سید علی هور اصفهانی

سید علی هور اصفهانی

سید علی هور اصفهانی

شهرت:

بدیع ­زاده
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
1346/10/16
محل مزار:
و بقعه تویسرکانی
زمینه فعالیت:
شاعر
فرزند عبدالحسین، متولد 1289ش،سخنور، عارف، هنرمند ماده تاریخ سرا، متخلص به «هور»، از سادات میردامادی است. پدرش از وعاظ در ایران و هندوستان بوده است. وی به فارسی و عربی شعر می سرود و دارای نثر روان بود. خط نسخ، نستعلیق و شکسته و خط لاتین را به صورت تحریری زیبا می نوشت. او در 16 دی ماه 1346ش رحلت نمود.
زندگی نامه مشروح
سخنور، عارف، هنرمند ماده تاریخ سرا که با نام سید علی بدیع زادگان و گاهی «بدیع زاده» نیز خوانده شده است، در سال 1289ش به دنیا آمد. پدرش سید عبدالحسین اصفهانی واعظ در ایران و هندوستان و از تبار میردامادی های اصفهان است که نسبشان به میر محمدباقر استرآبادی معروف به حکیم میرداماد می رسیده؛ و مادرش نیز از صلب عالم فاضل محقق و شاعر و مدرس برجستة مدرسة نیماورد،حاج میرزا بدیع درب امامی بود. عمویش نیز سید مصطفی مؤیدالاطباء طبابت می کرد.
هور خود نیز داماد اول حجة الاسلام سید محمدعلی مبارکه ای واعظ و خطیب معروف به «سید مبارکه ای» است.
او در دوران دانش اندوزی در دبستان قدسیة اصفهان در کانون توجه اولیای مدرسه قرار گرفت و معمولاً برای سرایش غزلی و قطعه ای در مراسم مختلف مکلف می گشت.
در اوان جوانی پدرش را از دست داد و با وجود استعداد نمایان و اشتیاق شایان ناچار تحصیل خود را تا دیپلم علمی در سال 1308 ش در دبیرستان امین التجار اصفهان ادامه داد؛ و پس از طی دورة سربازی به سبب آن که فرزند بزرگتر بود، ناچار به اشتغال در کارخانة ریسندگی و بافندگی زاینده رود اصفهان شد تا بتواند مخارج خانواده و برادر و خواهر کوچکترش را تهیه نماید. در همان حال به فراگیری برخی علوم حوزوی و از بر کردن الفیة ابن مالک و همچنین فراگیری زبان های عربی و آلمانی و فرانسوی و تا حدودی انگلیسی پرداخت و با مهندسان فنی آلمانی و فرانسوی بر سر نحوه ی کاراندازی دستگاه های ریسندگی و بافندگی آن زمان مکالمه می کرد. او در میان کارخانه داران آن زمان اصفهان- که به پایتخت ریسندگی و بافندگی ایران تبدیل شده بود- چنان زبانزد گردید که سوارکردن آلات و ابزار و قطعات، حتی بعداً خرید دستگاه منوط به تأیید او شده بود، و از سویی دیگر روحش با لطافت و ملاحت طبع شعر و شاعری دمساز؛ آن چنان که گوید:
فولاد ساده نرم کند مشتم مدحیه نیز سهم دگر اعضا
همچنین با ارایة طرح ها و نقشه های متنوع پارچه، هنر خود را به صاحبان فن و کارفرمایان عرضه می کرد. اما همزمان با جنگ جهانی دوم و خسارت های مهلک اقتصادی سید علی نیز به بیماری آسم گشت دچار و باعث شد تا بسیاری از عمر باقیماندة خود را بروی تخت های بیمارستان های اصفهان و تهران گذراند. در این باب گوید:
به رنج است از صبح تا شام روحم به درد است از شب به صبح استخوانم
گه از قلب و ضیق النفس، زخم معده به گردون بلند است آه و فغانم
ممارست هور در سرودن و ساختن ماده تاریخ سبب شد که در جوانی به اصرار دوستان ادیب انجمن ادبی اصفهان به چاپ نسخه ای مختصر از چند قصیده همت گمارد. میرزا عباس شیدا که در آن زمان رییس انجمن ادبی شیدای اصفهان بود، در مقدمة آن جزوه که با نام «جزوه تاریخیه های بدیع زاده» 1366 یا «تحفة المسلمین» 1366 با شمارگان اندک در سال 1366ق انتشار یافت، چنین نگاشته است: «آقای سید علی بدیع زاده[...] در این زمان که هنوز در ریعان جوانی هستند صاحب قریحه ای می باشند که این بنده را به حیرت افکنده و پس از مشاهدة سه مدحیة به عدد، هر ناظری با بنده رطب اللسان خواهد شد که الحق نابغة زمان است و فرید این دوران؛ زیرا چهارصد مصراع شعر مدیحه گفتن که تماماً ماده تاریخ باشد و یکهزار و سیصد و شصت و شش درآید، تصور نمی کنم در قوة احدی باشد».
در میان متقدمان این فن برخی از چنین مهارتی برخوردار بوده اند. مشهورترین آنان «ناطق اصفهانی» است که بلندترین تاریخیة وی قصیده ای شصت و دو بیتی است. با این حال قصیدة یکصد و بیست و هشت بیتی ملمع «هور» با نظر به عدد نام «حسین= 128» به مناسبت ولادت اباعبدالله الحسین، علیه السلام، که بیتی تاریخ قمری سرایش آن یعنی1375 و بیتی شمسی 1335 باشد از غرر آثار اوست. نام آن «قصیده ماه خورشید» برابر 1375 و مناسبت آن «ولادت پنجمین معصوم یا سیمین امام مسلمین» 1335 در 256 مصراع است.
دی کان فرشته حسن نکوسیما پیک خجسته جاه مبارک پا
از راه وصل و تهنیت عیدم آمد چو بخت مقبل من پیدا
عارض چمن ولی ز چه؟ ازسنبل سنبل رسن بدان که دو صف ترسا
رویش بدیده نیکتر از مینو لعلش بدیده صافتر از مینا
یا چکامة غدیریه ای در 102 بیت که هر 204 مصراع آن سال سرایش قصیده به قمری 1366 باشد، و چنانچه 102 در 13 ضرب شود به خورشیدی 1326 به دست آید؛ چنان که خود گفته:
صد و دو بیت که هر مصرعی ز عون حساب شود ز هجرت وی طی سالیان امروز
ز «واو» و «زای» قوافی ضریب با صد و دو نما ز سال و مه شمسی این نشان امروز
جمع «و» و «ز» در ردیف «امروز» که جزو قافیه شمرده شده 13 است، که اگر در 102 ضرب شود 1326 می شود.
سید علی بدیع زادگان به فارسی و عربی شعر می سرود، و گاه سروده های عربی او نیز با ماده تاریخ همراه است.
شعر «هور» سبک بازگشت ادبی دارد به گونه ای که قصیده ها و غزل هایش سبک عراقی را نمایان می سازد. قصیده ها اما گاهی رنگ خراسانی به خود می گیرد. غزل ها و قطعه هایی هم با تمایل به سبک اصفهانی یا هندی در آثار او دیده می شود.
ویژگی دیگر شعر «هور» استفاده از آیه های قرآن، حدیث و جمله های عربی است؛ از این رو وی را شاعر ذواللسانین نامیده اند. از دیگر ویژگی های شعر هور سرایش ذو قافیه و ذوالقوافی (بیش از دو قافیه) و نمایش وسیع تضمین و تلمیح است.
هور در عرفان عملی سیر و سلوکی حق جو داشت. دقت در مضامین و معانی تنها قصیدة «ماه خورشید» او می تواند انوار روحانی و جلوات عرفانی حضرت امیر مؤمنان علی (ع) را که در خواب به او عنایت گردیده، به خواننده نشان دهد، که به مدد آن توانسته است در مدت دو هفتة باقیماندة ماه شعبان سال 1375ق 128 بیت با تاریخ دقیق در هر مصراع در مدح و منقبت امام حسین(ع) بسراید.
نثر وی روان و دلکش و گاهی به دلیل آمیختگی با واژه های عربی ممتنع است. نمونة نثر او در مقدمة مجلة «لمعات حسینی» سال 1337 مشاهده می شود:
«خدایی را سپاس که خدایی را جز او نشاید؛ و شکر شکرش حلاوت بندگی افزاید. نیایش به بابش بی نیازی آرد؛ و ستایش جنابش سرافرازی دارد. هستی بخشی که هم هستی بخشی ازوست، و هم هستی بخشی ازوست.
تعالیت رب العرش من کل فاحش فایاک نستهدی و ایاک نعبد
حسبه حسنه و کماله کماله جل جلاله و عم نواله ما اعظم شأنه و سبحانه عما یقول الظالمون علواً کبیراً
و درود فراوان بی پایان بر برگزیدگان بندگان و بندگان برگزیده و وخشوران ستوده اش که بنیانگذار شریعت ربانی و راهنمایان طریقت عرفانی به سرمنزل حقیقت انسانی هستند؛ بویژه چشم چراغ آفرینش و سرمة اهل بینش که شمسة تاج والشمس و ضحیها را جبینش شمسی است لامع، و سراج وهاج والقمر اذا تلیها را جمالش نوری است ساطع».
وی را شاعر جامع الخطوط و هنرمند تاریخیه سرا خوانده اند؛ و به جز خطوط نسخ و نستعلیق و شکسته، خط لاتین را هم به صورت تحریری زیبا می نوشت.
وی پس از تحمل مرارت بیماری های ریه، قلب و کلیه و بستری شدن در بیمارستان های اصفهان و تهران، عاقبت در 16 دیماه 1346ش/5 شوال 1387ق در سن 57 سالگی در تهران جان به جان آفرین سپرد و پیکرش در بقعة تکیة تویسرکانی به خاک رفت. در تاریخ فوت وی گفته شد: «هور منزل گرفت بر مینو».