میرزاتقی خان انصاری کاشانی

میرزاتقی خان انصاری کاشانی

شهرت :

سرتیپ کاشانی و حکیم باشی
تاریخ وفات :
13/07/1303
مزار :
تکیه میر فندرسکی
زمینه فعالیت :
روزنامه نگار
فرزند ملا محمدهاشم خوشنویس انصاری کاشانی، متولد سال 1256ق،دانشمند، طبیب و روزنامه نگار محقق در قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان و تهران تحصیل علوم نظامی کرده. علاوه بر آن به فراگیری پزشکی، هیأت، جغرافیا و گیاه شناسی پرداخت و در این علوم به تألیف آثاری پرداخت که برخی از آنها به چاپ رسیده است. وی در ادبیات نیز تبحر داشته وبه سرودن شعر می پرداخت. در اصفهان روزنامه «فرهنگ» را از سال 1296ق منتشر می نمود. او از کارگزاران حکومت ناصرالدین شاه و ظل السلطان بود از دولت ایران و دیگر کشورها چندین نشان دریافت نمود. از آثارش می توان از «گنج شایگان»، «حدائق الطبیعه»، «تذکرةالارض ناصری» یاد کرد. وی در 13رجب1303ق رحلت نمود.
مشروح زندگی نامه

دانشمند، طبیب و روزنامه نگار محقق، میرزاتقی خان انصاری کاشانی، معروف و ملقّب به سرتیپ کاشانی و حکیم باشی، متولد 1256ق، فرزند ملا محمد هاشم خوشنویس کاشانی، فرزند محمدحسین و کاشانی الاصل دورة ناصرالدین شاه قاجار است.
تحصیلات
هنگام کودکی، به مکتب درس ملا مهدی حاضر شد، ولی چون از معلم و همکلاسهای خود راضی نبود، درس را رها کرد. از آن پس، به درس عمّش به تلاوت قرآن رفت. در آنجا به تحصیل صرف و نحو لغت عرب نیز پرداخت. مقدمات علم حساب و هیئت و نجوم و فقه و اسطرلاب و اعداد و طلسمات را نزد جّد خود، ملّا محمد حسین انصاری، معروف به بابا- که از اکابر سلسله شاه نعمت الله ولی و صاحب نفس کامل و مقام عالی بود- فرا گرفت. میرزا حسن خالق الالواح نیز وی را در تکمیل علم طلسمات یاری نمود.
تا سن شانزده سالگی به آموختن هیئت، نجوم، حکمت الهی، طبیعی، علم طب، معانی، بیان، عروض، فقه و علوم دیگری، چون مشق خط و نقاشی و تذهیب و ریاضیات و تسخیرات پرداخت. تا اینکه آوازة علوم غریبه و صنایع بدیعة اروپا عالم گیر شد. او نیز مایل به آموختن آنان گردید و ترک زادگاه کرده، به تهران رفت. درتهران وارد مدرسة نظامی دولتی شد و بامداد به درس فقه و اصول خود می پرداخت و ما بقی اوقات را در خدمت معلمان فرانسوی به کسب علوم جدید اشتغال داشت.
وی از ادب بهره مند بود و شعر می سرود و نثر را درست و با آیین می نوشت. در پاره ای از آثار خود به سره نویسی مایل بود و می کوشید برای مصطلحات فرنگی معادلهای فارسی بسازد.
میرزا تقی خان در اندک زمانی از بیشتر علوم جدید اروپا اطلّاع یافت و با آموختن زبان فرانسه اقدام به تألیف و ترجمة علومی از اروپاییان کرد و در این باره، متجاوز از سی جلد کتاب و رساله نوشت.
پس از قریب پانزده سال اشتغال در امر تألیف و تصنیف، مراتب تحصیل وی را اعتضادالسلطنه علیقلی میرزا، وزیر علوم وقت و سایر رؤسای مدارس نظامی و امنای دولتی به حضور ناصرالدین شاه عرضه داشتند .شاه نیز به واسطة بروز بیماری مطبقه در ارتش، او را مأمور رسیدگی و طبابت در مریض خانة نظامی کرد. پس از این مأموریت که تقریباً یک سال طول کشید، وی را موظف به ترجمة کتابهای اروپاییان نمود. این امر چون بر آگاهی او از علوم جدید افزوده بود باعث شد مکرر به سفارت دول خارجی مأمور و فرستاده شود. از جمله سفر و حضور به دربار الکساندر دوم، امپراتور روسیه که موجب شد نشانها و درجاتی به او عطا شود.
میرزا تقی خان 28 ساله بود که به مجلس وکمیسیون اطبای دارالخلافة تهران که در آن از دولتهای دیگر طبیبان ماهر به آنجا فرستاده می شدند تا زیر نظر دکتر طولوزان فرانسوی، طبابت خویش را تکمیل کنند، راه یافت. در سن 32 سالگی، در خدمت وزارت عدلیه درآمد و درکنار میرزا حسین خان مشیر الدوله، مساعی کامل به عمل آورد. در این زمان بود که دست به نوشتن رسائلی در باب قوانین مجالس محاکمات و جنایات زد. ماندنش در این شغل دوامی نداشت، زیرا از طرف شاه مأمور همراهی با ظل السلطان به شیراز گردید.
وقتی مسعود میرزا، ظل السلطان حاکم شیراز شد، به حکم شاه همراه او به این شهر پا نهاد و انتشار روزنامة فارس حاصل کار او در شیراز است. این روزنامه ارزشمند که نخستین روزنامة خارج از پایتخت است و نیز نخستین روزنامه ای است که ابتدا به دو زبان عربی و فارسی منتشر می شد، مدت دو سال به چاپ می-رسید و حدود نوزده شمارة آن باقی مانده است.
میرزا تقی خان در اصفهان:
میرزا تقی خان به سال 1291ق به همراه شاهزاده مسعود میرزا راهی اصفهان شد و در این شهر نیز منشأ آثار فرهنگی و اجتماعی مهم و ماندگاری گردید.
در اصفهان، ابتدا انجمن پزشکان را برقرار نمود. در این مجلس بیشتر از شصت طبیب و جراح حضور می یافتند، هفته ای یک بار تشکیل می شد و چند سالی نیز دوام داشت.
در همین سالها بود که از طرف ناصرالدین شاه مأمور تحقیق و انکشاف معادن در حدود اصفهان و مضافات آن شد. باعث شد بیست و هشت معدن از فلزات مختلف و سه معدن زغال سنگ و ترسیم نقشة شهرها و راهها و قریه ها، به دست آید. چون این اخبار برای پادشاه اعلام شد، لقب سرتیپی را به ایشان اعطا کرد.
حکیم باشی حدود سال 1293ق در اصفهان اقدام به تشکیل « انجمن معارف » برای مذاکرات منافع عامه نمود.
روزنامه فرهنگ؛این روزنامه از سال 1296ق تا سال 1308ق به طور مرتب گاه هفتگی و گاه نیم هفتگی به چاپ می رسید.
از دیگر یادگارهای میرزا تقی خان در اصفهان برپایی نخستین مدرسة جدید در این شهر است. ظلّ السلطان در ربیع الاول 1298ق وقتی در تهران به سر می برد، اجازة افتتاح مدرسه ای به سبک جدید را از پدر دریافت کرد و از همان جا نامه ای به نایب الحکومه نوشته، میرزاتقی خان را مأمور کرد تا عمارت هشت بهشت را برای برپایی مدرسه آماده نماید. میرزاتقی خان که اخبار مربوطه را با شعف فراوان به چاپ می رسانید، بعد از آن به سرعت دست به کار شده، به تعمیر عمارت پرداخت. سرانجام، مدرسة در 15 رجب همان سال با نام مدرسه همایونی اصفهان با پنجاه شاگرد آغاز به کار کرد. ریاست این مدرسه به ابوالفتح خان صارم الدوله فرماندة قشون اصفهان و نظامت آن به علی خان ناظم العلوم سپرده شد.
برپایی انجمن طبی نیز دیگر اقدام مفید میرزا تقی خان در اصفهان است.
از دیگر اقدامات اجتماعی میرزا تقی خان عضویت در مجمعی بود که به دستور ظل السلطان برای شور در مسایل شهری برپا شد. این انجمن که مشابه شورای شهر عمل می کرد و شامل هجده نفر از بزرگان شهر، از جمله ابوالفتح خان صارم الدوله، میرزا تقی خان حکیم باشی، رکن الملک، مشیرالملک، ملاباشی و چند نفر دیگر از مستوفیان دستگاه ظل ّالسلطان بود، در صفر 1298ق تشکیل گردید.
آثار قلمی میرزا تقی خان حکیم باشی
1.تربیت نامه:نگاه اصلاح گرایانة وی را دربارة مقوله مهم تعلیم و تربیت بیان کرده، راه حلهایی را در این باره ارائه می دهد. میرزا تقی خان عامل عقب ماندگی ما و پیشرفت اروپاییان را « نقصان دستگاه تربیت ما » ذکر کرده.
اما مهمترین پیام حکیم باشی در رساله، ذکر بیان جایگاه و نقش خردمندان و دانشمندان در حاکمیت کشورهای مترقی است و در واقع، اشاره ای است که به خود او نیز بر می گردد : «دول اروپا … هر کس به راستی پیش آمد و از روی عقل و درایت و علم و عمل سخنی دولتی گفت یا منفعتی ملتی - که شامل عامة مردمان بود - آشکار نمود، آن را به نوازش ملوکانه تیمار کرده، مرجع شغل و منصب و مورد احسان و اکرام گردانیدند و چون دیگران یافتند که برتری شخص و تقرب حضرت سلطان ــ که منظور عامة ابنای این زمان است - به زیادتی دانش و خرد است، همواره بر همگنان رشک برده، به تکمیل هوش و فرهنگ و افزایش عقل و علم خویش شتافتند تا آنکه اکنون پیر و برنا و بیشتر زن و مرد ایشان با حرفه و فرزانگی گردیده، دارای مدارج عالیه اند و دیگر ملتها برای آسانی روش زندگی و افزایش مکنت و آسودگی به علوم و قواعد آنان محتاج شدند. »
2.خمریه یا کتاب مضرات مسکرات 3.گزارشها و سفرنامه های جغرافیایی4.گنج شایگان 5.گزارش سفر بوشهر.
آثار دیگر میرزا تقی خان حکیم باشی:
چنانکه از پشت جلد کتاب تربیت نامه بر می آید آثار میرزا تقی خان تا سال 1299ق به قرار زیر است: « ثبات حقیقت حرارت، حرارت حیوانیه، اثبات حرکت زمین، تذکرة الارض، بنیان جدید در اثبات بقای نفس، معرفة الحیوان، رساله در اثبات اشیاع و سرایت امراض، جغرافیای مخصوص ایران، پادزهر نامه» و همچنین کتاب انوار الحکمة الناصر به زبان فارسی که در کتب خطی مدرسه فیضیه قم معرفی شده است و کتاب تذکرةالارض که در کتابخانة مرکزی دانشگاه اصفهان موجود است. همچنین دو اثر دیگر از میرزاتقی خان به نامهای مرآت الکواکب در نجوم و همچنین سفرنامة روسیه موجود است.
تصویر زنده ای از میرزا تقی خان کاشانی و اندیشه هایش را می توان در سفرنامة دیولافوا یافت، زیرا که میرزا تقی خان راهنمای آنها بود و از قول همین خانم آمده است که وقتی ظل السلطان در مسافرت باشد، با اینکه نایب الحکومه کس دیگری است، با این حال، ادارة امور حکومت با حکیم باشی است. نیزجلوه ای از روح بی قرار و جستجوگر میرزا تقی خان را یکی از همکلاسی های دارالفنونش به قلم آورده است: «هنوزم در نظر است که می فرمودید باید به جوانی چنان خود آرایی کنم که در بقیة ایام زندگانی به اقتضای هر جزء از زمان به یکی از جهات تحصیلیه محتاج الیه دولت یا ملت باشم. هریک از علوم یا فنون که مطلوب تر شد، همان را حرفة خود کنم … برای نیل به مقصود، گاهی به ترجمة کتب می پرداختید و زمانی به نقشه کشی و عکاسی مشغول می شدید. چندی به نوشتن قواعد عدلیه و موازنة کودها (قانون ها) اهتمام می کردید، گاهی از طبیعیات و الهیات سخن می راندید… ».
در صفحة عنوان کتاب تربیت نامه ژنرال میرزا تقی خان کاشانی چنین معرفی شده است: دارای نشان سیم درجه سنت آنا و درجة دویم سنت استانیسلاو دولت بهیه روسیه و نشان و حمایل سرخ از درجة دویم منصب سرتیپی ایران و نشان طلای مدرسه نظامی دولتی مرکزی طهران … ».
میرزا تقی خان بالاخره در سیزدهم رجب 1303ق در سن 47 سالگی به مرض استسقاء از پا درآمد و درگذشت. خبر مرگ میرزا تقی خان در روزنامة فرهنگ چنین منعکس می شود: « حکیم فرزانه و دانشمند یگانه، میرزا تقی خان سرتیپ، که از تربیت یافتگان عصر میامن حصر اعلیحضرت قدر قدرت شاهنشاهی « ابدالله تعالی ملکه و سلطانه » بود، و در علوم طب و هیئت و فنون سایره درجة کمال داشت و چندین کتب نافعه که مفید ابنای وطن است، تألیف نموده و قریب نه سال بود روزنامة فرهنگ [ را ] با کمال دوام و ثبات و دولت خواهی و وطن پرستی اداره می کرد، مدتی بود که مبتلای مرض استسقاء شده... تا اینکه بالاخره در شب سیزدهم ماه رجب که شب ولادت امیرمؤمنان علی بن ابی طالب «صلوات الله و سلامه علیه » بود، داعی حق را لبیک اجابت گفته». گفتنی است به موجب خبری در روزنامة فرهنگ چهار سال پیشتر نیز میرزا تقی خان به دلیل مبتلا به مرض یرقان الاصفر و عدم معالجه در اصفهان راهی تهران شده بود
آن مرد بزرگ اکنون در تکیة میرفندرسکی در ایوان حجره شرقی به خاک خفته است. این بیت « خرم لنبانی » بر مزار او نقش بسته است:
«بهر تاریخ وفاتش گفت خرم این چنین/آه افلاطون دوم رفت زین دنیا برون»