سیدحسین شجره

سیدحسین شجره

شهرت :

شیوا
تاریخ وفات :
1361/01/27
مزار :
تکیه آغاباشی
زمینه فعالیت :
شاعر,ادیب
فرزند سید عبدالرسول شجره، متولد1318ق،شاعر و ادیب، نویسنده، ابتدا «ناهید» و سپس «شیوا»، تخلص می کرد. پس از اتمام تحصیلات به تدریس در آموزش و پرورش مشغول شده، ترجمه ها و مقالاتش در روزنامه ها و مجلات به چاپ رسیده است. از آثارش «شخصیت مولوی» و «گلزار ایران» است. وی در 27 فروردین 1361ش وفات کرد.
مشروح زندگی نامه
سید حسین شیوا، متخلص به «شجره»، فرزند شاعر ادیب سید عبدالرسول شجره (1285ـ1355ق) در ذیحجة 1318ق در اصفهان به دنیا آمد.
سید حسین شجره در شرح حالی که مورخ 19 محرم 1347ق خود در آورده چنین می نویسد: « از سن هفت سالگی شروع به تحصیل نمودم و پس از مدتی تحصیل در مدارس جدیده و دروس خارجی، در خود میل مفرطی به ادبیات مشاهده کردم و به تعقیب شغل مربوطه به فن ادب پرداختم و تدریس آن را نیز شغل خویش قرار دادم و ضمناً یکی دو مسافرت به طرف یزد و قشقایی و بختیاری موفق شدم و آن جا هم از رشتة خود خارج نشدم، اینک در اصفهان به تعلیم و تعلم اشتغال دارم و گاه گاهی اشعاری در طبعم تراوش نموده است».
وی تحصیلات ابتدایی را در قهفرخ از توابع چهارمحال بختیاری انجام داد و چندین سال به تدریس در مدارس آموزش و پرورش پرداخت. سپس به اصفهان انتقال یافت و در دبیرستان سعدی به دبیری پرداخت. سپس به تهران رفت و در کالج آمریکایی (البرز) به تحصیل پرداخت و دورة متوسطه را به پایان رسانید. در این موقع چون وضع مالی او کفایت معاشش را نداشت و از طرفی هم صاحب ذوق و نویسنده بود، در روزنامه ایران به نوشتن مقالات پرداخت. آن گاه وارد دانشکدة حقوق گردید و از آن دانشکده فارغ التحصیل گردید و در دادگستری و سپس وزارت دارایی به کار پرداخت و مدت ها نیز در دبیرستان دارایی و مدارس نظام تدریس نیز داشت. وی غیر از تدریس در دبیرستان نظام و سایر دبیرستانهای تهران در دانشکدة افسری نیز تدریس می کرد و اصول رهبری و مدیریت یکی از دروس بسیار جالب توجه ایشان بود.
از خدمات وی در منطقة چهار محال بختیاری، یکی این که از نوجوانی به شغل تعلیم و تربیت اشتغال داشت و بر اساس این علاقه در زمانی که مدارس مرتبی تأسیس نشده بود؛ نام برده دبستانی در قریه قهفرخ به نام دبستان سعادت تأسیس نمود و مدیریت آن را بر عهده گرفت. همچنین مدتی هم در قریة سامان به انجام همین وظیفه مشغول بوده است.
حسین عمادزاده در مورد شجره می نویسد: « معلومات مقدماتی را [در] اصفهان طی کرده و به شغل دبیری می گذراند. پس از آن به مرکز آمده، دورة متوسطه و عالی را طی کرده؛ در زبان فرانسه و انگلیسی و عربی مهارتی کامل پیدا کرده، به طوری که از هر سه زبان ترجمه می کند. مدت ها در جراید ایران و اطلاعات، احساسات شاعرانة خود را به طور نظم و نثر بیان و اظهار می کرد. کتاب« شخصیت مولوی» از آثار افکار شجره است. شخصاً آدمی است معتمد به نفس، در عین حال تا علم به چیزی نداشته باشد و تحقیق کافی نکند، ابراز مطلبی را نمی کند. شجره علاقه مند به ورزش است و در ورزش روح و تن هر دو را تقویت می کند».
شجره شاعری خوش قریحه و توانا بود و در سرودن انواع شعر طبع آزمایی کرده است، اما طبعش بیشتر به سرودن مثنوی و قصیده مایل بوده است. وی در اشعارش ابتدا « ناهید » و سپس تخلص « شیوا » می کرده است. اشعار وی هر چند کم، ولی متین است.
همچنین آثار و تألیفاتی چند از ایشان به یادگار مانده است که عبارتند از: « گلزار ایران» مجموعه مقالاتی دربارة ادبیات پیش از اسلام تا قرن هفتم هجری و « در محفل انس چه شنیدم »؛ ترجمة « شخصیت مولوی»؛ ترجمة « تحقیق در احوال و رباعیات خیام» از کریستن سن؛ رساله ای در« تعبیر رؤیا و روانشناسی امروز»؛ رسالة اقتصادی به نام «معاش»؛ «دوست یابی»؛ ترجمة رساله« وجودیه خیام»؛ ترجمة رساله « کون خیام»؛ « مقدمه ای بر جغرافیای اقتصادی»؛ « کتب و تجارت عمومی»؛ « راز کامروایی»؛ « قوای روحی و آیین فرمانروایی».
همچنین نام تعدادی از مقالات وی که در مجلات مختلف چاپ شده، عبارتند از: معنی زندگانی؛ فن فکر کردن؛ مولوی؛ تعبیر خواب؛ فرصت فکر کردن؛ ترجمة مقالة «معرفی دانشگاه کمبریج»؛ ترجمة مقالة « معرفی دانشگاه اکسفورد»؛ مقالة «بیجار پشت بام دنیا»؛ مقالة «سایه و روشن زندگانی آمریکاییان»، شش شماره؛ مقالة «بهترین درسی که آموختم»؛ مقالة « خمسة حکیم نظامی»؛ مقالة « بهترین درسی که از گاندی آموختم این بود»؛ مقالة « حقایقی که در اثر جراحی و کاوش مغز روشن شده است»؛ مقالة «مواظب باشید باعث دل شکستگی مردم نشوید»؛ مقالة « دو سرچشمة عظیم نیرو برای آدمی کامیابی و ناکامی است»؛ مقالة «بیایید و نگذارید این نیروهای ابتکاری به هدر برود»؛ مقالة «نوابغ چگونه ظاهر می شوند».
سرانجام سید حسین شجره در روز جمعه 21 جمادی الثانی 1402ق/ 27 فروردین 1361ش در تهران درگذشت و پیکرش را در تکیة آغاباشی در کنار پدرش به خاک سپردند.
ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی در رثاء و ماده تاریخ فوت وی اشعار سروده که در ماده تاریخش چنین می سراید:
با دل اندوهگین و چهرة افسرده گفت: سوی جنّت شد روان، آه، سیدی عالی مکان