حبیب الله نیر

حبیب الله نیر

حبیب الله نیر

شهرت:

نیر
تاریخ وفات (قمری/شمسی):
1397/01/29
محل مزار:
و بقعه تویسرکانی
زمینه فعالیت:
شاعر,ادیب
از ادبا و شعراى نامور اصفهان در دوره معاصر

 

از ادبا و شعراى نامور اصفهان در دوره معاصر است. در اصفهان در 22 شوال 1308ق متولد شد و در محله بيدآباد سكونت داشت. نزد پدر دانشمند و اديب و دايى‌هاى هنرمند خود مقدمات علوم و ادبيات و نيز خوشنويسى را فرا گرفت. سپس در محضر علماى طراز اول، همچون آخوند ملامحمد كاشى و شيخ مرتضى ريزى تلمذ كرد و علوم قديمه ـ از تجويد و صرف و نحو و لغت و معانى و بيان و بديع و عروض گرفته تا رجال و اخبار و تفسير و اصول و فقه و منطق و حكمت و كلام و عرفان ـ را آموزش ديد. در احوال او نوشته‌اند كه بخش اعظم قرآن و اكثر ادعيه و بيش از ده هزار بيت شعر عربى و فارسى ـ انشايى و انشادى ـ را به خاطر داشت؛ چنان كه خود نيز بدان اشاره کرده است.

استعداد خداداد، قريحه سرشار و حافظه بسيار، او را به فراگيرى و تتبع در علوم و فنون گوناگون سوق داد. چنان كه رياضيات، منشى گرى، حسابدارى، زبان لاتين و تاريخ و جغرافياى ايران و جهان را آموخت. انواع خطوط را نيز خوب مى‌نوشت. نمونه خط او در آرامگاه سيد شفتى در جنب مسجد سید اصفهان قابل مشاهده است. نير درباره فضايل سيد و تعميرات يكصدمين سالگرد بناى آن (1360ق) قصيده‌اى به زبان عربى سروده و به خط خود در سردر مقبره و ديوار جنوبى رواق آن نگاشته است. از دیگر آثار کتابت وی دو رساله فقهی از سید حسین رجایی را در سال1322ق به خط نسخ زیبا نگاشته است که در کتابخانه حجت الاسلام سید مهدی شفتی نگهداری می شود.

نير در آغاز تأسيس مدرسه معروف قدسيه، مدتى مدرس آن بود ولى پس از چندى براى رفع نيازمندى‌هاى مادى به شغل دفتردارى و حسابدارى روى آورد و تا آخر عمر بدان اشتغال داشت. وى خود در بيان اين كه چرا از پيروى همتايان اديب و شاعر خود در پرداختن تمام وقت به ادب و شعر سر باز زده، مى‌نويسد: «با اين كه دوستدار فضل و جامعيت، بلكه مولَع در تحصيل آن بودم، وقتم اجازه نمى‌داد كه پيروى كنم و به مضمون «الكاسبُ حبيب الله»، فقط مشغول كسب دفتردارى بودم». بدين ترتيب او قريب سى سال در مؤسسات و بنگاه‌هاى ملى كار كرد و در طول اين مدت، به درستى و پاك‌دستي معروف بود. نير در زندگى به سلامت نفس، درستكارى، وطن‌دوستى و دست‌گيرى از درماندگان اشتهار داشت و با آنكه خوش محاوره بود و همگان، معاشرتش را غنيمت شمرده، در مجالس محترمش مى‌داشتند، روزگار خود را به گوشه‌نشينى و قناعت مى‌گذراند. وى در طول حيات، مسافرت‌هايى به مناطق ايران از جمله خراسان و شيراز و تهران و به عراق و عتبات عاليات داشته است.

نير از نگاه معاصران؛

به جز كسانى كه بر كتاب «معادن» او تقريظ نگاشته‌اند، برخى ديگر از بزرگان معاصر نير نيز تعبيراتى در وصف او آورده‌اند كه بازگفت آنها خالى از لطف نيست. علامه آقا بزرگ وى را چنين ستوده است: «عالم اديب[...] من المرموقين فى الفضيله والكمال [...] و هو اليوم من مشاهير أدباء أصفهان و معاریفهم». استاد همايى نيز او را «فاضل خوش خط خوش حافظه» دانسته كه «از حسن خط و فضايل ادبى و طبع شعر بهره‌مند» است. محقق فرزانه، سید محمدعلی روضاتى در زمان حيات نير، او را با تعبير «اديب اريب و دانشمند لبيب» و «دانشمندى وارسته و اديبى خوش محاوره، از شعراء و ادباء خوب اصفهان» ياد كرده است. اصفهان ‌پژوه معاصر، سيد مصلح‌الدين مهدوى مى‌نويسد: نير «شاعرى است اديب و اديبى كامل، در نظم شعر عربى و فارسى هر دو قادر، و در فن تاريخ گويى ماهر». همو در جايى ديگر ، نير را «فاضل اديب و شاعر متتبع» مى‌داند كه «در فنون ادب و[...]ديگر فنون، از صاحب نظران» است. فرجام اين بخش سخن را به سروده‌اى مى‌آراييم كه نير خود در كتاب «معادن» چنين از آن ياد كرده است: «اديب ماهر آقاى حويزى مقيم عتبات در وصف مؤلف گفته:

لَمْ تَكُنْ أخْطَأتْ جُدودُ الأماجِدْ

حَيْثُ سَمتْكَ لِلإلهِ حَبيبا

أنتَ أحْرَزْتَ لِلْمَزايا نِصاباً

وَتَوَفرْتَ لِلْمَعالى نَصيبا

ألْبَسَتْكَ العَلاءُ فى كُل نادٍ

بِجَميلِ الثناءِ بُرْداً قَشيبا

نَيراً لَمْ يَزَلْ يُشِع ضياءً

يُلْبِسُ الْبَدْرَ بِالطلوعِ مَغيبا

بِالْمَعانى أشْبَهْتَ يوسُفَ وَجهاً

صَيرَ الإلْفَ بِالْجَوى يَعْقوبا

وإذا ما ذَكَرْتُ وَصْفَكَ مِنْهُ

تَنْشَقُ الروحُ بِالْعَلاقَه طيبا»

خانواده نير؛

 نيرالادباء، هم از طرف پدر و هم از طرف مادر به دو خانواده علم و ادب و هنر پيوسته است. به قول میرزا حسن خان جابرى انصاری، اديب مشهور معاصر، وى «به دو بيت الكمال منتسب، و به هر سفينه علمى، عَلَمى از ايشان مرفوع و منتصب» است.

پدر او حاج شيخ محمدباقر ابن مولى حسن‌على بن محمد بن ميرزا متخلص به «واثق» است كه در سال 1274ق در همدان متولد شده و در غالب علوم قديمه حتى رياضيات هم استاد بوده است و نزد آخوند ملا محمدباقر فشاركى تلمذ كرده، و از علماى عصر، اجازه اجتهاد داشته است. وى كه به تعبير استاد همايى «از مقدسين اهل علم» بوده ، پس از هجرت به اصفهان در سال 1295ق، چون در فن ادب مهارت داشته، به مدت سى سال در مدرسه صدر اصفهان، مدرس ادبيات بوده است. نير به مناسبتى او را اين گونه ستوده است: «حكى لى والدى الماجد العلامه الواثق مَن هو أستادى وعليه فى جميع العلوم قرائتى واعتمادي ...». از آثار پدر نير يكى مثنوى بلندى است با بيش از يك هزار بيت عربى و فارسى در پند و موعظه به فرزند خود نير، كه آن را در سال 1315ق سروده و «نصح الحبيب» نام نهاده است. بخشى از ابيات مثنوي «نصح الحبيب» به طور پراكنده در كتاب معادن آمده است. اثر ديگر پدر نير، ديوان شعرى است مشتمل بر نصايح و مراثى و سفرنامه و غزليات و غيره كه قريب هزار بيت دارد و در آن منظومه‌اى است داستانى به نام «ليلى و مجنون» كه ابياتى از آن در كتاب معادن آمده است. از آثار ديگر وى، تصحيح برخى از مجلدات بحارالانوار است. ظاهراً هيچ يك از آثار پدر نير مستقلاً به چاپ نرسيده است.

اما از طرف مادر، جد نير، آقا ميرزا محمدعلى قارى خوشنويس، بزرگ خاندان قدسى است كه در تندنويسى و ريزنويسى خط نسخ مهارت داشته و نزديك سيصد نسخه قرآن نگاشته است. از اين جمله، يكصد و نود و هفت قرآن در قطع بزرگ نوشته شده است. گفتنى است قرآن رحلى بزرگ چاپ شده معروف به قرآن سراج الملكى يا چاپ ميرزا حسنعلى خانى كه به تصريح استاد همايى از همه قرآن‌ها كم غلط‌تر است (و تنها يك غلط دارد)، به خط اوست. چهار پسر او يعنى دايى‌هاى نير، ميرزا عبدالحسين قدسى، ميرزا حسن، ميرزا ابوالقاسم و ميرزا مهدى، همه از خطاطان مشهور اصفهان در دوره معاصرند. خاندان قدسى در ادب و هنر شهره اين شهرند، چنان كه جابرى در وصف نير بدان اشاره مى‌كند: «و در گرانبهايش از صدف خاندان قدسى كه شهرت دانش و خطشان كالشمس فى المشارق تابيده».

از ديگر اعضاى خانواده نير، برادر او ميرزا عبدالله است كه نير او را مترجم لاتين معرفى مى‌كند. نير خود تنها دو دختر داشته و خويشان ديگر او كه هم اكنون با نام فاميلى «نير» در قيد حياتند، همگى برادرزاده‌ها و يا خواهرزاده‌هاى اويند.

اهتمام به قرآن؛ نير بسيارى از آيات قرآن را در حفظ داشته و پس از فراگيرى و تكميل خط، دست‌نويس‌هايي از قرآن به خط خود نگاشته است. استشهادات به قرآن در مواضيع مختلف كتاب «معادن»، بيانگر احاطه او به الفاظ و مفاهيم قرآنى است. او خود اين احاطه به كلام الله مجيد را نتيجه تعليم و تربيت پدرش دانسته است. نير كتاب «معادن» را با مقدمه‌اى در مورد اعجاز قرآن آغاز مى‌كند، و در مبحث اول كتاب كه به محسنات و صنايع بديعى اختصاص دارد، نخستين نمونه‌ها را از قرآن مى‌آورد. برخى از اين نمونه ها بسيار دور از ذهن و كمياب و ديرياب است:

الف. در صنعت براعت:

به مفهوم استعمال مباحث و مصطلحات يك فن در معنايى ديگر ـ آيات شريفه «عامله ناصبه» ، و «خافضه رافعه» (واقعه 56: 3) را مثال مى‌آورد  كه همه واژگان آن، اصطلاح نحوى است

ب. در لُغز و معما، آيه كريمه «وما مِن دابه الا هو آخذ بناصيتها» را نمونه مى‌آورد و مى‌افزايد: «باسم (هود) الذى هذه الآيه فى سورته وذلك لأن لفظ (هو) آخذ ناصيه الدابه وهى (الدال)، يعنى الحق الدال بآخره، يستخرج منه(هود)»

. چنانكه روشن است اگر «هو» طبق معنى آيه، پيشانى «دابه» يعنى حرف «د» را بگيرد، كلمه «هود» حاصل مى‌شود و جالب نظر آن است كه اين آيه خود، در سوره هود واقع است.

در طى كتاب «معادن» بحث‌هاى قرآنى ديگرى با عناوين «فائده تفسيريه»، «فائده تجويديه»، «فائده فرقانيه»  به چشم مى‌خورد كه براى نمونه، وي در مبحث اخير به تعبير خود «كلمات يمكن أن تشتبه من القرآن» كلماتى قرآنى را كه ممكن است در خواندن آنها اشتباه و التباسى رخ دهد، فهرست نموده و انصافاً بايد گفت در اين باره تتبع خوبى كرده كه نشان دهنده انس او با قرآن است و شايسته است در كتاب‌هاى آموزش قرائت قرآن آورده شود و يا در قرآن‌هاى چاپى در حاشيه آيات مربوط، بدان توجه داده شود.

از مهم‌ترين مباحث قرآنى در كتاب «معادن»، رساله اى است با نام «الآيات المنظومه فى القرآن» كه مؤلف در آن، آيات موزون افتاده قرآن كريم را در شانزده بحر عروضى استخراج كرده و به گونه‌اى بديع ارائه نموده است. نير خود در آغاز اين رساله آورده است: «البحور المنظومه بين متقدمى شعراء العرب سته عشر بحراً كلها كان موجوداً فى القرآن لكن لايُفهم بعضُها فى بادئ الرأى لخفائها» . نير اين آيات را كه غالباً در قالب يك مصراع قرار گرفته، با افزودن نيم بيتى ديگر ـ با رعايت قافيه و تا حدودى معنا ـ در قطعاتى منظوم عرضه كرده است. افزون بر اين از صنعت «ذو البحرين» و نيز بحر رباعى و مواليا هم مثال قرآنى آورده است. اين رساله كه اخيرا به دست راقم اين سطور تصحيح شده و به چاپ رسيده (نير، «الآیات المنظومه»)، در نوع خود كم نظير است.

بارى نير علاوه بر كتاب «معادن» كه به تعبير وى حاوى «نكات و ملتقطات قرآنيه» نيز هست، رساله جداگانه ديگرى هم درباره يكى از چاپ‌هاى قرآن نگاشته كه در معرفى آثار او بدان اشاره خواهيم كرد.

ارادت به اهل بيت (علیه السلام)؛ نير در سرتاسر كتاب «معادن» از آغاز تا انجام هرجا مناسبتى بوده، از فرصت استفاده كرده، ارادت خالصانه خود را به آستان عترت پيامبر، صلوات الله عليهم أجمعين، اظهار نموده است و اين افزون بر مطالبى است كه به نحوى به زندگى و آثار اهل بيت، علیه السلام، مربوط مى‌شود. شروع كتاب با سه بيت در توسل به اهل بيت، علیه السلام، نقل شعر منسوب به آن بزرگواران، انشاد اشعار بسيارى به عربى و فارسى در مدح و رثاى آنان، ذكر اشعار خود و پدرش در همين باره، تاريخ شعرى وفيات امامان شيعه، علیه السلام، شرح و حل برخى از احاديث مشكل، ذكر شبهات مخالفان كه در اشعارشان آمده و مؤلف با همان وزن و قافيه بدان‌ها پاسخ گفته است، نقد وهابيت و بابيت، جدول تاريخ زندگى چهارده معصوم از جمله مطالبى است كه مستقيم يا غير مستقيم بيانگر عشق مؤلف به خاندان عصمت و طهارت است، چنانكه قريب سى صفحه از جلد اول كتاب «معادن» و پانزده صفحه از جلد سوم را به موضوع تولى و تبرى اختصاص داده است.

نير و شعر و ادب؛

وی از كودكى شعر مى‌گفته است. او شاعرى ذولسانين است كه هم به فارسى و هم به عربى شعر دارد. استاد همايى نوشته است كه او «غالباً به عربى شعر مى‌سازد». مهدوى مى‌گويد: «شعر را نيكو مى‌سرايد». جابرى هم آورده است «كه در ميدان نظم و نثر، مجلى و سابق» است. شهرت او بيشتر در فن تاريخ شعرى است كه در اين فن بيشتر به زبان عربى هنرنمايى كرده است و در وفيات اهل بيت، علیه السلام، و بسيارى از رويدادها و نيز تاريخ فوتِ اغلب معاصران «و حتى براى خود هم»  ماده تاريخ گفته است. در كتب تراجم معاصر به بسيارى از اشعار او در اين باره استشهاد شده است .

با وجود شهرت نير در ميان شعراى اصفهان و مقام شامخى كه نزد ادبا احراز كرده، چون به تعبير خود، شاعر شدن براى او نتيجه دنيوى و اخروى معتنابهى نداشته، كمتر در انجمن شعرا حاضر مى‌شده و در همان سه يا چهار جلسه‌اى هم كه در دوران جوانى شركت كرده است، اساتيد فن به مقتضاى تخلص «نير»، به او لقب نيرالادباء داده اند.

نير در نقد الشعر هم صاحب‌نظر بوده، «فهم معانى اشعار مشكله را هم غالباً به سرپنجه فكر حل نموده» است. نيز طبع او با آهنگ‌هاى عروضى بسيار مأنوس بوده است و «بنا بر اين طبع شعرشناسى كه خدادادى است، ذوق مؤلف [نير]، هر شعرى را هم كه جزو عبارت و بدون اَماره درج باشد، غالباً احساس نموده» است.

وى به لهجه اصفهانى هم سروده‌هايى دارد كه پس شيرين و خواندنى است. در آغاز كتاب «معادن»، شماره صفحاتى كه در آن، اشعار نير آمده، مذكور است. به هر حال كتاب «معادن» او نمودار شعرشناسى و منزلت ادبى نير است.

آثار نير؛

  1. كتاب «معادن» كه به تفصيل بدان خواهيم پرداخت.

 

  1. رساله «الآيات المنظومه فى القرآن» يا «الآيات الموزونه» به زبان عربى كه در ضمن كتاب «معادن» به چاپ رسیده و همچنین با تصحیح نگارنده در جلد اول «نصوص و رسائل من تراث اصفهان العلمی الخالد» به چاپ رسیده است.

 

  1. رساله كوچكى در اغلاط چاپى قرآن‌هاى چاپ باغچه‌سرا، كه به طبع رسيده است.

 

  1. ديوان شعر؛ اين اثر در «الذريعه» نام برده شده است ولى در ساير مآخذ شرح حال مؤلف، نامى از مجموعه اشعار نير تحت عنوان «ديوان» به ميان نيست، هرچند شعرهاى بسيارى از وى در لابه لاى كتاب «معادن» مذكور است.

 

  1. كتاب «رسوا در خدَع ميرزا خدا» در رد فرقه مستحدثه بابيه و بدعت‌هاى آنان كه به چاپ نرسيده ولى قسمتى از آن در انتهاى كتاب «معادن» نقل شده است.

 

كتاب معادن؛

این كتاب كه به نام‌هاى «معادن العلوم» و «معادن الافادات» نيز شهرت دارد، بزرگ‌ترين و مهم‌ترين اثر نير است. او خود در وجه تسميه آن نوشته: «ولما وَرَد الحديث "الناس معادن كمعادن الذهب والفضه" ترشحت مآثرُ مَعدِنى للأخلاء، فكُل إناءٍ يَترشحُ بما فيه لذا سميتها بالمعادن»

ستايش از كتاب؛ سه تن از ادباى معاصر بر كتاب «معادن » تقريظ نوشته‌اند:

يك. ميرزا حسن‌خان جابرى انصارى؛ كه با نثرى سرشار از صنايع بديعى، كتاب و مؤلف آن را ستوده است. وى مؤلف را با تعبيراتى مثل «نير علم» و «ماه فضل و دانش» ياد كرده، در بخشى از تقريظ خود در باره كتاب معادن آورده است:

«هزار فضل، همه لفظ‌ها در آن دلكش

هزار عِقد، همه نكته‌ها در آن دلبر

مِن كُل شَىءٍ لُطفُه ولَطيفُه

مُستَودَعٌ في هذهِ المَجموعهْ

هنرآموزان و گهراندوزان را سزد كه از اختر هر باب و فصلى استناره، و از جوهر هر علم و فضلى استعاره نموده، قدردانند و به هر صحيفه و نامه، سلطان نظم و نثرش را به صدر و ختامه نشانند».

دو. عبدالحسين آيتى تفتى؛ كه طولانى‌ترين تقريظ را نگاشته و در سروده‌اى فارسى با بيش از سى بيت (مشتمل بر سى و شش صنعت بديعى)، كتاب و صاحبش را نيك نواخته است: «كتاب كشكول‌شكن مقامات‌فكن[...] مجموعه فصاحت، منظومه ملاحت، كه توان گلستانش در يمين نهاد و بوستانش در يسار، منطق الطيرش در قبال و منبع الخيرش در وراء [...] كتابى كه جناب نيرش مرقوم داشته و به اسم معادنش موسوم [...] زينت‌بخش بزم انس گرديد.

فقُلتُ لَه أهلاً وسهلاً ومَرحبا

بِخيرِ كتابٍ جاءَ مِن خيرِ كاتبِ

[...] كتابى كه از كتاب خدا آياتى را حاوى است و از خطاب مولى عباراتى را راوى، از فقاهت بهره‌اى دارد و از نباهت شهره‌اي...

بر آسمان جلالت، هلال ابرويش

بديع بود و بديدم به مطلع رويش

ز بس كه داشت براعت، نمودم استهلال

به رد قافيه باز از هلال ابرويش ...»

سه. علم الهدى سيد احمد ابطحى شيرازى؛ كه به زبان عربى در نثرى مصنوع از نير و كتاب «معادن» تجليل كرده است. وى در ضمن تقريظ خود، مؤلف را با تعبير «الفاضل الأديب والبارع الأريب» ستوده و آورده است: «و يظهَر مِن حُسنِ تأليفِه عُلُو فكرِه و مِن نظمِ تَرصيفِه سُمُو قدرِه، و يَتبينُ مِن تَفَحصِه فى فنونِ الأدبيه طولُ باعِه و مِن تَصفحِه فى العلوم العربيه جوده صناعه ... وقد جمع فيه فَصاحه الالفاظ و بَلاغه المعانى وجد فى إتقان البنيان بصحه المبانى، ومَن طالَعَه يجد فى نفسه الطربَ مِن بدائعِ أشعار العجم والعرب ...

ففى كُل بابٍ منه دُر مُؤَلفٌ

كنظمِ عُقودٍ زَينَتْهَا الجَواهرُ...»

وفات و مراثی؛

 نیر در روز جمعه 4 جمادی الثانی1379ق وفات یافت و در تکیه تویسرکانی مدفون گردید. وی از سال1369ق برای خود ماده تاریخ گفته و هر سال آن را تغییر داده تا این که در سال 1379ق به رحمت حق واصل گشته است. اشعار وفات و مرثیه خودش بر سنگ او در 7 بیت حک شده است که ماده تاریخ آن چنین است:

گرفت از قدسیان الهام و سال فوت را گفتا:

حبیب الله نیر جاودانی در بهشت آمد

شاعر معاصر سيد محمدرضا بهشتى تاريخ وفات او را در ضمن قطعه‌اى چنين آورده است:

بهشتى هشت پا در جمع و گفتا

بهشتى شد حبيب‌الله نير

 


زندگی نامه مشروح

 

از ادبا و شعراى نامور اصفهان در دوره معاصر است. در اصفهان در 22 شوال 1308ق متولد شد و در محله بيدآباد سكونت داشت. نزد پدر دانشمند و اديب و دايى‌هاى هنرمند خود مقدمات علوم و ادبيات و نيز خوشنويسى را فرا گرفت. سپس در محضر علماى طراز اول، همچون آخوند ملامحمد كاشى و شيخ مرتضى ريزى تلمذ كرد و علوم قديمه ـ از تجويد و صرف و نحو و لغت و معانى و بيان و بديع و عروض گرفته تا رجال و اخبار و تفسير و اصول و فقه و منطق و حكمت و كلام و عرفان ـ را آموزش ديد. در احوال او نوشته‌اند كه بخش اعظم قرآن و اكثر ادعيه و بيش از ده هزار بيت شعر عربى و فارسى ـ انشايى و انشادى ـ را به خاطر داشت؛ چنان كه خود نيز بدان اشاره کرده است.

استعداد خداداد، قريحه سرشار و حافظه بسيار، او را به فراگيرى و تتبع در علوم و فنون گوناگون سوق داد. چنان كه رياضيات، منشى گرى، حسابدارى، زبان لاتين و تاريخ و جغرافياى ايران و جهان را آموخت. انواع خطوط را نيز خوب مى‌نوشت. نمونه خط او در آرامگاه سيد شفتى در جنب مسجد سید اصفهان قابل مشاهده است. نير درباره فضايل سيد و تعميرات يكصدمين سالگرد بناى آن (1360ق) قصيده‌اى به زبان عربى سروده و به خط خود در سردر مقبره و ديوار جنوبى رواق آن نگاشته است. از دیگر آثار کتابت وی دو رساله فقهی از سید حسین رجایی را در سال1322ق به خط نسخ زیبا نگاشته است که در کتابخانه حجت الاسلام سید مهدی شفتی نگهداری می شود.

نير در آغاز تأسيس مدرسه معروف قدسيه، مدتى مدرس آن بود ولى پس از چندى براى رفع نيازمندى‌هاى مادى به شغل دفتردارى و حسابدارى روى آورد و تا آخر عمر بدان اشتغال داشت. وى خود در بيان اين كه چرا از پيروى همتايان اديب و شاعر خود در پرداختن تمام وقت به ادب و شعر سر باز زده، مى‌نويسد: «با اين كه دوستدار فضل و جامعيت، بلكه مولَع در تحصيل آن بودم، وقتم اجازه نمى‌داد كه پيروى كنم و به مضمون «الكاسبُ حبيب الله»، فقط مشغول كسب دفتردارى بودم». بدين ترتيب او قريب سى سال در مؤسسات و بنگاه‌هاى ملى كار كرد و در طول اين مدت، به درستى و پاك‌دستي معروف بود. نير در زندگى به سلامت نفس، درستكارى، وطن‌دوستى و دست‌گيرى از درماندگان اشتهار داشت و با آنكه خوش محاوره بود و همگان، معاشرتش را غنيمت شمرده، در مجالس محترمش مى‌داشتند، روزگار خود را به گوشه‌نشينى و قناعت مى‌گذراند. وى در طول حيات، مسافرت‌هايى به مناطق ايران از جمله خراسان و شيراز و تهران و به عراق و عتبات عاليات داشته است.

نير از نگاه معاصران؛

به جز كسانى كه بر كتاب «معادن» او تقريظ نگاشته‌اند، برخى ديگر از بزرگان معاصر نير نيز تعبيراتى در وصف او آورده‌اند كه بازگفت آنها خالى از لطف نيست. علامه آقا بزرگ وى را چنين ستوده است: «عالم اديب[...] من المرموقين فى الفضيله والكمال [...] و هو اليوم من مشاهير أدباء أصفهان و معاریفهم». استاد همايى نيز او را «فاضل خوش خط خوش حافظه» دانسته كه «از حسن خط و فضايل ادبى و طبع شعر بهره‌مند» است. محقق فرزانه، سید محمدعلی روضاتى در زمان حيات نير، او را با تعبير «اديب اريب و دانشمند لبيب» و «دانشمندى وارسته و اديبى خوش محاوره، از شعراء و ادباء خوب اصفهان» ياد كرده است. اصفهان ‌پژوه معاصر، سيد مصلح‌الدين مهدوى مى‌نويسد: نير «شاعرى است اديب و اديبى كامل، در نظم شعر عربى و فارسى هر دو قادر، و در فن تاريخ گويى ماهر». همو در جايى ديگر ، نير را «فاضل اديب و شاعر متتبع» مى‌داند كه «در فنون ادب و[...]ديگر فنون، از صاحب نظران» است. فرجام اين بخش سخن را به سروده‌اى مى‌آراييم كه نير خود در كتاب «معادن» چنين از آن ياد كرده است: «اديب ماهر آقاى حويزى مقيم عتبات در وصف مؤلف گفته:

لَمْ تَكُنْ أخْطَأتْ جُدودُ الأماجِدْ

حَيْثُ سَمتْكَ لِلإلهِ حَبيبا

أنتَ أحْرَزْتَ لِلْمَزايا نِصاباً

وَتَوَفرْتَ لِلْمَعالى نَصيبا

ألْبَسَتْكَ العَلاءُ فى كُل نادٍ

بِجَميلِ الثناءِ بُرْداً قَشيبا

نَيراً لَمْ يَزَلْ يُشِع ضياءً

يُلْبِسُ الْبَدْرَ بِالطلوعِ مَغيبا

بِالْمَعانى أشْبَهْتَ يوسُفَ وَجهاً

صَيرَ الإلْفَ بِالْجَوى يَعْقوبا

وإذا ما ذَكَرْتُ وَصْفَكَ مِنْهُ

تَنْشَقُ الروحُ بِالْعَلاقَه طيبا»

خانواده نير؛

 نيرالادباء، هم از طرف پدر و هم از طرف مادر به دو خانواده علم و ادب و هنر پيوسته است. به قول میرزا حسن خان جابرى انصاری، اديب مشهور معاصر، وى «به دو بيت الكمال منتسب، و به هر سفينه علمى، عَلَمى از ايشان مرفوع و منتصب» است.

پدر او حاج شيخ محمدباقر ابن مولى حسن‌على بن محمد بن ميرزا متخلص به «واثق» است كه در سال 1274ق در همدان متولد شده و در غالب علوم قديمه حتى رياضيات هم استاد بوده است و نزد آخوند ملا محمدباقر فشاركى تلمذ كرده، و از علماى عصر، اجازه اجتهاد داشته است. وى كه به تعبير استاد همايى «از مقدسين اهل علم» بوده ، پس از هجرت به اصفهان در سال 1295ق، چون در فن ادب مهارت داشته، به مدت سى سال در مدرسه صدر اصفهان، مدرس ادبيات بوده است. نير به مناسبتى او را اين گونه ستوده است: «حكى لى والدى الماجد العلامه الواثق مَن هو أستادى وعليه فى جميع العلوم قرائتى واعتمادي ...». از آثار پدر نير يكى مثنوى بلندى است با بيش از يك هزار بيت عربى و فارسى در پند و موعظه به فرزند خود نير، كه آن را در سال 1315ق سروده و «نصح الحبيب» نام نهاده است. بخشى از ابيات مثنوي «نصح الحبيب» به طور پراكنده در كتاب معادن آمده است. اثر ديگر پدر نير، ديوان شعرى است مشتمل بر نصايح و مراثى و سفرنامه و غزليات و غيره كه قريب هزار بيت دارد و در آن منظومه‌اى است داستانى به نام «ليلى و مجنون» كه ابياتى از آن در كتاب معادن آمده است. از آثار ديگر وى، تصحيح برخى از مجلدات بحارالانوار است. ظاهراً هيچ يك از آثار پدر نير مستقلاً به چاپ نرسيده است.

اما از طرف مادر، جد نير، آقا ميرزا محمدعلى قارى خوشنويس، بزرگ خاندان قدسى است كه در تندنويسى و ريزنويسى خط نسخ مهارت داشته و نزديك سيصد نسخه قرآن نگاشته است. از اين جمله، يكصد و نود و هفت قرآن در قطع بزرگ نوشته شده است. گفتنى است قرآن رحلى بزرگ چاپ شده معروف به قرآن سراج الملكى يا چاپ ميرزا حسنعلى خانى كه به تصريح استاد همايى از همه قرآن‌ها كم غلط‌تر است (و تنها يك غلط دارد)، به خط اوست. چهار پسر او يعنى دايى‌هاى نير، ميرزا عبدالحسين قدسى، ميرزا حسن، ميرزا ابوالقاسم و ميرزا مهدى، همه از خطاطان مشهور اصفهان در دوره معاصرند. خاندان قدسى در ادب و هنر شهره اين شهرند، چنان كه جابرى در وصف نير بدان اشاره مى‌كند: «و در گرانبهايش از صدف خاندان قدسى كه شهرت دانش و خطشان كالشمس فى المشارق تابيده».

از ديگر اعضاى خانواده نير، برادر او ميرزا عبدالله است كه نير او را مترجم لاتين معرفى مى‌كند. نير خود تنها دو دختر داشته و خويشان ديگر او كه هم اكنون با نام فاميلى «نير» در قيد حياتند، همگى برادرزاده‌ها و يا خواهرزاده‌هاى اويند.

اهتمام به قرآن؛ نير بسيارى از آيات قرآن را در حفظ داشته و پس از فراگيرى و تكميل خط، دست‌نويس‌هايي از قرآن به خط خود نگاشته است. استشهادات به قرآن در مواضيع مختلف كتاب «معادن»، بيانگر احاطه او به الفاظ و مفاهيم قرآنى است. او خود اين احاطه به كلام الله مجيد را نتيجه تعليم و تربيت پدرش دانسته است. نير كتاب «معادن» را با مقدمه‌اى در مورد اعجاز قرآن آغاز مى‌كند، و در مبحث اول كتاب كه به محسنات و صنايع بديعى اختصاص دارد، نخستين نمونه‌ها را از قرآن مى‌آورد. برخى از اين نمونه ها بسيار دور از ذهن و كمياب و ديرياب است:

الف. در صنعت براعت:

به مفهوم استعمال مباحث و مصطلحات يك فن در معنايى ديگر ـ آيات شريفه «عامله ناصبه» ، و «خافضه رافعه» (واقعه 56: 3) را مثال مى‌آورد  كه همه واژگان آن، اصطلاح نحوى است

ب. در لُغز و معما، آيه كريمه «وما مِن دابه الا هو آخذ بناصيتها» را نمونه مى‌آورد و مى‌افزايد: «باسم (هود) الذى هذه الآيه فى سورته وذلك لأن لفظ (هو) آخذ ناصيه الدابه وهى (الدال)، يعنى الحق الدال بآخره، يستخرج منه(هود)»

. چنانكه روشن است اگر «هو» طبق معنى آيه، پيشانى «دابه» يعنى حرف «د» را بگيرد، كلمه «هود» حاصل مى‌شود و جالب نظر آن است كه اين آيه خود، در سوره هود واقع است.

در طى كتاب «معادن» بحث‌هاى قرآنى ديگرى با عناوين «فائده تفسيريه»، «فائده تجويديه»، «فائده فرقانيه»  به چشم مى‌خورد كه براى نمونه، وي در مبحث اخير به تعبير خود «كلمات يمكن أن تشتبه من القرآن» كلماتى قرآنى را كه ممكن است در خواندن آنها اشتباه و التباسى رخ دهد، فهرست نموده و انصافاً بايد گفت در اين باره تتبع خوبى كرده كه نشان دهنده انس او با قرآن است و شايسته است در كتاب‌هاى آموزش قرائت قرآن آورده شود و يا در قرآن‌هاى چاپى در حاشيه آيات مربوط، بدان توجه داده شود.

از مهم‌ترين مباحث قرآنى در كتاب «معادن»، رساله اى است با نام «الآيات المنظومه فى القرآن» كه مؤلف در آن، آيات موزون افتاده قرآن كريم را در شانزده بحر عروضى استخراج كرده و به گونه‌اى بديع ارائه نموده است. نير خود در آغاز اين رساله آورده است: «البحور المنظومه بين متقدمى شعراء العرب سته عشر بحراً كلها كان موجوداً فى القرآن لكن لايُفهم بعضُها فى بادئ الرأى لخفائها» . نير اين آيات را كه غالباً در قالب يك مصراع قرار گرفته، با افزودن نيم بيتى ديگر ـ با رعايت قافيه و تا حدودى معنا ـ در قطعاتى منظوم عرضه كرده است. افزون بر اين از صنعت «ذو البحرين» و نيز بحر رباعى و مواليا هم مثال قرآنى آورده است. اين رساله كه اخيرا به دست راقم اين سطور تصحيح شده و به چاپ رسيده (نير، «الآیات المنظومه»)، در نوع خود كم نظير است.

بارى نير علاوه بر كتاب «معادن» كه به تعبير وى حاوى «نكات و ملتقطات قرآنيه» نيز هست، رساله جداگانه ديگرى هم درباره يكى از چاپ‌هاى قرآن نگاشته كه در معرفى آثار او بدان اشاره خواهيم كرد.

ارادت به اهل بيت (علیه السلام)؛ نير در سرتاسر كتاب «معادن» از آغاز تا انجام هرجا مناسبتى بوده، از فرصت استفاده كرده، ارادت خالصانه خود را به آستان عترت پيامبر، صلوات الله عليهم أجمعين، اظهار نموده است و اين افزون بر مطالبى است كه به نحوى به زندگى و آثار اهل بيت، علیه السلام، مربوط مى‌شود. شروع كتاب با سه بيت در توسل به اهل بيت، علیه السلام، نقل شعر منسوب به آن بزرگواران، انشاد اشعار بسيارى به عربى و فارسى در مدح و رثاى آنان، ذكر اشعار خود و پدرش در همين باره، تاريخ شعرى وفيات امامان شيعه، علیه السلام، شرح و حل برخى از احاديث مشكل، ذكر شبهات مخالفان كه در اشعارشان آمده و مؤلف با همان وزن و قافيه بدان‌ها پاسخ گفته است، نقد وهابيت و بابيت، جدول تاريخ زندگى چهارده معصوم از جمله مطالبى است كه مستقيم يا غير مستقيم بيانگر عشق مؤلف به خاندان عصمت و طهارت است، چنانكه قريب سى صفحه از جلد اول كتاب «معادن» و پانزده صفحه از جلد سوم را به موضوع تولى و تبرى اختصاص داده است.

نير و شعر و ادب؛

وی از كودكى شعر مى‌گفته است. او شاعرى ذولسانين است كه هم به فارسى و هم به عربى شعر دارد. استاد همايى نوشته است كه او «غالباً به عربى شعر مى‌سازد». مهدوى مى‌گويد: «شعر را نيكو مى‌سرايد». جابرى هم آورده است «كه در ميدان نظم و نثر، مجلى و سابق» است. شهرت او بيشتر در فن تاريخ شعرى است كه در اين فن بيشتر به زبان عربى هنرنمايى كرده است و در وفيات اهل بيت، علیه السلام، و بسيارى از رويدادها و نيز تاريخ فوتِ اغلب معاصران «و حتى براى خود هم»  ماده تاريخ گفته است. در كتب تراجم معاصر به بسيارى از اشعار او در اين باره استشهاد شده است .

با وجود شهرت نير در ميان شعراى اصفهان و مقام شامخى كه نزد ادبا احراز كرده، چون به تعبير خود، شاعر شدن براى او نتيجه دنيوى و اخروى معتنابهى نداشته، كمتر در انجمن شعرا حاضر مى‌شده و در همان سه يا چهار جلسه‌اى هم كه در دوران جوانى شركت كرده است، اساتيد فن به مقتضاى تخلص «نير»، به او لقب نيرالادباء داده اند.

نير در نقد الشعر هم صاحب‌نظر بوده، «فهم معانى اشعار مشكله را هم غالباً به سرپنجه فكر حل نموده» است. نيز طبع او با آهنگ‌هاى عروضى بسيار مأنوس بوده است و «بنا بر اين طبع شعرشناسى كه خدادادى است، ذوق مؤلف [نير]، هر شعرى را هم كه جزو عبارت و بدون اَماره درج باشد، غالباً احساس نموده» است.

وى به لهجه اصفهانى هم سروده‌هايى دارد كه پس شيرين و خواندنى است. در آغاز كتاب «معادن»، شماره صفحاتى كه در آن، اشعار نير آمده، مذكور است. به هر حال كتاب «معادن» او نمودار شعرشناسى و منزلت ادبى نير است.

آثار نير؛

1. كتاب «معادن» كه به تفصيل بدان خواهيم پرداخت.

 

2. رساله «الآيات المنظومه فى القرآن» يا «الآيات الموزونه» به زبان عربى كه در ضمن كتاب «معادن»  به چاپ رسیده و همچنین با تصحیح نگارنده در جلد اول «نصوص و رسائل من تراث اصفهان العلمی الخالد» به چاپ رسیده است.

 

3. رساله كوچكى در اغلاط چاپى قرآن‌هاى چاپ باغچه‌سرا، كه به طبع رسيده است.

 

4. ديوان شعر؛ اين اثر در «الذريعه» نام برده شده است ولى در ساير مآخذ شرح حال مؤلف، نامى از مجموعه اشعار نير تحت عنوان «ديوان» به ميان نيست، هرچند شعرهاى بسيارى از وى در لابه لاى كتاب «معادن» مذكور است.

 

5. كتاب «رسوا در خدَع ميرزا خدا» در رد فرقه مستحدثه بابيه و بدعت‌هاى آنان كه به چاپ نرسيده  ولى قسمتى از آن در انتهاى كتاب «معادن» نقل شده است.

 

كتاب معادن؛

این كتاب كه به نام‌هاى «معادن العلوم» و «معادن الافادات» نيز شهرت دارد، بزرگ‌ترين و مهم‌ترين اثر نير است. او خود در وجه تسميه آن نوشته: «ولما وَرَد الحديث "الناس معادن كمعادن الذهب والفضه" ترشحت مآثرُ مَعدِنى للأخلاء، فكُل إناءٍ يَترشحُ بما فيه لذا سميتها بالمعادن»

ستايش از كتاب؛ سه تن از ادباى معاصر بر كتاب «معادن » تقريظ نوشته‌اند:

يك. ميرزا حسن‌خان جابرى انصارى؛ كه با نثرى سرشار از صنايع بديعى، كتاب و مؤلف آن را ستوده است. وى مؤلف را با تعبيراتى مثل «نير علم» و «ماه فضل و دانش» ياد كرده، در بخشى از تقريظ خود در باره كتاب معادن آورده است:

«هزار فضل، همه لفظ‌ها در آن دلكش

هزار عِقد، همه نكته‌ها در آن دلبر

مِن كُل شَىءٍ لُطفُه ولَطيفُه

مُستَودَعٌ في هذهِ المَجموعهْ

هنرآموزان و گهراندوزان را سزد كه از اختر هر باب و فصلى استناره، و از جوهر هر علم و فضلى استعاره نموده، قدردانند و به هر صحيفه و نامه، سلطان نظم و نثرش را به صدر و ختامه نشانند».

دو. عبدالحسين آيتى تفتى؛ كه طولانى‌ترين تقريظ را نگاشته و در سروده‌اى فارسى با بيش از سى بيت (مشتمل بر سى و شش صنعت بديعى)، كتاب و صاحبش را نيك نواخته است: «كتاب كشكول‌شكن مقامات‌فكن[...] مجموعه فصاحت، منظومه ملاحت، كه توان گلستانش در يمين نهاد و بوستانش در يسار، منطق الطيرش در قبال و منبع الخيرش در وراء [...] كتابى كه جناب نيرش مرقوم داشته و به اسم معادنش موسوم [...] زينت‌بخش بزم انس گرديد.

فقُلتُ لَه أهلاً وسهلاً ومَرحبا

بِخيرِ كتابٍ جاءَ مِن خيرِ كاتبِ

[...] كتابى كه از كتاب خدا آياتى را حاوى است و از خطاب مولى عباراتى را راوى، از فقاهت بهره‌اى دارد و از نباهت شهره‌اي...

بر آسمان جلالت، هلال ابرويش

بديع بود و بديدم به مطلع رويش

ز بس كه داشت براعت، نمودم استهلال

به رد قافيه باز از هلال ابرويش ...»

سه. علم الهدى سيد احمد ابطحى شيرازى؛ كه به زبان عربى در نثرى مصنوع از نير و كتاب «معادن» تجليل كرده است. وى در ضمن تقريظ خود، مؤلف را با تعبير «الفاضل الأديب والبارع الأريب» ستوده و آورده است: «و يظهَر مِن حُسنِ تأليفِه عُلُو فكرِه و مِن نظمِ تَرصيفِه سُمُو قدرِه، و يَتبينُ مِن تَفَحصِه فى فنونِ الأدبيه طولُ باعِه و مِن تَصفحِه فى العلوم العربيه جوده صناعه ... وقد جمع فيه فَصاحه الالفاظ و بَلاغه المعانى وجد فى إتقان البنيان بصحه المبانى، ومَن طالَعَه يجد فى نفسه الطربَ مِن بدائعِ أشعار العجم والعرب ...

ففى كُل بابٍ منه دُر مُؤَلفٌ

كنظمِ عُقودٍ زَينَتْهَا الجَواهرُ...»

وفات و مراثی؛

 نیر در روز جمعه 4 جمادی الثانی1379ق وفات یافت و در تکیه تویسرکانی مدفون گردید. وی از سال1369ق برای خود ماده تاریخ گفته و هر سال آن را تغییر داده تا این که در سال 1379ق به رحمت حق واصل گشته است. اشعار وفات و مرثیه خودش بر سنگ او در 7 بیت حک شده است که ماده تاریخ آن چنین است:

گرفت از قدسیان الهام و سال فوت را گفتا:

حبیب الله نیر جاودانی در بهشت آمد

شاعر معاصر سيد محمدرضا بهشتى تاريخ وفات او را در ضمن قطعه‌اى چنين آورده است:

بهشتى هشت پا در جمع و گفتا

بهشتى شد حبيب‌الله نير