حسینقلی خان ایلخانی بختیاری

حسینقلی خان ایلخانی بختیاری

شهرت :

ایلخانی بختیاری
تاریخ وفات :
27/07/1299
مزار :
تکیه میر فندرسکی
زمینه فعالیت :
سیاستمدار
فرزند جعفرقلی خان، از خوانین معروف بختیاری در قرن سیزدهم هجری. در خدمت منوچهرخان گرجی معتمدالدوله حاکم اصفهان بوده، با سرکوبی سران یاغی بختیاری، نایب الحکومه منطقه بختیاری شده و کم کم تمام منطقه بختیاری را در دست گرفت. ناصرالدین شاه که از قدرت و نفوذ او نگران شده بود، به فرزندش ظل السلطان دستور قتل او را داد و ظل السلطان با فریبکاری او را در 27 رجب 1299ق به قتل رسانید.
مشروح زندگی نامه
در سال 1252ق، یکی از افراد ایل بختیاری به نام کلبعلی خان، فرزند حبیب الله، نوادۀ حیدرکور با کمک برادرش، جعفر قلی خان موفق شد ریاست طوایف دورکی ایل بختیاری را به دست آورد. این موفقیّت باعث اختلاف میان دو برادرگردید و در نتیجه، فرزندان جعفرقلی، از جمله حسین قلی خان در سال 1266ق با کشتن فرزندان کلبعلی و داماد او، خاندان عموی خود را از صحنة رقابت بیرون کردند.
بدین ترتیب، در سال 1266ق مصادف با سلطنت ناصرالدین شاه قاجار(1313-1264ق) ریاست ایل بختیاری به حسین قلی خان رسید. او هفت لنگها و چهار لنگها را متحد ساخته، به زیر سلطة خود در آورد ومحل اصلی استقرار خویش را در چغاخور در قصری پر تجمل- با اثاثیة بعضاً اروپایی- قرار داد. حسین قلی خان در دوران ریاست طولانی اش بر طوایف بختیاری تلاش کرد تا بختیاری ها را از دستبرد وسرقت باز دارد، و به وضعیّت آنها سر و سامان دهد.
نتیجة این اقدامات، بتدریج افقهای جدیدی در پیش چشم او گشود که از همه جذابتر ارتباط با دنیای خارج واتباع خارجی، بویژه انگلیسی ها بود. به همین جهت درصدد بسط قدرت خود برآمد وعلاوه برخرید اسلحه از گوشه وکنار، وارد مذاکره با کمپانی گری و نمایندة آنها جرج مکنزی شد.
موضوع اصلی ارتباط بین آنها، تجارت از طریق رود کارون بود که در نهایت دو طرف بر ایجاد یک شرکت کشتیرانی توافق کردندکه، یک سوم سهام شرکت را حسینقلی خان خریداری و علاوه بر آن یک صد رأس قاطر برای حمل محموله های تجاری بین شوشتر و اصفهان فراهم نموده و تأمین امنیت مسیر عبورکالا و پرداخت خسارت در صورت دستبرد به کالاها را نیز به عهده گیرد و در ازای آن کمپانی گری چند فروند کشتی تجاری بر روی رودخانة کارون به کار اندازد.
صدارات حاج میرزا حسین خان سپهسالار (1288-1291ق)، فرصت مناسبی در اختیار حسینقلی خان نهاد، زیرا صدر اعظم، گروهی صد نفری از سواران بختیاری را به عنوان محافظ شخصی به خدمت گرفت و فرزند بزرگ حسینقلی خان ، اسفندیار را با درجة سرتیپی به ریاست آنها گمارد.
واگذاری حکومت اصفهان و چهارمحال در سال 1291ق به مسعود میرزا ظلّ السلطان و سفر او به ناحیة چهار محال و بختیاری در سال 1292ق، باعث به وجود آمدن روابط دوستانه ای بین حسین قلی خان و شاهزادۀ قاجارگردید. بدین ترتیب، حسین قلی خان چشم اندازهای متفاوتی از قبل را در پیش روی خود احساس کرد. البته، به موازات افزایش قدرت وگسترش روابط حسین قلی خان با مراکز قدرت، مشکلات او نیز رو به فزونی نهاد که در سرنوشت نهایی او مؤثر بود. برای مثال، در سال 1293ق، محمد حسین خان، فرزند خداکرم خان بویراحمدی از ایلات ساکن بهبهان با وجود سن کم، چهار برادر خود را کشت و پدرش را محبوس ساخت و به پشتگرمی حسینقلی خان به ناحیة فلارد پناه برد. این منطقه در خاک فارس قرار داشت، ولی ساکنان آن از ایل نشینان بختیاری بودند.
با واگذاری حکومت فارس در سال 1293ق به فرهاد میرزا معتمدالدوله، عموی ناصرالدین شاه، بین او و خان بختیاری بر سرمالیات فلارد اختلاف به وجود آمد و در نتیجه به اشارة فرهاد میرزا، داراب خان قشقایی با دوهزار سوار، برای دریافت مالیات آمد، ولی برای دستگیری محمد حسین خان بویر احمدی به ناحیة فلارد حمله کرد و قتل و غارت در منطقه به راه انداخت.
این حادثه می توانست باعث بروز جنگ بین ایلات بختیاری و قشقایی شود، ولی امام قلی خان ایل بیگی، برادر حسینقلی خان ، از وقوع چنین حادثه ای جلوگیری کرد. فرهاد میرزا، والی فارس نیز در نامه ای به ناصر الدین شاه از وضعیت موجود و پشت گرمی محمد حسین خان به حسینقلی خان به شاه شکایت کرد.
حسینقلی خان نیز در مقام دفاع از خود، طی عریضه ای به ناصرالدین شاه، نکاتی را مطرح کرد که طی آن ضمن قایل شدن سی سال خدمت در ایجاد نظم و امنیت در خاک بختیاری و خوزستان و لرستان و پرداخت منظم مالیات، اتهامات وارده، مبنی برتحریک خوانین قشقایی علیه فرهاد میرزا را رد کرد و مسأله خداکرم خان بویر احمدی را ریشه دار دانست و درخواست قبول مرخصی از خدمت کرد. ناصرالدین شاه با گوشه گیری وی و مجاور شدن در نجف اشرف مخالفت کرد(همانجا). ظاهراً فرهاد میرزا به شخص شاه و خان بختیاری به نیروی نظامی و ارتباط با ظلّ السلطان پشت گرم بودند.
پس از مدتی به حکم شاه، حسینقلی خان، محمد حسین خان بویر احمدی را اطمینان داد و به تهران فرستاد.
اما نزاع ومخالفت بین فرهاد میرزا و حسینقلی خان ادامه یافت تا جایی که حسینقلی خان طی نامه ای به فرهاد میرزا، او را به گسیل 5000 نفر سوار تهدید کرد، فرهاد میرزا فرصت را مناسب یافت و نامۀ حسینقلی خان را به نزد ناصرالدین شاه فرستاد و طی نامه ای به وی نوشت: « جدّ ما محمد حسن خان با سی نفر سوار خروج کرده وتو از شخصی که پنج هزار سوار دارد و به خط خودش به حاکم می نویسد، نمی ترسی؟....»
روابط ظلّ السلطان با حسین قلی خان روز به روز گرمتر می شد. در سال 1296ق ظلّ السلطان حسینقلی خان، را به تهران فرستاد، و در واقع احضار شد و چند ماهی در تهران گذراند.
مدتی بعد ظِلّ السّلطان حکومت خوزستان و عراق را به دست آورد و به بهانة نیاز به حسینقلی خان، اجازۀ بازگشت حسینقلی خان را از شاه گرفت.
گرچه ظلّ السلطان، ابتدا جعفر قلی خان و سپس احتشام الدوله، فرزند فرهاد میرزا را به حکومت خوزستان فرستاد، ولی قدرت واقعی در دست حسینقلی خان بود.
با این حال، داراب خان قشقایی با اشارة احتشام الدوله، محمد حسین خان بویر احمدی را به قتل رساند و حسینقلی خان نیز در صدد تلافی برآمد. به همین دلیل، با واگذاری حکومت فارس وکرمانشاه به ظلّ السلطان، در سفر وی به تهران در سال 1298ق، ظل ّالسلطان در بازگشت، اسفندیار و علی قلی فرزند حسینقلی خان را به همراه خود به اصفهان آورد و داراب خان قشقایی را نیز به اصفهان احضار کرد و تلاش نمود تا بین حسینقلی خان و داراب خان آشتی برقرار کند، ولی موفق نگردید و بنابر اصرار حسینقلی خان، ظل ّالسلطان، داراب خان را از ایلخانی گری قشقایی عزل کرد.
حرکات حسینقلی خان، از جمله خرید اسلحه، ارتباط با مکنزی و دشمنی با فرهاد میرزا، سوءظن ناصرالدین شاه را برانگیخت. به همین دلیل، حاج عبدالغفار نجم الملک را به بهانۀ بازدید از سدّ اهواز به خوزستان و محمد قلی ترکمان را برای خرید اسبهای اصیل و نژاده به خاک بختیاری فرستاد.
این دو به گوشه وکنار خوزستان و خاک بختیاری سرکشی کردند و در بازگشت، گزارش خود را تقدیم شاه کردند. در گزارش حاج عبدالغفار نجم الملک به نارضایتی عشایر عرب خوزستان از پراکندگی بختیاری ها در خاک آنها و عزل و نصب شیوخ عرب، تجارت تجار شوشتر با سرمایة ایلخانی و ثروت کلان حسینقلی خان، از جمله نگهداری هزار رأس مادیان با قیمتی معادل یک تا دو میلیون تومان، واگذاری امور خوزستان از طرف حسینقلی خان به فرزندش اسفندیار خان، ارتباط با نماینده کمپانی گری، مکنزی، وخرید اسلحه، توسط او اشاره شده بود.
رواج شایعة سوء قصد حسینقلی خان در ایجاد شورش، ناصرالدین شاه را به شدّت مظنون کرد و شاه در صدد برآمد چاره ای بیندیشد.
به همین دلیل، پس از بازگشت ظل السلطان از تهران در ماه رجب 1299ق، اطلاعات ارایه شده از سوی نجم الملک به شاه، به ظلّ السلطان نیز داده شد.ایلات و عشایر نیز در حال آمادگی برای جابه جایی بودند. ظل ّالسلطان تصمیم گرفت شتاب کرده وتصمیم نهایی خود مبنی بر از بین بردن حسینقلی خان را به مرحلة اجرا گذارد .
به همین دلیل، ظلّ السلطان، حسینقلی خان را به اصفهان احضارکرد. برادران خان بختیاری، امامقلی و رضاقلی او را از سفر اصفهان منع کردند وگفتند در دربار برایش بدنامی فراهم شده است؛ پاسخ او این بود که: اگر شاه مرابکشد، بهتر از این است که پس از شصت سال، تملق شما را و رضاقلی کچل و پسران فلان فلان شدۀ شماها را بکنم. تصور او این بود که در نهایت، او را از حکومت عزل کرده، به تهران خواهند فرستاد.
به هر روی، حسینقلی خان به اصفهان آمد و روز 27 رجب 1299 در مراسم جشن عید مبعث و رژه نیروهای نظامی ظل ّالسلطان که در میدان نقش جهان برگزار می شد، شرکت کرد. پس از اتمام مراسم او را به یک منزل و پسرانش را به منزل دیگری هدایت کردند.
ساعتی بعد زنجیر بزرگی آورده، اسفندیار و علی قلی را به زنجیر کشید،به زندان انداختند. حسین قلی خان را مسموم و به قولی با لنگ حمام خفه کردند وشهرت دادند که سکته نموده وآنگاه با احترام تمام جسد او را به تخت فولاد آورده، به خاک سپردند، زیرا در آن هنگام تخت فولاد به عنوان مزار رجال مهم و معتبر بود و استشهادی نیز جهت تأیید سکته و مرگ ایلخانی تهیه گردید. به این ترتیب، به حیات یکی از قدرتمندترین و مشهورترین خوانین ایل بختیاری پایان داده شد. از این خان بختیاری، دفترچۀ خاطراتی نیز به جای مانده که به کوشش سیف الله وحید نیا در مجموعة خاطرات و اسناد در سال 1367ش جمع آوری شده است و همچنین به همت آقای مهراب امیری در بخش هفتم کتاب بختیاری در آیینه تاریخ با عنوان کتابچۀ یا یادداشتهای حسینقلی خان ایلخانی، توسط انتشارات انزان در سال 1375ش به چاپ رسیده است. این خاطرات فقط وقایع مربوط به سالهای 1290 تا 1299ق، را دربر می گیرد.
از ایلخانی، بنا یا عمارت خاصی که امروزه موجود باشد، وجود ندارد و قعر چغاخور، محل زندگی اش علاوه بر تخریب به دلیل زلزله ، در وسط دریاچۀ چغاخور، پس از بستن سدّ بر روی آن، به زیر آب رفته است.
البته، ایلخانی در خاطرات خود به بنای پل کاج، پل ملک، قلعۀ آب بید و آیینه کاری حرم حضرت سید الشهداء(ع) در سالهای 1291-1293 قمری با هزینه ای معادل شش هزار تومان اشاره کرده است.