رضا طلاکوب

رضا طلاکوب

شهرت :

رضا طلاکوب
تاریخ وفات :
23/09/1372
مزار :
تکیه خادم الشریعه
زمینه فعالیت :
شاعر
فرزند حسین بن احمد نقده کوب در سال 1263 ش در اصفهان به دنیا آمد. مدتی را نزد پدر به نقده کوبی (ملیله دوزی) مشغول بود و همین امر باعث گردید تا در تذهیب دست توانایی داشته باشد. تحصیلاتش را در مکتب خانه ها به پایان رسانید. وی مدتی را به مشاغل آزاد می گذرانید و از سال 1310ش به مدت 3 سال از طرف بلدیه به شغل مباشرت بلدیه منصوب شد و سپس در کارخانة ریسباف به عنوان ناظم کارخانه مشغول به کار شد. در سالهای آخر عمرش از نعمت بینایی محروم گردید و از این رو کمتر شعر می گفت و در انجمن های ادبی شرکت نمی کرد؛ اما طبعی روان داشت و حدود یک هزار و پانصد بیت سروده است. طلاکوب با جمعی از شاعران هم دوره اش به صورت دوره ای، جلسة شعری در مسجد سید تشکیل داده بودند.
وی در روز یکشنبه 23 رمضان 1372ق وفات کرد و در تکیة خادم الشریعه مدفون گردید.

مشروح زندگی نامه
فرزند حسین بن احمد نقده کوب در سال 1263 ش در اصفهان به دنیا آمد. مدتی را نزد پدر به نقده کوبی (ملیله دوزی) مشغول بود و همین امر باعث گردید تا در تذهیب دست توانایی داشته باشد. تحصیلاتش را در مکتب خانه ها به پایان رسانید. وی مدتی را به مشاغل آزاد می گذرانید و از سال 1310ش به مدت 3 سال از طرف بلدیه به شغل مباشرت بلدیه منصوب شد و سپس در کارخانة ریسباف به عنوان ناظم کارخانه مشغول به کار شد. در سالهای آخر عمرش از نعمت بینایی محروم گردید و از این رو کمتر شعر می گفت و در انجمن های ادبی شرکت نمی کرد؛ اما طبعی روان داشت و حدود یک هزار و پانصد بیت سروده است. طلاکوب با جمعی از شاعران هم دوره اش به صورت دوره ای، جلسة شعری در مسجد سید تشکیل داده بودند.
وی در روز یکشنبه 23 رمضان 1372ق وفات کرد و در تکیة خادم الشریعه مدفون گردید.
از اشعار اوست که بر سنگ مزارش منقور است:
تا به دست دل سپردم اختیار خویش را/زین سبب کردم سیه من روزگار خویش را
مردی آن دارد که بردارد ز دوش دوست بار/نی که بگذارد به دوش دوست، بار خویش را
از گلیم خویش پا زاندازه چون کردم دراز/زین جهت از دست دادم اعتبار خویش را
دولت بادآورنده هست چون گرد و غبار/باد آخر می برد گرد و غبار خویش را
هرکه بینی رو بگرداند ز دیدار رقیب/من نمی خواهم ببینم روی یار خویش را
دوست دار میهن خود نی طلاکوب است و بس/دوست دارد هر کسی شهر و دیار خویش را