شکرالله صنیع زاده

شکرالله صنیع زاده

شکرالله صنیع زاده

شهرت:

صنیع زاده
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
1362/11/25
محل مزار:
آغاباشی
زمینه فعالیت:
فقیه و مجتهد,مفسر قرآن,هنرمند,مینا کار

 ميرزا شكرالله صنيع زاده

نخستين فرزند عبدالمحمود غف اريان صر اف، استاد هنرمند، ميناساز شهير و صورت پرداز و گل و بوته نگار عصر حاضر، در روز دوشنبه 20ذيحجه 1324ق/15بهمن1285ش در محلة جمال كل ه نزديك امامزاده درب امام اصفهان ديده به جهان گشود. مادرش خديجه سلطان، تنها فرزند هنرمند شهير، آقا ميرزا عبدالحسين نجف پور معروف به صنيع همايون است كه او لين و مهم ترين مربي استاد صنيع زاده بوده و نام فاميلي خود را از ايشان اقتباس نموده است. ميرزا عبدالحسين به ترتيب فرزند آقا محم دكاظم نق اش باشي، نوة آقا نجفعلي نقاش باشي(مشهور به آقا نجف) و نبيره نگارگر مشهور اوايل زنديه، يعني آقا بابانقاش است كه جملگي از هنرمندان صاحب نام در حوزة نقاشي و نگار گري و بعضاً از نوادر و سرآمدان هنر در روزگار خود محسوب مي شده اند.

 میرزا شکرالله دوران تحصيلات ابتدایي و اوايل متوسطه را در مدرسة قدسيه با بهره مندي از محضر ميرزا عبدالحسين، ميرزا حسن و ميرزا مهدي قدسي و نيز سي د عبدالكريم سدهي طي نمود و پس از فراگيري بيشترين سرماية هنري و نقاشي در مكتب صنيع همايون از محضر استاداني ديگر همچون ميرزا احمد، ميرزا محم دعلي نجف پور ملقب به نق اش چهرساز، ميرزا عبدالله مصو ر طاهري، محم دعلي مذهب، و حاج محم دحسين مصو رالملكي و حاج ميرزا آقا امامي تا حدودي بهره برده است. روح خل اق و مبتكر او و نيز اندوخته هايي كه از نخستين استاد خود داشت، همچنين برخورد و آشنایي وي با شونمان آلماني كه در يكي از كارخانجات نساجي اصفهان به كار اشتغال داشت، سبب درخواست و تهية رنگ-هاي فلزي آماده، كوره و وسائل مربوطه، از آن كشور مي شود كه بدينسان وي گام در راه احياي يكي از پر پيشينه ترين صنايع دستي، يعني ميناسازي مي گذارد. هنرفر می نویسد: «رواج صنعت ميناكاري در اصفهان از دوران پهلوي و حدود 1310 شمسي است و مخصوصاً طي سي سال اخير اين صنعت بوسيلة يكي از استادان هنرمند و بنام اصفهان آقاي شكرالله صنيع زاده بسط و توسعه يافت و شاگرداني در اين مكتب تربيت شدند».

وی با كوله باري از اندوخته هاي استادان و تجربيات هنري، كار و فعاليت خود را از اواسط 1320ش در مغازه اي استيجاري، واقع در ميدان مجسمه (انقلاب) آغاز كرد. در نام اين كارگاه براي اولين بار از واژه (نگارستان) استفاده شد و به يكي از مراكز مهم آفرينش صنايع هنري تبديل گرديد.

 همایی می نویسد: «آقاي ميرزا شكرالله صنيع زاده بزرگترين استاد ميناكاري اصفهان محسوب مي شود و در ميدان مجسمه سر پل الله ورديخان مغازة آبرومندي دارد كه مرجع هنر دوستان خارج و داخل است».

در راستاي حيات و شكوفايي هنر زيباي مينا توسط استاد صنيع زاده گام هاي ارزشمندي در طول بيش از پنجاه سال عمر هنري ايشان برداشته شد تا اهداف و آرزوهاي وی تحقق يابد و این امر شرايط را براي رونق مجد د هنر ميناكاري در دوران معاصر دركشورمان فراهم ساخت: 1- احياء هنر ميناسازي؛ 2- اعتلاي هنر مينا و معرفي مجد د آن به ايران و جهان؛ 3- ارتقاي ابعاد و احجام در هنر مينا كاري؛ 4- استفاده از انواع سبك هاي نقاشي و نگارگري در هنر ميناكاري؛ 5- توليد و عرضة گسترده و انبوه مينا؛ 6-متنوع كردن و كاربردي نمودن آثار مينايي؛ 7-استفاده از مينا در آثار هنري تركيبي؛ 8-نشان دادن هنر مينا درجايگاه تقدس و معنويت؛ 9-پايه گذاري نگارستان صنيع زاده به عنوان مهم ترين كانون توليد وعرصه مينا؛10- تربيت اساتيد ورزيده و مجرب در هنر ميناكاري.

استاد صنيع زاده در پي اهداف خود در صدد ساخت و پرداخت  درب، ضريح، كتيبه براي اماكن متبركه ايران و ديگر كشورهاي اسلامي برآمد كه نماد راستيني از هنر و ايمان اوست. از آثار ماندگار اوست:

1-درب و سردرب ورودي ايوان طلاي حرم امام علي 1332ش (ترنج مينائي سردرب و حاشيه گل سازي ترنج درب، همراه بيست پلاك ديگر اين اثر بسيار ارزشمند است)؛ 2- ميناكاري كتيبة ضريح حضرت علي 1334ش (اصل ضريح ساخت هند است و كتيبه شعر عربي در مدح حضرت علي (ع) به خط سبز ميناكاري و به آن افزوده شده است)؛ 3-قاب آئينه بيضي مينائي كاخ موزة نياوران، تهران 1335ش؛4- دو جفت درب رواق حرم امام علي 1339ش؛ 5- ضريح عسكريين سامراء1339ش؛ 6- جعبة قرآن آستان قدس1339ش؛ 7-  در دو رو و اذن دخول حرم حضرت معصومه قم1340ش؛ 8 - لچك مينايي ايوان طلاي حرم امام رضا1343ش؛ 9- ضريح و در حرم حضرت عباس1343ش؛10-پنكة مينايي آستان قدس 1343؛ 11- شش جفت در حرم حضرت كاظميين7-1342ش؛ 12- در حرم عسكريين سامراء 1345ش؛13- ضريح و در امامزاده سي د محم د سامراء 1345ش؛ 14-چهار جفت در حرم امام حسين 1345ش؛ 15-در و سردر حرم شاهچراغ شيراز1346ش؛ 16- ميناكاري گريو گنبد حضرت عباس 1346ش؛ 17 - دو جفت در طرفين ايوان طلاي حرم امام علي1346ش؛ 18- در حرم حضرت زينب سوريه 1347ش؛ 19-چهار جفت در رواق حرم امام رضا 53-1347ش؛20- اذن دخول حرم امام رضا1349ش؛ 21- تابلو نفيس ميناكاري موزه شهركرد1346ش؛ 22-تابلو مطلائي ميناكاري موزة جواهرات ملي 1350ش؛23-كاسه ميناكاري گلاب شوئي مرقد امام رضا 1348ش؛ 24- در حرم حضرت عبدالعظيم ري 1349ش  25-ضريح امامزاده آقا علي عباس نطنز 1349ش 26-ضريح كوچك و چشم نواز با كتيبه مينائي شعر صغير اصفهانی و خط حبیب الله فضائلي كه اكنون در موزه امام زاده قرار دارد)؛ 27- يك جفت گلدان مينائي موزة آستان قدس1350ش 28-كتيبة رواق حرم حضرت شاهچراغ1354ش ؛ 29- ضريح امامزاده جعفر يزد1353ش؛ 30- در و سردر حرم سي د علاءالدين حسين در شيراز1354 ش؛ 31- لنتر مينائي و سقفي نقاشي داخل ضريح امام حسين و حضرت عباس 1354ش؛ 32- ضريح كاظميين از شروع تا1360ش.

همچنين نمونه هاي متعدد نقاشي جلد قرآن و ميناكاري آئينه و شمعدان و تمثال سازي حضرت علي (علیه السلام ) و حضرت عيسي مريم، (علیهما السلام) از آثار بي نظير ايشان است.

استاد صنيع زاده موفق به دريافت بسياري جوايز و نشانه هاي بين المللي و نيز تقديرنامه هايي از مقامات و مجامع داخلي و خارجي و برخي مراجع تقليد گرديد كه در رأس آنها دستخط آيت الله سي د محسن حكيم به مناسبت ساختن ضريح مطهر حضرت ابوالفضل (العباس) عليه السلام قرار داشت.

استاد صنيع زاده توجه واعتقاد قلبي خالصانه اي به امور مذهبي و انجام دستورات ديني داشت. بلند نظري، دستگيري از ضعفا، حسن خلق، رعايت ادب و آداب اجتماعي، مهمان دوستي، شوخ طبعي و خوش مشربي از ديگر ويژگيهاي او بود. از طرفي ارادت وي به عارف شهير، ميرزا عباس پاقلعه اي و مير زين العابدين نعمت اللهي، وي را عارفي رباني، انساني شايسته و يكي از صديق ترين خادمان اهل بيت عصمت و طهارت ساخته، به-طوري كه استعداد هنريش را صرف ارادت قلبيش به ائمه در ساختِ در و ضريح در اماكن متبركه نمود. او نه تنها از آموختن هنر و تجربيات خودش به شاگردان كمترين ترديد را به خود راه نداد؛ بلكه همواره هنرپرور بود. در نگارستان صنيع زاده دهها شاگرد هنرجو رشد و تربيت يافته و جمعي از آنها به مراتب استادي و تبح ر نيز دست مي يافتند كه از آن جمله اند: رضا غروي، رضا اسلامي، سي د محمود اسلاميان، غلامحسين فيض اللهي، حسين هنر دوست، سي د علي زرگر باشي، محم دعلي فرشيد، علي واليان، و.. .

از خانوادة صنيع زاده دو تن از برادرانش ميرزا علي غفاريان در هنر نقاشي و محم دمهدي غفاريان از هنرآموختگان پر سابقه يار و ياور ايشان بوده-اند. همچنيين از فرزندان استاد: رضا؛ عضو هيأت علمي رشتة كتابداري دانشگاه و عب اس؛ هيئت علمي شهرسازي دانشگاه، شهيد احمد دانشجوي رشتة عمران دانشگاه صنعتي، در عملیات والفجر 4 سال 1362ش و حيدر؛ مدر س و كارشناس صنايع دستي و مرم ت دانشگاه هنر) است که بنا به توصيه پدر در كنار اشتغالات مربوطه با پاسداشت و نظارت نگارستان صنيع زاده در هنر دوستي و هنر پروري راه ايشان را ادامه مي دهد. 

  سرانجام استاد صنيع زاده در بامداد سه شنبه25 بهمن 1362ش/12جمادي الاول 1404 دعوت حق را لبيك گفت و پيكرش را در صحن تكية آغاباشي به خاك سپردند،


زندگی نامه مشروح

 ميرزا شكرالله صنيع زاده

نخستين فرزند عبدالمحمود غف اريان صر اف، استاد هنرمند، ميناساز شهير و صورت پرداز و گل و بوته نگار عصر حاضر، در روز دوشنبه 20ذيحجه 1324ق/15بهمن1285ش در محلة جمال كل ه نزديك امامزاده درب امام اصفهان ديده به جهان گشود. مادرش خديجه سلطان، تنها فرزند هنرمند شهير، آقا ميرزا عبدالحسين نجف پور معروف به صنيع همايون است كه او لين و مهم ترين مربي استاد صنيع زاده بوده و نام فاميلي خود را از ايشان اقتباس نموده است. ميرزا عبدالحسين به ترتيب فرزند آقا محم دكاظم نق اش باشي، نوة آقا نجفعلي نقاش باشي(مشهور به آقا نجف) و نبيره نگارگر مشهور اوايل زنديه، يعني آقا بابانقاش است كه جملگي از هنرمندان صاحب نام در حوزة نقاشي و نگار گري و بعضاً از نوادر و سرآمدان هنر در روزگار خود محسوب مي شده اند.

 میرزا شکرالله دوران تحصيلات ابتدایي و اوايل متوسطه را در مدرسة قدسيه با بهره مندي از محضر ميرزا عبدالحسين، ميرزا حسن و ميرزا مهدي قدسي و نيز سي د عبدالكريم سدهي طي نمود و پس از فراگيري بيشترين سرماية هنري و نقاشي در مكتب صنيع همايون از محضر استاداني ديگر همچون ميرزا احمد، ميرزا محم دعلي نجف پور ملقب به نق اش چهرساز، ميرزا عبدالله مصو ر طاهري، محم دعلي مذهب، و حاج محم دحسين مصو رالملكي و حاج ميرزا آقا امامي تا حدودي بهره برده است. روح خل اق و مبتكر او و نيز اندوخته هايي كه از نخستين استاد خود داشت، همچنين برخورد و آشنایي وي با شونمان آلماني كه در يكي از كارخانجات نساجي اصفهان به كار اشتغال داشت، سبب درخواست و تهية رنگ-هاي فلزي آماده، كوره و وسائل مربوطه، از آن كشور مي شود كه بدينسان وي گام در راه احياي يكي از پر پيشينه ترين صنايع دستي، يعني ميناسازي مي گذارد. هنرفر می نویسد: «رواج صنعت ميناكاري در اصفهان از دوران پهلوي و حدود 1310 شمسي است و مخصوصاً طي سي سال اخير اين صنعت بوسيلة يكي از استادان هنرمند و بنام اصفهان آقاي شكرالله صنيع زاده بسط و توسعه يافت و شاگرداني در اين مكتب تربيت شدند».

وی با كوله باري از اندوخته هاي استادان و تجربيات هنري، كار و فعاليت خود را از اواسط 1320ش در مغازه اي استيجاري، واقع در ميدان مجسمه (انقلاب) آغاز كرد. در نام اين كارگاه براي اولين بار از واژه (نگارستان) استفاده شد و به يكي از مراكز مهم آفرينش صنايع هنري تبديل گرديد.

 همایی می نویسد: «آقاي ميرزا شكرالله صنيع زاده بزرگترين استاد ميناكاري اصفهان محسوب مي شود و در ميدان مجسمه سر پل الله ورديخان مغازة آبرومندي دارد كه مرجع هنر دوستان خارج و داخل است».

در راستاي حيات و شكوفايي هنر زيباي مينا توسط استاد صنيع زاده گام هاي ارزشمندي در طول بيش از پنجاه سال عمر هنري ايشان برداشته شد تا اهداف و آرزوهاي وی تحقق يابد و این امر شرايط را براي رونق مجد د هنر ميناكاري در دوران معاصر دركشورمان فراهم ساخت: 1- احياء هنر ميناسازي؛ 2- اعتلاي هنر مينا و معرفي مجد د آن به ايران و جهان؛ 3- ارتقاي ابعاد و احجام در هنر مينا كاري؛ 4- استفاده از انواع سبك هاي نقاشي و نگارگري در هنر ميناكاري؛ 5- توليد و عرضة گسترده و انبوه مينا؛ 6-متنوع كردن و كاربردي نمودن آثار مينايي؛ 7-استفاده از مينا در آثار هنري تركيبي؛ 8-نشان دادن هنر مينا درجايگاه تقدس و معنويت؛ 9-پايه گذاري نگارستان صنيع زاده به عنوان مهم ترين كانون توليد وعرصه مينا؛10- تربيت اساتيد ورزيده و مجرب در هنر ميناكاري.

استاد صنيع زاده در پي اهداف خود در صدد ساخت و پرداخت  درب، ضريح، كتيبه براي اماكن متبركه ايران و ديگر كشورهاي اسلامي برآمد كه نماد راستيني از هنر و ايمان اوست. از آثار ماندگار اوست:

1-درب و سردرب ورودي ايوان طلاي حرم امام علي 1332ش (ترنج مينائي سردرب و حاشيه گل سازي ترنج درب، همراه بيست پلاك ديگر اين اثر بسيار ارزشمند است)؛ 2- ميناكاري كتيبة ضريح حضرت علي 1334ش (اصل ضريح ساخت هند است و كتيبه شعر عربي در مدح حضرت علي (ع) به خط سبز ميناكاري و به آن افزوده شده است)؛ 3-قاب آئينه بيضي مينائي كاخ موزة نياوران، تهران 1335ش؛4- دو جفت درب رواق حرم امام علي 1339ش؛ 5- ضريح عسكريين سامراء1339ش؛ 6- جعبة قرآن آستان قدس1339ش؛ 7-  در دو رو و اذن دخول حرم حضرت معصومه قم1340ش؛ 8 - لچك مينايي ايوان طلاي حرم امام رضا1343ش؛ 9- ضريح و در حرم حضرت عباس1343ش؛10-پنكة مينايي آستان قدس 1343؛ 11- شش جفت در حرم حضرت كاظميين7-1342ش؛ 12- در حرم عسكريين سامراء 1345ش؛13- ضريح و در امامزاده سي د محم د سامراء 1345ش؛ 14-چهار جفت در حرم امام حسين 1345ش؛ 15-در و سردر حرم شاهچراغ شيراز1346ش؛ 16- ميناكاري گريو گنبد حضرت عباس 1346ش؛ 17 - دو جفت در طرفين ايوان طلاي حرم امام علي1346ش؛ 18- در حرم حضرت زينب سوريه 1347ش؛ 19-چهار جفت در رواق حرم امام رضا 53-1347ش؛20- اذن دخول حرم امام رضا1349ش؛ 21- تابلو نفيس ميناكاري موزه شهركرد1346ش؛ 22-تابلو مطلائي ميناكاري موزة جواهرات ملي 1350ش؛23-كاسه ميناكاري گلاب شوئي مرقد امام رضا 1348ش؛ 24- در حرم حضرت عبدالعظيم ري 1349ش  25-ضريح امامزاده آقا علي عباس نطنز 1349ش 26-ضريح كوچك و چشم نواز با كتيبه مينائي شعر صغير اصفهانی و خط حبیب الله فضائلي كه اكنون در موزه امام زاده قرار دارد)؛ 27- يك جفت گلدان مينائي موزة آستان قدس1350ش 28-كتيبة رواق حرم حضرت شاهچراغ1354ش ؛ 29- ضريح امامزاده جعفر يزد1353ش؛ 30- در و سردر حرم سي د علاءالدين حسين در شيراز1354 ش؛ 31- لنتر مينائي و سقفي نقاشي داخل ضريح امام حسين و حضرت عباس 1354ش؛ 32- ضريح كاظميين از شروع تا1360ش.

همچنين نمونه هاي متعدد نقاشي جلد قرآن و ميناكاري آئينه و شمعدان و تمثال سازي حضرت علي (علیه السلام ) و حضرت عيسي مريم، (علیهما السلام) از آثار بي نظير ايشان است.

استاد صنيع زاده موفق به دريافت بسياري جوايز و نشانه هاي بين المللي و نيز تقديرنامه هايي از مقامات و مجامع داخلي و خارجي و برخي مراجع تقليد گرديد كه در رأس آنها دستخط آيت الله سي د محسن حكيم به مناسبت ساختن ضريح مطهر حضرت ابوالفضل (العباس) عليه السلام قرار داشت.

استاد صنيع زاده توجه واعتقاد قلبي خالصانه اي به امور مذهبي و انجام دستورات ديني داشت. بلند نظري، دستگيري از ضعفا، حسن خلق، رعايت ادب و آداب اجتماعي، مهمان دوستي، شوخ طبعي و خوش مشربي از ديگر ويژگيهاي او بود. از طرفي ارادت وي به عارف شهير، ميرزا عباس پاقلعه اي و مير زين العابدين نعمت اللهي، وي را عارفي رباني، انساني شايسته و يكي از صديق ترين خادمان اهل بيت عصمت و طهارت ساخته، به-طوري كه استعداد هنريش را صرف ارادت قلبيش به ائمه در ساختِ در و ضريح در اماكن متبركه نمود. او نه تنها از آموختن هنر و تجربيات خودش به شاگردان كمترين ترديد را به خود راه نداد؛ بلكه همواره هنرپرور بود. در نگارستان صنيع زاده دهها شاگرد هنرجو رشد و تربيت يافته و جمعي از آنها به مراتب استادي و تبح ر نيز دست مي يافتند كه از آن جمله اند: رضا غروي، رضا اسلامي، سي د محمود اسلاميان، غلامحسين فيض اللهي، حسين هنر دوست، سي د علي زرگر باشي، محم دعلي فرشيد، علي واليان، و.. .

از خانوادة صنيع زاده دو تن از برادرانش ميرزا علي غفاريان در هنر نقاشي و محم دمهدي غفاريان از هنرآموختگان پر سابقه يار و ياور ايشان بوده-اند. همچنيين از فرزندان استاد: رضا؛ عضو هيأت علمي رشتة كتابداري دانشگاه و عب اس؛ هيئت علمي شهرسازي دانشگاه، شهيد احمد دانشجوي رشتة عمران دانشگاه صنعتي، در عملیات والفجر 4 سال 1362ش و حيدر؛ مدر س و كارشناس صنايع دستي و مرم ت دانشگاه هنر) است که بنا به توصيه پدر در كنار اشتغالات مربوطه با پاسداشت و نظارت نگارستان صنيع زاده در هنر دوستي و هنر پروري راه ايشان را ادامه مي دهد. 

  سرانجام استاد صنيع زاده در بامداد سه شنبه25 بهمن 1362ش/12جمادي الاول 1404 دعوت حق را لبيك گفت و پيكرش را در صحن تكية آغاباشي به خاك سپردند،