میرزا آقا امامی

میرزا آقا امامی

میرزا آقا امامی

شهرت:

میرزا آقا امامی
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
1324/09/16
محل مزار:
قبرستان عمومی مصلی
زمینه فعالیت:
هنرمند,نقاش

میرزا محمد مهدی امامی، معروف به میرزا آقا امامی از نادره کاران هنر سدۀ چهاردهم در اصفهان است. این نگار آفرین چیره دست در شهر هنر خیز اصفهان به سال 1260 ش/ هشتم ذیحجه 1300ق به دنیا آمد.

 

پدرش سید محمد حسین، فرزند میرمحمد مهدی معروف به میرزا جان، فرزند میرزا زین العابدین معروف به میر سید، فرزند میرزا رحیم، معروف به میرزا کوچک نقاش است که نسبشان به امامزاده زین العابدین مدفون در بقعة درب امام می پیوندد. سید محمد حسین، مردی متدین و آگاه به علوم و معارف اسلامی و حرفه اش هنر نقاشی و شگردش گل و مرغ بود. وی به سید محمد حسین گل و بوته ساز اشتهار داشته و در رده استادان چیره دست این هنر بوده است و هر چند کارهای او فراوان به دست نیامده، ولی در توانایی و حسن سلیقه از مبرزترین استادان گل و بوته ساز بوده است. امضای او «یا اباعبدالله الحسین» بود.  وی در 21 رمضان 1321ق وفات یافته و در تخت فولاد در تکیة پشت مصلی مدفون شده است.

 

سید محمد رضا امامی خطاط که آثار خطی او در ایوان طلای بارگاه ثامن الائمه دیده می شود و نیز سید محسن امامی و سید علی امامی که هر دو از خوشنویسان نامی بوده اند و آثار ارزندة آنها در مسجد امام اصفهان و نیز بیرون از مرزها؛ یعنی هند و عتبات مشهور و چشمگیر است، از همین دودمان و از اجداد و اسلاف میرزا آقا امامی  بوده اند.

 

    پدر بزرگ مادری او، شیخ عبدالحسین زاهدی، مردی اخلاقی و عالم بود و نسب او، با پنج یا شش واسطه به شیخ زاهد گیلانی می رسید.

 

  میرزا آقا امامی تا سن 24 سالگی به فراگرفتن علوم دینی اشتغال داشت. آنگاه نزد استادان فن به یادگرفتن شیوه های گوناگون نقاشی، از مینیاتور و گل و بوته سازی و تهذیب و تشعیر پرداخت و به دستور پدر، چون در چهره سازی احتیاط شرعی است، منحصراً به بوته سازی و گل وبرگ سازی پرداخت.

 

    وی از پانزده سالگی به موازات تحصیل، نزد پدر و عمویش سید نصرالله امامی به فراگیری هنر بوته سازی پرداخت.

 

از دیگر اساتید وی، میرزا رضی صنیع همایون طالقانی بود که در سفری که به تهران داشت و حدود شش ماه طول کشید، نزد او به فراگیری فنون تذهیب پرداخت. نقش و نگار سحر آمیز و گیرای بناهای تاریخی اصفهان، مانند چهلستون و عالی قاپو و هشت بهشت نیز در جای خود الهام بخش میرزا آقا در آفرینش آثاری به سبک رضا عباسی و دیگران بود؛ چنانکه در پاره ی از کارهای وی تأثیر این نقشها بخوبی نمایان است؛ به طوری که خود حاج میرزا آقا هم به این  نکته اذعان داشته که بزرگترین استاد وی در فنون نقاشی و طراحی، عمارات صفویه باقی مانده اصفهان بوده است و هر چه از دقایق هنر آموخته، از برکت سرمشقهای این بزرگ استادان بلند پایگاه بوده است .

 

استاد همایی می نویسد: نگارنده یکی از روزها که در منزل مرحوم میرزا عبدالحسین قدسی خوشنویس، چند ساعت با حاج میرزا آقا هم صحبت بودم و سرگذشت او را پرسیدم، فرمود:

 

« جوانی بودم که دستی در تذهیب و سوخت سازی داشتم. در یکی از حجرات فوقانی کاروانسرای محمد صادق خان دکّه گرفته، خود سر، پیش خود کار می کردم و با دقایق نقاشی و طراحی قدیم آشنا نبودم. شاگردی هم داشتم که با من کار می کرد. یک روز خانمی انگلیسی که فارسی خوب حرف می زد به حجرۀ من آمد و کار ما را پسندید. پیشنهاد کرد که من با دو نفر شاگرد نزد او کنترات شده، برای نقشه برداری و گرته گیری در عمارت عالی قاپو برای او کار کنیم و اجرت بگیریم. چون در آن ایام بسیار کم مایه و بی بضاعت و خامل و گمنام بودم، این پیش آمد را مایه شهرت و کسب معیشت دانسته، کاملاً استقبال کردم. روز دیگر به اقدام قنسولخانۀ انگلیس و اجازۀ دولت، وسایل کار فراهم شده بود . من تا آن وقت نمی دانستم که در نقاشیها و طراحیهای عالی قاپو و چهل ستون و عمارات دیگر صفوی، چه معجزات هنری به کار رفته است! کم­کم به آن آشنا و روز به روز فریفته تر و متحیّر تر شدم و از همان تاریخ در رشتۀ قدیمی سازی افتادم و از برکت عمارات کم کم به مقام استادی رسیدم. دورۀ کنترات تمام شد، اما از آن پیش آمد بسیار ممنون و سپاسگزارم که مرا به عالمی تازه سوق داد.

 

    میرزا آقا دو سال هم نزد میرزا احمد نقاش، فرزند میرزا عبد الوهاب ریزی لنجانی کارکرده و چندین چشمه هنر بزرگ را، از قبیل سوخت سازی و دو پوست کردن کاغذ و مقوا سازی و معرق سازی کاغذ و چرم را نزد ملا محمد تقی صحّاف اصفهانی  فرا گرفته است.

 

    امامی مدتها در کارگاه عموی خود به کار هنری ادامه داد. آنگاه کارگاهی در تیمچه  علی نقی و سپس سرای سنگتراشان، معروف به سرای ملک اختیار کرد و به طور مستقل به کار پرداخت. در این کارگاه حدود بیست نفر هنرآموز زیر نظر او تعلیم می دیدند که هر کدام در رشته ای خاص فعالیت داشتند.

 

     هنر آموزان مکتب این بزرگمرد، ستارگان درخشان آسمان هنرند؛ بزرگانی چون حسین بهزاد، حسین اسلامیان، هادی خان تجویدی، حسین خطایی، محمود فرشچیان، سید رضا بهشتی نژاد (دریا)و فرزندان مرحوم امامی،سید ابوالقاسم، سید فخر الدین، سید صدرالدین و زینت السادات امامی دختر آن مرحوم که همه هنر آموز مکتب امامی بودند.

 

    وی مردی دیندار و پرهیزگار و خوش محضر و فروتن بود. هرگز  به آزمندی و مال اندوزی روی نیاورد و از مال و خواسته آنچه بهره می گرفت، بهری به نیازمندان و خویشان درویش خود می بخشید. مردی خوش سیما و دلشاد و گشاده روی به نظر  می رسید و استادی بود که نه تنها در قلمرو هنر، بلکه در منش و رفتار نیز پایگاهی بلند داشت.

 

استاد همایی می نویسد:

 

    حاج میرزا آقا مردی بسیار مقدس و متشرّع دیندار است که با کمال ایمان، مواظب فرایض و سنن شرعی است. بسیاری از سور قرآن را به سبب کثرت تلاوت حفظ دارد و حتی الامکان نماز جماعت و مراقبت مسجدش ترک نمی شود. با وجود این همه هنرمندی، زندگانی او متوسط، بلکه فقیرانه می گذرد، اما استغنای طبع او از هر ثروتمندی بیشتر است.

 

    همدوره های این استاد در اصفهان تنی چند از نام آوران هنر بودند که با برخی از آنان رفت و آمد می کرد و درکارگاه خود، با هریک، به گفتگوی طنز آمیز و همکاریهای هنری وقت می گذرانید؛ از آن جمله می توان از اساتیدی، همچون محمد باقر سمیرمی، عبدالحسین صنیع همایون، محمد علی نوه آقا نجفی معروف، آقا محمد علی مذّهب، محمد حسین مصور الملکی و خوش نویس زاده را نام برد.  

 

او مردی خوش ذوق، با قریحه، بذله­گو، خوش مشرب و فوق العاده حساس بود .

 

     دکتر عیسی صدیق در مورد وی می نویسد: به ایرانی بودن خود افتخار می کرد و آداب و رسوم ملی و مذهبی را به حد اعلی رعایت می نمود. در راستی و درستی و دیانت و عفت و مناعت کم نظیر بود. در سخاوت و کمک به دیگران از آزادگان بود و کاملاً مشمول فرمودۀ سعدی که:

 

قـرار در کــــف آزادگـــان نگیرد مال/ نه صبر در دل عاشـق، نه آب در غربال

    دوران هنر نمایی امامی بیشتر بین سالهای 1305 تا 1325ش بود و در این مدت بسیاری از تابلوهای نفیس و آثار دیگر او به کشورهای اروپا نیز راه یافت که در  موزه های خصوصی و عمومی  نگهداری می شود.

 

    کارهای او را در رشته های هنری زیر می توان برشمرد:

 

1- نقاشی به شیوه مینیاتور؛2- تذهیب و تشعیر؛ 3- نقاشی به شیوه مشهور به ایرانی سازی؛4-گل و بوته سازی؛5- تابلو سازی در صنعت سوخت؛6- در سازی به سبک صفوی؛7- کار بر روی قاب آینه و جعبه مقوایی و جلد؛8- طرح نقشه فرش.

 

    1- نقاشی به شیوه مینیاتور:

 

    آثار امامی در مینیاتور به دو بخش تقسیم می شود: یکی کارهایی که جنبه تقلیدی از روی کارهای استادان پیشین دارد و در واقع آزمون های تتبع و ممارست است و دیگر آثاری که نماینده تصرفات ذوقی آن استاد در شیوه مینیاتور است. وی در هر دو قسمت چیره دستی نشان داده است. تابلو های مینیاتور امامی دقیق و ظریف و برای نمایشگر خوش نما و خوش حالت است و از ویژگیهای سبک او در تصویر آن است که چهره و اندام را متمایل به فربهی نشان می دهد و در برخی از تابلو­هایش رنگ آمیزی ضعیف به نظر می آید.

 

2- تذهیب و تشعیر:

 

    امامی هر چند در تذهیب به پایه استادان طراز نخستین این فن، همچون آقا محمد علی مذّهب و میرزا رضی و دیگران نمی رسید، اما عاری ازچیره دستی نبود و مخصوصاً در« زرنشان»  و « گلهای خطایی زرین» که در حاشیه نقشها تأثیری شگرف دارد استادی زبر دست بود و دست کمی از هنرمندان عصر صفوی نداشت و بخصوص در پرداختن تشعیر زرین غوغا می کرد.

 

3- مکتب نقاشی ایرانی سازی:

 

    امامی درسبک « ایرانی سازی» که از اواخر عصر صفوی در برابر « مینیاتور» پدید آمد، نیز هنر نمایی داشت و آثاری در این شیوه به ظهور رساند.

 

4- هنر گل و بوته سازی:

 

    این هنر یکی از شاخه های نقاشی ایرانی است که بسیار جذاب و دل انگیز است و استادان شیرین کاری از عهد صفویه تا دوران ما به این فن روی آورده و نمونه های ممتاز از گل و بوته سازی، مخصوصاً بر روی قلمدان آفریده اند.

 

    امامی در این هنر نیز که هنر خانوادگی او به شمار می رفت و تنی چند از خویشاوندانش در دسته استادان این فن بودند تتبع زیاد می کرد و گل و بوته و گل و مرغ را به دو سبک مینیاتور و ایرانی سازی در درجه عالی می ساخت؛ به طوری که تابلو های او در این رشته بی مانند است.

 

5- رشته سوخت:

 

    این هنر که در صنعت جلد سازی و صحافی اهمیت بسزایی را دارا بود، در دوره قاجار که جلدهای رنگ و روغنی جانشین جلدهای سوخت شد، به تنزل گرایید تا آنجا که بتدریج از رواج افتاد و هر چند آقا محمد تقی صحاف اصفهانی و حاج میرزا آقا امامی سخت در احیای جلد سوخت کوشیدند، ولی نتیجه مطلوب نگرفتند، زیرا برای هنر کتاب سازی دوره قاجار جلد های رنگ و روغنی پسندیده تر بود.

 

امامی برای زنده کردن صنعت سوخت تصمیم گرفت این هنر را از جلد سازی به تابلوی مینیاتور منتقل کند و ساخت تابلوی سوخت را که تا آن وقت سابقه نداشت، شروع و نخست در کارگاه هنری مرحوم  میرزا عباس ذوالفنون اسفرجانی که مجمع تنی چند از هنرمندان آن روزگار بود و سپس در کارگاه خود به تکمیل این هنر کوشید تا سرانجام آن را به پایه بلندی از نفاست رسانید و شاگردانی گرانمایه در این فن همچون شادروان خطایی، خوشنویس زاده و دخترش زینت السادات امامی را پرورش داد.

 

    تابلوهای سوخت امامی مجموعه ای از هنر مینیاتور و « معرق کاری» و « خام و پخته» و « تشعیر و تذهیب» و« برجسته کاری» و « آرایش قاب» است و هنر و صنعت را به گونه ای دلپسند به هم پیوسته است.

 

6- شیوه درسازی به سبک صفوی:

 

    این درها به لحاظ شکل، همچون درهای صفوی و از جهت نقاشی به سبک مینیاتور و ترکیبی از مجلس های بزم و مزیّن به زرنشان و تشعیر بود و برای گنجه ها و صندوق خانه ها استفاده می شد.، علاوه بر این، امامی تابلوهای مینیاتور را نیز به شکل مستطیل عمودی بر روی چوب می ساخت که دارای جنبه آرایش و نمایش بسیار خوب بود و از حیث ارزش هنری ممتاز به شمار می­رفت.

 

7- جعبه سازی و قاب آینه و جلد کتاب:

 

    جعبه و قاب آینه و جلد نیز مثل قلمدان از نوع کارهای مقوایی رنگ و روغنی است که از میانه های عصر صفوی رایج گردید و در روزگارقاجار شیوه نقاشی آن تغییر کرده، به سبک خاص آن دوره مبدل شد. امامی در این زمینه هم آثار زیادی پدید آورد، ولی در این کار بر خلاف همدوره های خود به مکتب مینیاتور صفوی وفادار ماند. از این رو، این قبیل کارهایش مثل آثار استادانی، چون آقا نجف، محمد اسماعیل اصفهانی و عباس شیرازی توفیق پسندیدگی نیافت و به عنوان اثر خارج از اسلوب زمان قلمداد گردید.

 

8-طرح نقشه فرش:

 

    امامی در طرح نقشه های فرش از استادان طراز اول محسوب می­شد و بسیاری از فرشهای نفیس و گرانبهای اصفهان در عصر حاضر مرهون طراحی و سرپرستی اوست و در قالی، کارهای گل و بوتة او شاهکارهای مسلم اوست.

 

    امامی در تهیه این طرحها به نقشه های مشهور به شاه عباس و دیگر نقشه ها و رنگ آمیزی های عصر صفوی نظر داشت ولی از کانون ذوق خود نیز مایه های روشن و گرم می گرفت و بهترین طرح­ها را به کارگاههای درجه اول اصفهان ارایه می کرد.

 

    مرحوم امامی علاقه بیش از حدی به ائمه اطهار داشت و از این رو سفری به کربلا کرد. وی در بازگشت از عراق مدتی کوتاه در اهواز توقف داشت و در آنجا با شخصی آشنا شد که طراح نقشه های قالی بود. میرزا آقا که در نقاشی و مینیاتور استادی بی بدیل بود، نقشه هایی برای دوست تازه آشنای اهوازی خود طراحی کرد، ولی به رغم اصرار او برای توقف در اهواز، راهی اصفهان شد و در شهر زادگاه خود طراحی فرش و بافت قالی را توسعه داد و قالیهای نفیس و خوش نقشی آفرید. و از دولت وقت به عنوان تشویق دو مدال طلا دریافت نمود.

 

    امامی در دوران زندگی خود دو همسر گرفت که از اولین چهار پسر و یک دختر آورد و از دومین یک پسر و یک دختر. از میان فرزندانش، دو نفر، یکی سید فخر الدین امامی و دیگری بانو زینت السادات امامی در فرا گیری هنر پدر و اجدادش آوازه­ای یافتند.

 

بانو زینت السادات در مینیاتور، تذهیب و سوخت چیره دستی شگفت­آور است و در گل و بوته سازی به شیوه ایرانی همه جا آوازه در انداخته است. و از آثار مهم و برتر وی در هنر سوخت، تابلوی بزرگ معراج پیامبر(ص) است که سالهاست مشغول خلق و آفرینش آن است.

 

    سرانجام حاج میرزا آقا امامی صبح روز پنج شنبه 16 آذر 1324ش / 22 جمادی الاول 1375ق در اصفهان درگذشت و پیکرش را در قبرستان شمالی مصلّای تخت فولاد به خاک سپردند.


زندگی نامه مشروح

میرزا محمد مهدی امامی، معروف به میرزا آقا امامی از نادره کاران هنر سدۀ چهاردهم در اصفهان است. این نگار آفرین چیره دست در شهر هنر خیز اصفهان به سال 1260 ش/ هشتم ذیحجه 1300ق به دنیا آمد.

 

پدرش سید محمد حسین، فرزند میرمحمد مهدی معروف به میرزا جان، فرزند میرزا زین العابدین معروف به میر سید، فرزند میرزا رحیم، معروف به میرزا کوچک نقاش است که نسبشان به امامزاده زین العابدین مدفون در بقعة درب امام می پیوندد. سید محمد حسین، مردی متدین و آگاه به علوم و معارف اسلامی و حرفه اش هنر نقاشی و شگردش گل و مرغ بود. وی به سید محمد حسین گل و بوته ساز اشتهار داشته و در رده استادان چیره دست این هنر بوده است و هر چند کارهای او فراوان به دست نیامده، ولی در توانایی و حسن سلیقه از مبرزترین استادان گل و بوته ساز بوده است. امضای او «یا اباعبدالله الحسین» بود.  وی در 21 رمضان 1321ق وفات یافته و در تخت فولاد در تکیة پشت مصلی مدفون شده است.

 

سید محمد رضا امامی خطاط که آثار خطی او در ایوان طلای بارگاه ثامن الائمه دیده می شود و نیز سید محسن امامی و سید علی امامی که هر دو از خوشنویسان نامی بوده اند و آثار ارزندة آنها در مسجد امام اصفهان و نیز بیرون از مرزها؛ یعنی هند و عتبات مشهور و چشمگیر است، از همین دودمان و از اجداد و اسلاف میرزا آقا امامی  بوده اند.

 

    پدر بزرگ مادری او، شیخ عبدالحسین زاهدی، مردی اخلاقی و عالم بود و نسب او، با پنج یا شش واسطه به شیخ زاهد گیلانی می رسید.

 

  میرزا آقا امامی تا سن 24 سالگی به فراگرفتن علوم دینی اشتغال داشت. آنگاه نزد استادان فن به یادگرفتن شیوه های گوناگون نقاشی، از مینیاتور و گل و بوته سازی و تهذیب و تشعیر پرداخت و به دستور پدر، چون در چهره سازی احتیاط شرعی است، منحصراً به بوته سازی و گل وبرگ سازی پرداخت.

 

    وی از پانزده سالگی به موازات تحصیل، نزد پدر و عمویش سید نصرالله امامی به فراگیری هنر بوته سازی پرداخت.

 

از دیگر اساتید وی، میرزا رضی صنیع همایون طالقانی بود که در سفری که به تهران داشت و حدود شش ماه طول کشید، نزد او به فراگیری فنون تذهیب پرداخت. نقش و نگار سحر آمیز و گیرای بناهای تاریخی اصفهان، مانند چهلستون و عالی قاپو و هشت بهشت نیز در جای خود الهام بخش میرزا آقا در آفرینش آثاری به سبک رضا عباسی و دیگران بود؛ چنانکه در پاره ی از کارهای وی تأثیر این نقشها بخوبی نمایان است؛ به طوری که خود حاج میرزا آقا هم به این  نکته اذعان داشته که بزرگترین استاد وی در فنون نقاشی و طراحی، عمارات صفویه باقی مانده اصفهان بوده است و هر چه از دقایق هنر آموخته، از برکت سرمشقهای این بزرگ استادان بلند پایگاه بوده است .

 

استاد همایی می نویسد: نگارنده یکی از روزها که در منزل مرحوم میرزا عبدالحسین قدسی خوشنویس، چند ساعت با حاج میرزا آقا هم صحبت بودم و سرگذشت او را پرسیدم، فرمود:

 

« جوانی بودم که دستی در تذهیب و سوخت سازی داشتم. در یکی از حجرات فوقانی کاروانسرای محمد صادق خان دکّه گرفته، خود سر، پیش خود کار می کردم و با دقایق نقاشی و طراحی قدیم آشنا نبودم. شاگردی هم داشتم که با من کار می کرد. یک روز خانمی انگلیسی که فارسی خوب حرف می زد به حجرۀ من آمد و کار ما را پسندید. پیشنهاد کرد که من با دو نفر شاگرد نزد او کنترات شده، برای نقشه برداری و گرته گیری در عمارت عالی قاپو برای او کار کنیم و اجرت بگیریم. چون در آن ایام بسیار کم مایه و بی بضاعت و خامل و گمنام بودم، این پیش آمد را مایه شهرت و کسب معیشت دانسته، کاملاً استقبال کردم. روز دیگر به اقدام قنسولخانۀ انگلیس و اجازۀ دولت، وسایل کار فراهم شده بود . من تا آن وقت نمی دانستم که در نقاشیها و طراحیهای عالی قاپو و چهل ستون و عمارات دیگر صفوی، چه معجزات هنری به کار رفته است! کم­کم به آن آشنا و روز به روز فریفته تر و متحیّر تر شدم و از همان تاریخ در رشتۀ قدیمی سازی افتادم و از برکت عمارات کم کم به مقام استادی رسیدم. دورۀ کنترات تمام شد، اما از آن پیش آمد بسیار ممنون و سپاسگزارم که مرا به عالمی تازه سوق داد.

 

    میرزا آقا دو سال هم نزد میرزا احمد نقاش، فرزند میرزا عبد الوهاب ریزی لنجانی کارکرده و چندین چشمه هنر بزرگ را، از قبیل سوخت سازی و دو پوست کردن کاغذ و مقوا سازی و معرق سازی کاغذ و چرم را نزد ملا محمد تقی صحّاف اصفهانی  فرا گرفته است.

 

    امامی مدتها در کارگاه عموی خود به کار هنری ادامه داد. آنگاه کارگاهی در تیمچه  علی نقی و سپس سرای سنگتراشان، معروف به سرای ملک اختیار کرد و به طور مستقل به کار پرداخت. در این کارگاه حدود بیست نفر هنرآموز زیر نظر او تعلیم می دیدند که هر کدام در رشته ای خاص فعالیت داشتند.

 

     هنر آموزان مکتب این بزرگمرد، ستارگان درخشان آسمان هنرند؛ بزرگانی چون حسین بهزاد، حسین اسلامیان، هادی خان تجویدی، حسین خطایی، محمود فرشچیان، سید رضا بهشتی نژاد (دریا)و فرزندان مرحوم امامی،سید ابوالقاسم، سید فخر الدین، سید صدرالدین و زینت السادات امامی دختر آن مرحوم که همه هنر آموز مکتب امامی بودند.

 

    وی مردی دیندار و پرهیزگار و خوش محضر و فروتن بود. هرگز  به آزمندی و مال اندوزی روی نیاورد و از مال و خواسته آنچه بهره می گرفت، بهری به نیازمندان و خویشان درویش خود می بخشید. مردی خوش سیما و دلشاد و گشاده روی به نظر  می رسید و استادی بود که نه تنها در قلمرو هنر، بلکه در منش و رفتار نیز پایگاهی بلند داشت.

 

استاد همایی می نویسد:

 

    حاج میرزا آقا مردی بسیار مقدس و متشرّع دیندار است که با کمال ایمان، مواظب فرایض و سنن شرعی است. بسیاری از سور قرآن را به سبب کثرت تلاوت حفظ دارد و حتی الامکان نماز جماعت و مراقبت مسجدش ترک نمی شود. با وجود این همه هنرمندی، زندگانی او متوسط، بلکه فقیرانه می گذرد، اما استغنای طبع او از هر ثروتمندی بیشتر است.

 

    همدوره های این استاد در اصفهان تنی چند از نام آوران هنر بودند که با برخی از آنان رفت و آمد می کرد و درکارگاه خود، با هریک، به گفتگوی طنز آمیز و همکاریهای هنری وقت می گذرانید؛ از آن جمله می توان از اساتیدی، همچون محمد باقر سمیرمی، عبدالحسین صنیع همایون، محمد علی نوه آقا نجفی معروف، آقا محمد علی مذّهب، محمد حسین مصور الملکی و خوش نویس زاده را نام برد.  

 

او مردی خوش ذوق، با قریحه، بذله­گو، خوش مشرب و فوق العاده حساس بود .

 

     دکتر عیسی صدیق در مورد وی می نویسد: به ایرانی بودن خود افتخار می کرد و آداب و رسوم ملی و مذهبی را به حد اعلی رعایت می نمود. در راستی و درستی و دیانت و عفت و مناعت کم نظیر بود. در سخاوت و کمک به دیگران از آزادگان بود و کاملاً مشمول فرمودۀ سعدی که:

 

قـرار در کــــف آزادگـــان نگیرد مال/ نه صبر در دل عاشـق، نه آب در غربال

    دوران هنر نمایی امامی بیشتر بین سالهای 1305 تا 1325ش بود و در این مدت بسیاری از تابلوهای نفیس و آثار دیگر او به کشورهای اروپا نیز راه یافت که در  موزه های خصوصی و عمومی  نگهداری می شود.

 

    کارهای او را در رشته های هنری زیر می توان برشمرد:

 

1- نقاشی به شیوه مینیاتور؛2- تذهیب و تشعیر؛ 3- نقاشی به شیوه مشهور به ایرانی سازی؛4-گل و بوته سازی؛5- تابلو سازی در صنعت سوخت؛6- در سازی به سبک صفوی؛7- کار بر روی قاب آینه و جعبه مقوایی و جلد؛8- طرح نقشه فرش.

 

    1- نقاشی به شیوه مینیاتور:

 

    آثار امامی در مینیاتور به دو بخش تقسیم می شود: یکی کارهایی که جنبه تقلیدی از روی کارهای استادان پیشین دارد و در واقع آزمون های تتبع و ممارست است و دیگر آثاری که نماینده تصرفات ذوقی آن استاد در شیوه مینیاتور است. وی در هر دو قسمت چیره دستی نشان داده است. تابلو های مینیاتور امامی دقیق و ظریف و برای نمایشگر خوش نما و خوش حالت است و از ویژگیهای سبک او در تصویر آن است که چهره و اندام را متمایل به فربهی نشان می دهد و در برخی از تابلو­هایش رنگ آمیزی ضعیف به نظر می آید.

 

2- تذهیب و تشعیر:

 

    امامی هر چند در تذهیب به پایه استادان طراز نخستین این فن، همچون آقا محمد علی مذّهب و میرزا رضی و دیگران نمی رسید، اما عاری ازچیره دستی نبود و مخصوصاً در« زرنشان»  و « گلهای خطایی زرین» که در حاشیه نقشها تأثیری شگرف دارد استادی زبر دست بود و دست کمی از هنرمندان عصر صفوی نداشت و بخصوص در پرداختن تشعیر زرین غوغا می کرد.

 

3- مکتب نقاشی ایرانی سازی:

 

    امامی درسبک « ایرانی سازی» که از اواخر عصر صفوی در برابر « مینیاتور» پدید آمد، نیز هنر نمایی داشت و آثاری در این شیوه به ظهور رساند.

 

4- هنر گل و بوته سازی:

 

    این هنر یکی از شاخه های نقاشی ایرانی است که بسیار جذاب و دل انگیز است و استادان شیرین کاری از عهد صفویه تا دوران ما به این فن روی آورده و نمونه های ممتاز از گل و بوته سازی، مخصوصاً بر روی قلمدان آفریده اند.

 

    امامی در این هنر نیز که هنر خانوادگی او به شمار می رفت و تنی چند از خویشاوندانش در دسته استادان این فن بودند تتبع زیاد می کرد و گل و بوته و گل و مرغ را به دو سبک مینیاتور و ایرانی سازی در درجه عالی می ساخت؛ به طوری که تابلو های او در این رشته بی مانند است.

 

5- رشته سوخت:

 

    این هنر که در صنعت جلد سازی و صحافی اهمیت بسزایی را دارا بود، در دوره قاجار که جلدهای رنگ و روغنی جانشین جلدهای سوخت شد، به تنزل گرایید تا آنجا که بتدریج از رواج افتاد و هر چند آقا محمد تقی صحاف اصفهانی و حاج میرزا آقا امامی سخت در احیای جلد سوخت کوشیدند، ولی نتیجه مطلوب نگرفتند، زیرا برای هنر کتاب سازی دوره قاجار جلد های رنگ و روغنی پسندیده تر بود.

 

امامی برای زنده کردن صنعت سوخت تصمیم گرفت این هنر را از جلد سازی به تابلوی مینیاتور منتقل کند و ساخت تابلوی سوخت را که تا آن وقت سابقه نداشت، شروع و نخست در کارگاه هنری مرحوم  میرزا عباس ذوالفنون اسفرجانی که مجمع تنی چند از هنرمندان آن روزگار بود و سپس در کارگاه خود به تکمیل این هنر کوشید تا سرانجام آن را به پایه بلندی از نفاست رسانید و شاگردانی گرانمایه در این فن همچون شادروان خطایی، خوشنویس زاده و دخترش زینت السادات امامی را پرورش داد.

 

    تابلوهای سوخت امامی مجموعه ای از هنر مینیاتور و « معرق کاری» و « خام و پخته» و « تشعیر و تذهیب» و« برجسته کاری» و « آرایش قاب» است و هنر و صنعت را به گونه ای دلپسند به هم پیوسته است.

 

6- شیوه درسازی به سبک صفوی:

 

    این درها به لحاظ شکل، همچون درهای صفوی و از جهت نقاشی به سبک مینیاتور و ترکیبی از مجلس های بزم و مزیّن به زرنشان و تشعیر بود و برای گنجه ها و صندوق خانه ها استفاده می شد.، علاوه بر این، امامی تابلوهای مینیاتور را نیز به شکل مستطیل عمودی بر روی چوب می ساخت که دارای جنبه آرایش و نمایش بسیار خوب بود و از حیث ارزش هنری ممتاز به شمار می­رفت.

 

7- جعبه سازی و قاب آینه و جلد کتاب:

 

    جعبه و قاب آینه و جلد نیز مثل قلمدان از نوع کارهای مقوایی رنگ و روغنی است که از میانه های عصر صفوی رایج گردید و در روزگارقاجار شیوه نقاشی آن تغییر کرده، به سبک خاص آن دوره مبدل شد. امامی در این زمینه هم آثار زیادی پدید آورد، ولی در این کار بر خلاف همدوره های خود به مکتب مینیاتور صفوی وفادار ماند. از این رو، این قبیل کارهایش مثل آثار استادانی، چون آقا نجف، محمد اسماعیل اصفهانی و عباس شیرازی توفیق پسندیدگی نیافت و به عنوان اثر خارج از اسلوب زمان قلمداد گردید.

 

8-طرح نقشه فرش:

 

    امامی در طرح نقشه های فرش از استادان طراز اول محسوب می­شد و بسیاری از فرشهای نفیس و گرانبهای اصفهان در عصر حاضر مرهون طراحی و سرپرستی اوست و در قالی، کارهای گل و بوتة او شاهکارهای مسلم اوست.

 

    امامی در تهیه این طرحها به نقشه های مشهور به شاه عباس و دیگر نقشه ها و رنگ آمیزی های عصر صفوی نظر داشت ولی از کانون ذوق خود نیز مایه های روشن و گرم می گرفت و بهترین طرح­ها را به کارگاههای درجه اول اصفهان ارایه می کرد.

 

    مرحوم امامی علاقه بیش از حدی به ائمه اطهار داشت و از این رو سفری به کربلا کرد. وی در بازگشت از عراق مدتی کوتاه در اهواز توقف داشت و در آنجا با شخصی آشنا شد که طراح نقشه های قالی بود. میرزا آقا که در نقاشی و مینیاتور استادی بی بدیل بود، نقشه هایی برای دوست تازه آشنای اهوازی خود طراحی کرد، ولی به رغم اصرار او برای توقف در اهواز، راهی اصفهان شد و در شهر زادگاه خود طراحی فرش و بافت قالی را توسعه داد و قالیهای نفیس و خوش نقشی آفرید. و از دولت وقت به عنوان تشویق دو مدال طلا دریافت نمود.

 

    امامی در دوران زندگی خود دو همسر گرفت که از اولین چهار پسر و یک دختر آورد و از دومین یک پسر و یک دختر. از میان فرزندانش، دو نفر، یکی سید فخر الدین امامی و دیگری بانو زینت السادات امامی در فرا گیری هنر پدر و اجدادش آوازه­ای یافتند.

 

بانو زینت السادات در مینیاتور، تذهیب و سوخت چیره دستی شگفت­آور است و در گل و بوته سازی به شیوه ایرانی همه جا آوازه در انداخته است. و از آثار مهم و برتر وی در هنر سوخت، تابلوی بزرگ معراج پیامبر(ص) است که سالهاست مشغول خلق و آفرینش آن است.

 

    سرانجام حاج میرزا آقا امامی صبح روز پنج شنبه 16 آذر 1324ش / 22 جمادی الاول 1375ق در اصفهان درگذشت و پیکرش را در قبرستان شمالی مصلّای تخت فولاد به خاک سپردند.