محمد جعفر آباده ای

محمد جعفر آباده ای

محمد جعفر آباده ای

شهرت:

آباده ای
تاریخ وفات:
محل مزار:
آباده ای
زمینه فعالیت:
فقیه و مجتهد,عالم فاضل

زندگی نامه مشروح

عالم ربانی و فقیه صمدانی، محمد­جعفر بن محمد صفی فارسی صغادی آباده­ای، در روستایی به نام صغاد که چغاد نیز نامیده شده و امروزه در نُه کیلومتری شمال غربی آباده فارس واقع شده است، دیده به جهان گشود. سال تولد وی در کتب تراجم ذکر نشده، اما با توجه به وفات او در سن نود سالگی، باید تولدش در اوایل دهه آخر قرن دوازدهم هجری باشد.

    با رونق علمی اصفهان در دهه های اول دولت قاجار و حضور مراجع مبرّز تشیّع آن زمان در این شهر، بسیاری از شیفتگان علوم به اصفهان روی آوردند که محمد جعفر آباده­ای نیز یکی از آنان است. از جمله علمای اصفهان آن دوره، آقا سید محمد مجاهد از اساتید مرحوم آباده­ای است. نامبرده تا سال 1231ق در اصفهان توطن داشته و به درس و بحث و تربیت شاگردان مشغول بوده است و در این سال با شنیدن خبر رحلت پدرش سید علی (صاحب ریاض المسائل )، پس از سیزده سال اقامت و افادات  علمی به عراق بر می­گردد. پس باید ورود آباده ای به این شهر قبل از سال 1231 بوده باشد.

از دیگر اساتید مبّرز آباده ­ای در اصفهان، عالم مشهور سید محمد باقر شفتی  معروف به حجت­الاسلام (م: 1260ق) است.

    محمد جعفر آباده ­ای به اتفاق این استادش عازم حج تمتع شده و مؤلف تاریخ اصفهان و ری در این باره آورده است : مرحوم حاجی محمد جعفر آباده ای از اصحاب خاص مرحوم سیّد بزرگ بود. در سفرحج که علمای عامّه خواسته بودند با سیّد مباحثه و احتجاج نمایند و مسائلی را انتخاب نموده که مشکل باشد، حاجی آباده­ای... همه آنها را مجاب به فتوای ائمه خودشان ساخت.

از جمله شخصیت های دیگری که آباده ای از محضر او سود بسیار جسته محمد ابراهیم کلباسی است.

 به نوشته مرحوم همایی از جمله اساتید حکمت و کلام حاجی آباده­ای، مرحوم ملا اسماعیل واحد العین محشّی شوارق است. قسمتی هم ظاهراً نزد خود آخوند ملا علی نوری، حکیم معروف و نزد میر سید رضی لاریجانی مازندرانی در معقول نیز تلمذ کرده بود و مخصوصاً شرح فصوص و سایر قسمتهای اشراقی و عرفانی را نزد همین میر سید رضی تحصیل کرده، و خود او در خلوت هم این کتاب را برای خواص تدریس می­کرده است.

    سلسله مشایخ محمد جعفر آباده­ای در اجازه اجتهادی که برای شاگرد خود، محمد نبی بن احمد تویسرکانی مرقوم نموده، آمده است:

    و انّی و إن کنت راویاً عن جمع من الفحول الاعلام، لکن ضیق الوقت مانع عن بیان ما اجازنی جمیعهم علیهم السّلام، فأقتصرتُ بطریق واحد و هو حجة­الاسلام عن مولانا الامیر سید علی الحائری مسکناً و مدفناً ومولانا الاعظم آمیرزا ابوالقاسم الجیلانی، عن مولانا محمد باقر البهبهانی الاصفهانی الحائری، عن والده الاجلّ مولانا محمد اکمل، عن مولانا محمد باقر المجلسی و مولانا جمال الدین الخوانساری و مولانا میرزا محمد الشیروانی، بطرقهم  المعروفة و اسانیدهم المشهورة الی الائمة الطاهرة صلوات الله علیهم اجمعین، حرّّره خادم المذهب الجعفری المرتضع من لبن خدمة الشریعة المصطفویة، محمد جعفر بن محمد صفی المستهدی لاستبهال الطریقه المرتضویه فی 12 شهر ذی الحجه 1279ق و پس از این اجازه به ذکر مشایخ روائی خود پرداخته است.

    مؤلف المآثرو الآثار او را از فحول مجتهدان طریقه جعفریه و مشاهیر مروجان شریعت محمدیه نامیده است و می­نویسد: عظماء علما در حضرت وی خویشتن را خرد می­شمردند و بزرگان دین و دنیا نام مبارکش به حرمت تمام می بردند و در علوّ درجه فقاهت و سموّ مقام زهد و عبادت، همه معاصرین بروی غبطه می­آوردند .

    مقام آباده­ای در علوم اسلامی چه عقلی و یا نقلی گونه ای بود که عالم متتبع سید شفیع چاپلقی ( م: 1280ق) در اجازه به دو فرزندش (سید علی اکبر و سید علی اصغر) در ذکر مشایخ خود، از حاجی آباده ای نام برده است.

    نویسنده کتاب فارسنامه ناصری نیز از او به عنوان : « کاشف حقایق امور، مصلح مصالح جمهور، ظهیر الاسلام، ملجأ الانام، رئیس مجتهدین و اکمل متورّعین » یاد کرده است.

    صاحب تکمله نجم­السماء هم او را از « افاضل زمان و اکابر دوران دانسته، می­نویسد: ملا شفیعا او را از جمله مشایخ و اساتذه خود محدود نموده و در توصیف و تعریف جناب ممدوح، مبالغه فرموده و گفته است: این شیخ رئیس مذهب در دین و دنیا و مرجع خاص و عام در فتوی و احکام و در زهد و پرهیزگاری ثقه  معتمد بود.

   آقا بزرگ طهرانی نیز از او به عنوان دانشوری بزرگ و فقیهی توانا یاد کرده که دارای حافظه­ای قوی بوده است مؤلف قصص­العلماء نیز ویژگیهای حاجی آباد­ه­ای را ستوده و آورده است: بسیار شوخ طبع و از هر علم یک کتابی در حفظ داشت، مانند الفیه در نحو، زبده در اصول و قانونچه در طب و مختصر تلخیص و تهذیب در منطق و تجرید در کلام و مختصر نافع در فقه.

   بسیاری از اهل علم از حوزه درس محمد جعفر آباده ای بهره برده اند که برخی از آنان عبارتند از:  1- حاج ملا احمد واعظ یزدی؛ 2- حاج شیخ عبدالنبی بن احمد تویسرکانی صاحب کتاب « لئالی الاخبار »؛ 3- حاج سید شفیع بن علی اکبر موسوی جاپلقی؛ 4- حاج ملا محمد علی بن محمد بن احمد همدانی؛ 5- سید محمد بن سید محمد صادق موسوی خوانساری؛ 6- ملا محمد علی بن احمد محلاتی شیرازی که تاریخ اجازه وی از حاج محمد جعفر آباده­ای 1258ق بوده است.

   تألیفات آباد­ه­ای عبارت است از: 1- تلخیص تحفة الابرار سید محمد باقر شفتی (حجت­الاسلام ) در مسائل نماز، به فارسی که در زمان حیات سید حجت­الاسلام به چاپ رسیده است. از این کتاب به نامهای متعدد یاد شده است، مانند منتخب الابرار و یا هدیة الاخیار و نیز  الوجیزة که در الذریعه نیز از آن یاد شده است.

2- حاشیه مفصّل و مبسوط بر شرح لمعه.

 3- حواشی بر تلخیص­الاقوال ( المقال) و یا رجال وسیط میرزا محمد علی بن ابراهیم استرآبادی ( م: 1028ق) که به عنوان رجال ملا محمد جعفر آباده­ای در الذریعه ذکر شده است.

4- رساله عملیه به زبان فارسی، شامل مسائل تقلید و طهارت و صلاه و قسمتی از صوم، که در اصفهان به چاپ رسیده است.

5- رساله حمامیه، در محل نزاع حمام منسوب به شیخ بهایی در محله مسجد جامع اصفهان.

6- شرح بر تجرید الاعتقاد خواجه نصیر الدین طوسی در کلام.

7- الفقه الجعفری؛ که به صورت سؤال و جواب است و در آغاز آن، پس از بسمله و حمد و ستایش پرودگار آمده است: و بعد یقول الراکع فی معابد العلماء والساجد فی مساجد الفقهاء محمد جعفر بن محمد صفی، الرّاجل فی میدان التحقیق الذی هو بالاعراض عنه حقیق، هذا کتاب مشتمل علی العبادات وسمیته « الفقه الجعفری».

   در فهرست کتب خطی مجلس شورای اسلامی با شماره 13978­­نسخه­ای از این کتاب معرفی شده است.

 8- فهرست کتاب تهذیب الاحکام، اثر شیخ الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن طوسی ( م:460ق)،

9- فهرست کتاب کافی از ثقه الاسلام محمد بن یعقوب کلینی ( م: 329ق).

10- المریا: در علم اصول فقه.

11- نقود المسائل الجعفریه: در فقه استدلالی که به طور ملمّع یعنی آمیخته به فارسی و عربی نوشته شده.

12- صیغ العقود.

13-رساله سؤال و جواب فارسی، برای نگارنده معلوم نشد که این رساله- رساله سؤال و جواب- رساله دیگری است غیر از آنچه به نام «فقه الجعفری» آمده یا جلد اول این اثر می­باشد.

آراء فقهی آباده ای معروف و ممتاز بوده و صاحب روضات­الجنات که درزمان او زندگی کرده است، او را مفتی و صاحب فتوا می دانسته است.

آباده­ای با خاص و عام بسیار خوش برخورد و دارای حسن سلوک بوده است؛ به طوری که او را بسیار زیرک، دانا و با تدبیر دانسته­اند. در مشکلات اجتماعی و مرافعات بین افراد، داوری نیکویی داشته و این جهات و ویژگیها، باعث تجلیل و احترام همگان نسبت به وی گردیده است.

    وی پیشنماز مسجدی کوچک واقع در محله جماله کله اصفهان در مجاورت محله نیم آورد (نیم آور) و بازار بزرگ اصفهان بود. علاقه مردم و ساکنان محل به وی باعث شد که افراد، بویژه متمکّنان ساکن در آن محله، با همت و مساعی یکی از بازرگانان معروف آن دوره اصفهان، به نام حاج محمد علی تاجر خوانساری، تعدادی از خانه­های اطراف آن مسجد را خریداری کنند و آن مسجد کوچک به مسجدی بزرگ تبدیل شد. مؤلف آثار ملی اصفهان معتقد است تنخواه ساختمان معظم شبستان این مسجد از وجوه بعضی از تجار قزوینی به دست آمده و مصرف شده است. مساحت مسجد نزدیک به سه جریب است. مسجد حاج محمد جعفر آباده­ای هم اکنون از مساجد بزرگ، آبرومند و نفیس اصفهان است و هر چند در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آسیب دید، ولی خوشبختانه به خوبی مرمت شد.

    سرانجام آباده­ای در شب شنبه نوزدهم ماه مبارک رمضان 1280ق دیده از جهان فروبست و پیکرش را در زمین روبه­روی تکیه فاضل سراب  به خاک سپردند. سالها پس از فوت وی، میرزا سلیمان خان رکن الملک شیرازی، نایب الحکومه اصفهان، در سال 1316ق تکیه­ای جهت او بنا نهاد که از تکایای معروف تخت فولاد به شمار می­رود. این تکیه از تکایای با صفا و منظم و مورد توجه و عنایت خواص و عوام مردم اصفهان است.

   سال وفاتش را پرتو شاعر­(­میرزا آقا جان) گوید:

حیف از حاجی محمد جـعفر آنک/گمـراهان را سوی حق بردی به ره

ســـال تاریخش ز پرتو شد سؤال/گفت: « اللـــــــــهمّ نوّر مضجـعه »

محمد جعفر آباده­ای دو پسر داشت: 1- آقا عبدالجواد که اهل فضل بود و پس از درگذشت پدر، عهده­دار امامت مسجد آباده­ای شد و پس از سال1310ق در سفر عتبات وفات یافته است؛ 2- آقا عطاءالله که او نیز فردی عالم، فاضل و وارسته بوده و در نجف سکونت داشته است، و علی­رغم اصرار علاقه­مندان پدرش برای بازگشت به اصفهان و­اقامه نماز به جای پدر، تقاضای آنان را نپذیرفته و در نجف از دنیا رفته است، قبر وی و برادرش در وادی­السلام نجف اشرف است.

شیوه برخورد حاجی آباده ای با مجرمین

در عصر حاجی آباده‌ای از علمای اصفهان به اجرای حدود شرعی و حد زدن شراب خوارگان را گسترده  می‌پرداختند ولیکن حاجی آباده‌یی که در کِبَر سن و مقام اجتهاد و فقاهت بر همه تقدم داشت و از این امور عملاً و قولاً احتراز دوری می‌نمود.

آقایان تصمیم گرفتند تا عمل خلاف شرعی را که موجب حد باشد نزد حاجی به رویت یا اقرار صریح ثابت کنند بطوری که بر حسب وظیفه دینی مجبور به اجراء حد و همکاری با آقایان شود.

حاجی آباده ای رسم داشت که دعوت عقد زناشویی را همه وقت بی درنگ اجابت می کرد. در یکی از ایام رمضان به حیله دعوت عقد نکاح او را به خانه یی بردند که جماعتی بی پروا به روزه خوردن و شرب و قمار مشغول بودند. اتفاقاً موقعی بود که سفره ی بزرگ گسترده ناهار می خوردند.

به  محض اینکه چشم آباده یی به این مجلس افتاد خطاب به جمعیت روزه خواران کرده فرمود عجب است مرا عوض مجلس عقد به عیادت مریض آورده‌اند معلوم می‌شود شما همه مریض هستید که روزه نگرفته‌اید خدا شما را شفا بدهد این بگفت و برفور از منزل خارج شد. حسن رفتارش چندان در آن جماعت موثر افتاد که روز بعد خدمت وی رفته توبه کردند و در جرگه صلحای مومن داخل شدند

فراست حاجی آباده ای

در مجلس عقد یکی از اعیان شهر دختری نابالغ را برای اینکه بالغ و رشید نشان داده باشند چند عدد خشت زیر پا گذارده، جمع نسوان به رسم معمول گرد او حلقه زده بودند. حاجی آباده‌ای می‌خواست از دختر اقرار بشنود. از وضع مجلس به تفرّس دریافت که حیله‌ای در این کار هست اندکی سر را بزیر افکنده سکوت و تامل کرد. ناگهان از جا برخاسته ببهانه‌ی اینکه گوشم درست صدای مخدره را نمی‌شنود صفوف زنان را شکافت و نزدیک دختر رفت و گفت مخدره هنوز شوهر نکرده سرخشت رفته‌اند

مطایبات حاجی آباده ای

مرحوم حاج میرزا حسن خان جابری می‌نویسد:

«ملا صالح جوباره‌ای از نژاد فاضل سراب، عالمی پرهیزکار، سالها در مسجد شیره پزها امامت می‌نمود و آن مرحوم غالباً با مرحوم حاج محمد جعفر آباده‌ای مطایباتی داشته؛ معروف است شخصی را نزد حاجی آباده‌ای آوردند که این بابی شده حاجی اعتنایی نفرمودند. مکرر گفتند و اصرار کردند؛ حاجی فرمودند: بروید، بابی چه چیز است؟ آنگاه رو به ملا صالح نموده گفتند: ملا، این مرد که عمل من و تو را دیده، گفته: من بابی‌ام و الا بابی چه چیز است؟»