ملا عبدالجواد مدرس تونی خراسانی

ملا عبدالجواد مدرس تونی خراسانی

شهرت :

مدرس تونی خراسانی
تاریخ وفات :
1243/01/01
مزار :
تکیه تخت فولاد
زمینه فعالیت :
طبیب
حکیم طبیب، فقیه اصولی، جامع علوم عقلی و نقلی و مدرس پرآوازة حوزه علمی اصفهان در قرن سیزدهم هجری. فرزند ملا محمد بن علی بن احمد تونی. حدود سال 1200ق، دیده به جهان گشود و گویا تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش سپری نمود و سپس به اصفهان مهاجرت نمود. در هر حال با ورود به حوزه اصفهان و مشاهده نشاط علمی و حیات پررونق دانش های گوناگون اسلامی بویژه حکمت و علوم عقلی از حکیمان متأله و فقیهان محقق این حوزه بهره های بسیار برد و پس از آن بود که خود، یکی از چهره های نام آور این حوزه گردید.
ملا عبدالجواد حکیم، حوزة درسی پر رونقی داشت و عالمان بسیاری از مجلس درس او برخاسته و حکیمان و طبیبان بزرگی نزد او رشد و تربیت یافته اند.
سرانجام در شب چهارشنبه غرة ماه صفر 1281ق/1243ش دیده از جهان فروبست

مشروح زندگی نامه
حکیم طبیب، فقیه اصولی، جامع علوم عقلی و نقلی و مدرس پرآوازة حوزه علمی اصفهان در قرن سیزدهم هجری. فرزند ملا محمد بن علی بن احمد تونی. نیاکان او اهل تون در جنوب خراسان،340 کیلومتری مشهد، بوده اند که از اوایل قرن چهاردهم هجری به فردوس تغییر نام داده است. از پدر و سایر اجداد او هیچ آگاهی ای در دست نیست. عبدالجواد در مشهد خراسان، شاید حدود سال 1200ق، دیده به جهان گشود و گویا تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش سپری نمود. بعضی گفته اند که به سبب نامساعدت های خانوادگی به اصفهان مهاجرت کرد. بنا بر قولی دیگر به خواهش حکومت وقت از نواحی خراسان جهت تدریس درس حکمت به اصفهان فراخوانده شد. در هر حال با ورود به حوزه اصفهان و مشاهده نشاط علمی و حیات پررونق دانش های گوناگون اسلامی بویژه حکمت و علوم عقلی از حکیمان متأله و فقیهان محقق این حوزه بهره های بسیار برد و پس از آن بود که خود، یکی از چهره های نام آور این حوزه گردید.
از استادان او در فقه و اصول می توان به حاجی محمدابراهیم کرباسی(1180-1261ق) و شیخ محمدتقی رازی نجفی اصفهانی (1248ق) معروف به صاحب حاشیه و در حکمت و عرفان به آخوند ملا علی نوری(1246ق) و پسرش میرزا محمدحسن نوری اصفهانی (پیش از 1294ق) اشاره کرد. با توجه به وجود بزرگانی مانند سید حجت الاسلام شفتی، شیخ محمدعلی نجفی هزارجریبی و سید صدرالدین عاملی در آن زمان گمان می رود که عبدالجواد خراسانی از محضر آنان هم بهره برده باشد. از معاصران میرزا عبدالجواد نیز می توان به بزرگانی مانند: میر سید حسن مدرس، میر سید محمد شهشهانی، حاج محمدمهدی کرباسی، حاج محمدجعفر آباده ای، ملا حسینعلی تویسرکانی، ملا اسماعیل واحدالعین اصفهانی، ملا عبدالله زنوزی، حاجی سبزواری و میر سید محمد، پسر میرزا حسن خاتون آبادی، امام جمعه وقت اشاره کرد. داستانی شنیدنی درباره برخورد میان ملا عبدالجواد با میر سید محمد امام جمعه- ملقب به سلطان العلما از بزرگان فقها و مجتهدان و بانفوذترین امام جمعه (متوفی1291)- نقل شده است به این مضمون که «در روز عیدی میرزا مسکین شاعر، قصیده ای در مدح میر سید محمد می سروده است، می رسد به این مصرع: از قهر توست خرق و ز مهر تو التیام. آخوند ملا عبدالجواد خراسانی، فقیه حکیم طبیب معلم عصر خود، از شنیدن این مصرع بدون توجه به میر سید محمد استیحاش پیدا می کند[و] بی اختیار به شاعر می گوید خیلی اغراق است. میر سید محمد پس از فراغت قصیده به طور ملامت به آخوند خراسانی می گوید اغراق است؟ آخوند را از این حالت خودپسندی و خودسری و کینه جویی میر سید محمد اضطرابی پیدا می شود و سایر اعیانی که در مجلس حاضر بودند از میر سید محمد اعتذار نموده، او را ساکت می کنند».
ملا عبدالجواد خراسانی اصفهانی از مدرسان برجسته علوم عقلی و نقلی و از استادان بنام حوزه علمی اصفهان به شمار می رود. از همان زمانی که به اصفهان آمد در مدرسة شاهزاده ها-نزدیک مسجد حکیم- در بالاخانة سردرب مدرسه اقامت گزید و سالیان متمادی در آن جا به تدریس اشتغال داشت و مدرسة نامبرده به سبب مدرس آن ملا عبدالجواد حکیم (و نیز نزدیکی با مسجد حکیم) به مدرسه حکیم معروف بوده است. او دانش های گوناگون فقه، اصول، ادبیات، ریاضیات، طبیعیات، حکمت و طب را تدریس می نمود و به سبب مهارت تدریس و حسن بیان به مدرس کبیر شهرت یافت. در میان دانش هایی که به طلاب تعلیم می داد؛ در ریاضیات و حکمت الهی و بویژه طب و پزشکی مهارتی ویژه داشت؛ از این رو او را استادالحکما و آموزگار اطبا و از مبرزترین حکما و اصحاب حوزه آخوند ملا علی نوری به شمار آورده اند.
ملا عبدالجواد برجسته ترین و بلندآوازه ترین طبیب و پزشک زمان خود در عصر قاجار به شمار می رود و در تدریس طب و به ویژه قانون ابن سینا بی مانند بوده است و در تمامی منابع و مآخذ قدرت بی مانند و تسلط شگفت آور او بر تدریس و تبیین قانون بوعلی ستوده شده است.
استادان اطبای قدیم و طبقات پزشکان قاجار و اوایل دوران پهلوی از شاگردان بی واسطه و با واسطة او به شمار می روند. هرچند در میان استادان میرزا عبدالجواد به استاد طب او به طور خاص اشاره ای نشده است، اما در زمان او طبیبان ماهر و برجسته ای در دارالعلم اصفهان مانند میرزا محمدرضا طبیب اصفهانی(1167-1238ق) حیات داشته اند که در حکمت و علوم غریبه بویژه کیمیا، شاگرد حکیم بیدآبادی (1198ق) و در ریاضیات، طبیعیات و طب شاگرد میرزا نصیر طبیب اصفهانی(1191ق) بوده و خود اعلم اطبای ایران به شمار می رفته است. بعید نیست که میرزا عبدالجواد از محضر طبیبانی مانند میرزا محمدرضا بهره برده باشد. در هر حال سلسلة پزشکان ماهر و طبیبان حاذق دوران قاجار تا عصر پهلوی مانند میرزا محمدباقر حکیم باشی، طبیب پوده ای، طبیب کربکندی، میرزا ابوالقاسم ناصر حکمت، میرزا محمد طبیب زاده، میرزا حسن حکمی، حاج میرزا علی آقا شیرازی و میر سید مرتضی موحد ابطحی، به استاد بزرگ دانش طب ملا عبدالجواد حکیم می پیوندد. میرزا عبدالجواد با اینکه در داشتن فنون طب در عصر خود بی نظیر بود، ولی دعوی طبابت نمی کرد و علم طب را از عمل طب یعنی تطبب جدا می دانست. همان گونه که به پیروی از او شاگردش جهانگیرخان قشقایی نیز با مهارت بالایی که در دانش پزشکی داشت و کتب شرح نفیسی و شرح اسباب و قانون ابن سینا را تدریس می کرد- تا بدان جا که میرزا ابوالقاسم گوگردی، خان را بر طبیب معاصرش میرزا محمدباقر حکیم باشی در فن پزشکی ترجیح می داد- با این حال به هیچ وجه دعوی طب و طبابت نداشت و در معالجات نیز جز با نظر طبیب کار نمی کرد. مبنای این باور به دیدگاه شیخ الرئیس ابوعلی سینا بازمی گردد که در کتاب «قانون» می نویسد: «طب دارای دو شاخه نظری و عملی است[...] و مقصور از شاخه عملی به کارگیری حرکات بدنی و مبادرت به کار پزشکی نیست، بلکه غرض، آن بخش از علم پزشکی است که متکفل بیان موضوعاتی است که جنبة عملی و کاربری دارد [...] پس هرگاه کسی این دو بخش علمی و عملی طب را فراگیرد، در حقیقت هر دو جنبه علمی و عملی را تحصیل کرده است. هرچند هرگز به کار طبابت بیماران نپردازد».
در هر حال هیچگاه دیده نشد که ملا عبدالجواد، با آن مقام بلند در طبابت، دست به معالجه بزند و در مواقع لزوم، معالجات را به یکی از شاگردان خود ارجاع می داد. دراین باره داستانی شگفت نقل شده است به این شرح که «وقتی مریض را که از شدت ضعف در سبدی خوابانیده بودند، نزد او می آوردند و از او تقاضا می کنند که چون سید مریض را نمی توان بالا کشید. آخوند او را درب مدرسه معاینه نمایید؛ آخوند خراسانی پس از معاینه، معالجة او را به کسی حوالت نکرد و آن ها را جواب گفت. پس از مراجعت در حجرة پرستاران مریض سراسیمه نزد او آمدند که چون سید را زیر طاق بازار مجاور مدرسه می بردیم، ناگهان پاره آجری که از سقف جدا شد، روی استخوان سینة او خورده، استخوان را شکست. حالیه خون با چرک زیادی از محل زخم جاری است. آخوند از این خبر اظهار مسرت کرد و گفت میانة ریه و ضلع مجاور او مقدار زیادی چرک جمع شده و ورم بزرگی داشت که به ریة او فشار می داد و به غیر شکستن استخوان و بیرون آوردن چرک چاره ای نبود و این کار هم بدون خطر میسر نمی شد که من جواب گفتم و این معالجه بر سبیل اتفاق واقع شده(فاعتبر!). مریض هم پس از چندی شفا یافت». گفتنی است که در شماری از منابع به تسلط و استادی ملا عبدالجواد بر دانش موسیقی و مهارت بالای او در نواختن تار نیز اشاره کرده اند؛ ولی گویا این دانش را نیز- مانند علم طب- ( و البته به دلایل دینی) بکار نمی برده است.
ملا عبدالجواد حکیم، حوزة درسی پر رونقی داشت و عالمان بسیاری از مجلس درس او برخاسته و حکیمان و طبیبان بزرگی نزد او رشد و تربیت یافته اند. نام شماری از شاگردان وی عبارت است از: آخوند ملا حیدر صباغ لنجانی، میرزا علی اکبر صدرالاطباء، میرزا محمدباقر حکیم باشی، آخوند ملا محمدحسین کرمانی، شیخ الشریعة اصفهانی، جهانگیرخان قشقایی، حاجی میرزا علی مستوفی انصاری(امین الوزرا)، میرزا ابوالحسن جلوه، آخوند ملا محمد کاشی، میرزا عبدالباقی طبیب اصفهانی، میرزا محمدحسین عنقا، محمدباقر ملاباشی، سید اسماعیل صدر، میرزا عبدالمجید زیدی، ملا اسماعیل درب کوشکی اصفهانی، سید شهاب الدین نحوی و میرزا بدیع درب امامی.
وفات و مدفن و خاندان؛ سرانجام در شب چهارشنبه غرة ماه صفر 1281ق/1243ش دیده از جهان فروبست و یکی از شاگردانش میرزا علی انصاری ماده تاریخ فوت را چنن سرود: «مات الجواد مات العلم و العمل». هیچیک از منابع شرح احوال وی، جز مکارم الآثار، به محل دفن او اشاره نکرده اند و صاحب مکارم می نویسد که ملا عبدالجواد در نجف دفن شد. حاج سید محمدعلی روضاتی در «تعلیقات بر الذریعه» از قول یکی از احفاد ملا عبدالجواد می نویسد که وی در تخت فولاد اصفهان دفن شده است؛ هرچند از موضع دقیق آن بی اطلاع است.
سید علی جناب درباره خاندان حکیم می نویسد: «خانوادة او در اصفهان کثرت و جمعیتی پیدا کرده اند و دارای اشخاص بزرگی شدند مانند حاج میرزا محمدباقر که دارای عنوانی مخصوص است». در منابع موجود دو فرزند پسر از میرزا عبدالجواد شناسانده اند. میرزا محمدباقر حکیم باشی پسر ارشد، فقیه حکیم طبیب و از بزرگان علمای اصفهان به شمار می رود و پسر دوم، همنام پدر و معروف به حاج میرزا عبدالجواد حکیم باشی که از اساتید علم طب و ادب و از نیکوکاران زمان خود بوده است. وی در سال 1281 متولد و در سال 1350ق بدرود حیات گفت و در اطاق حکیم باشی برادرش دفن شد. خاندان حکمی اصفهان، از پزشکان ماهر و اطبای حاذق و دانشمندان نامی ایران، از نسل این دو برادر به شمار می روند. حاج آقا حسن حکمی معروف به حاج آقا حسن طبیب بیدآبادی (متوفی1389ق) پسر میرزا محمدباقر حکیم باشی است که طبابت های سنتی او هنوز میان مردم معروف است و دکتر مرتضی حکمی (1283-1359ش) فرزند حاج میرزا عبدالجواد حکیم باشی از نوادر اهل دانش حکمت و برجستگان علم و معرفت و از نوابغ پزشکی معاصر به شمار می رود.
درباره نوادگان و احفاد دختری میرزا عبدالجواد حکیم همین اندازه می دانیم که صاحب «الذریعه» از شخصی با نام «الفاضل المیرزا محمدعلی الاصفهانی سبط الفقیه الحکیم المولی عبدالجواد الخراسانی» نام برده است و محقق روضاتی در دو اثر خود «تکملة الذریعه» و «تکملة طبقات اعلام الشیعه» بر اساس گفته های آقای حاج شیخ مجتبی بهشتی روی، شخص نامبرده (شیخ میرزا محمدعلی شریف اصفهانی) را پسرِ دخترِ دختر میرزا عبدالجواد معرفی کرده و می نویسد که وی از علمای ساکن نجف متوفی در همانجا بوده و از طرف پدر به طایفة معروف به حریری و گلشنی که اهل تجارت بوده اند، می رسیده است و همسر میرزا محمدعلی اصفهانی دختر خاله سید میرزا محمدهاشم روضاتی غریق در شط فرات (پدر محقق روضاتی) بوده است. میرزا محمدعلی فرزند میرزا عبدالرحیم اصفهانی نجفی، از شاگردان میرزا محمدباقر حکیم باشی بوده و خود صاحب چندین فرزند از جمله عالم فقیه و فاضل جلیل جناب آقای شیخ مجتبی بهشتی روی است که از مدرسان برجسته حوزة اصفهان در دانشهای فقه و اصول به شمار می رود. جناب آقای بهشتی از قول پدرش نقل می کند که هرگاه که شیخ الشریعة اصفهانی به پدرم می رسید، می فرمود شما حقوق بسیاری بر گردن ما دارید و من شاگرد جدتان ملا عبدالجواد حکیم در اصفهان بوده ام و تعریف و تمجید بسیار از استادش می کرد .