میرزا سلیمان خان رکن الملک شیرازی

میرزا سلیمان خان رکن الملک شیرازی

شهرت :

سلیمان خان رکن الملک
تاریخ وفات :
8/06/1331
مزار :
تکیه مسجد رکن الملک
زمینه فعالیت :
خیر و نیکوکار

فرزند میرزا محمدکاظم بن محمّدحسین بن محمّد اسماعیل خان بن ابراهیم سلطان بن امام وردی بیک بن خلف بیک ثانی، کارگزار جزیرة بحرین و بخش هایی از صفحات جنوب، منشی باشی حاکم فارس و اصفهان، نایب الحکومة اصفهان، خوشنویس، سراینده. تاریخ تولدش به سال 1255ق در شیراز بوده که مطابق با 1217ش است. اما عموم منابع متأخر1254ق ذکر کرده اند.
پدرش میرزا محمدکاظم از نژاد خلف بیک طالش- از سرکردگان سپاه شاه اسماعیل صفوی نسب داشت که در منابع، به او امیر خلف بیک اول گویند و القابی چون امیر کبیر، ابوالنّصر و خلیفة الخلفا داشت. وی در اوایل رجب سال 920ق در جنگ چالدران کشته شد. از این رو، خاندانش پس از انتقال به شیراز به « خلف بیک» شناخته می شدند. رکن الملک نیز بعدها در شعر، تخلّص« خلف» را به همین دلیل برگزید. از این رو، مطلبی که در یکی از تراجم معتبر در باب وجه انتخاب تخلّص به او نسبت داده اند، بی اساس است که «چون خَلَفی از خود نگذارده بود، خَلَف تخلّص می کرده!». شاید این توهم از آن جا پدید آمده که رکن الملک، از نداشتن اولاد با وجود مکنت فراوان بسیار افسرده و دلتنگ بود « و همیشه اوقات، آه و ناله و اندوه داشت».
نوادة امیر خلف بیک اول، امیر خلف بیک ثانی است که سفره چی و خوانسالار معروف شاه عباس اول بود و این لقب سفره چی بر او ماند و وقتی، مسجدی را در اصفهان بنا کرد، آن را هم به همین نام خواندند که تا امروز برپا و پویاست. فقط ترکیب« سفره چی» به تدریج در گویش عامه، بدل به « سرخی» شده بود و این « مسجد سرخی» هم اکنون در کوچة معروف تلفن خانه اصفهان، روبروی ورودی کنسولگری روسیه واقع است که سابق بر این، از توابع محلة بزرگ درب کوشک بوده است. « امام وردی بیک، پسر شاه وردی نیز از نوادگان همین امیر خلف ثانی سفره چی است که در عهد شاه سلیمان صفوی، فرمانروای فارس شد و از این تاریخ بود که اولاد او یعنی سلسلة خلف بیگی، در شیراز مقیم گردیدند».
آخوند ملا عبدالکریم گزی، از املاک دیگر موقوفة سفره چی و اولادش در اصفهان و قرا و قصبات اطراف آن نیز یاد کرده اند.
مادر رکن الملک هم دختر محمدباقر خان زند بوده است. سلیمان در شیراز رشد کرد و بعدها از معلم ویژة خود با عنوان میرزا اسحق نیریزیِ شمس المعالی یاد کرده و اکثر علوم مرسوم و متناسب آن ایام را از او فرا گرفته است. سلیمان تدریجاً به فضل و شایستگی شناخته شد « و پس از طی تحصیلات مقدماتی، به تهران عازم گردید و بعد از یک سال توقف، به شیراز برگشت».
در سال 1276 یا 1277ق در حدود 23 سالگی به سمت کارگزار ایران در جزیرة بحرین و صفحات بوشهر و اطراف منصوب شد که حدود دو سال به درازا کشید. اما آشکار نیست که چرا در برخی منابع این مأموریت 8 سال عنوان شده است!
سلیمان میرزا در سال 1281ق، زمانی که هنوز دو سال بیشتر از حکومت مسعود میرزا ظل السلطان در فارس نگذشته بود، به سمت منشی باشی و رئیس دفتر ایالتی او گماشته شد. ظل السلطان در 21 ربیع الاول سال 1291ق به حکومت اصفهان منصوب شد و به خاطر 23 سال دقت و کیاست، سلیمان میرزا، او را با حفظ همان سمت به اصفهان آورد. تاریخ دقیق آمدن سلیمان به اصفهان، همان تاریخ انتصاب حاکم جدید اصفهان است که 21 ربیع الثانی 1291ق است.
کفایت روز افزون سلیمان میرزا در سمت منشی باشی حاکم اصفهان، باعث شد که در سال 1304ق با کسب لقب«رکن الملک»، نایب الحکومة اصفهان شد تا پایان حکومت ظل السلطان 1325ق در اصفهان- دوام داشت.
از مجموعة گزارش های موجود، دلیل این دوام و طول مسؤولیّت را می توان در چند چیز خلاصه کرد؛ اول به تعبیر همایی « حسن نیت و خوشرفتاری وی با عموم طبقات مردم بود» و به تعبیر جناب، « شدّت سلامت نفس، فروتنی نسبت به طبقات مردم خصوص علما و ملاحظه و آسان گیری در مجازات و جریمة مجرمان بود». تقدّس و تدیّن او نیز بسیار ستوده شده است. تشرع رکن الملک تا آخر حیات او هویدا بود.
هنر معاشرت و چگونگی رفتار کج دار و مریز با حاکم مستبد است که سرانجام، سرِ سلامت از آن به در برد و هیچ کدام از منابع زندگی او به این نکته نپرداخته اند. رکن الملک در حالی که شاهد و ناظر همة این رفتارها بود، در کنار ظل السلطان زیست و قریب نیم قرن سعی کرد از آتش او نسوزد و تا حدی که می تواند، تسلیم او نیز نباشد و شعله های سرکش رفتار او را مهار سازد. بنابر گزارش جناب از شخصیت رکن الملک که بی طرفانه و حتی گاه با ذکر نکاتی منفی همراه است، « میرزا سلیمان خان، از نوشتن یک حکم قتل در حضور ظل السلطان استنکاف ورزید و هر قدر حاکم به نوشتن اصرار کرد، قبول نکرد».
اگر او نمی توانست رسماً و صراحتاً در برابر تعدیات حاکم بایستد، اما با اجحاف های مأموران و گماشتگان، مقابله می ورزید. بنا بر آنچه برخی نقل کرده اند این ستم ستیزی او به اطرافیانش نیز تسری یافته بود. جمال زاده در اثر معروف خود « سر و ته یک کرباس» از پهلوان نایب محراب لنبانی، معروف به پهلوان اسب کُش یاد می کند که روزگاری، جلودار رکن الملک بوده و از فرط تنومندی، هیچ اسبی زیر پای او بند نمی شده و از کمر می افتاده است و می گوید که معروف است که در برابر فراش باشی هایی که به تأذّی مردم بیچاره مشغول و معروف بوده اند، می ایستاد و یک بار حتی چوب و فلک آنها را نیز در هم شکست.
در باب پشتیبانی رکن الملک از اهل فضل، همایی نیز از وساطت او برای رهایی طرب و دیوان او از دست ظل السلطان یاد خیری کرده است. صاحب« حدیقة الشعرا» که خود مرهون لطف رکن الملک بوده و در این مورد می نویسد: « در آداب معاشرت و مصاحبت و حسن خلق و مراعات جانب دوستان و حفظ حال اخوان هم بی مانند است و خصوصاً حفظ الغیب احبّا و اصدقا را به اقصی الغایة می نماید». حاج میرزا حسن خان جابری انصاری نیز در باب کتابی به قلم خود به نام« صعود المسعود» تألیف یافته در سال 1320ق می گوید: «رکن الملک به ظل السلطان گفت هم وزنش اگر الماس و بریلیان ببخشی، ادای حقش نکرده ای. ولی به سعایت و رشک دیگران، ظل السلطان را باز داشتند که هیچ قدر ندانست و در دستگاهش(کتاب) ناپدید گردید و احدی، اثری از آن ندید. ظاهراً یکی از عادات او اهدای عبا به اهل فضل بوده است و اگر کسی حتی جسارتی به کوی یار نیز روا می داشت، بر نمی تابید و خشمگین تنبیهش می نمود. البته طبیعی به نظر می رسد که گاه نیز در برابر استبداد رأی حاکم، جز سکوت و تسلیم و رضا و خون دل خوردن و دم بر نیاوردن چاره ای نداشته است. نمودی از این عجزها در برابر تخریب های گسترده و متنوع آثار تاریخی صفویه است. امروز از مشهورات، بلکه بیّنات مسلّم تاریخ اصفهان، انهدام و تخریب ظالمانة آثار نازنینی است که حتی عکس های برخی از آن بناها نیز جزو مجموعة نخستین عکس های ایران و اصفهان، موجود است؛ عمارت-های نمکدان، سرپوشیده، تالار طویله، باغ زرشک، جهان نما، صدری و کاخ هفت دست. خطابة تند و بی پروای سیّد جمال اسدآبادی علیه این تخریب ها به حاکم جابر مخرّب مشهور است. حاج میرزا حسن خان انصاری که خود در دستگاه او به خدمت مشغول بود، می-نویسد:«1317ق[...] که ظل السلطان را به خرابی آن عمارت صدری باز داشتند و احدی دولت خواهی نکرد، بنده رفتم نزد میرزا سلیمان خان رکن الملک و میرزا احمد ملاباشی – دو رکن بزرگ دولتش- و گریه کردم و گفتم ریشة این عمارت را بر انداختن، میمنت ندارد. آنها به حال بنده رقت آورده، به ظل السلطان عرضه داشتند. ولی دیگران که مدبر و مدیر و وزیر باطنی بودند، عرض بنده را تخطئه کردند و نوع دیگر جلوه دادند». به هر حال، رکن الملک، در محاکمات و قضاوت های رعیت، به راحتی به مجازات افراد راضی نمی شد.
برخی از اقدامات او در روزنامة فرهنگ چنین ثبت شده است: ا- التزام گرفتن از الواط و اجامر و اوباش برای تعطیلی خانه های فساد و قمار در ایام ماه رمضان 1296ق2- جانشینی با اختیار تام در ایّام مأموریت حاکم به تهران و عضویت شورای شهر3- حضور شخصی در محاکم و دیوان خانه برای رسیدگی به شکایات تا پنج ساعت از شب رفته و گردش شبانه در کوچه و بازارها 4- تعقیب دزدان فراری 5- قاطعیت در تعویض داروغة اصفهان در سال 1303ق6- ترمیم و تسهیل وسایل حمل و نقل عمومی.
سخن چینان و اراذل، که از گردش های شبانة او در شهر و دقتش در نظم و امنیت شهر، به ستوه آمده بودند، تهمت ها ساختند که از داروغه هایش باج می گیرد و در پنهان، به خانه های روسپیان می رود و با دزدان اموال مردم، سر و سِّر دارد. اما حتی وقتی این اخبار را به چشمش آوردند و به گوشش رسانیدند، تغیّری در او پدید نیامد. سیاست ها و مجازات او بیشتر کلامی بوده و با تهدید و انذار، برخی از خطاکاران را می ترسانیده است. به گونه ای که تدریجاً شایع شده بود که برای بعضی، از قسم های غلیظ به بریدن سر شروع می کرده و بعد با لحنی آرامتر با تهدید به نفی بلد و سپس چوب زدن، و در نهایت با اخذ جریمه ای مختصر مسأله را حل و فصل می کرده است.
دوم- از امتیازات دیگر رکن الملک، ادبیّت او بود. او ذوق شعر ممتازی داشت و در سروده هایش « خلف» تخلّص داشت و « در خدمات فرهنگی و معاشرت و مخالطت شعرا و اهل ادب، تغافل نمی نمود». پشتیبانی و تشویق رکن الملک از بعضی شاعران و گویندگان عصر، باعث شد که آثاری از آنها، صراحتاً به نام او سروده شود.
دیوان رکن الملک مشتمل بر قریب پنجاه هزار بیت از غزل و قصیده و قطعه و مثنوی یاده کرده اند و گفته اند که در فن انشا نیز مهارت ویژه-ای داشته است و « برخی از منشات ایشان را هم بعضی از ارباب کمال، در یک کتاب جمع نموده ». این کتاب به نام« گلشن فضایل» به سال 1321ق با خط ممتاز میرزا فتح الله جلالی در 286 صفحه در اصفهان به چاپ رسیده است. این مجموعة نفیس، شامل127 نامة کوچک و بزرگ به رجال و اعیان و علما و بستگان رکن الملک است که 88 فقرة آن؛ یعنی حدود بیش از دو سوم مجموعه پاسخ به نامه های آنهاست. شیخ نورالله نجفی ثقة الاسلام، جعفر قلی خان سردار اسعد، علاءالدوله، سردار افخم، جلال الدوله، سید زین العابدین قاضی عسگر، ائمة جمعة اصفهان و شیراز، آقا نجفی و ملا باشی بخشی از مخاطبان این مراسلاتند. این نامه ها از جهت تاریخی و اجتماعی می تواند منبع مهمی برای مسائل خرد و کلان آن روزگار باشد؛ بویژه نامه های جوابیه اگر با مکاتبات نخست آن تطبیق داده شود از نظر سبک شناسی، سادگی، قرینه سازی، جمله پردازی کوتاه، استناد به متون نقلی و ادبی، پرهیز از تصنع و تکلف مرسوم در مراسلات دیوانی اوایل قاجار و سعی در سلاست و روانی از جمله مختصات « گلشن فضایل» است که نگاه و تأثیر پذیری رکن الملک را به منشآت قائم مقام می نمایاند. البته مآلاً فاقد قوت و استحکام و جذابیت سبک منشآت است.
او در انجمن های رایج شعر روزگار خود، شرکت فعال داشت و « پس از آن که ترک خدمت دولت نمود و در خانه نشست(1325ق)[...] در خانة خود، انجمن شعرا را بر پا می داشت و خود هم شعرهای خوب می سرود».
سوم- از خدمات فرهنگی و عمرانی او می توان به موارد ذیل اشاره کرد. رکن الملک در نزدیکی خانة خود، چاپخانة سنگی جامعی احداث کرد که به طور متعدد؛ «قرآن»، «زادالمعاد»، «صحیفة سجادیه»، «جامع عباسی»، جلد دوم « انیس الاعلام فی نضرة الاسلام» و دیوان های شاعرانی مانند دهقان سامانی، مصطفی قلی خان سینا و خرم را به چاپ رسانید و پس از آن به رایگان بذل می کرد.
مهمترین خدمات عمرانی او هم شامل ساخت مسجدی مشتمل بر دو صحن کوچک و بزرگ است صدر هاشمی و به تبعِ او مهدوی، صحن کوچک مسجد را تحت عنوان مدرسة رکن الملک معرفی کرده اند که دارای پنج – شش حجره و آب انبار و متعلقات است.
از خدمات دیگر عمرانی او، ساخت عمارت چهارطاقی روی قبر آقا محمد بیدآبادی و تعمیرات تکیة حاجی محمدجعفر آباده ای و تعمیرات صحن حضرت عسکرییّن(ع) است. تعمیر چهارسو نقاشی یا همان چهارسوی اسفندیار بیک و به این دلیل مدتی به آن بازارچه رکن آباد می-گفتند. مرمت تکیة میر در سال 1303ق. ساخت کاروانسرا در شیراز، تعمیر مسجد در خواجو، مرمت مسجد خلف بیک، معروف به مسجد سرخی می باشد.
همایی بجز مسجد رکن الملک تخت فولاد،از مسجد رکن الملک خواجو نیز نام برده است.
چهارم- اقدامات اجتماعی او نیز به قرار ذیل است: الف- تأسیس شرکت اسلامیه در اصفهان به منظور ترویج تجارت و ترّقی امتعه و صنایع داخله.
ب- تأسیس ادارة دعوت اسلامی و مجلة « الاسلام» یا گفتگوی صفاخانة اصفهان با مدیریت سید محمدعلی داعی الاسلام.
میرزا سلیمان خان رکن الملک شیرازی اصفهانی در سال1328ق به حج مشرف شد و در 1331ق روز سه شنبه هشتم جمادی الاولی در اصفهان وفات یافت. « رکن الملک، چون اولاد نداشت تمام ترکة خود را وقف امور خیریه کرد که متأسفانه به دست مدعیان وراثت و طمع کاران دیگر حیف و میل شد و بعد از وی اثری از این بابت باقی نماند!». مدفن او و همسر محبوبش در دهلیز مسجد یاد شده، باقی است و ضریح کوچک و کاشی کاری منقوش آبرومندی دارد که عکس خود او با کلاه پوستی و ریش بلند، آن را آراسته است. این تصویر به طرز هنرمندانه و ظریفی به کاشی منتقل شده است و بر گردان عکسی است که برای بار نخست ارنست هولستر از او گرفت.


مشروح زندگی نامه

فرزند میرزا محمدکاظم بن محمّدحسین بن محمّد اسماعیل خان بن ابراهیم سلطان بن امام وردی بیک بن خلف بیک ثانی، کارگزار جزیرة بحرین و بخش هایی از صفحات جنوب، منشی باشی حاکم فارس و اصفهان، نایب الحکومة اصفهان، خوشنویس، سراینده. تاریخ تولدش به سال 1255ق در شیراز بوده که مطابق با 1217ش است. اما عموم منابع متأخر1254ق ذکر کرده اند.
پدرش میرزا محمدکاظم از نژاد خلف بیک طالش- از سرکردگان سپاه شاه اسماعیل صفوی نسب داشت که در منابع، به او امیر خلف بیک اول گویند و القابی چون امیر کبیر، ابوالنّصر و خلیفة الخلفا داشت. وی در اوایل رجب سال 920ق در جنگ چالدران کشته شد. از این رو، خاندانش پس از انتقال به شیراز به « خلف بیک» شناخته می شدند. رکن الملک نیز بعدها در شعر، تخلّص« خلف» را به همین دلیل برگزید. از این رو، مطلبی که در یکی از تراجم معتبر در باب وجه انتخاب تخلّص به او نسبت داده اند، بی اساس است که «چون خَلَفی از خود نگذارده بود، خَلَف تخلّص می کرده!». شاید این توهم از آن جا پدید آمده که رکن الملک، از نداشتن اولاد با وجود مکنت فراوان بسیار افسرده و دلتنگ بود « و همیشه اوقات، آه و ناله و اندوه داشت».
نوادة امیر خلف بیک اول، امیر خلف بیک ثانی است که سفره چی و خوانسالار معروف شاه عباس اول بود و این لقب سفره چی بر او ماند و وقتی، مسجدی را در اصفهان بنا کرد، آن را هم به همین نام خواندند که تا امروز برپا و پویاست. فقط ترکیب« سفره چی» به تدریج در گویش عامه، بدل به « سرخی» شده بود و این « مسجد سرخی» هم اکنون در کوچة معروف تلفن خانه اصفهان، روبروی ورودی کنسولگری روسیه واقع است که سابق بر این، از توابع محلة بزرگ درب کوشک بوده است. « امام وردی بیک، پسر شاه وردی نیز از نوادگان همین امیر خلف ثانی سفره چی است که در عهد شاه سلیمان صفوی، فرمانروای فارس شد و از این تاریخ بود که اولاد او یعنی سلسلة خلف بیگی، در شیراز مقیم گردیدند».
آخوند ملا عبدالکریم گزی، از املاک دیگر موقوفة سفره چی و اولادش در اصفهان و قرا و قصبات اطراف آن نیز یاد کرده اند.
مادر رکن الملک هم دختر محمدباقر خان زند بوده است. سلیمان در شیراز رشد کرد و بعدها از معلم ویژة خود با عنوان میرزا اسحق نیریزیِ شمس المعالی یاد کرده و اکثر علوم مرسوم و متناسب آن ایام را از او فرا گرفته است. سلیمان تدریجاً به فضل و شایستگی شناخته شد « و پس از طی تحصیلات مقدماتی، به تهران عازم گردید و بعد از یک سال توقف، به شیراز برگشت».
در سال 1276 یا 1277ق در حدود 23 سالگی به سمت کارگزار ایران در جزیرة بحرین و صفحات بوشهر و اطراف منصوب شد که حدود دو سال به درازا کشید. اما آشکار نیست که چرا در برخی منابع این مأموریت 8 سال عنوان شده است!
سلیمان میرزا در سال 1281ق، زمانی که هنوز دو سال بیشتر از حکومت مسعود میرزا ظل السلطان در فارس نگذشته بود، به سمت منشی باشی و رئیس دفتر ایالتی او گماشته شد. ظل السلطان در 21 ربیع الاول سال 1291ق به حکومت اصفهان منصوب شد و به خاطر 23 سال دقت و کیاست، سلیمان میرزا، او را با حفظ همان سمت به اصفهان آورد. تاریخ دقیق آمدن سلیمان به اصفهان، همان تاریخ انتصاب حاکم جدید اصفهان است که 21 ربیع الثانی 1291ق است.
کفایت روز افزون سلیمان میرزا در سمت منشی باشی حاکم اصفهان، باعث شد که در سال 1304ق با کسب لقب«رکن الملک»، نایب الحکومة اصفهان شد تا پایان حکومت ظل السلطان 1325ق در اصفهان- دوام داشت.
از مجموعة گزارش های موجود، دلیل این دوام و طول مسؤولیّت را می توان در چند چیز خلاصه کرد؛ اول به تعبیر همایی « حسن نیت و خوشرفتاری وی با عموم طبقات مردم بود» و به تعبیر جناب، « شدّت سلامت نفس، فروتنی نسبت به طبقات مردم خصوص علما و ملاحظه و آسان گیری در مجازات و جریمة مجرمان بود». تقدّس و تدیّن او نیز بسیار ستوده شده است. تشرع رکن الملک تا آخر حیات او هویدا بود.
هنر معاشرت و چگونگی رفتار کج دار و مریز با حاکم مستبد است که سرانجام، سرِ سلامت از آن به در برد و هیچ کدام از منابع زندگی او به این نکته نپرداخته اند. رکن الملک در حالی که شاهد و ناظر همة این رفتارها بود، در کنار ظل السلطان زیست و قریب نیم قرن سعی کرد از آتش او نسوزد و تا حدی که می تواند، تسلیم او نیز نباشد و شعله های سرکش رفتار او را مهار سازد. بنابر گزارش جناب از شخصیت رکن الملک که بی طرفانه و حتی گاه با ذکر نکاتی منفی همراه است، « میرزا سلیمان خان، از نوشتن یک حکم قتل در حضور ظل السلطان استنکاف ورزید و هر قدر حاکم به نوشتن اصرار کرد، قبول نکرد».
اگر او نمی توانست رسماً و صراحتاً در برابر تعدیات حاکم بایستد، اما با اجحاف های مأموران و گماشتگان، مقابله می ورزید. بنا بر آنچه برخی نقل کرده اند این ستم ستیزی او به اطرافیانش نیز تسری یافته بود. جمال زاده در اثر معروف خود « سر و ته یک کرباس» از پهلوان نایب محراب لنبانی، معروف به پهلوان اسب کُش یاد می کند که روزگاری، جلودار رکن الملک بوده و از فرط تنومندی، هیچ اسبی زیر پای او بند نمی شده و از کمر می افتاده است و می گوید که معروف است که در برابر فراش باشی هایی که به تأذّی مردم بیچاره مشغول و معروف بوده اند، می ایستاد و یک بار حتی چوب و فلک آنها را نیز در هم شکست.
در باب پشتیبانی رکن الملک از اهل فضل، همایی نیز از وساطت او برای رهایی طرب و دیوان او از دست ظل السلطان یاد خیری کرده است. صاحب« حدیقة الشعرا» که خود مرهون لطف رکن الملک بوده و در این مورد می نویسد: « در آداب معاشرت و مصاحبت و حسن خلق و مراعات جانب دوستان و حفظ حال اخوان هم بی مانند است و خصوصاً حفظ الغیب احبّا و اصدقا را به اقصی الغایة می نماید». حاج میرزا حسن خان جابری انصاری نیز در باب کتابی به قلم خود به نام« صعود المسعود» تألیف یافته در سال 1320ق می گوید: «رکن الملک به ظل السلطان گفت هم وزنش اگر الماس و بریلیان ببخشی، ادای حقش نکرده ای. ولی به سعایت و رشک دیگران، ظل السلطان را باز داشتند که هیچ قدر ندانست و در دستگاهش(کتاب) ناپدید گردید و احدی، اثری از آن ندید. ظاهراً یکی از عادات او اهدای عبا به اهل فضل بوده است و اگر کسی حتی جسارتی به کوی یار نیز روا می داشت، بر نمی تابید و خشمگین تنبیهش می نمود. البته طبیعی به نظر می رسد که گاه نیز در برابر استبداد رأی حاکم، جز سکوت و تسلیم و رضا و خون دل خوردن و دم بر نیاوردن چاره ای نداشته است. نمودی از این عجزها در برابر تخریب های گسترده و متنوع آثار تاریخی صفویه است. امروز از مشهورات، بلکه بیّنات مسلّم تاریخ اصفهان، انهدام و تخریب ظالمانة آثار نازنینی است که حتی عکس های برخی از آن بناها نیز جزو مجموعة نخستین عکس های ایران و اصفهان، موجود است؛ عمارت-های نمکدان، سرپوشیده، تالار طویله، باغ زرشک، جهان نما، صدری و کاخ هفت دست. خطابة تند و بی پروای سیّد جمال اسدآبادی علیه این تخریب ها به حاکم جابر مخرّب مشهور است. حاج میرزا حسن خان انصاری که خود در دستگاه او به خدمت مشغول بود، می-نویسد:«1317ق[...] که ظل السلطان را به خرابی آن عمارت صدری باز داشتند و احدی دولت خواهی نکرد، بنده رفتم نزد میرزا سلیمان خان رکن الملک و میرزا احمد ملاباشی – دو رکن بزرگ دولتش- و گریه کردم و گفتم ریشة این عمارت را بر انداختن، میمنت ندارد. آنها به حال بنده رقت آورده، به ظل السلطان عرضه داشتند. ولی دیگران که مدبر و مدیر و وزیر باطنی بودند، عرض بنده را تخطئه کردند و نوع دیگر جلوه دادند». به هر حال، رکن الملک، در محاکمات و قضاوت های رعیت، به راحتی به مجازات افراد راضی نمی شد.
برخی از اقدامات او در روزنامة فرهنگ چنین ثبت شده است: ا- التزام گرفتن از الواط و اجامر و اوباش برای تعطیلی خانه های فساد و قمار در ایام ماه رمضان 1296ق2- جانشینی با اختیار تام در ایّام مأموریت حاکم به تهران و عضویت شورای شهر3- حضور شخصی در محاکم و دیوان خانه برای رسیدگی به شکایات تا پنج ساعت از شب رفته و گردش شبانه در کوچه و بازارها 4- تعقیب دزدان فراری 5- قاطعیت در تعویض داروغة اصفهان در سال 1303ق6- ترمیم و تسهیل وسایل حمل و نقل عمومی.
سخن چینان و اراذل، که از گردش های شبانة او در شهر و دقتش در نظم و امنیت شهر، به ستوه آمده بودند، تهمت ها ساختند که از داروغه هایش باج می گیرد و در پنهان، به خانه های روسپیان می رود و با دزدان اموال مردم، سر و سِّر دارد. اما حتی وقتی این اخبار را به چشمش آوردند و به گوشش رسانیدند، تغیّری در او پدید نیامد. سیاست ها و مجازات او بیشتر کلامی بوده و با تهدید و انذار، برخی از خطاکاران را می ترسانیده است. به گونه ای که تدریجاً شایع شده بود که برای بعضی، از قسم های غلیظ به بریدن سر شروع می کرده و بعد با لحنی آرامتر با تهدید به نفی بلد و سپس چوب زدن، و در نهایت با اخذ جریمه ای مختصر مسأله را حل و فصل می کرده است.
دوم- از امتیازات دیگر رکن الملک، ادبیّت او بود. او ذوق شعر ممتازی داشت و در سروده هایش « خلف» تخلّص داشت و « در خدمات فرهنگی و معاشرت و مخالطت شعرا و اهل ادب، تغافل نمی نمود». پشتیبانی و تشویق رکن الملک از بعضی شاعران و گویندگان عصر، باعث شد که آثاری از آنها، صراحتاً به نام او سروده شود.
دیوان رکن الملک مشتمل بر قریب پنجاه هزار بیت از غزل و قصیده و قطعه و مثنوی یاده کرده اند و گفته اند که در فن انشا نیز مهارت ویژه-ای داشته است و « برخی از منشات ایشان را هم بعضی از ارباب کمال، در یک کتاب جمع نموده ». این کتاب به نام« گلشن فضایل» به سال 1321ق با خط ممتاز میرزا فتح الله جلالی در 286 صفحه در اصفهان به چاپ رسیده است. این مجموعة نفیس، شامل127 نامة کوچک و بزرگ به رجال و اعیان و علما و بستگان رکن الملک است که 88 فقرة آن؛ یعنی حدود بیش از دو سوم مجموعه پاسخ به نامه های آنهاست. شیخ نورالله نجفی ثقة الاسلام، جعفر قلی خان سردار اسعد، علاءالدوله، سردار افخم، جلال الدوله، سید زین العابدین قاضی عسگر، ائمة جمعة اصفهان و شیراز، آقا نجفی و ملا باشی بخشی از مخاطبان این مراسلاتند. این نامه ها از جهت تاریخی و اجتماعی می تواند منبع مهمی برای مسائل خرد و کلان آن روزگار باشد؛ بویژه نامه های جوابیه اگر با مکاتبات نخست آن تطبیق داده شود از نظر سبک شناسی، سادگی، قرینه سازی، جمله پردازی کوتاه، استناد به متون نقلی و ادبی، پرهیز از تصنع و تکلف مرسوم در مراسلات دیوانی اوایل قاجار و سعی در سلاست و روانی از جمله مختصات « گلشن فضایل» است که نگاه و تأثیر پذیری رکن الملک را به منشآت قائم مقام می نمایاند. البته مآلاً فاقد قوت و استحکام و جذابیت سبک منشآت است.
او در انجمن های رایج شعر روزگار خود، شرکت فعال داشت و « پس از آن که ترک خدمت دولت نمود و در خانه نشست(1325ق)[...] در خانة خود، انجمن شعرا را بر پا می داشت و خود هم شعرهای خوب می سرود».
سوم- از خدمات فرهنگی و عمرانی او می توان به موارد ذیل اشاره کرد. رکن الملک در نزدیکی خانة خود، چاپخانة سنگی جامعی احداث کرد که به طور متعدد؛ «قرآن»، «زادالمعاد»، «صحیفة سجادیه»، «جامع عباسی»، جلد دوم « انیس الاعلام فی نضرة الاسلام» و دیوان های شاعرانی مانند دهقان سامانی، مصطفی قلی خان سینا و خرم را به چاپ رسانید و پس از آن به رایگان بذل می کرد.
مهمترین خدمات عمرانی او هم شامل ساخت مسجدی مشتمل بر دو صحن کوچک و بزرگ است صدر هاشمی و به تبعِ او مهدوی، صحن کوچک مسجد را تحت عنوان مدرسة رکن الملک معرفی کرده اند که دارای پنج – شش حجره و آب انبار و متعلقات است.
از خدمات دیگر عمرانی او، ساخت عمارت چهارطاقی روی قبر آقا محمد بیدآبادی و تعمیرات تکیة حاجی محمدجعفر آباده ای و تعمیرات صحن حضرت عسکرییّن(ع) است. تعمیر چهارسو نقاشی یا همان چهارسوی اسفندیار بیک و به این دلیل مدتی به آن بازارچه رکن آباد می-گفتند. مرمت تکیة میر در سال 1303ق. ساخت کاروانسرا در شیراز، تعمیر مسجد در خواجو، مرمت مسجد خلف بیک، معروف به مسجد سرخی می باشد.
همایی بجز مسجد رکن الملک تخت فولاد،از مسجد رکن الملک خواجو نیز نام برده است.
چهارم- اقدامات اجتماعی او نیز به قرار ذیل است: الف- تأسیس شرکت اسلامیه در اصفهان به منظور ترویج تجارت و ترّقی امتعه و صنایع داخله.
ب- تأسیس ادارة دعوت اسلامی و مجلة « الاسلام» یا گفتگوی صفاخانة اصفهان با مدیریت سید محمدعلی داعی الاسلام.
میرزا سلیمان خان رکن الملک شیرازی اصفهانی در سال1328ق به حج مشرف شد و در 1331ق روز سه شنبه هشتم جمادی الاولی در اصفهان وفات یافت. « رکن الملک، چون اولاد نداشت تمام ترکة خود را وقف امور خیریه کرد که متأسفانه به دست مدعیان وراثت و طمع کاران دیگر حیف و میل شد و بعد از وی اثری از این بابت باقی نماند!». مدفن او و همسر محبوبش در دهلیز مسجد یاد شده، باقی است و ضریح کوچک و کاشی کاری منقوش آبرومندی دارد که عکس خود او با کلاه پوستی و ریش بلند، آن را آراسته است. این تصویر به طرز هنرمندانه و ظریفی به کاشی منتقل شده است و بر گردان عکسی است که برای بار نخست ارنست هولستر از او گرفت.

تدبیر رکن الملک

«احترامش نزد ظل السلطان نخست از آن شد که وقتی منشی باشی بود، به او گفت بنویسد در لرستان یک نفر سرکش را سر ببرند. او ننوشت و استعفا داد و گفت شاید تهمتش زده باشند». 

جایگاه رکن الملک

جابری انصاری می نویسد: «پنجاه مرتبه خواب او را دیدم همه با لباس خوب و گل و سبزه، و شب عرفه دیدم از آن فرشی که در اطاقش بود مانند چراغ روشنایی می داد»