میرزا محمد بدیع درب امامی

میرزا محمد بدیع درب امامی

میرزا محمد بدیع درب امامی

شهرت:

میرزا محمد بدیع درب امامی
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
21/08/1318
محل مزار:
و بقعه شهشهانی
زمینه فعالیت:
عالم زاهد,عالم فقیه,محقق

 

فرزند سید مصطفی بن میر عبدالحمید بن میر سید محمد موسوی رضا توفیقی کهکیلویه ای درب امامی اصفهانی است. در محلة درب امام سه خاندان از سادات اصفهان ( امامی، موسوی کهکیلویه ای، موسوی رضوی ) سکونت داشتند. در قرن سیزده و چهارده عده ای عالم، فاضل و مجتهد در بین سادات موسوی بوده که مشهورترین آنان میرزا بدیع است.
میر سید محمد جدّ میرزا بدیع از علمای عصر خود بوده و فرزندش میر عبدالحمید در صحن امامزاده درب امام دفن است. سید مصطفی نیز در همان قبر پدرش مدفون است.
در مورد صحیح النسب بودن میرزا بدیع حکایتی جالب ذکر شده است. حاج میرزا بدیع در فقه و اصول شاگرد مجتهدان برجسته میر سید محمد شهشهانی و حاج ملا حسینعلی تویسرکانی و حاج شیخ محمد باقر مسجد شاهی بود و از هر سه نفر ایشان اجازه داشته است. همچنین از درس عالم مجتهد آقا میرزا محمد باقر چهارسوقی و در رشتة حکمت و کلام نزد میرزا عبدالجواد حکیم و ملا اسماعیل واحدالعینکسب علم نمود. استادش میر سید محمد شهشهانی گاه بر سبیل طنز و کنایه و تأیید شاگردش می گفت: « در اصفهان یک مجتهد است که خودم باشم و نصف مجتهد یعنی میرزا بدیع».وی سال ها در مدرسه نیماورد، مدرس شرح لمعه بود و در تدریس قوانین الاصول شهرتی بسزا داشت.
«سطوح فقه و اصول یعنی شرح لمعه و قوانین و شرح کبیر و متأجر و فوائد را هیچ کس به خوبی او درس نمی گفت. بسیار خوش تقریر و شیرین زبان و سنجیده تدریس می کرد. مطالب عالی دقیق را بسیار سهل و روان... بیان می نمود. به واسطة حافظه و احاطة عجیبی که به تواریخ و قصص وامثال و اخبار و روایات و اشعار فارسی و عربی داشت درس خود را به بیان امثال و قرائت اشعار و اخبار مناسب و شوخی های ملیح و مطایبات نغز که مخصوص روح لطیف و طبع ظریف وی بود، چاشنی مطبوع می داد که طلاب بعد چند ساعت که یکی دو درس متوالی نزد او می خواندند، هیچ احساس خستگی و ملالت نمی کردند و هنوز تشنه بودند که از زلال تحقیقات و بیانات عذب شیرین وی سقایت شوند و چون از سر درس او برمی خواستند، آثار شادمانی و نشاط از وجنات ایشان هویدا و آشکار بود. این خاصیت که در منبرهای وعظ او هم وجود داشت همه معلول حسن سلیقه و شیوایی بیان و ذوق ادبی است که به حد کمال از آن بهره مند بود».
گفته شده: در اوایل قرن چهاردهم مرجع و ملجا احکام و تدریس بوده است. سیدی بزرگوار و از بزرگان دانشمندان که بسیاری از رجال بزرگ قرن از خدمتش استفاده نموده اند در مکارم اخلاق و بالخصوص استغنای طبع نظیرش کمیاب بود در تدریس فقه و اصول در مدرسه نیم آورد شمع انجمن فضلای وقت بلکه آفتابی درخشان و در تدریس شرح لمعه شهیدین متخصص بود».
میرزا بدیع در دو مسجد طرفین بازارچه وزیر نزدیک منزلش در محله درب امام نماز جماعت می خواند و گاهی منبر می رفته و جلسات وعظ درباره مسائل دینی و اخلاقی داشت. نماز جماعت و منبرش چنان بود که خواص از محلات دور برای درک آن حاضر می شدند.
عده زیادی از طلاب آن عصر که بعدها از علمای بزرگ و مهم شدند، شاگرد او بودند. از آن جمله می توان به آقا سید ابوالحسن مدیسه ای، آقا سید مهدی درچه ای، سید ابوالحسن تویسرکانی، میرزا ابراهیم امین الواعظین، میرزا علی اصغر شریف، شیخ اسدالله فاضل بیدآبادی، میرزا ابوالقاسم زنجانی، میرزا محمد باقر مشیرالملک نائینی، شیخ اسماعیل معزی، سید جعفر میردامادی، سید محمد تقی فقیه احمدآبادی، میر سید حسن چهارسوقی، سید محمد حسن سدهی اصفهانی، میرزا محمد حسین مدرس کهنگی، شیخ حسن دشتکی، میرزا محمد حسین نائینی و ملا محمد حسین ظهیری مهرآبادی، میرزا محمد باقر تویسرکانی، میرزا محمد حسن نحوی، سید محمود سجادی نجف آبادی، محمد ابراهیم شمس آبادی، ملا مرتضی لنجانی، میرزا علی اصغر شریف، سید محمد بروجنی، سید محمد لطیف خواجویی، ملا محمد هرتمنی، سید فخرالدین خوانساری، میرزا علی محمد میردامادی، میرزا عبدالرزاق محدث حائری همدانی، ملا علی جرقویه ای، عبدالجواد خطیبو سید محمد شریف موسوی ونکی سمیرمی، حاج آقا رحیم ارباب، سید ابوالحسن بروجردی، سید احمد صفایی خوانساری، شیخ محمدحسن عالم نجف آبادیاشاره نمود.
او به لحاظ اخلاقی واقعاً بدیع الزمان بوده «بسیار خوش منظر و نیک منظر و زیبا اندام و پاکیزه لباس بوده و با کمال فقر در نهایت عزت و استغنای طبع روزگار می گذاشته، طبعی نکته سنج و ظریفه پرداز و شوخی های ملیح ادبی داشته چندان که هیچ کس از صحبت او سیر نمی شده و هر جلسه بسی نکات و فوائد علمی و اخلاقی از وی تراوش می کرده است».همچنین گفته اند که از شاگردان و دوستدارانش هیچگاه هدیه نمی پذیرفت و جز برای درس و امامت جماعت جایی نمی رفت.
میرزا بدیع فردی ادیب و طبع شعری روان داشته است. در شعر تخلص « بدیع » می نموده و دیوان اشعاری دارد که هنوز به چاپ نرسیده است. همچنین در «حدیقة الشعرا» وی را به نیکی ستوده و اشعاری از او نقل شده است.
میرزا بدیع دارای آثار و تألیفاتی نیز هست. از جمله تألیفات وی: «حاشیه بر ریاض المسائل» که ناتمام مانده؛ «حاشیه بر قوانین محکمه»؛ «رساله در حجیّت استصحاب به اخبار»؛«دیوان اشعار»؛ «رافعة اللجاج و المخاصمة فی تحقیق حال الخراج و المقاسمه»، در فقه به زبان عربی می باشد.
وی خطی خوش داشته و علاوه بر تألیفات خود برخی از کتب را کتابت نموده است. از جمله« معراج الشریعه » آقا محمد مهدی کلباسی در سال 1273ق؛ « حاشیه شوارق الالهام » ملا اسماعیل واحدالعین درسال 1272ق؛ « ترجمة تاریخ یمینی » ابوالشرف ناصح منشی در سال 1272ق ؛ « تنقیح المقاله فی التوضیح الرساله » هبة الله حسنی حسینی در سال 1276ق؛ « اوایل التّحریر » قاضی سید اختیارالدین حسن حسینی تربتی خراسانی در سال 1276ق، « انوار الربیع فی انواع البدیع» تألیف سید علی خان مدنی در سال 1276ق، «اساس الاقتباس» حسین بن غیاث الدین حسینی هروی، «انوار الریاض»، سید محمد شهشهانی، مجلد 5 و 6، « ایضاح المقاصد لفرائد الفوائد» عمادالدین یحیی بن احمد کاشانی، « تحریر اکرمانالاوس» محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، « حاشیه رساله حساب» علی بن محمد قوشچی، « خبرالطرماح» به زبان عربی، « دیوان منوچهری دامغانی»، « نهایة الایضاح فی شرح باب المساحة من المفتاح» محمد علی بیرجندی قاینی، « حاشیه المطول» عبدالحکیم سیالکوتی و « مفتاح الحساب» جمشید کاشانی؛ « تحریر الکرة و الاسطوانة» از خواجه نصیر طوسی و « مجموعه ریاضی».
سرانجام این عالم برجسته در شصت و هفت سالگی، در عصر جمعه 21 شعبان 1318ق درگذشت و در کنار استادش سید محمد شهشهانی در تکیة شهشهانی تخت فولاد به خاک سپرده شد.
ماده تاریخ فوتش با چند بیت عربی به خط ثلث از میرزا حبیب الله نیّر بر سنگ مزارش حک شده که بیت آخر آن چنین است:
فیا نیّر اکتب لتاریخ فوته / بفردوس خلد رواح البدیع
یک مصراع ماده تاریخ فارسی نیز توسط میرزا عبدالوهاب مستشار دفتر متخلص به مرشدبر مزارش مکتوب است که چنین است: « بدیع هم به مکان رفیع جای گرفت».


زندگی نامه مشروح

 

فرزند سید مصطفی بن میر عبدالحمید بن میر سید محمد موسوی رضا توفیقی کهکیلویه ای درب امامی اصفهانی است. در محلة درب امام سه خاندان از سادات اصفهان ( امامی، موسوی کهکیلویه ای، موسوی رضوی ) سکونت داشتند. در قرن سیزده و چهارده عده ای عالم، فاضل و مجتهد در بین سادات موسوی بوده که مشهورترین آنان میرزا بدیع است.
میر سید محمد جدّ میرزا بدیع از علمای عصر خود بوده و فرزندش میر عبدالحمید در صحن امامزاده درب امام دفن است. سید مصطفی نیز در همان قبر پدرش مدفون است.
در مورد صحیح النسب بودن میرزا بدیع حکایتی جالب ذکر شده است. حاج میرزا بدیع در فقه و اصول شاگرد مجتهدان برجسته میر سید محمد شهشهانی و حاج ملا حسینعلی تویسرکانی و حاج شیخ محمد باقر مسجد شاهی بود و از هر سه نفر ایشان اجازه داشته است. همچنین از درس عالم مجتهد آقا میرزا محمد باقر چهارسوقی و در رشتة حکمت و کلام نزد میرزا عبدالجواد حکیم و ملا اسماعیل واحدالعینکسب علم نمود. استادش میر سید محمد شهشهانی گاه بر سبیل طنز و کنایه و تأیید شاگردش می گفت: « در اصفهان یک مجتهد است که خودم باشم و نصف مجتهد یعنی میرزا بدیع».وی سال ها در مدرسه نیماورد، مدرس شرح لمعه بود و در تدریس قوانین الاصول شهرتی بسزا داشت.
«سطوح فقه و اصول یعنی شرح لمعه و قوانین و شرح کبیر و متأجر و فوائد را هیچ کس به خوبی او درس نمی گفت. بسیار خوش تقریر و شیرین زبان و سنجیده تدریس می کرد. مطالب عالی دقیق را بسیار سهل و روان... بیان می نمود. به واسطة حافظه و احاطة عجیبی که به تواریخ و قصص وامثال و اخبار و روایات و اشعار فارسی و عربی داشت درس خود را به بیان امثال و قرائت اشعار و اخبار مناسب و شوخی های ملیح و مطایبات نغز که مخصوص روح لطیف و طبع ظریف وی بود، چاشنی مطبوع می داد که طلاب بعد چند ساعت که یکی دو درس متوالی نزد او می خواندند، هیچ احساس خستگی و ملالت نمی کردند و هنوز تشنه بودند که از زلال تحقیقات و بیانات عذب شیرین وی سقایت شوند و چون از سر درس او برمی خواستند، آثار شادمانی و نشاط از وجنات ایشان هویدا و آشکار بود. این خاصیت که در منبرهای وعظ او هم وجود داشت همه معلول حسن سلیقه و شیوایی بیان و ذوق ادبی است که به حد کمال از آن بهره مند بود».
گفته شده: در اوایل قرن چهاردهم مرجع و ملجا احکام و تدریس بوده است. سیدی بزرگوار و از بزرگان دانشمندان که بسیاری از رجال بزرگ قرن از خدمتش استفاده نموده اند در مکارم اخلاق و بالخصوص استغنای طبع نظیرش کمیاب بود در تدریس فقه و اصول در مدرسه نیم آورد شمع انجمن فضلای وقت بلکه آفتابی درخشان و در تدریس شرح لمعه شهیدین متخصص بود».
میرزا بدیع در دو مسجد طرفین بازارچه وزیر نزدیک منزلش در محله درب امام نماز جماعت می خواند و گاهی منبر می رفته و جلسات وعظ درباره مسائل دینی و اخلاقی داشت. نماز جماعت و منبرش چنان بود که خواص از محلات دور برای درک آن حاضر می شدند.
عده زیادی از طلاب آن عصر که بعدها از علمای بزرگ و مهم شدند، شاگرد او بودند. از آن جمله می توان به آقا سید ابوالحسن مدیسه ای، آقا سید مهدی درچه ای، سید ابوالحسن تویسرکانی، میرزا ابراهیم امین الواعظین، میرزا علی اصغر شریف، شیخ اسدالله فاضل بیدآبادی، میرزا ابوالقاسم زنجانی، میرزا محمد باقر مشیرالملک نائینی، شیخ اسماعیل معزی، سید جعفر میردامادی، سید محمد تقی فقیه احمدآبادی، میر سید حسن چهارسوقی، سید محمد حسن سدهی اصفهانی، میرزا محمد حسین مدرس کهنگی، شیخ حسن دشتکی، میرزا محمد حسین نائینی و ملا محمد حسین ظهیری مهرآبادی، میرزا محمد باقر تویسرکانی، میرزا محمد حسن نحوی، سید محمود سجادی نجف آبادی، محمد ابراهیم شمس آبادی، ملا مرتضی لنجانی، میرزا علی اصغر شریف، سید محمد بروجنی، سید محمد لطیف خواجویی، ملا محمد هرتمنی، سید فخرالدین خوانساری، میرزا علی محمد میردامادی، میرزا عبدالرزاق محدث حائری همدانی، ملا علی جرقویه ای، عبدالجواد خطیبو سید محمد شریف موسوی ونکی سمیرمی، حاج آقا رحیم ارباب، سید ابوالحسن بروجردی، سید احمد صفایی خوانساری، شیخ محمدحسن عالم نجف آبادیاشاره نمود.
او به لحاظ اخلاقی واقعاً بدیع الزمان بوده «بسیار خوش منظر و نیک منظر و زیبا اندام و پاکیزه لباس بوده و با کمال فقر در نهایت عزت و استغنای طبع روزگار می گذاشته، طبعی نکته سنج و ظریفه پرداز و شوخی های ملیح ادبی داشته چندان که هیچ کس از صحبت او سیر نمی شده و هر جلسه بسی نکات و فوائد علمی و اخلاقی از وی تراوش می کرده است».همچنین گفته اند که از شاگردان و دوستدارانش هیچگاه هدیه نمی پذیرفت و جز برای درس و امامت جماعت جایی نمی رفت.
میرزا بدیع فردی ادیب و طبع شعری روان داشته است. در شعر تخلص « بدیع » می نموده و دیوان اشعاری دارد که هنوز به چاپ نرسیده است. همچنین در «حدیقة الشعرا» وی را به نیکی ستوده و اشعاری از او نقل شده است.
میرزا بدیع دارای آثار و تألیفاتی نیز هست. از جمله تألیفات وی: «حاشیه بر ریاض المسائل» که ناتمام مانده؛ «حاشیه بر قوانین محکمه»؛ «رساله در حجیّت استصحاب به اخبار»؛«دیوان اشعار»؛ «رافعة اللجاج و المخاصمة فی تحقیق حال الخراج و المقاسمه»، در فقه به زبان عربی می باشد.
وی خطی خوش داشته و علاوه بر تألیفات خود برخی از کتب را کتابت نموده است. از جمله« معراج الشریعه » آقا محمد مهدی کلباسی در سال 1273ق؛ « حاشیه شوارق الالهام » ملا اسماعیل واحدالعین درسال 1272ق؛ « ترجمة تاریخ یمینی » ابوالشرف ناصح منشی در سال 1272ق ؛ « تنقیح المقاله فی التوضیح الرساله » هبة الله حسنی حسینی در سال 1276ق؛ « اوایل التّحریر » قاضی سید اختیارالدین حسن حسینی تربتی خراسانی در سال 1276ق، « انوار الربیع فی انواع البدیع» تألیف سید علی خان مدنی در سال 1276ق، «اساس الاقتباس» حسین بن غیاث الدین حسینی هروی، «انوار الریاض»، سید محمد شهشهانی، مجلد 5 و 6، « ایضاح المقاصد لفرائد الفوائد» عمادالدین یحیی بن احمد کاشانی، « تحریر اکرمانالاوس» محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، « حاشیه رساله حساب» علی بن محمد قوشچی، « خبرالطرماح» به زبان عربی، « دیوان منوچهری دامغانی»، « نهایة الایضاح فی شرح باب المساحة من المفتاح» محمد علی بیرجندی قاینی، « حاشیه المطول» عبدالحکیم سیالکوتی و « مفتاح الحساب» جمشید کاشانی؛ « تحریر الکرة و الاسطوانة» از خواجه نصیر طوسی و « مجموعه ریاضی».
سرانجام این عالم برجسته در شصت و هفت سالگی، در عصر جمعه 21 شعبان 1318ق درگذشت و در کنار استادش سید محمد شهشهانی در تکیة شهشهانی تخت فولاد به خاک سپرده شد.
ماده تاریخ فوتش با چند بیت عربی به خط ثلث از میرزا حبیب الله نیّر بر سنگ مزارش حک شده که بیت آخر آن چنین است:
فیا نیّر اکتب لتاریخ فوته / بفردوس خلد رواح البدیع
یک مصراع ماده تاریخ فارسی نیز توسط میرزا عبدالوهاب مستشار دفتر متخلص به مرشدبر مزارش مکتوب است که چنین است: « بدیع هم به مکان رفیع جای گرفت».