محمد صادق اردستانی

محمد صادق اردستانی

محمد صادق اردستانی

شهرت:

محمد صادق اردستانی
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
1/01/1134
محل مزار:
نزدیک آب انبار کازرنی
زمینه فعالیت:
عارف

   اردستانی از حکمای الهی و عرفای اواخر عهد صفوی است. وی فرزند مولانا محمد قاسم بن حاج محمد مهدی بن مولانا پیر کمال الدین محمد بن مولانا پیر جمال الدین معروف به پیر جمالی اردستانی است. پدرانش اغلب اهل فضل و کمال و از جملة عرفا و متصوفه بوده­اند.

    بنا به نوشتة مؤلف آتشکده اردستان تولد او در سال 1054ق بوده است. وی پس از طی مراحل مقدماتی در محل تولدش اردستان، راهی اصفهان گردید و در آنجا، بویژه در حوزة حکمت و فلسفه، از استادانی مانند: میرفندرسکی، ملا رجبعلی تبریزی، ملا محسن فیض کاشانی، محقق لاهیجی و شیخ حسین تنکابنی بهره برد.

    وی  در علوم عقلی و نقلی وحید عصر خود به شمار می­رفت و در ویژگیهای معنوی نیز سرآمد بود؛ به طوری که در زهد و ورع و اعراض از مشتهیات نفسانی و توجه به حق، یگانة روزگار و از عرفا و اهل ریاضت بوده است. « التزام اردستانی به سنن و آداب شرع به حدی بود که جمعی او را سلمان و اباذر دوران نامیده­اند و در آثارش کوچکترین لغزش ( به زعم اهل ظاهر ) دیده نمی­شود.

    برخی از شاگردان اردستانی عبارتند از: میرمحمدعلی تجرید، ملا حمزه گیلانی، آقا محمد صادق تفرشی، محمد صالح بن سعید خلخالی، شیخ محمد علی حزین لاهیجی، میرزامحمدتقی الماسی، ملا اسماعیل خواجویی، سیدقطب الدین محمد حسین نیریزی، ملامحمد نعیم طالقانی و عبدالرحیم بن یونس دماوندی­.

    شیخ محمد علی حزین لاهیجی در تاریخ و سفرنامه اش دربارة آشنایی خود با اردستانی و استفاده از وی آورده است: « پس به خدمت سلطان المحققین، افضل الحکماء الراسخین، المولی الاعظم و الحبرالاعلم، مظهر المعارف و الحقایق، مکمل علوم السوالف و اللواحق، محیی الحکمۀ، ابوالفضائل، مولانا محمد صادق اردستانی علیه الرحمه که از متوطنین اصفهان [بود] و به تدریس زمره ای از  ازکیای افاضل می­پرداخت­، رسیده، به استفاده مشغول شدم. وی از اساطین حکما بود و قرنها باید که مثل او کسی از میان دانشمندان برخیزد. به من عاطفتی بی پایان داشت و در خدمتش کتب مشهوره و غیر مشهوره حکمیه­ نظریه و عملیه­ بسیار خوانده­ام. و حق آن فیلسوف کامل بر من زیاده از استادان دیگر است و تا هنگام رحلت استفادة­ من از خدمت ایشان منقطع نشد».

    میرزا محمدحسن حسینی زنوزی (1172-1218ق) از علما و فضلا گوید:

    « المولی العارف صادق الاردستانی«م: 1134ق 1721-1722م» هو المولی محمد المدعو به « الصادق » کان عالماً، فاضلاً، کاملاً، محققاً، مدققاً، حکیماً، فیلسوفاً، عارفاً، نحریراً، جلیل الشأن، عظیم المرتبة، معاصر المولی محمدباقر المجلسی علیه الرحمه و کان کثیر المیل الی التصوف و قد اخرجه الفاضل من بلدة اصفهان و نفاه عنها من باب الامر بالمعروف فلم یقدر اَن یرجع الیها الی اَن مات الفاضل علیه الرحمه و له تحقیقات رشیقة لطیفه فی فنه و  کان سیدالحکماء المتأخرین و سند العرفاء المتألهین و سمعت من مشایخنا وصف تبحره و عرفانه و زهد کثیراً قدس الله سره ».

    از اردستانی برخی آثار بر جای مانده است از جمله:

1.     رساله­ حکمت صادقیه­؛

2.       رساله در وحدة وجود به زبان عربی که در کتابخانه مدرسه آخوند در همدان نگاهداری می شود؛  

3.       رساله­ در تفسیر آیة نور؛

4.       حاشیه بر شفا؛

5.       رساله­ای در جعل؛

6.       گفتاری به فارسی در پنج صفحه در مبدأ و معاد که در کتابخانة آستان قدس رضوی است؛

7.       اختیارات الایام والساعة بالفارسیه، یا «نیک و بد روزگار»؛

8.       رسالة تباشیر در عرفان؛

9.       حواشی بر شفای ابوعلی سینا، به طوری که از والد خود شیخ احمد شفیعی اردستانی شنیدم، مولانا محمدصادق حواشی بر شفا نوشته و آقا حسین بن جمال الدین محمد خوانساری آن را در حواشی خود بر شفا نقل کرده است؛

10.    کلید بهشت که نسخه­ای از آن به شماره 1661 در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است؛   

11.    رساله جعلیه صادقیه که از نسخه مرحوم حاجی سید حسین شهشهانی اصفهانی استنساخ شده و حاکی است که مؤلف آن در سال یک هزار و صد و بیست و یک (1121ق ) تمام نموده است. رساله­ دیگری که آن نیز در باب « جعل » است و استخراج از مجموعه ای است به خط احمد بن علی محمد رشتی گیلانی، از طلاب مدرسه نیم آورد اصفهان در تاریخ ( 1219- 1220ق ) که در کتابخانة مرحوم سید محمد علی نیماد فتوحی موجود و بعد از فوتش به آقای مشکوۀ، استاد دانشگاه فروخته شده است؛

12.    حکمت صادقیه که رساله­ای در قوای نفس است و تقریر درس اردستانی به قلم حکیم دانا ملا حمزه­ گیلانی است. این رساله موجود در کتابخانة ملی، مشتمل بر بیست و نه فصل در مباحث نفس است که از قوای خاص نفس نباتی که مظهر اولین طلیعه­ حیات است شروع و به تحقیق در نحوة حقیقت نفس ختم می­شود.

    به لحاظ فلسفی، ملا صادق از طرفداران فلسفه مشاء بود و مطالعه آثار و رسایل وی بخوبی نشان از این طرز فکر وی دارد. مهمتر آن که استاد وی حکیم ملا رجبعلی تبریزی بود که این فرد قویترین مکتب فلسفی اصفهان را تا سقوط صفویه در مقابل پیروان اندیشة ملاصدرا ایجاد کرده بود. مشی فلسفی حکیم تبریزی و شاگردانش که تا آخر عصر صفویه تفکر غالب فلسفی حاکم بر حوزه­های علمی بود، فلسفة مشاء بود.

    برخی اخبار و نوشته­ها حکایت از مخالفتهایی با ملا محمد صادق اردستانی در اصفهان دارد که عامل اصلی آن پاره­ای اعتقادات او در مسایل حکمی و فلسفی بود و در نهایت، باعث اخراج وی از شهر شده که در ضمن آن کرامتی از او این گونه نقل شده است:

    عارف ربانی، مولانا محمد صادق اردستانی، که وحید زمان و فرید دوران بود و شاه سلطان حسین بعد از اذیت و آزار بسیار، حکم بر اخراج آن زبدة­ اخیار نمود و طفل صغیر آن جناب در اثنای راه، از شدت برودت هوا تلف شد.

    در جای دیگر آمده است: گویند در سنة مذکور که محمود بن میرویس غلجایی، از جماعت افغان که اصفهان را غارت و پایتخت خود نمود، ملا زعفرانی مراد وی بوده، مکرر می­گفت که چرا وی ( ملا اسماعیل ) را این همه آزار کردید و ما، هر وقت قصد آمدن به ایران را می نمودیم، در عالم واقع شیری مانع بود و شبی دیدم که آن شیر از اصفهان بیرون رفت و دیگر مانعی نیست. فوراً سوار شدیم و آمدیم. تحقیق نمودیم، همان شب بود که مولانا را از شهر بیرون بردند. در باب بصیرت باطنی اردستانی نیز در برخی منابع مطالبی آمده است.

    موضوع اخراج اردستانی از اصفهان محل تأمل است، زیرا در گزارش حزین لاهیجی عالم و شاعر که شاگرد اردستانی بوده، نه تنها اشاره­ای به تبعید اردستانی نیست، بلکه با نام بردن از او و مجلس تدریس وی در اصفهان، تاریخ فوتش را در سال 1134ق همزمان با محاصرة اصفهان توسط افغانان ذکر می­کند. در منابع کهن متأخرتر هم اخراج این حکیم را تصمیمی عنوان نموده­اند که قبل از اجرا، لغو گردیده و فوت فرزند او از شدت سرما یا گرسنگی کاملاً ساختگی و دروغ است.

    از سوی دیگر اردستانی از زمرة فیلسوفان آن دوره به شمار می­رود، نه اهل طریقت و تصوف که وارد منازعات علما و صوفیان شده باشد. منشأ و مدرک تمامی گفته­ها در مورد تبعید اردستانی، ادعای بی­اساس شیروانی است که در هیچ کدام از منابع پیشین نیامده است، اما با این حال، صوفیان با تبلیغات گسترده آن را مشهور نموده، در حد یک واقعیت مسلم و متقن جلوه دادند.

    از نوشته­های حزین لاهیجی استنباط می­شود که استادش اردستانی در سال 1134ق هنگام محاصره و ابتدای سختی و مصائبی که بر اصفهان وارد شده، در گذشته است.

    اردستانی را پس از فوت در ابتدای تخت فولاد آن زمان که در حوالی پل خواجو بود، ­به خاک سپردند. مؤلف تذکرۀ القبور آورده است­: از طرف پل خواجو که بروی، آخر پل، دست چپ چند قبر هست، وسط آن معروف است به قبر « پلوی » که (قبر) آخوند ملامحمد صادق اردستانی است و پلوی گفتن برای آن است که چون پهلوی پل واقع است، از کثرت استعمال یا به مناسبت قرب لفظ پُل به پلو عمداً و یا به اشتباه پُلی یا پُلوی گفته­اند، والحال که زمان ماست، مشهور به پلوی شده، یا برای آن است که گویند تجربه شده که هر که سر قبر او فاتحه بخواند، یا همان شب یا آن هفته به پُلو می­رسد و این اسم سابقاً دربارة «صاحب بن عباد» بوده است.

    مقبرة حکیم اردستانی که در قسمت جنوب شرقی پل خواجو در پای دیوار باغ و کنار سکویی واقع شده بود، در اثر ایجاد جاده و یا تعریض خیابان، بقایای جنازه­ ملا محمد صادق اردستانی به روبروی تکیه کازرونی انتقال داده شد که آن نیز روی سکویی قرار دارد و برسنگ بالای قبر او چنین نوشته شده: « هو الباقی آرامگاه عارف معارف دین و عارج معارج یقین مرحوم ملا محمد صادق اردستانی، ­الشهیر به پُلی.

    ملا محمد صادق اردستانی سه فرزند پسر داشته است که به نامهای حاج محمد ابراهیم، محمد شفیع و ملا محمد طاهر بوده­اند.

1.محمد ابراهیم: وی به شهر یزد مهاجرت نمود و در آنجا سکونت اختیار کرد و اغلب احفاد و اولاد او اهل علم و کمال بوده­اند­، مؤلف تذکرۀ القبور آورده است: «از جمله نواده­های اوست مرحوم آقا محمد مهدی پاشنه طلای یزدی که از علمای کاملین و فاضلین یزد بوده چنان که ولد صالح آن مرحوم آقا شیخ عبد الصالح که فعلاً از علمای یزد است».  

2.ملا محمد طاهر: در اصفهان ساکن بوده و فرزندش ملا محمد صادق، ادیب و شاعر بوده و «روشن» تخلص می­نموده است. لقب طریقتی او روشنعلی بوده، در سال 1305ق در تهران وفات یافته و جنازه­اش به عتبات منتقل شده و دیوان اشعارش به طبع رسیده است ملا محمد شفیع اردستانی مقیم اردستان که احفاد و اولادی از وی به وجود آمده و بین آنها نیز اهل فضل و علم زیاد بوده است


زندگی نامه مشروح

   اردستانی از حکمای الهی و عرفای اواخر عهد صفوی است. وی فرزند مولانا محمد قاسم بن حاج محمد مهدی بن مولانا پیر کمال الدین محمد بن مولانا پیر جمال الدین معروف به پیر جمالی اردستانی است. پدرانش اغلب اهل فضل و کمال و از جملة عرفا و متصوفه بوده­اند.

    بنا به نوشتة مؤلف آتشکده اردستان تولد او در سال 1054ق بوده است. وی پس از طی مراحل مقدماتی در محل تولدش اردستان، راهی اصفهان گردید و در آنجا، بویژه در حوزة حکمت و فلسفه، از استادانی مانند: میرفندرسکی، ملا رجبعلی تبریزی، ملا محسن فیض کاشانی، محقق لاهیجی و شیخ حسین تنکابنی بهره برد.

    وی  در علوم عقلی و نقلی وحید عصر خود به شمار می­رفت و در ویژگیهای معنوی نیز سرآمد بود؛ به طوری که در زهد و ورع و اعراض از مشتهیات نفسانی و توجه به حق، یگانة روزگار و از عرفا و اهل ریاضت بوده است. « التزام اردستانی به سنن و آداب شرع به حدی بود که جمعی او را سلمان و اباذر دوران نامیده­اند و در آثارش کوچکترین لغزش ( به زعم اهل ظاهر ) دیده نمی­شود.

    برخی از شاگردان اردستانی عبارتند از: میرمحمدعلی تجرید، ملا حمزه گیلانی، آقا محمد صادق تفرشی، محمد صالح بن سعید خلخالی، شیخ محمد علی حزین لاهیجی، میرزامحمدتقی الماسی، ملا اسماعیل خواجویی، سیدقطب الدین محمد حسین نیریزی، ملامحمد نعیم طالقانی و عبدالرحیم بن یونس دماوندی­.

    شیخ محمد علی حزین لاهیجی در تاریخ و سفرنامه اش دربارة آشنایی خود با اردستانی و استفاده از وی آورده است: « پس به خدمت سلطان المحققین، افضل الحکماء الراسخین، المولی الاعظم و الحبرالاعلم، مظهر المعارف و الحقایق، مکمل علوم السوالف و اللواحق، محیی الحکمۀ، ابوالفضائل، مولانا محمد صادق اردستانی علیه الرحمه که از متوطنین اصفهان [بود] و به تدریس زمره ای از  ازکیای افاضل می­پرداخت­، رسیده، به استفاده مشغول شدم. وی از اساطین حکما بود و قرنها باید که مثل او کسی از میان دانشمندان برخیزد. به من عاطفتی بی پایان داشت و در خدمتش کتب مشهوره و غیر مشهوره حکمیه­ نظریه و عملیه­ بسیار خوانده­ام. و حق آن فیلسوف کامل بر من زیاده از استادان دیگر است و تا هنگام رحلت استفادة­ من از خدمت ایشان منقطع نشد».

    میرزا محمدحسن حسینی زنوزی (1172-1218ق) از علما و فضلا گوید:

    « المولی العارف صادق الاردستانی«م: 1134ق 1721-1722م» هو المولی محمد المدعو به « الصادق » کان عالماً، فاضلاً، کاملاً، محققاً، مدققاً، حکیماً، فیلسوفاً، عارفاً، نحریراً، جلیل الشأن، عظیم المرتبة، معاصر المولی محمدباقر المجلسی علیه الرحمه و کان کثیر المیل الی التصوف و قد اخرجه الفاضل من بلدة اصفهان و نفاه عنها من باب الامر بالمعروف فلم یقدر اَن یرجع الیها الی اَن مات الفاضل علیه الرحمه و له تحقیقات رشیقة لطیفه فی فنه و  کان سیدالحکماء المتأخرین و سند العرفاء المتألهین و سمعت من مشایخنا وصف تبحره و عرفانه و زهد کثیراً قدس الله سره ».

    از اردستانی برخی آثار بر جای مانده است از جمله:

1.     رساله­ حکمت صادقیه­؛

2.       رساله در وحدة وجود به زبان عربی که در کتابخانه مدرسه آخوند در همدان نگاهداری می شود؛  

3.       رساله­ در تفسیر آیة نور؛

4.       حاشیه بر شفا؛

5.       رساله­ای در جعل؛

6.       گفتاری به فارسی در پنج صفحه در مبدأ و معاد که در کتابخانة آستان قدس رضوی است؛

7.       اختیارات الایام والساعة بالفارسیه، یا «نیک و بد روزگار»؛

8.       رسالة تباشیر در عرفان؛

9.       حواشی بر شفای ابوعلی سینا، به طوری که از والد خود شیخ احمد شفیعی اردستانی شنیدم، مولانا محمدصادق حواشی بر شفا نوشته و آقا حسین بن جمال الدین محمد خوانساری آن را در حواشی خود بر شفا نقل کرده است؛

10.    کلید بهشت که نسخه­ای از آن به شماره 1661 در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است؛   

11.    رساله جعلیه صادقیه که از نسخه مرحوم حاجی سید حسین شهشهانی اصفهانی استنساخ شده و حاکی است که مؤلف آن در سال یک هزار و صد و بیست و یک (1121ق ) تمام نموده است. رساله­ دیگری که آن نیز در باب « جعل » است و استخراج از مجموعه ای است به خط احمد بن علی محمد رشتی گیلانی، از طلاب مدرسه نیم آورد اصفهان در تاریخ ( 1219- 1220ق ) که در کتابخانة مرحوم سید محمد علی نیماد فتوحی موجود و بعد از فوتش به آقای مشکوۀ، استاد دانشگاه فروخته شده است؛

12.    حکمت صادقیه که رساله­ای در قوای نفس است و تقریر درس اردستانی به قلم حکیم دانا ملا حمزه­ گیلانی است. این رساله موجود در کتابخانة ملی، مشتمل بر بیست و نه فصل در مباحث نفس است که از قوای خاص نفس نباتی که مظهر اولین طلیعه­ حیات است شروع و به تحقیق در نحوة حقیقت نفس ختم می­شود.

    به لحاظ فلسفی، ملا صادق از طرفداران فلسفه مشاء بود و مطالعه آثار و رسایل وی بخوبی نشان از این طرز فکر وی دارد. مهمتر آن که استاد وی حکیم ملا رجبعلی تبریزی بود که این فرد قویترین مکتب فلسفی اصفهان را تا سقوط صفویه در مقابل پیروان اندیشة ملاصدرا ایجاد کرده بود. مشی فلسفی حکیم تبریزی و شاگردانش که تا آخر عصر صفویه تفکر غالب فلسفی حاکم بر حوزه­های علمی بود، فلسفة مشاء بود.

    برخی اخبار و نوشته­ها حکایت از مخالفتهایی با ملا محمد صادق اردستانی در اصفهان دارد که عامل اصلی آن پاره­ای اعتقادات او در مسایل حکمی و فلسفی بود و در نهایت، باعث اخراج وی از شهر شده که در ضمن آن کرامتی از او این گونه نقل شده است:

    عارف ربانی، مولانا محمد صادق اردستانی، که وحید زمان و فرید دوران بود و شاه سلطان حسین بعد از اذیت و آزار بسیار، حکم بر اخراج آن زبدة­ اخیار نمود و طفل صغیر آن جناب در اثنای راه، از شدت برودت هوا تلف شد.

    در جای دیگر آمده است: گویند در سنة مذکور که محمود بن میرویس غلجایی، از جماعت افغان که اصفهان را غارت و پایتخت خود نمود، ملا زعفرانی مراد وی بوده، مکرر می­گفت که چرا وی ( ملا اسماعیل ) را این همه آزار کردید و ما، هر وقت قصد آمدن به ایران را می نمودیم، در عالم واقع شیری مانع بود و شبی دیدم که آن شیر از اصفهان بیرون رفت و دیگر مانعی نیست. فوراً سوار شدیم و آمدیم. تحقیق نمودیم، همان شب بود که مولانا را از شهر بیرون بردند. در باب بصیرت باطنی اردستانی نیز در برخی منابع مطالبی آمده است.

    موضوع اخراج اردستانی از اصفهان محل تأمل است، زیرا در گزارش حزین لاهیجی عالم و شاعر که شاگرد اردستانی بوده، نه تنها اشاره­ای به تبعید اردستانی نیست، بلکه با نام بردن از او و مجلس تدریس وی در اصفهان، تاریخ فوتش را در سال 1134ق همزمان با محاصرة اصفهان توسط افغانان ذکر می­کند. در منابع کهن متأخرتر هم اخراج این حکیم را تصمیمی عنوان نموده­اند که قبل از اجرا، لغو گردیده و فوت فرزند او از شدت سرما یا گرسنگی کاملاً ساختگی و دروغ است.

    از سوی دیگر اردستانی از زمرة فیلسوفان آن دوره به شمار می­رود، نه اهل طریقت و تصوف که وارد منازعات علما و صوفیان شده باشد. منشأ و مدرک تمامی گفته­ها در مورد تبعید اردستانی، ادعای بی­اساس شیروانی است که در هیچ کدام از منابع پیشین نیامده است، اما با این حال، صوفیان با تبلیغات گسترده آن را مشهور نموده، در حد یک واقعیت مسلم و متقن جلوه دادند.

    از نوشته­های حزین لاهیجی استنباط می­شود که استادش اردستانی در سال 1134ق هنگام محاصره و ابتدای سختی و مصائبی که بر اصفهان وارد شده، در گذشته است.

    اردستانی را پس از فوت در ابتدای تخت فولاد آن زمان که در حوالی پل خواجو بود، ­به خاک سپردند. مؤلف تذکرۀ القبور آورده است­: از طرف پل خواجو که بروی، آخر پل، دست چپ چند قبر هست، وسط آن معروف است به قبر « پلوی » که (قبر) آخوند ملامحمد صادق اردستانی است و پلوی گفتن برای آن است که چون پهلوی پل واقع است، از کثرت استعمال یا به مناسبت قرب لفظ پُل به پلو عمداً و یا به اشتباه پُلی یا پُلوی گفته­اند، والحال که زمان ماست، مشهور به پلوی شده، یا برای آن است که گویند تجربه شده که هر که سر قبر او فاتحه بخواند، یا همان شب یا آن هفته به پُلو می­رسد و این اسم سابقاً دربارة «صاحب بن عباد» بوده است.

    مقبرة حکیم اردستانی که در قسمت جنوب شرقی پل خواجو در پای دیوار باغ و کنار سکویی واقع شده بود، در اثر ایجاد جاده و یا تعریض خیابان، بقایای جنازه­ ملا محمد صادق اردستانی به روبروی تکیه کازرونی انتقال داده شد که آن نیز روی سکویی قرار دارد و برسنگ بالای قبر او چنین نوشته شده: « هو الباقی آرامگاه عارف معارف دین و عارج معارج یقین مرحوم ملا محمد صادق اردستانی، ­الشهیر به پُلی.

    ملا محمد صادق اردستانی سه فرزند پسر داشته است که به نامهای حاج محمد ابراهیم، محمد شفیع و ملا محمد طاهر بوده­اند.

1.محمد ابراهیم: وی به شهر یزد مهاجرت نمود و در آنجا سکونت اختیار کرد و اغلب احفاد و اولاد او اهل علم و کمال بوده­اند­، مؤلف تذکرۀ القبور آورده است: «از جمله نواده­های اوست مرحوم آقا محمد مهدی پاشنه طلای یزدی که از علمای کاملین و فاضلین یزد بوده چنان که ولد صالح آن مرحوم آقا شیخ عبد الصالح که فعلاً از علمای یزد است».  

2.ملا محمد طاهر: در اصفهان ساکن بوده و فرزندش ملا محمد صادق، ادیب و شاعر بوده و «روشن» تخلص می­نموده است. لقب طریقتی او روشنعلی بوده، در سال 1305ق در تهران وفات یافته و جنازه­اش به عتبات منتقل شده و دیوان اشعارش به طبع رسیده است ملا محمد شفیع اردستانی مقیم اردستان که احفاد و اولادی از وی به وجود آمده و بین آنها نیز اهل فضل و علم زیاد بوده است