نجف قلی خان صمصام السلطنه

نجف قلی خان صمصام السلطنه

شهرت :

صمصام السلطنه
تاریخ وفات :
1309/04/26
مزار :
تکیه میر فندرسکی
زمینه فعالیت :
سیاستمدار
فرزند حسینقلی خان، در فتح اصفهان به همراه بختیاری ها بوده و پس از فتح تهران، حاکم اصفهان و چهارمحال بختیاری شد. در کابینه سوم سپهدار تنکابنی، به وزارت جنگ منصوب شد و یک ماه بعد به نخست وزیری رسید. دوران حکومت او از ادوار مهم تاریخ ایران است که مهمترین آنها اولتیماتوم دولت روس بود که اخراج مورگان شوستر خزانه دار کل ایران و مستشار مالی را سریعاً خواسته بودند. مجلس اولتیماتوم را رد کرد، ولی صمصام-السلطنه مجلس را منحل نموده، مفاد اولتیماتوم را اجرا نمود. وی یک بار دیگر در سال 1297ش به نخست وزیری رسید. ولی به دلیل قحطی و دیگر مشکلات و عدم توانایی او عزل گردید. مدتی بعد از این نیز در امور سیاسی مصدر امور بوده، وی در27 تیر 1309ش درگذشت.
مشروح زندگی نامه
از طایفه زراسوند باب دورکی شاخة هفت لنگ ایل بختیاری در سال 1267ق و یا به روایت سردار اسعد در1269ق در چغاخور، مرکز سردسیری ایل بختیاری به دنیا آمد. او دومین پسر حسین قلی خان ایلخانی کل بختیاری بود و مادرش بی بی مهرافروز دختر شفیع خان دورکی نام داشت. نجف قلی خان دوران کودکی را در کنار پدر خویش گذراند و تعلیم و تربیت را به طور سنتی و مطابق و مرسوم آن روزگار فراگرفت. در پانزده سالگی از جانب پدر و به صواب دید حشمت الدوله، حاکم لرستان و خوزستان، به فرماندهی سواران بختیاری مأموریت سرکوبی حسین بن عبدالخان عرب را یافت که طی جنگ هایی سرانجام در 1295ق او را شکست داده، به قتل رسانید.
پس از کشته شدن حسین قلی خان ایلخانی، پدر نجف قلی خان، در 27 رجب1299ق در اصفهان که به دستور ناصرالدین شاه و توسط شاهزاده ظل السلطان صورت گرفت، دو تن از برادران نجف قلی خان به نام های اسفندیار خان و علی قلی خان نیز زندانی شدند.
با قتل حسین قلی خان و زندانی شدن پسرانش، دوران سختی و درب دری فرزندان ایلخانی مقتول آغاز گردید. طی این دوران سرپرستی ایلخانی با نجف قلی خان بود که در غیاب دو برادر زندانی اش به امور خانواده بی پناه رسیدگی می کرد. تا اینکه سرانجام در 1306ق قلمرو بختیاری از تحت اختیار ظل السلطان خارج گردید و اسفندیارخان، برادر بزرگتر نجف قلی خان با کمک میرزا علی اصغر خان اتابک امین السلطان صدراعظم ناصرالدین شاه، از زندان آزاد گردید و با کمک همین شخص به حکومت بختیاری رسید. نجف قلی خان از این زمان تا زمان مرگ برادرش اسفندیارخان در1321ق، تحت فرمان او مأموریت های مختلفی یافت. با آغاز سلطنت مظفرالدین شاه در 1313ق، لقب سرداراسعد به اسفندیارخان داده شد و بنابراین نجف قلی خان نیز لقب برادر؛ یعنی صمصام السلطنه را به دست آورد. او از آن پس تا پایان عمر به صمصام-السلطنه ملقب و مشهور بود تا اینکه در 2 جمادی الاول 1321ق اسفندیار خان ایلخانی درگذشت. بنابراین مطابق قرارداد خانوادگی میان خوانین دو جناح ایلخانی و حاجی ایلخانی، محمدحسین سپهدار، فرزند امامقلی خان حاجی ایلخانی و عموزاده نجف قلی خان به عنوان مسن ترین خان دو خانواده به سمت ایلخانی بختیاری منصوب گردید و چون وی از خانواده حاجی ایلخانی بود، نجف قلی خان صمصام السلطنه نیز در همین زمان به عنوان بزرگترین خان خانواده ایلخانی به مقام ایل بیگی بختیاری انتخاب گردید. اما حدود یک سال بعد؛ یعنی در 10ذیحجة 1322ق محمدحسین خان سپهدار نیز درگذشت و با مرگ وی صمصام السلطنه به عنوان مسن ترین خان هردو خانواده به مقام ایل خانی بختیاری رسید. غلامحسین شهاب السلطنه برادر کوچک تر سپهدار نیز به مقام ایل بیگی بختیاری رسید. در 17 رمضان 1323ق/15نوامبر1905م سرانجام پس از مذاکرات بسیار میان خوانین بختیاری و نمایندگان ویلیام ناکس دارسی، قراردادی نفتی میان طرفین منعقد گردید. نجف قلی خان صمصام السلطنه و غلام حسین خان شهاب السلطنه به عنوان ایلخانی و ایل بیگی بختیاری این قرارداد را مهر و امضاء نمودند.
چندی بعد در ذیحجه 1323ق عین الدوله، صدراعظم مظفرالدین شاه طی فرمانی هر سه منصب مهم ایل بختیاری یعنی ایل خانی و ایل بیگی بختیاری و حکومت چهارمحال را به علی قلی خان سردار اسعد برادر صمصام السلطنه واگذار نمود. بدین ترتیب نجف قلی خان صمصام السلطنه و غلام حسین خان شهاب السلطنه از مقام های ایل خانی و ایل بیگی بختیاری برکنار گردیدند. اما این دو خان بی کار ننشستند بلکه عازم تهران شدند و با پرداخت مبلغ سی هزار تومان به شاه و مقامات دولتی توانستند بار دیگر مناصب سابق خود را بدست آورند.
با مرگ مظفرالدین شاه در 24 ذیقعده 1324ق و به سلطنت رسیدن محمدعلی شاه شرایط برای صمصام السلطنه تغییر کرد. خوانین و عموزاده-های وی یعنی پسران امام قلی خان حاجی ایل خانی روابط دوستانة بیشتری با شاه جدید داشتند. بخصوص لطف علی خان امیر مفخم سال ها در دربار محمدعلی میرزای ولیعهد در تبریز به سر برده و روابط صمیمی ویژه ای با او داشت. به حدی که بعد از لیاخوف هیچ یک از سرداران قدر و منزلت امیر مفخم را نزد محمدعلی شاه نداشتند. بنابراین شاه جدید به دنباله تغییر موازنه قدرت ایل بختیاری برآمد و اوضاع را به سود خاندان حاجی ایل خانی دگرگون نمود. در نتیجه به فرمان محمدعلی شاه در 1325ق غلام حسین شهاب السلطنه، ایل بیگی وقت، به مقام ایل خانی بختیاری و برادرش نصیرخان سردار جنگ به منصب ایل بیگی بختیاری رسیدند. بدین ترتیب دست خانواده ایل خانی و بویژه صمصام السلطنه فرزند بزرگ این خانواده از حکومت بختیاری کوتاه گردید. این امر اختلافات میان دو جناح ایل خانی و حاجی ایل خانی را بشدت بخشید. پسران ایلخانی بویژه صمصام السلطنه از این تغییرات رنجیده خاطر شدند و سردار ظفر که در اروپا به سر می برد با شنیدن خبر عزل برادر و انتصاب عموزادگان، مسافرت خود را نیمه کاره رها کرده و به سرعت از اروپا با ایران بازگشت. صمصام السلطنه خود نیز به تقابل با عمه زادگان برخاست و موجبات بی نظمی و ناامنی در جاده بختیاری و یا مناطق نفت خیز را فراهم ساخت. این اقدامات باعث گردید تا پس از مدتی کوتاه بار دیگر در 1325ق صمصام السلطنه به مقام ایلخانی و شهاب السلطنه به منصب ایل بیگی بختیاری بازگشتند. در 23 جمادی الاول1326 مجلس شورای ملی توسط محمدعلی شاه قاجار به توپ بسته شد و مشروطه خواهان به شدت سرکوب شدند. با برقراری استبداد صغیر مشروطه خواهان واکنش نشان دادند و ابتدا اهالی تبریز بر ضد استبداد قیام نمودند. شاه از خوانین جناح حاجی ایلخانی بختیاری کمک خواست و بنابراین آنها خسروخان، برادر نجف قلی خان صمصام السلطنه، را نیز با خود به تهران بردند تا در جنگ علیه مشروطه طلبان، محمدعلی شاه را یاری نمایند. از سوی دیگر سردار اسعد برادر دیگر صمصام السلطنه که شخص آزادی خواه و روشن ضمیر بوده و در این هنگام در اروپا اقامت داشت طی نامه ها و تلگرافهای صمصام السلطنه خواست تا به یاری مشروطه خواهان برخاسته و در مقابل استبداد بایستد. پس از اینکه محمدعلی شاه تصمیم گرفت تا صمصام السلطنه را از مقام ایل خانی بختیاری عزل و منصب او را به برادرش خسرو خان سردار ظفر بدهد شرایط در بختیاری بطور کامل تغییر نمود. صمصام السلطنه به شدت از این اقدام وی برآشفت و به دنبال واکنش مقتضی و مناسب بود. از طرف دیگر روحانیون مشروطه خواه اصفهانی بویژه حاج آقا نورالله اصفهانی تمایلی بسیار به استفاده از قوای نظامی بختیاری بر ضد حاکم مستبد اصفهان داشتند. بنابراین باب مکاتبه و ارتباط با صمصام السلطنه و دیگر خوانین بختیاری همچون ابراهیم خان را باز کردند و از آنها تقاضا نمودند تا با حمله به اصفهان مشروطه خواهان را از چنگ اقبال الدوله، حاکم ظالم محمدعلی شاه، نجات دهند. اما بین صمصام السلطنه و عموزاده اش ابراهیم خان ضرغام السلطنه، پسر رضا قلی خان ایل بیگی، کدورت هایی وجود داشت. این کدورت ها را نیز روحانیون و دراویش منطقه که با هر دو نفر رابطه دوستانه داشتند، برطرف ساختند. بعلاوه بی بی صاحب جان، خواهر ضرغام السلطنه که همسر صمصام السلطنه بود، نیز به روایت مکبن روز در زدودن رنجیدگی های میان براد و شوهر خود نقش زیادی ایفا نمود. سرانجام در نهم ذیحجه 1326ق ابراهیم خان ضرغام السلطنه با حمله به اصفهان این شهر را از چنگ حاکم محمدعلی شاه خارج نموده و تصرف نمود و چند روز بعد نیز، صمصام السلطنه با سوارانش وارد اصفهان شد و ادارة امور آنجا را در دست خود گرفت. در این زمان بود، که محمدعلی شاه حاضر گردید تا دوباره مقام ایلخانی بختیاری را به صمصام-السلطنه بدهد؛ اما این بار دیگر خان بختیاری حاضر به پذیرش منصب ایلخانی بختیاری نبود؛ بلکه اهداف و مقاصد بلند مرتبه تری را مد نظر داشت.
مدتی بعد قوای بختیاری به فرماندهی سردار اسعد، برادر کوچکتر صمصام السلطنه، که از راه اروپا خود را به چهار محال و بختیاری رسانده بود، از اصفهان به سوی پایتخت حرکت کردند. صمصام السلطنه فرماندهی این اردو را نپذیرفت و حتی در حمله به تهران و تصرف آن شرکت نجست. او در اصفهان باقی ماند و حکومت بر این شهر را که برای بختیاری ها خیلی اهمیت داشت، ادامه داد. سرانجام در 27 جمادی الثانی 1327 تهران توسط مشروطه خواهان بختیاری و اصفهانی از یک سو و مجاهدان گیلانی و ارمنی از سوی دیگر فتح گردید. پس از فتح تهران، دولت مشروطه که سردار اسعد برادر صمصام السلطنه، وزیر داخلة آن بود، در چهارم رجب 1327 به طور رسمی صمصام السلطنه را به عنوان حاکم اصفهان منصوب نمود. صمصام السلطنه در دوران حکومت یک سالة خود بر اصفهان به دنبال برقراری نظم و امنیت شهر برآمد؛ لذا ریس نظمیه اصفهان را برکنار و شخص باکفایت به نام غریب خان را به ریاست نظمیه منصوب کرد. اما صمصام السلطنه که چندین بار از دولت استعفای از حکومت، اصفهان را تقاضا کرده بود، سرانجام در 9 ذیحجه 1327 با کنار رفتن از حکومت این شهر را به مقصد پایتخت ترک گفت.
او از این پس در تهران اقامت ورزید و ضمن برعهده داشتن منصب ایل خانی بختیاری در سیاست گذاری های کلان و اصلی کشور نیز شرکت داشت. در 1328که در پایتخت بود، دولت مشرطه پیشنهاد حکومت ایالت کرمان را به وی داد؛ اما وی علاقمند به حکومت خراسان بود. چون خراسان جزو منطقه نفوذ روس ها بود، آن ها تمایلی به حکومت بختیاری برآنها نداشتند. در ربیع الثانی 1329 از طرف دولت ایران و طی فرمانی سلطنتی یک قطعه نشان قدس و حمایل مخصوص به پاس خدمات و زحماتش در اعاده مشروطیت به وی اعطا گردید. در جمادی الاول همین سال حکومت کرمانشاهان بر عهده وی گذاشته شد اما صمصام السلطنه آن را نپذیرفت. در 21 رجب 1329 اخباری مبنی بر تهاجم محمدعلی میرزای مخلوع به مرزهای شمالی ایران منتشر گردید. قبل از این اولین کسی که مقامات ایران را از این توطئه آگاه نموده و هشدار لازم را داده بود، سردار اسعد بود. علی قلی خان سردار اسعد به وسیلة تلگراف رمزی برادرش صمصام السلطنه را از این توطئه باخبر ساخت و به او توصیه کرد تا برای حفظ مشروطیت و آزادی ملت ایران همچون گذشته از فداکاری در این راه دریغ نورزد. بنابراین ناصرالملک نایب-السلطنه و مشروطه خواهان که دولت مشروطه را برای نابودی این توطئه و رهایی از این بحران ناتوان می دانستند، از بختیاری ها کمک خواستند. برای برون رفت از این بحران در 22 رجب 1329 صمصام السلطنه را در کابینة سپهدار تنکابنی به سمت وزیر جنگ برگزیدند. با رسیدن اخبار بیشتری از حمله محمدعلی میرزا به شمال ایران برضد نظام مشروطیت و عدم مرجعیت و ناتوانی سپهدار در مقابلة با او، در 29 رجب 1329 صمصام السلطنه ای که خود وزیر جنگ بود به قدرت رسید. گرفتاری ها و مشکلات بحران حملة محمدعلی میرزا باعث گردید تا صمصام السلطنه پس از مدتی تأخیر برنامه دولت خود را در ده ماده در اوایل رمضان 1329 تقدیم مجلس ملی نمود و نمایندگان مجلس پس از دو مورد تغییر و اصلاح جزیی آن برنامه را تصویب نمودند.
با روی کار آمدن دولت صمصام السلطنه، خیلی زود سواران بختیاری جهت حفاظت از نظام مشروطیت و مقابله با قوای ضدانقلاب محمدعلی میرزا از چهارمحال و بختیاری روانة پایتخت شدند و از آنجا به اطراف و اکناف عزیمت نمودند. مجلس شورای ملی نیز در 4شعبان 1329 به پیشنهاد و سفارش مورگان شوستر آمریکایی، خزانه دار کل مالیة ایران، برای اعلام یا دستگیری محمدعلی میرزا جایزه ای صدهزار تومانی و برای دستگیری یا اعدام هر کدام از برادرانش، سالارالدوله و شعاع السلطنه، نیز بیست و پنج هزار تومان در نظر گرفت؛ اما صمصام السلطنه اظهار داشت که اگر دولت به علت ورشکستگی توان پرداخت چنین جایزه ای را نداشت او از اموال شخصی خود این مبلغ را پرداخت خواهد کرد.
پس از یک سال جنگ و خونریزی سرانجام قوای دولت مشروطه موفق شدند با وارد آوردن شکست های سختی بر قوای ضدانقلاب و طرفدار محمدعلی میرزا، شاه مخلوع را برای همیشه از خاک ایران بیرون برانند. در این میان نقش خوانین بختیاری و سوارانشان و بویژه نقش صمصام السلطنه، رئیس الوزرا، بسیار مهم و تأثیرگذار بوده است. در طی دوران ریاست وزرایی صمصام السلطنه، علاوه بر مناصب ریاست الوزرایی و وزارت جنگ ، حکومت ایالات و شهرهای مهم و استراتژیک ایران چون اصفهان، کرمان، یزد، اراک و دیگر شهرها در اختیار خوانین بختیاری قرار داشت. یکی از حوادث مهم دوران صدارت صمصام السلطنه، مسئلة اولتیماتوم روسیة تزاری به ایران بود. دولت روسیه که علاقمند به پیروزی محمدعلی میرزا بوده و از او حمایت غیرمستقیم می نمود، با شکست او متوجه شد که نظم و ثبات مالی که مورگان شوستر، خزانه دار کل مالیه ایران ایجاد کرده در پیروزی دولت مشروطه بر محمدعلی میرزا بسیار مفید و مؤثر بوده است؛ بنابراین به بهانة فشارهای مالیاتی شوستر بر رجال ایرانیِ وابسته به روسیه، ابتدا طی ضرب الاجلی48 ساعته در 10ذیقعده 1329 از دولت ایران خواست تا ژاندارم های خزانه دار ی را از پارک شعاع السلطنه برداشته و دولت ایران بطور رسمی از سفارتش عذرخواهی نماید. چون دولت روسیه در وقت مقرر از دولت صمصام السلطنه پاسخی دریافت نکرد، در 7 ذیحجه همین سال دومین ضرب الاجل 48 ساعته خود مبنی بر برکناری مورگان شوستر از خزانه داری ایران و خواسته های دیگر را به دولت صمصام السلطنه اعلام نمودند. عمر کابینة صمصام السلطنه که پس از ضرب الاجل اول روسیه با بحران جدیدی مواجه شدهبود با استعفای صمصام السلطنه و وزرایش در ششم ذیحجه به پایان رسید. اما در روز بعد؛ یعنی 7 ذیحجه، مقارن دومین ضرب الاجل روسیه، دومین کابینة صمصام السلطنه با جابجایی بیشتر وزرا به مجلس معرفی گردید.
اگر چه بیشتر نمایندگان مجلس شورای ملی اعضای حزب دموکرات و عدة زیادی از مردم به طور احساسات آمیزی به مخالفت با ضرب الاجل روسیه برخاستند اما با تدبیر و مصلحت اندیشی ناصرالملک نایب السلطنه، علی قلی خان سردار اسعد و دیگر رجال متنفذ و نیک اندیش و موافقت صمصام السلطنه به اجبار ضرب الاجل دولت روسیه را پذیرفت و مورگان شوستر را عزل و در 20محرم1330 از ایران بیرون نمود.
اگر چه این اقدام فریاد اعتراض مشروطه خواهان و مردم را به صدا درآورد اما واقعیت این بود که این اقدام از روی مصلحت و تدبیر و به اقتضای شرایط آن روزگار بود و اگر چنین سیاست و تصمیمی اتخاذ نمی گردید بدون شک دولت مشروطه ایران از جانب روسیه تزاری آسیب های بیشتری می دید.
سرانجام در 6 محرم 1331 صمصام السلطنه از ریاست دولت استعفا کرد و در 2صفر1331 علاءالسلطنه با تمایل صمصام به جای او به ریاست وزرایی رسید. طی این دوران یعنی از 29رجب 1329 تا 6محرم1331 صمصام السلطنه به صورت پی در پی چهار کابینه تشکیل داد. این کابینه ها که بر اثر مشکلات و بحران های تغییر می کردند، بیشتر کابینه های ترمیمی ناشی از تغییر و جابجایی وزراء بودند. وزیر جنگی کابینه اول را صمصام السلطنه خود برعهده داشت؛ اما در کابینه های دوم، سوم و چهارم، عموزاده اش غلامحسین خان سردارمحتشم سمت وزیرجنگ را برعهده داشت.
در اواخر ذیحجة 1331 صمصام السلطنه به دستور دولت مرکزی برای بار دوم به حکومت اصفهان منصوب گردید. با این حال او پایتخت را به قصد عزیمت به اصفهان ترک نکرد بلکه مرتضی قلی خان پسر بزرگ خود را جهت رتق و فتق امور ایالت اصفهان به این شهر اعزام نمود. پس از سقوط دولت مستوفی الممالک بر اثر فشار و نارضایتی سفارت انگلیس در بحبوحة جنگ جهانی اول و حضور دول دیگر درگیر در خاک ایران، نجف قلی خان صمصام السلطنه در 18 رجب 1336 پنجمین کابینه ریاست وزرایی خود را تشکیل داد که در این کابینه خود وزیر داخله و عموزاده اش، لطف علی خان امیر مفخم، وزیر جنگ بود. دولت صمصام السلطنه نیز همانند دولت مستوفی الممالک گرفتار بحران ها و مشکلات ناشی از کشیدن صحنه جنگ جهانی اول به ایران گردید و بر اثر فشار انگلیسی ها در 3 شعبان 1336 کناره گیری نمود. با وجود این در 8 رمضان همان سال بار دیگر احمدشاه قاجار صمصام السلطنه را به پذیرش سمت ریاست دولت واداشت و او در 8 رمضان1336 ششمین کابینة خود را تشکیل داد که در این کابینه خود، وزیر داخله و عموزاده اش سردار محتشم، وزیر جنگ بود. مشکلات جنگ و حضور بیگانگان بویژه انگلیسی ها در خاک ایران از یک سو و کمبود نان، قحطی و نارضایتی عمومی از سوی دیگر، سرانجام دشواری هایی را برای دولت وی به وجود آورد. با این همه این کابینه طی همین دوران کوتاه خود طی مصوبه ای در 18 شوال 1336 قرارداد ترکمان چای و دیگر قراردادها و امتیازات دولت روسیه تزاری را ملغی نمود. سپس در مصوبه دیگری امتیاز کاپیتولاسیون یا همان قانون منع قضاوت کنسولی را لغو نمود؛ اما سفارت انگلیس از پذیرش الغای قانون کاپیتولاسیون سرباز زد و از دولت صمصام السلطنه خواست تا نیروی انگلیس، پلیس جنوب ایران، را به رسمیت بشناسد؛ ولی صمصام السلطنه پاسخ داد که دولت انگلیس با اعزام نیرو و اشغال خاک ایران تلاش های این دولت را در حفظ بی طرفی خود بیهوده ساخته است و پلیس جنوب نیز یک نیروی بیگانه و تهدیدی برای استقلال ایران به شمار می رود و بهتر است انگلیس دولت ایران را به حال خود واگذارد و خاک این کشور را تخلیه کند تا بتواند به اصطلاحات داخلی اش بپردازد. بنابراین انگلیسی ها که انتظار چنین پاسخی را نداشتند برای سرنگونی دولت صمصام السلطنه و به قدرت رساندن وثوق الدوله به تکاپو افتادند. در نتیجه احمدشاه که تحت تأثیر مشکلات داخلی و همچون کمبود نان و ناامنی در کشور و یا فشار خارجی قرار گرفته بود به صمصام السلطنه تکلیف استعفا نمود. وی استعفا نداد و بر تداوم دولت خود اصرار ورزید. بنابراین احمدشاه حکم ریاست وزرایی وثوق الدوله را در 27 شوال 1336 صادر نمود؛ اما صمصام السلطنه همچنان تا مدتها خود را رئیس الوزرای رسمی و قانونی ایران می دانست. این در حالی بود که احمدشاه هرگونه مراوده و ارتباط کاری رجال و مقامات دولتی را با او ممنوع کرده بود. بدین گونه آخرین کابینة صمصام السلطنه بختیاری به پایان رسید. صمصام السلطنه در طی این دوران صدارتش شورایی بازرگانی مرکب از شش بازرگان و شش نماینده دولت تشکیل داد و با کمک افسران سوئدی، ژاندارمری ایران را تأسیس نمود.
در اول آذر 1299/ ربیع الاول1339 صمصام السلطنه به مقام ایلخانی بختیاری منصوب شد؛ اما او در تهران ماند و به بختیاری نرفت و مرتضی قلی-خان، پسرش، به نیابت از وی به همراهی امیر مفخم ایل بیگی به اداره امور ایل بختیاری پرداخت. در3 اسفند1299 کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی و رضاخان میرپنج بر ضد دولت سپهدار رشتی به پیروزی رسید.
در اوایل مرداد 1300به حکومت خراسان منصوب گردید. وی علاقمند به حل مسئلة شورش کلنل محمدتقی خان پسیان در خراسان از طرق مسالمت آمیز بود، بنابراین در جواب تلگراف پسیان وعده کمک حل مسئله را به وی داد، اما چون قوام السلطنة رئیس الوزرا را در مجازات پسیان مصر و جدی دید، طی تلگرافی به پسیان قول ایلخانی خود را پس گرفت و قبل از عزیمت به خراسان از پذیرش حکومت خراسان نیز خودداری ورزید. باقر عاقلی می نویسد که صمصام السلطنه در دورة چهارم مجلس شورای ملی از تهران انتخاب گردید و نفر چهارم شد. صمصام السلطنه در اواخر بهمن 1300 از ایلخانی بختیاری نیز کنار رفته و امیرمفخم به مقام ایلخانی رسید.
او از آن پس زندگی خود را چه در تهران و چه در شلمزار چهارمحال ادامه داد تا این که قیام بختیاری ها به رهبری علی مردان خان چهار لنگ در 1308ش شکل گرفت. صمصام السلطنه و امیر مفخم توانستند با عزیمت از تهران به چهارمحال با کدخدامنشی و شیخوخیت خود، بختیاری ها را آرام نموده و بحران را فیصله دهند. با خاتمه قیام 1308 صمصام السلطنه و امیر مفخم به پاس زحمات خود به ترتیب به مقام ایلخانی و ایل-بیگی بختیاری رسیدند.
نجف قلی خان صمصام السلطنه سرانجام در 27 تیر1309ش/ 19 صفر1349ق درگذشت و جنازة وی طی مراسمی در تکیة میرفندرسکی تخت فولاد مدفون گردید.