میرزا محمدابراهیم ساغر

میرزا محمدابراهیم ساغر

میرزا محمدابراهیم ساغر

شهرت:

ساغر
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
1/01/1302
محل مزار:
  و بقعه فاضل هندی
زمینه فعالیت:
شاعر,ادیب
فرزند محمداسماعیل، شاعر و ادیب، متخلص به «ساغر»، خط را نزد آقا غلامعلی خطاط اصفهانی فرا گرفت و به تشویق وی به تحصیل فنون ادبی پرداخت و خود شاعری خوش نویس و فاضلی گران مایه شد. از آثارش «کنز المصائب» معروفترین اثر مطبوع وی در مصائب و مناقب اهل بیت علیهم-السلام و «سبع المثانی» است. وی در سال 1302ق وفات کرد. این شعر در مدح امام رضا علیه السلام از اوست:
افلاکتو را چاکر و هر کس که در آن است
آفاق تو را خادم و هرکس که در این است
یک حاجب درگاهت، گردون رفیع است
یک واقف به نگاهت، جبریل امین است

زندگی نامه مشروح
فرزند محمد اسماعیل، وى در حدود سال 1225ق در یکی از محلات اصفهان و به قولی در سدة اصفهان متولد شد. چهار پسر به نام های آقا عباس پدر محمد کاظم غمگین شاعر؛ میرزا کاظم؛ میرزا محمدرضا و محمد ابراهیم از فرزندان محمد اسماعیلند.
در سنین پنج سالگى ساغر، پدرش وفات کرد و به اندک زمانی مادرش نیز درگذشت و به سبب دوستى و معاشرت گرم پدرش با نابغه خوشنویسان زمان، آقا غلامعلى خطّاط اصفهانى، در حجر تربیت و ظلّ حمایت او قرار گرفت و نزد او خط نسخ را آموخت و به تشویق او به تحصیل فنون عربیت و ادبیت پرداخته و در پرتو معاشرت با شعرا و اهل ذوق و ادب، طبع شاعرى اش به کار افتاد و در اندک زمانى شاعرى خوش نویس و فاضلى گران مایه از کار درآمد. آنچنان که آقا غلامعلى یکى از دختران خود را به او تزویج کرد که از آن پیوند، خاندانى ارجمند تشکیل شد.
میرزا اسماعیل متخلص به دُردى فرزند بزرگ ساغر، نیز شاگرد نسخ آقا غلامعلى بود و از پرتو پرورش آقا غلامعلى، اهل خط و شعر و کمال گردید. وی در جوانی به هندوستان مهاجرت نمود. فرزند دیگر ساغر، میرزا غلامعلی، از اساتید خط شکستة نستعلیق و نسخ است. وی خط نسخ را از سید بقاء و میرزا آقاجان پرتو فرا گرفته بود و در کتابت نَسخ خود را غلامعلی ثانی امضا می کرد. وی در سال 1329ق درگذشت. فرزند دیگر وی میرزا جعفر متخلص به ظفر اصفهانی و یک پسر دیگر او میرزا علی نوازندة سنتور بوده است.
ساغر در 20 تا 21 سالگی برای تکمیل علوم و دانش به عتبات عالیات و شهرهای ایران خاصه خراسان مسافرت کرد.
خانوادة ساغر تا سال 1269ق که آقا غلامعلى فوت کرد، در تکفّل او به رفاه مى زیستند. ولی از آن پس سنگینى بار مؤونت عیال بر دوش ساغر قرار گرفت و چون از راه شعر و کتابت معیشت او نمى گذشت؛ در صدد تحصیل سرمایة کسب و تجارت برآمده و براى این مقصود برای دومین بار سفر هندوستان را اختیار کرد. آقا خان محلاتى ساکن بمبئى که طبعاً سخىّ و عالى همت بود و به غرباى ایرانى که در هند به حضور او مى رسیدند بى اندازه تفقد و دلجویى مى نمود؛ ساغر را مورد لطف و توجه خود قرار داد و هزار تومان براى کسب و تجارت به او تقدیم کرد. ساغر در سال 1271ق به اصفهان بازگشت و در سراى حاج کریم بازار، حجره اى گرفته و به بازرگانى پرداخت.
وى از اعضاى انجمن ادبى ابوالفقراء و انجمن ملک الشعراء عنقا بود و معاصرانش شعرایى همچون: میرزا محمّد على مسکین، میرزا آقاجان پرتو، میرزا عبدالرحیم افسر، عنقا، دهقان سامانى، عمان سامانى، آشفته، شعرى و جوزاى اصفهانى بوده اند.
ساغر تمام همت خود را به سرپرستى و تربیت برادرزادگانش مخصوصا میرزا ابوالقاسم ذوقى و حاج محمّد کاظم غمگین مصروف داشته و آنان را فرزندان خود خوانده است.
آثار نظم و نثر ساغر از قرار ذیلند:
1- کنز المصائب؛ 2- ماتم سرا؛ 3- دیوان اشعار؛ به نام مکاشفات و مشاهدات 4- پارسى نامه؛ 5- تحفة الحسینیة؛ 6- توحید نامه؛7- مزخرف نامه؛ 8- سبع المثانى یا سبعة ابحر.
عبدالمجید اوحدی در سبک شعری او می نویسد:« وی در انواع شعر طبع آزمایی نموده، ولی قدرت او در قصیده سرایی بیشتر است و باید او را شاعری قصیده سرا نامید. وی از پیروان سبکی است که در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم که دورة بازگشت ادبی محسوب می شود، بوجود آمد. ساغر مانند غالب شعرای چکامه ساز معاصر خود آثار شعرای متقدم را سرمشق قرار داده و از روش آنها پیروی کرده است. وی در استخدام کلمات به سبب تبحری که در زبان فارسی و عربی داشته، بسیار نیرومند و توانا است و در ایراد تشبیهات و کنایات و به کار بردن صنایع لفظی و معنوی قدرتی از خود نشان می دهد. غالب قصایدش دارای حسن مطلع و حسن ختام است و کمتر چکامه ای دیده شده که از این صنعت عاری باشد. معهذا رعایت آن را نه تنها واجب نشمرده بلکه یک نوع تکلیف و تقید می دانسته است».
از دیگر آثار خط ساغر کتاب اخلاق ناصری از خواجه نصیرالدین طوسی است که با خط نسخ به سال 1267ق نوشته است. همچنین حقایق الصنایع از میرزا ابوالقاسم فندرسکی به خط ساغر است.
ساغر از جمله شعرایی است که قسمت اعظم آثارش نظماً و نثراً در مدح و منقبت خاندان پیغمبر اکرم و ذکر مصائب آنها دور می زند و در مدایح و مراثی او حسن عقیدت و خلوص نیت وی به خوبی واضح است.
از شعرای نامی قرن سیزدهم که ساغر با آنها مکاتبه و معاشرت داشته به وصال شیرازی، قاآنی شیرازی، یغمای جندقی، شهاب، سروش اصفهانی و محمود خان ملک الشعراء کاشانی می توان اشاره کرده که از بین آنها با قاآنی بیش از دیگران ارتباط داشته و در مقام شاعری او را استاد خویش نامیده است.
ساغر در سال 1302ق وفات کرد و در تکیـة مخروبه اى در جوار فاضل هندى مدفون شد. ماده تاریخ وفات او را میرزا محمّد مانى سروده که بر سنگ مزارش منقور بوده است:
مست صهباى سعادت ساغر آنک
جام ها از بادة وحدت زده
وقت رحلت گفت با ساقی عشق
از پى تاریخ: یک ساغر بده