محمدخان اسعد سالاراعظم

محمدخان اسعد سالاراعظم

شهرت :

سالاراعظم
تاریخ وفات :
1338/08/26
مزار :
تکیه میر فندرسکی
زمینه فعالیت :
سیاستمدار
پدرش حاجی علی قلی خان سردار اسعد دوم، بود. از دوران کودکی و نوجوانی محمد خان اطلاع چندانی در دست نیست. او یکی از معدود خان زادگان بختیاری بود که علاوه بر شرکت در فعالیتهای سیاسی و اداری اهل فضل و هنر نیز بود. اگر چه تحصیلات او تا کلاس ششم دبستان بیشتر نبود؛ اما در هنر نقاشی قلمی و ابریشمی و همچنین در موسیقی مهارت و تبحّر داشت. در نقاشی شاگرد استاد کمال الملک بود و تصاویری از وی وجود دارد که در حال نقاشی تابلویی از چهره جدش حسینقلی خان ایلخانی است.
محمد خان در 1327ق در رکاب پدرش، سرداراسعد، در حمله به تهران، حمایت از مشروطیت و سرنگونی محمدعلی شاه قاجار نقش داشت و فرماندهی یک دسته از سواران بختیاری را برعهده داشت. در 1328ق با دویست سوار بختیاری جهت سرکوب ضد انقلابیون، هیجده روزه از تهران وارد تبریز شد. در 1329ق از جانب دولت مأموریت یافت تا با فرماندهی قشون بختیاری برای سرکوب قشون سالارالدوله، برادر شاه مخلوع، به مازندران عزیمت نماید. او در این مأموریت، امیر اعظم، مصیب و عده ای از فرماندهان و سواران سالارالدوله را شکست داد و دستگیر نمود. در جنگ اشترنیان و فتح این محل فرماندهی عده ای از قوای بختیاری را برعهده داشت.
در جنگ جهانی اول او نیز به همراه دیگر خوانین جوان بختیاری بر ضد متجاوزان روسی و انگلیسی به مبارزه برخاست و با حمایت از آلمان و عثمانی به کرمانشاه عزیمت نمود و به آزادی خواهان غرب پیوست. او و دیگر خان زادگان بختیاری در این بحبوحه دیدار و مذاکراتی نیز با نیدرمایر اکمانی داشتند. در 1337ق به حکومت بربرود رسید اما به گفتة سردارظفر آزمندی و سوء حکومت وی باعث شد تا دولت او را عزل و به تهران احضار نماید. در 1306ش قوای بختیاری به فرماندهی محمدخان سالار اعظم و سردار فاتح برای سرکوبی شورش سرتیپ خان بویراحمدی برضد دولت رضاشاه به کهکیلویه عزیمت نموده و خان بویراحمدی را بدون جنگ تسلیم کردند. در 1309ش نیز در جنگ با شورشیان بویراحمدی شرکت داشت. پس از زندانی شدن برادرش، جعفرقلی خان اسعد، در آذر 1312 و دستگیر و زندانی شدن اغلب خوانین و خان زادگان بختیاری، محمدخان نیز در 14آذر 1312دستگیر شد و روانة زندان رضاشاه گردید. پس از پنج سال در 1317ش از زندان آزاد گردید. در 1321ش مأمور انتظامات دهستان و در زمان فرمانداری مرتضی قلی خان بر ایل بختیاری حکومت سه دهستان را برعهده داشت. سالار اعظم املاکی در چلیچه و بربرود داشت. بر اثر املاک موروثی چلیچه با برادر تنی اش خان باباخان اختلافات ملکی شدید داشت که منابع وی را مقصر و شخص آزمند و دارای صفات منفی معرفی می کنند. این نوع رفتار و کردار خشن وی در طول حیاتش باعث گردید تا بختیاری ها او را با لقب و شهرت «محمدخان هی برون» یعنی کسی که همیشه عجول و شتابزده است، ملقب و مشهور بنمایند. او با دختر امیر مجاهد ازدواج نمود و دو پسر به نامهای داراب و اردشیر از او به یادگار ماند.
محمدخان سالار اعظم سرانجام در 26آبان1338درگذشت و در تکیة میر فندرسکی در آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شد.

مشروح زندگی نامه
از خاندان ایلخانی طایفة زراسوند باب دورکی شاخة هفت لنگ ایل بختیاری بود. پدرش حاجی علی قلی خان سردار اسعد دوم، رجل مشروطه خواه و فاتح تهران و مادرش دختر آقا طالب کاهکش بود. از دوران کودکی و نوجوانی محمد خان اطلاع چندانی در دست نیست. او یکی از معدود خان زادگان بختیاری بود که علاوه بر شرکت در فعالیتهای سیاسی و اداری اهل فضل و هنر نیز بود. اگر چه تحصیلات او تا کلاس ششم دبستان بیشتر نبود؛ اما در هنر نقاشی قلمی و ابریشمی و همچنین در موسیقی مهارت و تبحّر داشت. در نقاشی شاگرد استاد کمال الملک بود و تصاویری از وی وجود دارد که در حال نقاشی تابلویی از چهره جدش حسینقلی خان ایلخانی است.
محمد خان در 1327ق در رکاب پدرش، سرداراسعد، در حمله به تهران، حمایت از مشروطیت و سرنگونی محمدعلی شاه قاجار نقش داشت و فرماندهی یک دسته از سواران بختیاری را برعهده داشت. در 1328ق با دویست سوار بختیاری جهت سرکوب ضد انقلابیون، هیجده روزه از تهران وارد تبریز شد. در 1329ق از جانب دولت مأموریت یافت تا با فرماندهی قشون بختیاری برای سرکوب قشون سالارالدوله، برادر شاه مخلوع، به مازندران عزیمت نماید. او در این مأموریت، امیر اعظم، مصیب و عده ای از فرماندهان و سواران سالارالدوله را شکست داد و دستگیر نمود. در جنگ اشترنیان و فتح این محل فرماندهی عده ای از قوای بختیاری را برعهده داشت.
در جنگ جهانی اول او نیز به همراه دیگر خوانین جوان بختیاری بر ضد متجاوزان روسی و انگلیسی به مبارزه برخاست و با حمایت از آلمان و عثمانی به کرمانشاه عزیمت نمود و به آزادی خواهان غرب پیوست. او و دیگر خان زادگان بختیاری در این بحبوحه دیدار و مذاکراتی نیز با نیدرمایر اکمانی داشتند. در 1337ق به حکومت بربرود رسید اما به گفتة سردارظفر آزمندی و سوء حکومت وی باعث شد تا دولت او را عزل و به تهران احضار نماید. در 1306ش قوای بختیاری به فرماندهی محمدخان سالار اعظم و سردار فاتح برای سرکوبی شورش سرتیپ خان بویراحمدی برضد دولت رضاشاه به کهکیلویه عزیمت نموده و خان بویراحمدی را بدون جنگ تسلیم کردند. در 1309ش نیز در جنگ با شورشیان بویراحمدی شرکت داشت. پس از زندانی شدن برادرش، جعفرقلی خان اسعد، در آذر 1312 و دستگیر و زندانی شدن اغلب خوانین و خان زادگان بختیاری، محمدخان نیز در 14آذر 1312دستگیر شد و روانة زندان رضاشاه گردید. پس از پنج سال در 1317ش از زندان آزاد گردید. در 1321ش مأمور انتظامات دهستان و در زمان فرمانداری مرتضی قلی خان بر ایل بختیاری حکومت سه دهستان را برعهده داشت. سالار اعظم املاکی در چلیچه و بربرود داشت. بر اثر املاک موروثی چلیچه با برادر تنی اش خان باباخان اختلافات ملکی شدید داشت که منابع وی را مقصر و شخص آزمند و دارای صفات منفی معرفی می کنند. این نوع رفتار و کردار خشن وی در طول حیاتش باعث گردید تا بختیاری ها او را با لقب و شهرت «محمدخان هی برون» یعنی کسی که همیشه عجول و شتابزده است، ملقب و مشهور بنمایند. او با دختر امیر مجاهد ازدواج نمود و دو پسر به نامهای داراب و اردشیر از او به یادگار ماند.
محمدخان سالار اعظم سرانجام در 26آبان1338درگذشت و در تکیة میر فندرسکی در آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شد.