مسعود بن عبدالله بیضاوی

مسعود بن عبدالله بیضاوی

مسعود بن عبدالله بیضاوی

شهرت:

بابا رکن الدین
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
769/12/02
محل مزار:
بقعه بابارکن الدین
زمینه فعالیت:
عارف,عالم فاضل

مسعود بن عبدالله بیضاوی­، عارف بزرگ سده هشتم هجری است که جز اشارات بس گذرایی دربارۀ شرح احوال او، اثری در دست نیست. خوشبختانه بر اساس چند نگاشته بر جای مانده از او می ­توان به نام برخی از اساتید و آثار او دست یافت:

1- کمال­ الدین عبدالرزاق کاشانی ( ح 660-736ق ) شارح فصوص الحکم ابن عربی و منازل السائرین انصاری.

    بابارکن­ الدین در شرح فصوص خود بارها از وی نام برده ، و او را چنین ستوده است: « شیخنا و سیدنا و مولانا کمال الدین عبدالرزاق کاشانی»­؛ « شیخ ما استاد المحققین کمال الدین القاشی»،« شیخ المحققین کمال الدین عبدالرزاق»، « شیخ ما کمال الدین عبدالرزاق القاشی»، « شیخ کمال الدین روّح روحه»، « شیخ کمال الحقّ و الدّین رحمة الله علیه ».

2- شرف الدین داوود قیصری، شارح فصوص الحکم و تأئیه کبرای ابن فارض.

    بابارکن الدین در شرح خود از این استاد خویش به تکرار نام برده است، همچون:« شیخ این ضعیف در این فنّ­، شرف الدین داوود قیصری قدّس سره»، « شیخ دوم این ضعیف، در این فنّ خاصّه در این کتاب، مولانا شرف الملّة و الدین داوود القیصری»،« استاد این ضعیف، شیخ شرف الدین رومی»،« مولانا شرف الملّة و الدین  رضوان الله علیه».

3- نعمان خوارزمی.

    بابارکن الدین در مقدّمة کتاب خود، به بزرگی از این استاد یاد می کند، ولی تاکنون هیچ اطلاعی از او به دست نیامده است «تا در این میانه، زمانه مساعدت کرد و در شهور سنۀ تسع و ثلاثین و سبعمأه ( 739ق) در سرای برکت، حضور نوربخشِ نعمان الخوارزمی مشرّف گشتم، و به قصد استفادت از مشکلات «فصوص» استکشاف می کردم و حقّاً که در این معانی، به تخصیص، وحید عصر خویش بود».

 

 

 

 

آثار بابارکن­ الدین­:

1-کنز الرموز در علم حروف. 2- معلوم الخصوص من مفهوم الفصوص. 3- قلندریه. 4- کشف ­الضرّ فی شرح نظم الدرّ. 5.نصوص الخصوص فی ترجمه الفصوص.  این نگاشته مفصّلترین و مهمترین اثر بر جای مانده از عارف شیرازی است. وی این اثر را در دو مجلد سامان داده است:

بر سنگ مزار وی چنین آمده است:«الا انّ اولیاء الله لاخوف علیهم ولا هم یحزنون، هذا قبر حجّة الاُولیاء والعارفین، قطب الاوتاد و الوالهین، برهان الاتقیاء و الصّالحین، قدوةالعشّاق و الذاکرین، کهف الموحّدین والمحققّین، السالک  [لمسالک]الائمّة المعصومین، والعارف بالحقایق الرّبانیه، الواقف بالدقایق الملکوتیة، الطائر بفضاء اللاهوتیّة، مهبط الانوار و مخزن الاسرار و نفحة العطار و مقام الشطّار و محل الاستغفار، رکن الشریعة و الطریقة و الحقیقة و الزمان، بابارکن الدین مسعود بن عبدالله بیضاوی، و قد توفّی یوم الأحد السادس و العشرین من شهر  ربیع الاوّل سنة تسع و ستیّن و سبعمائة»

  مزار این عارف برجسته، همچنان که از سنگ نوشته وی هم هویداست، از دیر باز تا کنون مورد توجّه بسیاری از اندیشه وران شیعی بوده است، که از این میان داستان کرامت آمیز مزار وی در مورد شیخ بهایی­ و ارادت محمّد تقی مجلسی و ملا حسن نائینی آرندی و سیّد عبدالکریم کشمیری در خور توجّه است.

    مقبره بابارکن­ الدین شیرازی، یکی از قدیمترین آرامگاه­های مغولی موجود در اصفهان است، که چندین بار مرّمت شده است. بنابر کتیبه موجود در مدخل بقعه به خطِ ثلث محمد صالح اصفهانی مولوی، به اهتمام شاه عباس اول بخشی از آن مرمت شده و بر اساس کتیبه چله خانۀ آن در سال 1112ق در زمان شاه سلطان حسین صفوی تعمیری بنیادین در آن انجام پذیرفته است. بنا به سنگ نوشته دیوار غربی مَدخل بقعه، در سال 1200ق توسط میرزا محمد نصیر بایزیدی بسطامی تعمیر شده است و گویی پس از این تاریخ نیز چندین بار مرّمت شده است.

    بر این مقبره زیبا، گنبد هرمی فیروزگونی با دوازده ترک بر روی پنج پایه، به عدد ماه­های سال یا عدد ائمه دوازده گانه وجود دارد که در نوع خود اثر هنری بس زیبا و در خور توجّهی را فراهم آورده است.          

 

  

 

 

 


زندگی نامه مشروح

مسعود بن عبدالله بیضاوی­، عارف بزرگ سده هشتم هجری است که جز اشارات بس گذرایی دربارۀ شرح احوال او، اثری در دست نیست. خوشبختانه بر اساس چند نگاشته بر جای مانده از او می­ توان به نام برخی از اساتید و آثار او دست یافت:

1- کمال ­الدین عبدالرزاق کاشانی ( ح 660-736ق ) شارح فصوص الحکم ابن عربی و منازل السائرین انصاری.

    بابارکن­ الدین در شرح فصوص خود بارها از وی نام برده ، و او را چنین ستوده است: « شیخنا و سیدنا و مولانا کمال الدین عبدالرزاق کاشانی»­؛ « شیخ ما استاد المحققین کمال الدین القاشی»،« شیخ المحققین کمال الدین عبدالرزاق»، « شیخ ما کمال الدین عبدالرزاق القاشی»، « شیخ کمال الدین روّح روحه»، « شیخ کمال الحقّ و الدّین رحمة الله علیه ».

2- شرف الدین داوود قیصری، شارح فصوص الحکم و تأئیه کبرای ابن فارض.

    بابارکن الدین در شرح خود از این استاد خویش به تکرار نام برده است، همچون:« شیخ این ضعیف در این فنّ­، شرف الدین داوود قیصری قدّس سره»، « شیخ دوم این ضعیف، در این فنّ خاصّه در این کتاب، مولانا شرف الملّة و الدین داوود القیصری»،« استاد این ضعیف، شیخ شرف الدین رومی»،« مولانا شرف الملّة و الدین  رضوان الله علیه».

3- نعمان خوارزمی.

    بابارکن الدین در مقدّمة کتاب خود، به بزرگی از این استاد یاد می کند، ولی تاکنون هیچ اطلاعی از او به دست نیامده است «تا در این میانه، زمانه مساعدت کرد و در شهور سنۀ تسع و ثلاثین و سبعمأه ( 739ق) در سرای برکت، حضور نوربخشِ نعمان الخوارزمی مشرّف گشتم، و به قصد استفادت از مشکلات «فصوص» استکشاف می کردم و حقّاً که در این معانی، به تخصیص، وحید عصر خویش بود».

 

 

 

 

آثار بابارکن ­الدین­:

1-کنز الرموز در علم حروف. 2- معلوم الخصوص من مفهوم الفصوص. 3- قلندریه. 4- کشف­الضرّ فی شرح نظم الدرّ. 5.نصوص الخصوص فی ترجمه الفصوص.  این نگاشته مفصّلترین و مهمترین اثر بر جای مانده از عارف شیرازی است. وی این اثر را در دو مجلد سامان داده است:

بر سنگ مزار وی چنین آمده است:«الا انّ اولیاء الله لاخوف علیهم ولا هم یحزنون، هذا قبر حجّة الاُولیاء والعارفین، قطب الاوتاد و الوالهین، برهان الاتقیاء و الصّالحین، قدوةالعشّاق و الذاکرین، کهف الموحّدین والمحققّین، السالک  [لمسالک]الائمّة المعصومین، والعارف بالحقایق الرّبانیه، الواقف بالدقایق الملکوتیة، الطائر بفضاء اللاهوتیّة، مهبط الانوار و مخزن الاسرار و نفحة العطار و مقام الشطّار و محل الاستغفار، رکن الشریعة و الطریقة و الحقیقة و الزمان، بابارکن الدین مسعود بن عبدالله بیضاوی، و قد توفّی یوم الأحد السادس و العشرین من شهر  ربیع الاوّل سنة تسع و ستیّن و سبعمائة»

  مزار این عارف برجسته، همچنان که از سنگ نوشته وی هم هویداست، از دیر باز تا کنون مورد توجّه بسیاری از اندیشه وران شیعی بوده است، که از این میان داستان کرامت آمیز مزار وی در مورد شیخ بهایی­ و ارادت محمّد تقی مجلسی و ملا حسن نائینی آرندی و سیّد عبدالکریم کشمیری در خور توجّه است.

    مقبره بابارکن­ الدین شیرازی، یکی از قدیمترین آرامگاه­های مغولی موجود در اصفهان است، که چندین بار مرّمت شده است. بنابر کتیبه موجود در مدخل بقعه به خطِ ثلث محمد صالح اصفهانی مولوی، به اهتمام شاه عباس اول بخشی از آن مرمت شده و بر اساس کتیبه چله خانۀ آن در سال 1112ق در زمان شاه سلطان حسین صفوی تعمیری بنیادین در آن انجام پذیرفته است. بنا به سنگ نوشته دیوار غربی مَدخل بقعه، در سال 1200ق توسط میرزا محمد نصیر بایزیدی بسطامی تعمیر شده است و گویی پس از این تاریخ نیز چندین بار مرّمت شده است.

    بر این مقبره زیبا، گنبد هرمی فیروزگونی با دوازده ترک بر روی پنج پایه، به عدد ماه­های سال یا عدد ائمه دوازده گانه وجود دارد که در نوع خود اثر هنری بس زیبا و در خور توجّهی را فراهم آورده است.          

 

  

 

 

 

بابارکن الدین

مرحوم آیت الله کشمیری می‌فرمودند: من هر وقت در زندگیم، مشکلی برایم رخ می‌دهد ، یک سوره یاسین برای بابا رکن الدین مدفون در قبرستان تخت فولاد اصفهان می‌خوانم، مشکلم حل می‌شود

ذکر بابا رکن الدین

مرحوم آیت¬الله سیّد عبدالکریم کشمیری-رضوان الله علیها- در میان قبرهائی که در اصفهان و قبرستان تخت فولاد دیدند، مرقد بابارکن¬الدین را بیش از دیگران قابل توجه می¬دانستند. ایشان از قبور علما به قبر استادشان، آیت¬الله قاضی(در وادی¬السلام نجف) و قبر بابارکنا (در تخت فولاد) اعتنای فراوانی داشتند و این دو را ممتاز می¬شمردند و می¬فرمودند: «من ابتدا در تخت-فولاد از قبر بابارکن¬الدین غافل بودم اما یک بار دریافتم که جذبه¬ای مرا به سوی قبر وی می¬کشاند؛ حالتی که تا آن هنگام در تخت¬فولاد برایم پیش نیامده بود! رکن¬الدین از مرحوم... ( مدفون در همان تخت فولاد) قوی¬تر است. بر مرقدش خواستم بفهم ذکر او چه بوده؛ الهامم شد که ذکرش لا إله إلا الله بوده؛ او مظهر لا إله إلا الله است

ذکر بابارکن الدین

ذکر بابا رکن الدینمرحوم آیت­الله سیّد عبدالکریم کشمیری-رضوان الله علیها- در میان قبرهائی که در اصفهان و قبرستان تخت فولاد دیدند، مرقد بابارکن­الدین را بیش از دیگران قابل توجه می­دانستند. ایشان از قبور علما به قبر استادشان، آیت­الله قاضی(در وادی­السلام نجف) و قبر بابارکنا (در تخت فولاد) اعتنای فراوانی داشتند و این دو را ممتاز می­شمردند و می­فرمودند: «من ابتدا در تخت­فولاد از قبر بابارکن­الدین غافل بودم اما یک بار دریافتم که جذبه­ای مرا به سوی قبر وی می­کشاند؛ حالتی که تا آن هنگام در تخت­فولاد برایم پیش نیامده بود! رکن­الدین از مرحوم... ( مدفون در همان تخت فولاد) قوی­تر است. بر مرقدش خواستم بفهم ذکر او چه بوده؛ الهامم شد که ذکرش لا إله إلا الله بوده؛ او مظهر لا إله إلا الله است