اسدالله ایزدگشسب

اسدالله ایزدگشسب

اسدالله ایزدگشسب

شهرت:

ایزدگشسب
تاریخ وفات:
1326/01/07
محل مزار:
ایزدگشسب
زمینه فعالیت:
شاعر
فرزند محمود، متولد 1262ش در گلپایگان، دانشمند فاضل و ادیب عارف، از مشایخ سلسله گنابادی، معروف به درویش ناصرعلی و متخلص «شمس»، در گلپایگان، اصفهان، تهران، خراسان و نجف اشرف تحصیل نمود. به استخدام آموزش و پرورش درآمد، و سال ها به امر تدریس و مدیریت مدارس پرداخت. از سال 1305ش مجله «عنقا» را منتشر ساخت. دارای 28 اثر از جمله «اسرارالعشق»، در تفسیر سوره یوسف و داستان موسی و خضر از قرآن مجید، «شمس التواریخ» و «نامه سخنوران» است. از نمونه آثارش منتخبی است از کلیات شمس الدین تبریزی به نام «جذبات الهیه» که در واقع بعد از «شمس الحقایق» رضاقلی خان هدایت دومین اثر علمی در مورد دیوان شمس است. وی در 7 فروردین1326ش درگذشت. از اوست: آن صدیقی که هیچ گه نکند دشمنی ور بریش بند از بند گفتم آن دوست کیست گفت حکیم آن کتابست دل در آن دربند
زندگی نامه مشروح

    عالم، عارف و ادیب شاعر، فرزند محمود بن آقااسدالله بن آقا عبدالله گلپایگانی، معروف به ایزدگشسب، در سال 1303ق در گلپایگان چشم به جهان گشود.

    از شش تا هیجده سالگی در موطن اصلی خود گلپایگان به تحصیل علوم و فنون ادبی آن زمان پرداخت و صرف و نحو، منطق، معانی و بیان و فقه و اصول و کلام را نزد اساتید آن زمان آموخت. در سال 1320ق گلپایگان را ترک کرد و راهی اصفهان گردید و در مدت شش ماه توقف، از محضر اساتیدی، مانند جهانگیر خان قشقایی، شیخ محمّد تقی نجفی، ملاّمحمّد کاشانی و ... استفاده نمود و به گلپایگان بازگشت. سپس به عتبات مهاجرت کرد و در نجف به تحصیل ادامه داد .

    از طرف شیخ محمّد باقر اصطهباناتی،  شهید رابع به لقب شمس الحکماء ملقّب گردید. پس از آن به تهران و خراسان شتافت و به وسیله ملا محمدعلی گنابادی به وادی عرفان­ قدم گذاشت. او پس از فراغت از تحصیل به گلپایگان مراجعت کرده، بعد از چندی تدریس حکمت، فقه، اصول و ادبیات عرب، در سال 1330ق به اصفهان رفته، متأهل گردید و در آنجا اقامت نمود. پس از چند سال توقّف در اصفهان، مجدداً به مشهد مقدس مشرف و سپس به بیدخت گناباد عازم گردید و به ناصر علی ملقّب شد و سپس به اصفهان بازگشت.

    وی سالها در ادارة آموزش و پرورش اصفهان به عنوان دبیر و مدیر دبستان خدمت نمود و جوانانی دیندار و فاضل تربیت کرد.

    شیخ با کمال فضل و تبحری که در علوم مختلف داشت و اغلب هنگام تحقیق معانی و بحث در مطالب عرفانی، سحر بیان خاص او مجلسیان را مجذوب خود می­کرد، اکثر اوقات را به سکوت و آرامش می­گذراند. در میان مردم طوری می­نشست که اگر کسی او را نمی­شناخت و بار اول ملاقات بود، وی را با دیگران نمی­توانست فرق بگذارد. از لغو اعراض داشت، بردباری در مصایب و تحمل شداید مجبول و مفطور او بود. هیچ زمانی از درد شکایت نداشت، چنانکه چندین سال به درد پا مبتلا بود و با این حال، آنی از ترویج علم و دانش فارغ ننشست. اغلب در مجالسی که حضور داشت، به قدری مؤدب و ساکت می نشست که دیگران تحت تأثیر کمال و ادب او واقع شده و گاهی اتفاق می­افتاد که سکوت این مرد حق، طوری همه را احاطه  می­کرد که اگر کسی از بیرون اتاق می­خواست وارد شود، خیال می­کرد هیچ کسی در این اتاق نیست. تسلی دهنده مصیبت زدگان و دلسوز بیچارگان بود. به احوالپرسی رنجوران قدم رنجه می نمود و آلام بیماران را با عیادت و محبت خود تسکین می­بخشید. صبر و شکیبایی در مقابل ناملایمات پیشه او بود و از هیچ صدمه و رنجی گریزان نبود. با شداید می­ساخت و هیچ گاه از تنگی زندگی شکایت نداشت و جز رضای حق و خدمت خلق چیزی را معتبر  نمی­شناخت.

    ایزدگشسب مقدّمات را در گلپایگان و نزد بزرگانی، چون ملاّمحمّد صادق، ملاّمحمّد جواد، ملاّعلی بن حاجی غفار ، حاجی میرزا محمّد باقر و آقا میرزا محمّد کاظم به پایان رساند و سپس در اصفهان به تحصیل پرداخت.

     استادان او در اصفهان عبارت بودند از :

1-حاج آقا­حسین بروجردی­(­درس­قوانین­الاصول )؛ 2- آقا­سیّد علی ­نجف آبادی­( ­درس شرح  لمعه )؛3 -آقا میرزا محمّد علی تویسرکانی (درس شرح منظومه)؛4-جهانگیر خان قشقایی (درس شرح فصوص الحکم ، شفا و اسفار )؛ 5-آقا شیخ محمّد تقی نجفی (درس فقه)؛6-ملاّ محمّد کاشانی(درس فقه).

    استادان بزرگوار ایشان در عتبات عالیات نیز عبارت بودند از: 7-سیّد ابراهیم خراسانی؛ 8- میرزا ابراهیم سلماسی؛9-سیّد موسی طبیب همدانی (استاد شرح قانونچه و شرح نفیسی)؛10-شیخ محمد باقر اصطهباناتی معروف به شهید رابع (درس شواهد الربوبیه )؛11-آخوند ملا محمّد کاظم خراسانی (درس خارج اصول و فقه)؛ 12-آیت الله سیّدمحمد کاظم یزدی( درس خارج اصول و فقه ).

    از آن جا که ایزدگشسب مدّتی دبیر یکی از دبستان­ها بوده، شاگردانی را به طور عموم درس داده است، از جمله: دکتر سیّد محمّد باقر کتابی، سیّد معزالدّین مهدوی، سیّد مصلح الدّین مهدوی وحاج آقا حسین شفیعی. شیخ همچنین در سرودن اشعار طبعی روان داشته و تخلص« شمس » می­نموده است.

    آثار علمی و تألیفات شیخ عبارتند از:

1ـ اسرارالعشق؛ در تفسیر سورة یوسف (ع) و تفسیر آیات مباحثه خضر و موسی (ع) .

2-هدایة الامم؛ این کتاب به دو قسمت تقسیم شده که قسمت اوّل مشتمل بر جواب شبهات مخالفان اسلام و اعتراف فلاسفه بزرگ و مستشرقین اروپا و آمریکا به عظمت حضرت محمّد (ص) و حقّانیّت دین اسلام و وجوه اعجاز قرآن مجید و افضلیت آن از تمام کتب آسمانی تورات و انجیل و بشارات و اشارات آن کتب به نبوت حضرت محمّد (ص) است، و قسمت دوم شامل یک دوره مختصر معرفة الروح است

3-شمس التواریخ؛ که به طور مختصر ازبسیاری از علما و شعرا و حکمای متقدمان و متأخران، نام برده و شرح مختصری از احوال ایشان ذکر کرده است .

4-نورالابصار؛ در شرح حالات نور علیشاه اصفهانی؛

5-جذبات الهیه.خلاصه و گلچینی از کلیات شمس تبریزی و نیز تطبیق مضامین غزلیات مولانا با آیات و اخبار و احادیث؛

6-حیات جاوید، منتخب معراج السعادة نراقی در اخلاق؛

7-فلسفه شرعیات؛

8-نامه سخنوران؛ مجموعه­ای ازشرح حال و آثار شعرا و ادبا از دورة مشروطیت ایران تا سال1316 ش.

9- مجلة «عنقا»

10- مظاهر الانوار ( در اصول عقاید به براهین عقلیّه)؛

11- گلزار اسرار ( مختصری از معارف اسلامی است)؛

12- حیاة الانسان فی تسبیح الاعیان(فارسی)؛

13- سعادت النجفیه فی شرح العدیله (عربی)؛

14- بساط العشق و المحبه ( فارسی)؛

15- دیوان النبویة فی اسرار السلوکیة (عربی)؛

16- رشحات الاسرار ( در شرح بعضی احادیث مشکل به عربی)؛

17- مصابیح العقول ( به زبان فارسی و در حکمت و اخلاق و بعضی مطالب اصول فقه)؛

18- جنة النفوس فی احکام الصوم و اسرار الصوم؛

19- طرایف الحکم؛

20- قبسات الاسرار. در مراتب سلوک و عرفان به فارسی که در آن چهل سرّ و در هر سرّی قبساتی است؛

21- منظومه لوامع الانوار و شرح آن. به زبان عربی  در تصوف و عرفان؛

22- مجمع الفیوضات؛ در شرح صلوات محی الدّین ابن عربی به زبان عربی؛

23-     منهج القویم فی حکم التنجیم؛

24-    تحفه السفر

 آثار چاپ نشده وی نیز عبارت است از:

1.بدایع الآثار؛ 2.حواشی بر کفایه الاصول؛ 3.گلهای همه رنگ (کشکول)؛ 4.روح العرفان

شیخ را بیماری درد پا و مرض قند ناتوان ساخت وعاقبت او را به بستر انداخت.چندین هفته رنج و درد کشید، اما لب نگزید تا جان به جان آفرین تسلیم و در نقاب خاک برای همیشه آرمید.

تاریخ فوت او شب جمعه 7 فروردین 1326ش/ پنجم جمادی الاولی 1366ق در سن 63 سالگی بود. مزار وی در آرامگاه شخصی خویش در قبرستان تخت فولاد واقع است.