سیدعبدالرسول بزمی

سیدعبدالرسول بزمی

شهرت :

شجره
تاریخ وفات :
1312/08/12
مزار :
تکیه آغاباشی
زمینه فعالیت :
شاعر، ادیب و فاضل روزنامه نگار، متخلص به «دبیر» و ملقب به «ادیب الممالک» و «ادیب فرهمند»، فرزند خلیل بنان السلطنه متولد 1317ق است. از اعضای انجمن ادبی شیدا بوده، و بعد از آن خود انجمن ادبی تشکیل داد. از آثارش، انتشار روزنامه «تحفة الادبا» و کتاب منظوم «جشن جغدها» است. وی در سال شد و در آبان 1313ش فوت نمود.از اشعار اوست:
دوباره نوبت دوری ز کوی یار آمد
بلا و غصه و غم باز روی کار آمد
از آن دمی که تو رفتی چو گل ز باغ دلم
به چشم من همه گل های باغ خار آمد

مشروح زندگی نامه
شاعر، ادیب و فاضل روزنامه نگار، عبدالحسین بنان زاده، متخلص به «دبیر» و ملقب به «ادیب الممالک» و « ادیب فرهمند»، فرزند خلیل بنان السلطنه.
در ماه صفر سال 1317ق در بروجن از توابع استان چهار محال بختیاری متولد شد. چندی بعد پدرش به خاطر ذوق و علاقه سرشار فرزند به ادبیات، او را برای تحصیل علم روانه اصفهان کرد. او به خاطر ذوقی که در شاعری داشت، در انجمن ادبی شیدا شرکت کرد اما کسالت های عباس خان شیدا، سبب شد مدت زمانی آن انجمن ادبی تعطیل و شعرای اصفهان عصرهای جمعه در منزل ادیب فرهمند جمع شوند و به خواندن و انتقاد اشعار خود پرداخته و به اصطلاح انجمن ادبی اصفهان در منزل او تشکیل شود. انجمن ادبی شیدا که به علت کسالت شیدا و کمی مال، ابتدا در خانة شیدا تعطیل شد، در خانه فرهمند نیز به سبب مرگ زود رس او، حدود هفت سال بیشتر دوام نیاورد مرگ زودرس او این انجمن را مجدداً به خانه عباس شیدا کشاند. ادیب ، گرچه عمری کوتاه داشت ولی روزگار او به تمامی در راه علم و ادب و توسعه معارف صرف شد. اگر فرصتی می یافت در جمع شعرا با نغمة شعر به تسکین سراچه و رونق و فتق امور این صنف پرداخته، از هیچ کوششی و کمکی در اعتلای ادبیات دریغ نمی ورزید و چون شعر بیان احساس دردمند اقشار جامعه است و شاعر را باید که عمق این دردمندی را غور کند، لذا ادیب فرهمند با وجود گرفتاری های زندگی هیچ گاه از مردم بی بضاعت و امور عالم المنفعه غافل نبود « چنانچه عموم اهالی اصفهان می دانند که در چندی قبل مبلغ دو هزار تومان همین ادیب معظم به مریض خانة خورشید کمک نموده است.
ادیب فرهمند در مدت کوتاه 36 سالة عمر خود آثار ادبی، فرهنگی چندی از خود برجا گذاشته است که از آن جمله اند: روزنامه های تحفة الادباء و روزنامه گیتی نما و کتاب منظوم جشن جغدها که به طبع رسیده و اشعار پراکنده او در مجله ماهیانة همایون و روزنامه مداین که به علت درج چند بیت شعر در 1306ش خیلی زود مجوز آنان باطل و تعطیل شدند. سرانجام ادیب، در آبان 1313ش/ رجب 1353ق پس از یک کسالت ممتدی، در اصفهان رحلت نمود و در یکی از اطاقهای شمالی تکیه ملک ( گلستان شهدا ) به خاک سپرده شد.
مجله « تحفة الادباء »
ادیب فرهمند یکی از پرکارترین و فعال ترین شخصیتهای مطبوعاتی در اصفهان است. « یقین داریم مطبوعات اصفهان چهار نفر مثل آقای فرهمند داشت فضیلت بر تمام مطبوعات ایران پیدا می کرد. ولی چه توان که یک دست صدا ندارد ». او در سال 1340ق در اصفهان به انتشار مجله ای با عنوان (تحفة الادباء ) توفیق یافت. نخستین شماره آن در تاریخ شعبان 1340ق مطابق به برج حمل 1301ش، در چهار صفحه به قطع کوچک سربی در مطبعه حبل المتین، منتشر شده است. مجله به صورت ماهیانه و صرفاً علمی و ادبی و تاریخی است. این مجله مرام و مسلک خود را شماره اول طی مقاله ای تحت عنوان « مرام و مسلک- مقصد و مقصود ما ) چنین آورده:« ... با یک قلم بی غرض و با یک مسلک بی آلایش، مجله علمی و ادبی و اخلاقی تحفة الادباء قدم در عالم مطبوعات ایران می گذرد... قارئین گرام که مایلند مرام و مسلک و مقصد و مقصود ما را بدانند... نظر به اینکه مقام قلم را در انظار متمدنین عالم منیع تر از هر مقامی دیدیم و شرافت قلم را بیشتر از هر شرافتی پنداشتیم، اما چه قلمی؟ حق نویس، چه قلمی ؟ قلم پاک و بی آلایش ، بالاخره چه قلمی؟ قلمی که از حقایق چشم نپوشد و به ناحق نگردد. این بود که با نیت مقدس، قلم مقدس را در دست گرفتیم و داخل خدمات نوعیه می-شویم... ». مقالات مندرج در این مجله بیشتر از دانشمندان و اهل قلم اصفهان است. در باب مقالات تاریخی می توان از مقاله جابری انصاری درباره مقایسه زندگی قدیم و جدید که قیمت اجناس و اثاثیه در قدیم را با زمان خود مقایسه کرده است، و نیز ترجمه کتاب تحفة الوزراء تألیف میرعمادالحسنی، خطاط معروف عصر صفوی، نام برد. در عماد در باب مباحث علمی مقالاتی تحت عنوان « دانایی و جهالت، حس احتیاج و... » که تمامی در تذکر و راهنمایی در پیش برد علم و صنعت، علم آموزی و صنعت گری و علت واماندگی ما از غرب و توصیه در چگونگی گسترش آن است. قسمت دیگر چاپ اشعار شعراء مخصوصاً شعرای انجمن ادبی اصفهان از جمله آتش، دبیر، غمگین، ساکت و... اختصاص دارد که مرتباً در هر شماره به چاپ می رسیده. به طوری که شماره 7 از سال اول تحت عنوان « تحفة الحسینی» تماماً اشعار شعرای انجمن ادبی اصفهان در رثای حضرت سیدالشهداء- علیه السلام- است. از مدیر مجله ( ادیب فرهمند) در هر شماره تعدادی مقاله و چندین بیت شعر به چشم می خورد.
بنان زاده تا آخرین شماره، مجله، مصمم به حفظ و رعایت اصول اولیه مرام نامه خود بوده و هیچگاه اجازه نداد قلم سیاسی و حتی طنز و یا جملات و کلمات اهانت بار به اشخاص یا اربابان سیاست و مملکت و نویسندگان و... در مجله جاری شود. هر چه بود در تعریف و تمجید از بزرگان و اندیشمندان ادبی و تاریخی و... میهن بود.
شماره دهم از سال اول به مورخ اسفند 1301ش، آخرین شماره منتشره این جمله بود و دیگر هیچ گاه ادامه نیافت.
اما روزنامه گیتی نما: این روزنامه در اصفهان و ابتدا به صاحب امتیازی مهدی اژه ای ( او را مخترع کبریت در اصفهان می دانند ) به سال 1309ش منتشر شده است و در زیر نام مدیر، نام ادیب فرهمند به عنوان نگارنده، درج شده است. از سبک قلم و مفاهیم طلیعه روزنامه که در آن مرام و مسلک خود را آورده، برمی آید که نویسنده ادیب فرهمند باشد. چرا که جملات و کلمات عیناً همانند مرام و مقصود مجله تحفة الادباء است. این روزنامه هرچند که در طلیعه، نوید انتشار روزنامه را می داد، ولی به صورت هفتگی منتشر می شد. گیتی نما بر خلاف تحفة الادباء که خالی از سیاست بود، روزنامه ای سیاسی واخلاقی و دارای کاریکاتور و برگرفته شده از مطالب مفید در باب تاریخ و علوم دیگر است. همچنین اخبار ایران و مقالات گوناگون و اشعار انجمن ادبی اصفهان نیز در آن به چشم می خورد. چندی که از انتشار روزنامه گیتی نما می گذرد، مدیر مسئولی آن را نیز بر عهده قرار می گیرد و از نامه او به وزارت معارف و اوقاف وقت، کاملاً مشخص است. او در این نامه از مسئولین ذی ربط خواهان رفع معضلات روزنامة « سیاسی، ادبی، اخلاقی، کاریکاتور، هفتگی به نام « گیتی نما » و مجله ادبی، اخلاقی، فکاهی، اجتماعی، ماهیانه به نام « همایون » و روزنامه « مدائن ». به اسم عبدالحسین ادیب فرهمند » است دیدگاه های اندیشه های ادیب فرهمند را از لابه لای نوشته ها، به ویژه اشعارش می توان یافت. او « به طرز قدیم و جدید هر دو شعر و تصنیف سروده است.»
اشعارش در اوج سلامت و روانی دارای حلاوت و مضامین بلند و پرمایه است.
طرفداری از فقرا و دردمندان و دل نبستن به دنیا از نکات بارز مضامین اشعار اوست. تنگ دستی و اوضاع بد اجتماعی مردم، او را وادار به قبول مسئولیتی کرده بود که به هر طریق ممکن، در حل این مشکلات کوشا باشد. لذا طرفداری آشکارا از فقرا و ستمدیدگان در مقالاتش و کمک و استمداد از روشنفکران و مفاخر در رفع این معضل در مجله اش نمودار است. او آزادی را به معنی آزاد شدن مردم از فقر و جهالت و حاکمیت را مأموران اجرای این امر خطیر می دانست و علت حضور او در صحنه های سیاسی و طرفداری از آزادی های مطرح شده در آن زمان، صرفاً همین امر بود. چرا که از او هیچگاه مقاله ای در طرفداری به مفهومی که روشنفکران زمان خود مطرح می کردند، نوشته نشد.
نکته بارز دیگر ادیب، حس میهن پرستی و دفاع از هویت ملی اوست. اطلاعات و اندوخته های او از تاریخ، او را طرفدار سرسخت ایرانیان و تمدن قدیم آن کرده بود. چرا که معتقد بود آیندة درخشان از شناخت و عبرت گذشته رقم می خورد. از این رو خامة او در کمال سادگی و ادبی به وقت نوشتن، محال بود که علم آموزی و صنعت گری و سخت کوشی را، همچون گذشتگان، توصیه نکند و خواهان این است که ملت از خموشی و بی حرکتی گذشتگان در بازپس گیری حق خود از ظالم و نیز نادانی و جهالت سیاستمداران گذشته که در پس رفت مردم عاملی اساسی بوده است، عبرت بگیرند و تجربه بیاندوزند. لاجرم همواره در مقالاتی چون « دانایی و جهالت و حس احتیاج و... » که تمامی در باب تذکر و راهنمایی و عقب نماندن از غربیان است، از مردم خواسته که به خود آیند.