میر سید احمد علوی عاملی

میر سید احمد علوی عاملی

میر سید احمد علوی عاملی

شهرت:

علوی عاملی
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
1/01/1063
محل مزار:
سید رضی
زمینه فعالیت:
عالم فاضل
فرزند سید زین العابدین، فقیه متکلم، حکیم فیلسوف محقق در اواخر قرن دهم هجری متولد شد، از شاگردان میرداماد و شیخ بهایی بود. افزون بر نسبت پسرخاله بودن با استادش میرداماد، افتخار دامادی وی را نیز داشته است. او حکیمی متاله و متکلمی برجسته و از شخصیت های برجسته مکتب فلسفی اصفهان و نیز مفسر الهیات شفای بوعلی سینا بوده است.
وی علاوه بر اجازات متعدد میرداماد به وی، همچنین از شیخ بهایی (م:1030ق) نیز اجازه روایت داشته است. همواره از میرداماد به احترام یاد می کند و او را «معلم حکمت ایمانی و یمانی» می خواند و در نوشته های خود می-کوشد که از افکار و عقاید او حمایت کند. او در کتاب «النفحات الاهوتیه فی العثرات البهائیه» به طرفداری از میرداماد به شیخ بهایی انتقاد می کند، میرداماد نیز متقابلاً توجه خاصی به سید احمد داشته است، چنانکه افزون بر تعبیرات عمیق و لطیف درباره وی، بر برخی آثار وی از جمله کتاب «کشف الحقایق» او تقریظ نوشته است و از او خواسته است تا شرحی بر «قبسات» وی بنویسد. وی در دفاع از اسلام و اثبات نبوت خاصه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در برابر مبلغان مسیحی، بسیار کوشا بود و چندین کتاب در این زمینه نگاشت. وی زبان عبری را به خوبی می دانست و با تورات و انجیل های چهارگانه آشنایی ژرفی داشت. در نوشته هایش می کوشید تا نشان دهد که در کتب عهدین به نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بشارت داده شده است. از سید احمد علوی آثار علمی متعددی بالغ بر بیست مجلد برجای مانده است که بیشترین آنها در فلسفه و مباحث کلامی است. آثارش به شیوه استادش میرداماد، با گرایش به عرفان نگاشته شده است. وی در سال 1063ق وفات یافت و نزدیک مزار آقا سید رضی الدین شیرازی مدفون گردید. مزار وی ازبین رفته است. سنگ یادبودی برای این عالم فقیه در تکیه نصب شده است

زندگی نامه مشروح
خاندان؛ از زندگانى او گزارش کاملى تا کنون به دست نیامده و جز اشارات گذرایى که در تراجم موجود است مطلبى در دست نیست. از سال تولد او نیز اطلاع دقیقى موجود نیست. نسب کامل او بنا بر آنچه که در «جامع الأنساب» آمده چنین است: أحمد بن زین العابدین بن عبدالله بن محمد بن صالح بن جعفر بن أحمد بن حمزة بن قاسم بن حسین بن أبى أحمد عبد الله المشهدى بن محمد بن على بن حسین بن محمد الطبان بن حسین بن أبى على أحمد بن محمد بن عریزى بن حسین بن أبى جعفر محمد بن على بن حسین الطواف بن أبى الحسن على الخارص بن محمد الدیباج بن الامام جعفرالصادق (علیه السلام).
پدر صاحب ترجمه، سید زین العابدین از علماى بزرگ امامیه و مقیم جبل عامل بود در محضر محقق کرکى (م: 940) درس خوانده بود که پس از چندى مفتخر به دامادی وی گردیده است. صاحب ترجمه علاوه بر این که خاله زاده امیر محمد باقر استرآبادى (م: 1041ق)- مشهور به میرداماد- است، مفتخر به دامادی استاد نیز بوده است.
تعدادى از تراجم که از وى نام برده اند. وى را به فضل و علم و زهد و تحقیق ستوده اند؛ ولکن اطلاعى از خصوصیات احوال او نداده اند. القابى که براى وى در کتب موجود است عبارتند از «احمدالمحققین»، «احمدالمجتهدین»، «احمدالفضلاء و المحققین» و «سیدالمحققین».
اساتید؛ اساتید وی بدین قرارند: 1- امیر محمد باقر داماد- مشهور به میرداماد، از نوادگان محقق کرکى: صاحب ترجمه اکثر علوم را از او فرا گرفت. چنانکه اجازة میرداماد به او حاکى از فراگیرى معقول و منقول به نزد صاحب اجازه بوده است. همچون قواعد علامه، شفاء بوعلى و. صاحب ترجمه تا آخر عمر به آراء استاد وفادار بود و به شرح بعضى از کتب او پرداخته است.
2- شیخ بهاء الدین عاملى- مشتهر به «شیخ بهایى»: صاحب ترجمه به نزد این استاد علوم منقول را کسب کرده و از او اجازه اى گرفته است. و لکن پس از چندى کتابى به نام« النفخات اللاهوتیة فى العثرات البهائیة» نگاشته و در آن آراء اختلافى خود و استاد را تبیین نموده است و همین را پاره اى سبب عدم شهرت وى دانسته اند.
اجازه هاى مؤلف؛ از صاحب ترجمه، چهار اجازه در دست مى باشد که سه عدد آنها از میرداماد و دیگرى از شیخ بهایى است، از سیاق اجازه هاى او چنین فهمیده مى شود که مؤلف آنها را در زمان تحصیل و بدو کار خود حیازت نموده است. علامه مجلسى در بخش اجازات «بحار الأنوار» دو اجازه از میرداماد و یک اجازه از شیخ بهایی را به طور کامل نقل نموده است.
جایگاه صاحب ترجمه؛ وی مهمترین وارث فکری میرداماد است که کرسی درس استادش بدو رسیده و از این رو یکی از ارکان مهم فکر فلسفی مکتب اصفهان است که تداوم حکمت یمانی میرداماد وامدار اوست، وی افزون بر جامعیت در تمام علوم عصری به واسطة آشنایی با دیانت یهود و مسیحیت و بظاهر آشنایی با زبان عبری، در آن زمان نقش بسیار بنیادینی را در مواجهه با این ادیان داشته است؛ تا بدان جا که چهار اثر خود را بدین مهم اختصاص داده است که در این میان «مصقل صفا» عملاً در نقد آراء ژروم گزاویه است و «لوامع ربانی» در رد نگاشته پیترو دلاواله است.
تألیفات؛ 1- « اظهار الحق و معیار الصدق»: در بیان احوال ابومسلم خراسانى، این رساله را به ظاهر مؤلف در تأیید کتاب امیر سید لوحى نگاشته که میرلوحى در آن به هجو ابومسلم خراسانى و حلاج پرداخته است، و لکن مردم بر او شوریدند، و صاحب ترجمه این رساله را به دفاع از او نوشت.
2- «بیان الحق و تبیان الصدق»: در احکام وقف.
3- «تعلیقه بر حاشیة خفرى بر شرح جدید تجرید قوشجى».
4- «تعلیقه بر حاشیة دوانى بر تهذیب» .
5- «تعلیقه بر حاشیة میر سید شریف بر شرح عقائد عضدى».
6- «ثقوب الشهاب فى رجم المرتاب»: در رد صوفیه.
7- «جواب سؤالات خواجه نصیر از شمس الدین خسروشاهى» که به خواهش محمد صالح گرامى نوشته است.
8- « حظیرة الانس من ارکان کتاب ریاض القدس»: شرح مختصر تجرید است، نگاشتة سال 1037ق.
9- «حواشى بر شرح هدایه میبدى».
10- «حواشى بر کافى» .
11- «حواشى بر من لا یحضره الفقیه» .
12- «خطفات القدس»: مقالاتى است حکمى، پیرامون مسألة علم و مباحث نفس در إلهیات و طبیعیات، نام آن در کتاب ریاض القدس آمده است .
13- «رساله در اصول اعتقادات».
14- «رساله در اقوال دابة الارض».
15- «رساله در تقدم نماز زیارت از بعید».
16- «رساله در دفاع از مصقل صفا».
17- «رساله در سیادت شریف»: ظاهراً به تبعیت از استاد خود- میرداماد- بر اساس رساله او موسوم به اثبات السیادة من الام» نگاشته است .
18- «رساله در طینت».
19- «رساله در نجاست خمر» که ردى بر رأى ملا محمدامین استرآبادى است، و در سال 1034 نگاشته است.
20- «رساله در نسب معاویه».
21- «رساله در وقف کفران»: گفتارى کوتاه در مبحث وقف در علم تجوید.
22- «روضة المتقین»: شرحى بر مقصد پنجم و ششم تجرید، که در مبحث امامت و معاد است، و بعد از کتاب ریاض القدس نگاشته شده است.
23- «ریاض القدس»: شرحى عربى و مبسوط بر تجرید و آراء قوشجى و خفرى است که به سال 1028 نگاشته شده است، و خلاصة آن همان کتاب «حظیرة الانس» است.
24- «شرح اثنى عشریة شیخ بهائى».
25- «شرح اشعار اول جذوات «عینان عینان لم یکتبهما قلم ...» .
26- «شرح ایماضات میرداماد»: در مسألة حدوث.
27- «شرح برهان شفاء» .
28-« شرح قاطیغوریاس شفاء».
29- «شرح قبسات».
30-« شهاب المؤمنین فى رجم الشیاطین المبتدعین» رد صوفیه.
31- «صواعق رحمان»: رد یهود پیرامون تحریف تورات و زبور.
32- «عروة الوثقى یا مفتاح الشفاء»: شرح إلهیات شفاء ساخته 1036.
33- «عقدالجواهر المتعلقة بکتاب التجریدالزاخر»: شرح قسمت جواهر و اعراض تجریدالاعتقاد.
34- «کحل الأبصار»: شرح اشارات.
35- «کشف الحقائق»: در شرح تقویم الایمان، مؤلف دو شرح بر رسالة استاد نگاشته است، اولین مرتبه شرح خود را در سال 1026 ساخته، و مرتبة دوم دیباجة شرح اول را عوض نموده و از شرح اول تقریرى جدید نموده است.
36-« لطایف غیبیه»: در تفسیر آیات العقائد که در نوع خود بى نظیر است.
37- «لغز لوامع ربانى» در مباحث عددى.
38- «لمعات ملکوتیة»: در رد نصارا و تحلیل کلمات غامضة انجیل .
39- «لوامع ربانى»: در تحریف انجیل .
40-« مصابیح القدس و قنادیل الانس»: به نام تعلیقة قدسیة نیز خوانده شده است، به ظاهر شرح اولى مؤلف است بر کتاب تجرید که آراء خفرى، قوشجى و دوانى را به طور مشروح مورد بررسى قرار داده است، و به مباحث نبوت و بقیة آن نپرداخته است. این شرح به سال 1011 پایان پذیرفته است.
41- «مصقل صفا» در تجلیة آینه حق نما، گفتاری در نقد مسیحیان .
42- «المعارف الالهیة»: شرح حدیث «مُن عرف نفسَهُ فقد عرفَ ربه» .
43- «معراج العارفین»: شرح منهاج السالکین بحرانى، در مباحث کلامى و مختصرى از فقه .
44- «مناهج الأخیار» شرح استبصار به نام عنایات الأخبار نیز خوانده شده است.
45- «منهاج الصحة»: گفتارى فارسى در شطرى از اصول اعتقادات و بخشى مشبع در احکام نماز .
46- «منهاج صفوى»: دربارة فضایل سادات، نگاشته سال 1013 .
47- «النفخات اللاهوتیة فى العثرات البهائیة»: پیرامون ایرادات وارده بر شیخ بهایى.
وفات؛ درگذشت مؤلف بنا به نقل صاحب « الذریعه» پس از سال 1054 و قبل از 1060 در اصفهان واقع شده است و ظاهراً مستند این گفتار بیان ملا مطهر بن محمد المقدادى است که در رسالة «رد الصوفیة» از سید نام برده، و طلب مغفرت بر او نموده است، با توجه به این که نگارش این رساله به سال 1060ق است. ولی با توجه به آنچه که در پشت کتاب خطی« کحل الابصار»، کتابخانه مرعشی آمده است، تاریخ وفات در سال 1063ق است.
مدفن وى بنابر پاره ای از اسناد شفاهی در تکیه «آقا رضى» در اصفهان مى باشد که داراى صورت قبر مشخصى نیست.