میرزاابوالقاسم مؤیدالشریعه گیلانی

میرزاابوالقاسم مؤیدالشریعه گیلانی

میرزاابوالقاسم مؤیدالشریعه گیلانی

شهرت:

پروردین
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
1306/01/01
محل مزار:
و بقعه تویسرکانی
زمینه فعالیت:
روزنامه نگار
فرزند میرزا هاشم، معروف به «پروردین»، از ادبا و نویسندگان و روزنامه نگاران فاضل دوره معاصر اصفهان است. دارای ملکات نفسانی و مرام نیک اجتماعی بوده است. ابتدا در تهران ساکن و از مبارزان جدی مشروطه بوده است. اولین روزنامه او به نام «پروردین» در تهران و بعد در اصفهان روزنامه «لوای اسلام» و پس از آن روزنامه «کاشف اسرار» و روزنامه «عصر پهلوی» را منتشر نمود. وی در 17 صفر 1345ق درگذشت
زندگی نامه مشروح
فرزند حاجی میرزا هاشم، معروف به «پروردین» (به سبب انتشار روزنامة پروردین)، از ادبا ونویسندگان و روزنامه نگاران فاضل دورة معاصر اصفهان است. از تولد و زندگی خصوصی او اطلاع چندانی در دست نیست، تنها آنچه از او بر ما معلوم است، ملکات نفسانی و محسنات و مرام نیک اجتماعی به همراه چندین شماره از روزنامه های او که طرز تفکر و اندیشة او را می توان از این بین یافت. او را با لباس عمامه و مردی خوش لباس و بسیار پاکیزه توصیف کرده اند. که بیانگر تحصیلاتش در علوم دینی و در سلک سپاهیان شریعت بوده است. ایشان ابتدا ساکن تهران بوده و از مبارزان و کوشندگان جدی برای کسب مشروطیت بود و در این راه سعی و تلاش وافری نمود. پس از انقلاب، اندیشه های ترقی خواهانه و مصلحانة خود را از طریق چاپ و انتشار روزنامه ادامه داد. اولین روزنامه ای که توسط وی انتشار یافت، روزنامة «پروردین» به سال 1330ق در تهران بود. این روزنامه هفته ای دوبار منتشر می شد و شامل مندرجاتی چون مقالات اساسی و گوناگون، اخبار جنگ جهانی اول و خبرهایی از کشور و دیگر ممالک جهان بود. شماره های موجود از این روزنامه بیانگر دوام سه سالة آن است.
یک سال بیشتر از تعطیلی «پروردین» نگذشته بود که مؤیدالشریعه عازم اصفهان شد و در آنجا روزنامة دیگری به نام «لوای اسلام» را منتشر کرد. لوای اسلام به سال 1335ق و در هشت صفحه منتشر می شد. در آن علاوه بر اخبار داخلی و خارجی، کاریکاتورهایی که امور کشور و دولت را سخت به سخره گرفته بود، نیز درج می شد. قسمت کاریکاتور و مقالات تند انتقادی او، از همان بدو تأسیس، خوانندگان و مشتاقان زیادی را به خود جلب نمود و مورد تأیید جراید دیگر نیز واقع شد.
اما چنین روزنامه هایی مسلماً قابل تحمل برای حکام و زمامداران آن زمان نبود، لذا، لوای اسلام، خیلی زود تعطیل شد و پس از انتشار سومین شمارة آن توقیف شد.
با تعطیلی لوای اسلام، مؤیدالشریعة گیلانی، بی درنگ روزنامة دیگری به نام « کاشف اسرار» را با همان سبک و سیاق و قطع، در هشت صفحه و هفته ای سه بار، به سال 1335ق منتشر کرد. این روزنامه که باز شامل یک سرمقاله و حوادث داخلی و خارجی و مطالبی در باب سیاست و علوم و تاریخ بود. مقالات تند و انتقادی در قالب طنز باز در آن به چاپ می رسید و بخش کاریکاتورهای انتقادی آن از اهمیت زیادی برخوردار بود. در عنوان روزنامه کاشف اسرار به این شکل معرفی شده است: «در این روزنامه از حوادث داخله و سیاست مدن و اصلاح ملکیه و علوم و تاریخ و فلاحت نوشته می شود».
روزنامة کاشف اسرار هر چند از روزنامه های جنجالی و پر سر و صدای اصفهان بود و نوشته ها و انتقاد های آن حتی موجبات اعتراض جراید دیگر را نیز فراهم آورده بود، ولی در بیگانه ستیزی و اعتراض و انتقاد علیه سیاستهای بیگانه در ایران، مخصوصاً روسیه، سرآمد و معروف بود.
این روزنامة مؤیدالشریعه نیز پس از چهار سال به خاطر اعتراض های زیادی که نسبت به او شد، توقیف و از گردونة مطبوعات خارج شد بعد از اینکه در 1300ش کاشف اسرار بسته شد، مؤیدالشریعه به دنبال کسب مجوز روزنامه ای دیگر برای ابراز عقاید و اصلاح اوضاع برآمد، تا اینکه موفق شد در اسفند 1304ش که حاکمیت پهلوی شکل گرفت، امتیاز روزنامة «عصر پهلوی » را اخذ و آن را منتشر سازد. این روزنامه نیز به صورت هفتگی و در اصفهان چاپ و توزیع می شد. در این سال و سال بعد مناقشات قلمی شدید بین مطبوعات اصفهان صورت گرفت که «عصر پهلوی» نیز از آن بی بهره نبود و در آن نقش ایفا می کرد؛ ولی دوام چندانی نیاورد و پس از چند شماره به تعطیلی گرائید و مدیر آن به تهران عزیمت کرد.
در تاریخ 8 آذر 1304ش در شورای عالی فرهنگ، روزنامة ندای هرمز در اصفهان به مدیری مؤیدالشریعه گیلانی تصویب شد. از این پس مؤیدالشریعه به علت مبتلا شدن به بیماری سل چندی در اصفهان و تهران به معالجه پرداخت
ولی مؤثر واقع نشد و عاقبت در روز پنج شنبه 17 صفر 1345ق/1306ش در اصفهان مرگ او را در ربود و پیکرش را در قبرستان تخت فولاد اصفهان، تکیة تویسرکانی به خاک سپره شد.