شیخ محمد حسین فاضل کوهانى

شیخ محمد حسین فاضل کوهانى

شیخ محمد حسین فاضل کوهانى

شهرت:

شیخ محمد حسین فاضل کوهانى
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
27/02/1403
محل مزار:
 تکیه و بقعه فاضل هندی
زمینه فعالیت:
عالم فاضل

عالم فاضل، از مدرسین حوزة علمیه اصفهان. فرزند ملا تقی، در حدود سال 1277ش در محله کوهانستان اصفهان به دنیا آمد. پس از تحصیلات مقدماتى به درس اساتید گران‏قدر حوزة علمیه اصفهان حاضر شده و به کسب علم پرداخت. برخى از اساتید ایشان عبارتند از سید على نجف آبادى؛ شیخ محمدرضا نجفى؛ سید مهدى درچه‏اى و سید محمد نجف آبادى.

 دوران تحصیل وی، با مشکلات و سختى‏هاى فراوانى همراه بوده است. فرزند ایشان شیخ مصطفى فاضل، خاطرات پدر از آن دوران را چنین بازگو کرده است: « زمانى که در مدرسة ناصریه، جنب مسجد امام، ساکن بودم، بعضى مواقع یک روز یا دو روز چیزى براى خوردن به دست نمى‏آوردم. یکى از همین ایام آن چنان ضعف بر من غلبه کرده بود که دیگر نمى‏توانستم روى پاى خویش بایستم، دو عصا قرض گرفتم، زیر بغل نهادم و آماده رفتن به سوى محلمان کوهانستان شدم تا چیزى براى خوردن به دست بیاورم. نزدیک دروازه دولت که رسیدم، از شدت ضعف به زمین خوردم و مجبور شدم برگردم. به مسجد امام آمدم و ده شاهى از بقال نزدیک مسجد ترشى و نان قرض کردم و خوردم. با این مشکلات، تحصیلات را ادامه داده و صبر کردیم».

 همچنین:« در ایام تحصیل قصد تهیه یک دوره کتاب وسائل الشیعه را داشتم. قیمت دورة سه جلدى آن ده تومان بود. یک تومان آن را پرداختم و کتاب را دریافت نمودم. یک سال گذشت و من نتوانستم باقیمانده آن را بدهم و مجبور شدم کتاب‏ها را پس بدهم».

 وى سال‏ها در مدرسة صدر بازار، به تدریس ادبیات عرب و سطوح فقه و اصول مى‏پرداخت و فضلاى زیادى از درس او استفاده نمودند که از آن جمله‏ شهید مظلوم سید محمد حسینى بهشتى؛ سید رضا ابوالبرکات؛ شیخ مرتضى مقتدایى؛ شیخ حسین یزدى؛ شیخ اسدالله جوادى؛ شیخ على اکبر فقیه؛ شیخ على اکبر نصر؛ حاج شیخ مهدى غیاث نجفى؛ سید مسیح موسوى؛ شیخ حسین منصورزاده و شیخ عنایت الله نجفى را می توان اشاره کرد.

به نوشتة فرزند ایشان: « وى در کمال زهد و بى آلایشى و در منزلى محقر و ساده زندگى مى‏نمود. پاسى از شب را به تلاوت قرآن و نماز مى‏پرداخت و در این هنگام چنان توجهى به معانى قرآن داشت که قطرات اشک از چشمانش جارى بود که این صحنه هر بیننده‏اى را متوجه آخرت مى‏نمود. پس از آن شروع به مطالعه مى‏نمود و هنگام طلوع فجر اذان گفته، به سوى مسجد حرکت مى‏کرد.

 اول صبح نماز را اقامه کرده، به منبر مى‏رفت، چند مسأله فقهى و یک روایت اخلاقى خوانده و چند کلمه‏اى هم ذکر مصیبت مى‏نمود. بعد از منبر، به خواندن زیارت عاشورا مى‏پرداخت و صد لعن و صد سلام آن را در طول مسیر، قدم زنان قرائت مى‏کرد. ساعت هشت در مدرسة صدر بازار حاضر شده و تدریس مى‏نمود. پس از تدریس، مشغول به بحث کمپانى و دست جمعى شده، بحث عمیقى با گروهى از بزرگان حوزه آغاز مى‏کرد. مرحوم والد همیشه مى‏فرمود که دوست دارم جزء روضه خوانان امام حسین علیه السلام محسوب شوم. هیچ‏گاه روضه امام حسین علیه‏السلام را ترک نمى‏کرد، به نحوى که حدود شصت سال است روضة امام حسین علیه السلام در منزل ایشان برپاست. از جمله ویژگى‏هاى ایشان این بود که وقتى در جلسه عمومى بود، با بیان حکایت یا روایتى، مانع از این مى‏شد که دیگران مشغول به حرفهاى لغو و بیهوده شوند. نسبت به مطالبى که در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده است، باور و ایمان قلبى داشت و به محقق شدن آنها فوق­العاده عقیده‏مند بود.

 یکى دیگر از خصوصیات اخلاقى ایشان اهمیت دادن به امر به معروف و نهى از منکر بود به گونه‏اى که حتى در مسیر رفتن به مسجد، زن‏هاى بى حجاب را نهى از منکر کرده و مى‏فرمود: این کار شما آتش و عذاب الهى را درپى دارد.

 مرحوم فاضل عالمى خدوم و مردمى بود. گروهى از مردم کم درآمد براى رفع احتیاجات مالى و تأمین نیازهاى خود از جمله تهیة دارو به علما مراجعه مى‏کردند».

  وى در مساعده به طلاب حوزه، از لحاظ مالى تا آن‏جا که مقدور بود کوتاهى نمى‏کرد. گاهى براى آن که طلاب به فعالیت بیشتر تشویق شوند با پرسیدن سئوالاتى آسان آن‏ها را تشویق کرده و کتاب‏هاى مورد احتیاجشان را تهیه مى‏نمود. به طلاب و افرادى که نیاز به قرض داشتند مى‏فرمود: اول به من مراجعه کنید و اگر نتوانستم کمکى کنم آن‏گاه به دیگرى مراجعه کنید.

ایشان سال‏ها در مسجد شجره اقامه جماعت مى‏نمود و به امر ایشان این مسجد بازسازى کامل شد که در آن موقع انجام این گونه کارها به جهت مضیقه مالى، بسیار مشکل بود. مسجد سر پوشیده‏اى که اکنون مسجدالزهراء نامیده مى‏شود و در بازارچه نو، کوچة حکیم داوود واقع است، نیز به امر ایشان نوسازى گردید.

حاج فاضل سرانجام در روز سه شنبه27 صفر1403ق پس از عمرى پربار به دیدار حق شتافت و نزدیک مزار مطهر فاضل هندى مدفون گردید.


زندگی نامه مشروح

عالم فاضل، از مدرسین حوزة علمیه اصفهان. فرزند ملا تقی، در حدود سال 1277ش در محله کوهانستان اصفهان به دنیا آمد. پس از تحصیلات مقدماتى به درس اساتید گران‏قدر حوزة علمیه اصفهان حاضر شده و به کسب علم پرداخت. برخى از اساتید ایشان عبارتند از سید على نجف آبادى؛ شیخ محمدرضا نجفى؛ سید مهدى درچه‏اى و سید محمد نجف آبادى.

 دوران تحصیل وی، با مشکلات و سختى‏هاى فراوانى همراه بوده است. فرزند ایشان شیخ مصطفى فاضل، خاطرات پدر از آن دوران را چنین بازگو کرده است: « زمانى که در مدرسة ناصریه، جنب مسجد امام، ساکن بودم، بعضى مواقع یک روز یا دو روز چیزى براى خوردن به دست نمى‏آوردم. یکى از همین ایام آن چنان ضعف بر من غلبه کرده بود که دیگر نمى‏توانستم روى پاى خویش بایستم، دو عصا قرض گرفتم، زیر بغل نهادم و آماده رفتن به سوى محلمان کوهانستان شدم تا چیزى براى خوردن به دست بیاورم. نزدیک دروازه دولت که رسیدم، از شدت ضعف به زمین خوردم و مجبور شدم برگردم. به مسجد امام آمدم و ده شاهى از بقال نزدیک مسجد ترشى و نان قرض کردم و خوردم. با این مشکلات، تحصیلات را ادامه داده و صبر کردیم».

 همچنین:« در ایام تحصیل قصد تهیه یک دوره کتاب وسائل الشیعه را داشتم. قیمت دورة سه جلدى آن ده تومان بود. یک تومان آن را پرداختم و کتاب را دریافت نمودم. یک سال گذشت و من نتوانستم باقیمانده آن را بدهم و مجبور شدم کتاب‏ها را پس بدهم».

 وى سال‏ها در مدرسة صدر بازار، به تدریس ادبیات عرب و سطوح فقه و اصول مى‏پرداخت و فضلاى زیادى از درس او استفاده نمودند که از آن جمله‏ شهید مظلوم سید محمد حسینى بهشتى؛ سید رضا ابوالبرکات؛ شیخ مرتضى مقتدایى؛ شیخ حسین یزدى؛ شیخ اسدالله جوادى؛ شیخ على اکبر فقیه؛ شیخ على اکبر نصر؛ حاج شیخ مهدى غیاث نجفى؛ سید مسیح موسوى؛ شیخ حسین منصورزاده و شیخ عنایت الله نجفى را می توان اشاره کرد.

به نوشتة فرزند ایشان: « وى در کمال زهد و بى آلایشى و در منزلى محقر و ساده زندگى مى‏نمود. پاسى از شب را به تلاوت قرآن و نماز مى‏پرداخت و در این هنگام چنان توجهى به معانى قرآن داشت که قطرات اشک از چشمانش جارى بود که این صحنه هر بیننده‏اى را متوجه آخرت مى‏نمود. پس از آن شروع به مطالعه مى‏نمود و هنگام طلوع فجر اذان گفته، به سوى مسجد حرکت مى‏کرد.

 اول صبح نماز را اقامه کرده، به منبر مى‏رفت، چند مسأله فقهى و یک روایت اخلاقى خوانده و چند کلمه‏اى هم ذکر مصیبت مى‏نمود. بعد از منبر، به خواندن زیارت عاشورا مى‏پرداخت و صد لعن و صد سلام آن را در طول مسیر، قدم زنان قرائت مى‏کرد. ساعت هشت در مدرسة صدر بازار حاضر شده و تدریس مى‏نمود. پس از تدریس، مشغول به بحث کمپانى و دست جمعى شده، بحث عمیقى با گروهى از بزرگان حوزه آغاز مى‏کرد. مرحوم والد همیشه مى‏فرمود که دوست دارم جزء روضه خوانان امام حسین علیه السلام محسوب شوم. هیچ‏گاه روضه امام حسین علیه‏السلام را ترک نمى‏کرد، به نحوى که حدود شصت سال است روضة امام حسین علیه السلام در منزل ایشان برپاست. از جمله ویژگى‏هاى ایشان این بود که وقتى در جلسه عمومى بود، با بیان حکایت یا روایتى، مانع از این مى‏شد که دیگران مشغول به حرفهاى لغو و بیهوده شوند. نسبت به مطالبى که در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده است، باور و ایمان قلبى داشت و به محقق شدن آنها فوق­العاده عقیده‏مند بود.

 یکى دیگر از خصوصیات اخلاقى ایشان اهمیت دادن به امر به معروف و نهى از منکر بود به گونه‏اى که حتى در مسیر رفتن به مسجد، زن‏هاى بى حجاب را نهى از منکر کرده و مى‏فرمود: این کار شما آتش و عذاب الهى را درپى دارد.

 مرحوم فاضل عالمى خدوم و مردمى بود. گروهى از مردم کم درآمد براى رفع احتیاجات مالى و تأمین نیازهاى خود از جمله تهیة دارو به علما مراجعه مى‏کردند».

  وى در مساعده به طلاب حوزه، از لحاظ مالى تا آن‏جا که مقدور بود کوتاهى نمى‏کرد. گاهى براى آن که طلاب به فعالیت بیشتر تشویق شوند با پرسیدن سئوالاتى آسان آن‏ها را تشویق کرده و کتاب‏هاى مورد احتیاجشان را تهیه مى‏نمود. به طلاب و افرادى که نیاز به قرض داشتند مى‏فرمود: اول به من مراجعه کنید و اگر نتوانستم کمکى کنم آن‏گاه به دیگرى مراجعه کنید.

ایشان سال‏ها در مسجد شجره اقامه جماعت مى‏نمود و به امر ایشان این مسجد بازسازى کامل شد که در آن موقع انجام این گونه کارها به جهت مضیقه مالى، بسیار مشکل بود. مسجد سر پوشیده‏اى که اکنون مسجدالزهراء نامیده مى‏شود و در بازارچه نو، کوچة حکیم داوود واقع است، نیز به امر ایشان نوسازى گردید.

حاج فاضل سرانجام در روز سه شنبه27 صفر1403ق پس از عمرى پربار به دیدار حق شتافت و نزدیک مزار مطهر فاضل هندى مدفون گردید.

دفع بیماری با بذل و بخشش

عالم فاضل وارسته، آیةالله حاج شیخ اسدالله جوادی می گوید: مرحوم شیخ محمّدحسین فاضل کوهانی بیمارى خارش بدنى پیدا کرده بود. روزى مقدار زیادى انار خریده در پستوى حجره گذارده و به طلبه‏ها گفت: بروید بخورید تا من خوب شوم. وقتى انارها تمام شد، فرمود: بدن من خوب شد و کسالتم برطرف گردید.

تأثیر کلام

آیةاللّه حاج سیّد مهدى حجازى شهرضائى در کتاب«الوسواس و علاجه» مى‏نویسد: حدود سن 30 سالگى دچار وسواس شدیدى در طهارت و تعیین وقت نماز بودم که گاهى مدت زیادى از وقت گذشته بود و من هنوز اطمینان به دخول وقت پیدا نکرده بودم. به مرحوم آیةاللّه شیخ محمّدحسین فاضل کوهانی مراجعه کرده و عرض حال نمودم. ایشان فرمودند: تو مریض هستى و مثل مردم عادى عمل کن، اگر اعمال عبادى تو باطل بود بر گردن من باشد. کلام این عالم آن چنان در من اثر کرد که دست از وسواس کشیده، مانند مردم عادى عمل مى‏نمودم و هر وقت شک مى‏کردم که آیا اعمال صحیح است یا نه، با خود مى‏گفتم که بر گردن حاج آقا فاضل باشد