقم، ترازوی کارخانه را دستکاری کرده و این امر برای ساواک و مقامات محلی، که دنبال دستاویزی برای برخورد با وی بودند، بهانه خوبی بود. از شخصی به نام مهندس رضا میرمحمدصادقی، که پیشتر ریاست کارخانة قند اقلید را داشت، کمک خواستند. وی پس از بازدید از کارخانه، گزارشی در این رابطه تنظیم کرد که به دستگیری حسین همدانیان منجر شد   همدانیان پس از نه ماه بازداشت در بیمارستان خورشید (به دلیل بیماری) ناچار شد که تحت فشار مقامات، منافع بنیاد خیریه را به حساب سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی به ریاست اشرف پهلوی واریز نموده و اساسنامة جدیدی در سال 1353 برای آن تنظیم کند که بر اساس آن مدیریت کلیه واحدهای صنعتی به دست بنیاد مذکور افتاد. حسین همدانیان و سرانجام با پرداخت ده میلیون تومان آزاد شد، بعد از آن به باغ خود در کرج رفت. در حالی که در 23 شهریور 1353 با نظر وزیر صنایع، مدیریت کارخانة شهناز از وی به مهندس علی اکبر سبحانی منتقل شده بود. سبحانی مهندس نساجی و زیر نظر سازمان برنامه بود و شرح ماجرا را نوشته است. مختصر این که سبحانی در تاریخ 3/7/53 به طور رسمی وکیل همدانیان گردید تا کارخانه شهناز را مدیریت نماید. سبحانی از یک شرکت حسابداری خواست حساب‌های کارخانه را به دست بگیرند «در طول آن مدت تمام پرداخت‌های داخلی و خارجی و هم چنین مزد کارگران انتظام یافت» .

با آنکه همدانیان آزاد شد و ماهانه یک صد هزار تومان برای وی از بنیاد خیریه در نظر گرفته شده بود؛ اما دست او از مؤسسة خیریه کوتاه گردید و مقرر شد یک هیأت امنا برای اداره مؤسسه خیریه تعیین شود. این هیأت امنا شامل رئیس دیوان عالی کشور، مدیر کل بانک ملی، استاندار اصفهان، رئیس دانشگاه اصفهان، و دو نفر معتمد خبره بودند   وقتی این هیأت تشکیل شد، مهندس سبحانی طی گزارشی به مجمع عمومی بنیاد، کارخانه شهناز را به هیأت امنای مذکور تحویل داد. با این همه حسین همدانیان در زمان نخست وزیری جمشید آموزگار در سال 1357 با نوشتن نامه‌هایی به وی خواستار اجرای اساسنامه سازمان بود. در زمانی که انقلاب اسلامی در حال پیروزی بود، متینی، یکی از اعضای هیأت امنای قبلی، نامه‌ای به ریاست کانون وکلا نوشته و خواستار «آزاد» کردن بنیاد خیریه شده و درخواست کرده بود همان هیأت امنای قبلی تشکیل گردد. این نامه فاقد تاریخ است اما از فحوای نامه معلوم است که باید مربوط به اوایل انقلاب اسلامی باشد.

از نامه‌ای که محمد سرودی، مدیر عامل وقت کارخانة شهناز به اکبرزاد، استاندار اصفهان به تاریخ 23/3/1356 نوشته است، مشخص می‌شود که فساد و کارشکنی در این مؤسسه به شدت راه پیدا کرده بوده است. وی گزارش می‌دهد که در 15 دی 1355 که مدیریت عاملی به وی تفویض شده است. این شرکت 128 میلیون تومان به بانک‌ها، اشخاص و مؤسسات بدهکار بوده است

حسین همدانیان پس از آزادی در اردیبهشت 1354 با مقرری که مؤسسة خیریه به او می داد، به باغش در کرج رفت و پس از چند مدت به سوی لندن پرواز کرد. وی در 14 خرداد1357ش/ 27 جمادی الثانی1397ق درگذشت و پیکرش را به برای خاکسپاری در جوار برادرش در تخت فولاد اصفهان به این شهر انتقال دادند. بعد از انقلاب اسلامی «مؤسسه خیریه علی و حسین همدانیان» با مدیریت جدید به کار خود ادامه داد و اکنون در حال اداره ده ها شرکت و کارخانة صنعتی و نیز انجام امور خیریه می باشد.

 


مشروح زندگی نامه

 

 کارخانه‌دار و مؤسس بزرگترین خیریه کشور در سال 1283ش در اصفهان متولد شد. پدر او محمدرضا همدانی زندگی ساده و سطح پایینی داشت. به همین دلیل پسران وی، علی  و حسین، از کودکی به کسب و کار در بازار و شاگردی مغازه روی آوردند. حسین در بازار اصفهان به فروشندگی قدک و کرباس مشغول بود. وی بعد از شهریور20 به تهران رفت و به خرید و فروش اتومبیل مشغول گردید. به علاوه به خرید و فروش زمین نیز می پرداخت، تا این که در تهران از تجار معتبر و خوش قول و بخشنده معروف شد. در سال 1327 با برادرش علی در برپایی کارخانه شهناز مشارکت کرد. آنها محور چهارباغ بالا را برای تأسیس کارخانه برگزیدند. در سایة مدیریت خوب علی همدانیان، کارخانة شهناز در 21 آذر 1329 به بهره برداری رسید. پیش از آن علی همدانیان در کارخانة صنایع پشم نیز مدیر عامل و جزو سهامداران عمده بود. علاوه بر این ها وی یک کارخانه سیمان نیز وارد کرده بود. حسین در این زمان در تهران مشغول فعالیت تجاری بود و دخالتی در امور کارخانه ها نداشت، تا در دی 1344ش که برادرش علی، از جهان رفت. موضوع مدیریت آتی سه کارخانه مهم (شهناز، سیمان و صنایع پشم) و حدود هفت هزار کارگر و سرنوشت این مؤسسات صنعتی، همه را بسیار نگران کرده بود. چرا که  رسیدند این کارخانجات نیز مانند کارخانجات نساجی دیگر، وضعیت آشفته ای پیدا کند؛ ولی حسین با وجود مشکلات زیاد مدیریت این مؤسسات صنعتی را پذیرفت. روزنامة اصفهان این فضا را چنین ترسیم کرده است: «همه می‌گفتند تنها کسی که می‌تواند از عهده این وظیفة شاق برآید و دارای قدرت مالی و کفایت اداری نیز هست، آقای حسین همدانیان است؛ ولی چون ایشان گرفتار بیماری قلبی بود و بیش از شش ماه از سال را اضطراراً در پاریس سپری می‌ساخت،کسی باور نمی‌کرد که چنین مسئولیت سنگینی را بپذیرد و عهده‌دار بشود. ولی ضرورت موقع ایجاب می‌کرد که دستگاه استانداری و شهربانی و سازمان امنیت به هر نحوی است، آقای حسین همدانیان را وادار به جانشینی برادر خود بکنند»

بالاخره نیز حسین مسئولیت های بر زمین مانده برادر را قبول کرد اما یک نکته مانده بود: موضوع بسیار مهم مالیات بر ارث علی همدانیان. دولت حدود هفتاد میلیون تومان مالیات مذکور را محاسبه کرده بود و می-خواست در ازای آن کارخانة شهناز را به مزایده بگذارد که چنین نیز کرد؛ ولی حسین خود کارخانه شهناز را خرید و موضوع مالیات بر ارث برادر اینچنین حل گردید

علی و حسین همدانیان هیچکدام صاحب فرزند نشدند. به همین خاطر حسین همدانیان، یک سال قبل از تملک قطعی کارخانة شهناز، در تاریخ 29 خرداد1344 یک مؤسسة خیریة در اصفهان ایجاد کرد، که بنا به آگهی رسمی «انجام امورخیریه و عام‌المنفعه در اصفهان، از قبیل ایجاد و تکمیل مؤسسات فرهنگی، بهداشتی، مذهبی، تعاون عمومی و هرگونه اقدامی که متضمن خیر و رفاه عامه و توسعة فرهنگ و بهداشت و مساعدت به محتاجان و مستمندان باشد»، در حوزة عمل این مؤسسه است. محل آن در خیابان عباس آباد بوده و هست و دارایی آن «‌اموال منقول و غیر منقول و سهام کارخانجات و شرکت‌ها و وجوهی است که آقای مؤسس به تدریج به صورت عقد صلح، تملیک مؤسسه می‌نماید».

 حسین همدانیان به عنوان مؤسس و مدیر عامل مؤسسه تعیین گردید. بدین ترتیب کلیه دارایی‌های وی از قبیل کارخانجات سیمان و شهناز و سهم آنها در کارخانة صنایع پشم از عمده‌ترین رقبات این وقف بودند. ساخت 17 مدرسه در استان اصفهان بخشی از فعالیت‌های خیریة این بنیاد در طول 40 سال اخیر بوده است .  حسین همدانیان حدود ده میلیون ریال نیز برای ساخت یک خوابگاه دانشجویی در کوی دانشگاه تهران (امیرآباد) هزینه کرد که هنوز هم خوابگاه اصفهان در آنجا برپاست. مشابه این خوابگاه را حسین همدانیان پنج سال بعد در دانشگاه اصفهان و برای استفاده دانشجویان تهیه کرد که هنوز هم برقرار است. علاوه بر این حسین همدانیان نخستین مسجد دانشگاه اصفهان را نیز به هزینة خود ساخت. کمک های متنوع و متفاوت حسین همدانیان به نیازمندان به قدری بود که در سال 1345 روزنامة اصفهان نوشت «در هر کار خیری که در این شهر پیش می‌آید، بزرگترین رقم کمک را این مرد نیک‌اندیش است که در شهر اصفهان در راه آسایش هم نوعان خویش می‌پردازد» .

حسین همدانیان بعدها علاوه بر کارخانة سیمان، مالک کارخانة قند نقش‌جهان نیز گردید؛ اما این کارخانه سرنوشت وی و دیگر کارخانجات را دگرگون کرد. بدین شکل که در اوایل دهه پنجاه کارخانة مذکور برای هر کیلو قند تولیدی باید سه ریال به شهرداری و دارایی می‌پرداخت. گویا همدانیان به خاطر کمتر دادن این رقم، ترازوی کارخانه را دستکاری کرده و این امر برای ساواک و مقامات محلی، که دنبال دستاویزی برای برخورد با وی بودند، بهانة خوبی بود. از شخصی به نام مهندس رضا میرمحمدصادقی، که پیشتر ریاست کارخانة قند اقلید را داشت، کمک خواستند. وی پس از بازدید از کارخانه، گزارشی در این رابطه تنظیم کرد که به دستگیری حسین همدانیان منجر شد   همدانیان پس از نه ماه بازداشت در بیمارستان خورشید (به دلیل بیماری) ناچار شد که تحت فشار مقامات، منافع بنیاد خیریه را به حساب سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی به ریاست اشرف پهلوی واریز نموده و اساسنامة جدیدی در سال 1353 برای آن تنظیم کند که بر اساس آن مدیریت کلیه واحدهای صنعتی به دست بنیاد مذکور افتاد. حسین همدانیان و سرانجام با پرداخت ده میلیون تومان آزاد شد، بعد از آن به باغ خود در کرج رفت. در حالی که در 23 شهریور 1353 با نظر وزیر صنایع، مدیریت کارخانة شهناز از وی به مهندس علی اکبر سبحانی منتقل شده بود. سبحانی مهندس نساجی و زیر نظر سازمان برنامه بود و شرح ماجرا را نوشته است. مختصر این که سبحانی در تاریخ 3/7/53 به طور رسمی وکیل همدانیان گردید تا کارخانه شهناز را مدیریت نماید. سبحانی از یک شرکت حسابداری خواست حساب‌های کارخانه را به دست بگیرند «در طول آن مدت تمام پرداخت‌های داخلی و خارجی و هم چنین مزد کارگران انتظام یافت» .

با آنکه همدانیان آزاد شد و ماهانه یک صد هزار تومان برای وی از بنیاد خیریه در نظر گرفته شده بود؛ اما دست او از مؤسسة خیریه کوتاه گردید و مقرر شد یک هیأت امنا برای اداره مؤسسه خیریه تعیین شود. این هیأت امنا شامل رئیس دیوان عالی کشور، مدیر کل بانک ملی، استاندار اصفهان، رئیس دانشگاه اصفهان، و دو نفر معتمد خبره بودند   وقتی این هیأت تشکیل شد، مهندس سبحانی طی گزارشی به مجمع عمومی بنیاد، کارخانه شهناز را به هیأت امنای مذکور تحویل داد. با این همه حسین همدانیان در زمان نخست وزیری جمشید آموزگار در سال 1357 با نوشتن نامه‌هایی به وی خواستار اجرای اساسنامه سازمان بود. در زمانی که انقلاب اسلامی در حال پیروزی بود، متینی، یکی از اعضای هیأت امنای قبلی، نامه‌ای به ریاست کانون وکلا نوشته و خواستار «آزاد» کردن بنیاد خیریه شده و درخواست کرده بود همان هیأت امنای قبلی تشکیل گردد. این نامه فاقد تاریخ است اما از فحوای نامه معلوم است که باید مربوط به اوایل انقلاب اسلامی باشد.

از نامه‌ای که محمد سرودی، مدیر عامل وقت کارخانة شهناز به اکبرزاد، استاندار اصفهان به تاریخ 23/3/1356 نوشته است، مشخص می‌شود که فساد و کارشکنی در این مؤسسه به شدت راه پیدا کرده بوده است. وی گزارش می‌دهد که در 15 دی 1355 که مدیریت عاملی به وی تفویض شده است. این شرکت 128 میلیون تومان به بانک‌ها، اشخاص و مؤسسات بدهکار بوده است

حسین همدانیان پس از آزادی در اردیبهشت 1354 با مقرری که مؤسسة خیریه به او می داد، به باغش در کرج رفت و پس از چند مدت به سوی لندن پرواز کرد. وی در 14 خرداد1357ش/ 27 جمادی الثانی1397ق درگذشت و پیکرش را به برای خاکسپاری در جوار برادرش در تخت فولاد اصفهان به این شهر انتقال دادند. بعد از انقلاب اسلامی «مؤسسه خیریه علی و حسین همدانیان» با مدیریت جدید به کار خود ادامه داد و اکنون در حال اداره ده ها شرکت و کارخانة صنعتی و نیز انجام امور خیریه می باشد.