سید محمد شهشهانی

سید محمد شهشهانی

سید محمد شهشهانی

شهرت:

سید محمد شهشهانی
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
10/12/1287
محل مزار:
و بقعه شهشهانی
زمینه فعالیت:
فقیه و مجتهد,محقق


فرزند عبدالصمد حسینی اصفهانی معروف به « شهشهانی» از اعاظم مراجع تقلید شیعه در اواسط قرن سیزدهم هجری است. وی در یکی از محله های شمال شهر اصفهان به نام شهشهان سکونت داشته از این رو به شهشهانی معروف گردیده است. لیکن اصل او از قریه خرزوک ( خرزوق) بلوک برخوار از بلوکات اصفهان است و در شهر اصفهان سکونت داشته است. گویند وی در بزرگسالی به تحصیل علم پرداخت و تا آنجا پیش رفت که تمام دارایی خویش را برای استنساخ کتب فقه و اصول، که خود تألیف کرده بود، وقف کرد و آنها را به عنوان یک بنیاد موقوفه درآورد.
شاید علت امتناع این عالم از چاپ کتابهایش این بوده باشد که چون دستگاههای چاپ را از خارج وارد می کرده اند، ایشان نمی خواسته است از کافر استعانت کند و در نتیجه تسلط کفار را بر مسلمین تثبیت نماید.
نسب شهشهانی با 36 واسطه به امام معصوم حضرت زین العابدین– علیه السلام- می رسد. نیای ششم او شخصی است به نام میر شمس الدین، گویند این شخص همان است که در قریة خرزوق بلوک برخوار مدفون است و مقبره ای معروف دارد. این میر شمس الدین دو برادر داشته به نام میربدرالدین و میر علاء الدین که اعقاب و اخلاف هر یک امروز به نام « بدر ها » و « میر علایی ها » معروفند و اکنون در خرزوک( خرزوق) و اصفهان و غیره پراکنده اند. در تخت فولاد اصفهان تکیة شهشهانی علاوه بر بقعة خود شهشهانی، اطاقی نیز مخصوص خاندان شهشهانی میر شمسی وجود دارد.
اساتید؛ عمدة تحصیلاتش را نزد حاج محمدابراهیم کرباسی، سیدمحمدمجاهد طباطبایی و شیخ محمد تقی رازی به پایان رسانیده است و بعد از وفات حاجی کرباسی مدتی ریاست تدریس و فتوای اصفهان به او اختصاص داشت. وی دارای مقلدان بسیار بود و در فقاهت مسلکی مابین اصولی و اخباری داشت.
میرزا محمدعلی عبرت نائینی می نویسد: « میر سید محمد یک چشمش نابینا و چشم دیگرش ثلث بینایی یک چشم سالم را داشت و با این حال وی را تألیفات عدیده در فقه و اصول هست و از معاصرین خود در این دو علم به مراتب برتری داشت. میر شمس الدین حکیم الهی می-گفت" صاحب شرح لمعه اگر در زمان وی بود، اعتراف می کرد که « شرح لمعه» را که خود گفته مثل او نمی تواند تدریس کند." وی را فرزندی نبود... مَدرس وی در خانة شخصی که در محلة مسجد حکیم در کوچة معروف به سینه سنگی واقع است بود و در مسجد ذوالفقار که در بازار بزرگ است امامت می کرد.»
درجات فضل و کمال و تبحر علامه شهشهانی در مسائل مختلف و آراء مستدل و فتاوی عالمانة آن مرحوم در مباحث گوناگون فقه و اصول نه تنها از تعابیر صدق شاگرد والا مقامش، صاحب روضات، هم چنین از عبارات اعیان الشیعه مستفاد می گردد بلکه تصفح و تامل در کتب برجای مانده از آن بزرگوار چه عربی چه فارسی خود بر این مدعا گواهی صادق است.
آثار؛ 1- انوار الریاض؛ 2- انیس المتقین3- جامع السعادة 4- جنة المأوی و سحاب الفیض و الجدوی 5- رضوان الآملین6- العروة الوثقی؛ 7- عیشة راضیه8- الغایة القصوی9-مشکوة الهدایة 10- رساله ای اجتهاد و تقلید؛ 11- الامام الثانی عشر؛ 12- مناسک حج؛ 13- الصوم؛ فقه استدلالی 14-صیغ عقود؛ 15- هدایة الاخوان؛ در انساب 16- عدالت؛ در اخلاق به زبان فارسی، 17-دیوان اشعار.
شاگردان برجسته؛ میرزای شیرازی، سید محمدصادق خوانساری، میرزا محمد مصاحبی نائینی، میرزا محمد باقر چهارسوقی(صاحب روضات)، میرزا محمد باقر حکیم باشی، میرزا عبدالرزاق رشتی، میرزا بدیع درب امامی، شیخ محمد حسین فاضل اردکانی حایری، میرزا عبدالغفار تویسرکانی، سید جعفر خلیفه سلطانی، سید حسن مقدس، آخوند ملا محمدحسین کرمانی، شیخ محمد حسین عارفچه، حاج میرزا یحیی شفیعی بیدآبادی، میرزا محمد رضا خوزانی، میرزا عبدالعلی نحوی، ملا محمد باقر قمشه ای، میرزا محمد حسن واعظ، شیخ محمد هادی تهرانی، شیخ محمد طاهر دزفولی، شیخ محمد رضا شیرازی، محمد رحیم شیخ الاسلام سوم، شیخ محمد علی دهاقانی، سید شهاب الدین نحوی، سید محمد جزایری و میرزا جواد نوری.
میر سید محمد شهشهانی در نزدیکی صبح پنجشنبه دهم ذی الحجه (عید قربان) سال 1287ق پس از عمری طولانی و با برکت در حالی که فرزندی نداشت وفات یافت و در اول قبرستان تخت فولاد اصفهان تقریباً رو به روی مسجد رکن الملک در بقعة مخصوص خاندان شهشهانی میر شمسی واقع در تکیه ای به همین نام دفن شد.
سنگ مزار علامه شهشهانی؛ در میان بقعة آرامگاه خانوادگی قبر علامه شهشهانی است که بر روی قبر سنگی به قطع 33×45 سانتی متر قرار دارد و روی سنگ قبر با خط نستعلیق زیبایی چنین نوشته شده است:
الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون و قد وفد الی ربه الکریم و تال الی رضوان الآملین فی جنة المأوی العالم النحریر مظهر انوار ریاض التحقیق البالغ فی التقوی الی الغایة القصوی ما حی الشرک و الالحاد و حامی شریعة اجداده الامجاد و المتمسک بعروتهم الوثقی الذی وصل الی جوار ربه و اوفِقَ لتاریخه ذلک جزاء من یرتجی(1289) النور الشعشعانی الآمیر سید محمد بن السید عبدالصمد الشهشهانی فی ذیحجه 1289.

 


زندگی نامه مشروح


فرزند عبدالصمد حسینی اصفهانی معروف به « شهشهانی» از اعاظم مراجع تقلید شیعه در اواسط قرن سیزدهم هجری است. وی در یکی از محله های شمال شهر اصفهان به نام شهشهان سکونت داشته از این رو به شهشهانی معروف گردیده است. لیکن اصل او از قریه خرزوک ( خرزوق) بلوک برخوار از بلوکات اصفهان است و در شهر اصفهان سکونت داشته است. گویند وی در بزرگسالی به تحصیل علم پرداخت و تا آنجا پیش رفت که تمام دارایی خویش را برای استنساخ کتب فقه و اصول، که خود تألیف کرده بود، وقف کرد و آنها را به عنوان یک بنیاد موقوفه درآورد.
شاید علت امتناع این عالم از چاپ کتابهایش این بوده باشد که چون دستگاههای چاپ را از خارج وارد می کرده اند، ایشان نمی خواسته است از کافر استعانت کند و در نتیجه تسلط کفار را بر مسلمین تثبیت نماید.
نسب شهشهانی با 36 واسطه به امام معصوم حضرت زین العابدین– علیه السلام- می رسد. نیای ششم او شخصی است به نام میر شمس الدین، گویند این شخص همان است که در قریة خرزوق بلوک برخوار مدفون است و مقبره ای معروف دارد. این میر شمس الدین دو برادر داشته به نام میربدرالدین و میر علاء الدین که اعقاب و اخلاف هر یک امروز به نام « بدر ها » و « میر علایی ها » معروفند و اکنون در خرزوک( خرزوق) و اصفهان و غیره پراکنده اند. در تخت فولاد اصفهان تکیة شهشهانی علاوه بر بقعة خود شهشهانی، اطاقی نیز مخصوص خاندان شهشهانی میر شمسی وجود دارد.
اساتید؛ عمدة تحصیلاتش را نزد حاج محمدابراهیم کرباسی، سیدمحمدمجاهد طباطبایی و شیخ محمد تقی رازی به پایان رسانیده است و بعد از وفات حاجی کرباسی مدتی ریاست تدریس و فتوای اصفهان به او اختصاص داشت. وی دارای مقلدان بسیار بود و در فقاهت مسلکی مابین اصولی و اخباری داشت.
میرزا محمدعلی عبرت نائینی می نویسد: « میر سید محمد یک چشمش نابینا و چشم دیگرش ثلث بینایی یک چشم سالم را داشت و با این حال وی را تألیفات عدیده در فقه و اصول هست و از معاصرین خود در این دو علم به مراتب برتری داشت. میر شمس الدین حکیم الهی می-گفت" صاحب شرح لمعه اگر در زمان وی بود، اعتراف می کرد که « شرح لمعه» را که خود گفته مثل او نمی تواند تدریس کند." وی را فرزندی نبود... مَدرس وی در خانة شخصی که در محلة مسجد حکیم در کوچة معروف به سینه سنگی واقع است بود و در مسجد ذوالفقار که در بازار بزرگ است امامت می کرد.»
درجات فضل و کمال و تبحر علامه شهشهانی در مسائل مختلف و آراء مستدل و فتاوی عالمانة آن مرحوم در مباحث گوناگون فقه و اصول نه تنها از تعابیر صدق شاگرد والا مقامش، صاحب روضات، هم چنین از عبارات اعیان الشیعه مستفاد می گردد بلکه تصفح و تامل در کتب برجای مانده از آن بزرگوار چه عربی چه فارسی خود بر این مدعا گواهی صادق است.
آثار؛ 1- انوار الریاض؛ 2- انیس المتقین3- جامع السعادة 4- جنة المأوی و سحاب الفیض و الجدوی 5- رضوان الآملین6- العروة الوثقی؛ 7- عیشة راضیه8- الغایة القصوی9-مشکوة الهدایة 10- رساله ای اجتهاد و تقلید؛ 11- الامام الثانی عشر؛ 12- مناسک حج؛ 13- الصوم؛ فقه استدلالی 14-صیغ عقود؛ 15- هدایة الاخوان؛ در انساب 16- عدالت؛ در اخلاق به زبان فارسی، 17-دیوان اشعار.
شاگردان برجسته؛ میرزای شیرازی، سید محمدصادق خوانساری، میرزا محمد مصاحبی نائینی، میرزا محمد باقر چهارسوقی(صاحب روضات)، میرزا محمد باقر حکیم باشی، میرزا عبدالرزاق رشتی، میرزا بدیع درب امامی، شیخ محمد حسین فاضل اردکانی حایری، میرزا عبدالغفار تویسرکانی، سید جعفر خلیفه سلطانی، سید حسن مقدس، آخوند ملا محمدحسین کرمانی، شیخ محمد حسین عارفچه، حاج میرزا یحیی شفیعی بیدآبادی، میرزا محمد رضا خوزانی، میرزا عبدالعلی نحوی، ملا محمد باقر قمشه ای، میرزا محمد حسن واعظ، شیخ محمد هادی تهرانی، شیخ محمد طاهر دزفولی، شیخ محمد رضا شیرازی، محمد رحیم شیخ الاسلام سوم، شیخ محمد علی دهاقانی، سید شهاب الدین نحوی، سید محمد جزایری و میرزا جواد نوری.
میر سید محمد شهشهانی در نزدیکی صبح پنجشنبه دهم ذی الحجه (عید قربان) سال 1287ق پس از عمری طولانی و با برکت در حالی که فرزندی نداشت وفات یافت و در اول قبرستان تخت فولاد اصفهان تقریباً رو به روی مسجد رکن الملک در بقعة مخصوص خاندان شهشهانی میر شمسی واقع در تکیه ای به همین نام دفن شد.
سنگ مزار علامه شهشهانی؛ در میان بقعة آرامگاه خانوادگی قبر علامه شهشهانی است که بر روی قبر سنگی به قطع 33×45 سانتی متر قرار دارد و روی سنگ قبر با خط نستعلیق زیبایی چنین نوشته شده است:
الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون و قد وفد الی ربه الکریم و تال الی رضوان الآملین فی جنة المأوی العالم النحریر مظهر انوار ریاض التحقیق البالغ فی التقوی الی الغایة القصوی ما حی الشرک و الالحاد و حامی شریعة اجداده الامجاد و المتمسک بعروتهم الوثقی الذی وصل الی جوار ربه و اوفِقَ لتاریخه ذلک جزاء من یرتجی(1289) النور الشعشعانی الآمیر سید محمد بن السید عبدالصمد الشهشهانی فی ذیحجه 1289.

 

سختی و معیشت قناعت

عالم فاضل و کامل و از مشاهیر خطبای ایران مرحوم سیّد محمد مبارکه ای در مورد آیت الله العظمی سیّد محمد شهشهانی می نویسد:
سیّد محمد شهشهانی
سیدی بزرگوار و از اوتاد زمان و نادره های اوان بود در السنه و افواه از وجناتش کرامات و حکایات بسیار مشهود است.
چندان به فقر و فاقه زندگانی خود را طی می کرده که ماه به ماه به نان خالی آن هم در اغلب اوقات غیر مقدور بود بسر می برده و کسی را از اسرار زندگانی خود نمی گذارده مطلع گردد. گویند که چون حدیثی هست که هرگاه کسی چهل روز گذشت و گوشت نخورد باید در گوش او اذان گفت با آنکه در سند این حدیث چندان اعتباری نیست، مع ذلک آن مرحوم احتیاط می کرده و چون در چهل روز مکرر می شده که قدرت بر خریدن گوشت نداشته از این جهت با عیالش در گوش یکدیگر اذان می گفته اند.
مرحوم مبارکه ای درکتاب «اخلاق انسان ملکوتی» همچنین می نویسد: مرحوم میر سیّد شهشهانی چهله به چهله در گوش زوجه خود اذان می گفتند و زوجه ایشان در گوش او اذان می گفتند، از کثرت فقر و پریشانی.
در همان زمان که ایشان در مسجد بازار معروف به مسجد ذوالفقار تدریس و نماز به جای می آورده با آنکه هزاران فدوی ها داشت مع ذلک در بسیاری روزها به روزه سر می برده و در وقت افطار جز اندک نان جوی از برای او حاصل نبود چه آنکه به هیچ وجه هدایا و تحف قبول نمی کرد و قبول آنها را منافی با مقام ریاضت نفس می دانست و از وجوهات به قدری تصرف می کرد و به قوت مختصر لایموت که باعث لذت نفس نشود قناعت می کرد در صورتی که ضعف و پیری در نهایت بر او مستولی گردیده بود و باز خود را از آموختن و نوشتن و ارشاد گمراهان باز نمی داشت