و بقعه کازرونی

تکیه و بقعه کازرونی

تکیه کازرونی از کامل ترین و ارزشمندترین تکایای زیبا و روحانی تخت فولاد اصفهان است که در اواخر عهد قاجاریه و سال1336ق به همت حاج محمدحسین کازرونی بنا شده است. هر چند این برهه از تاریخ اصفهان، دوره تاراج و تخریب بخشی از شهر و نیز تخت فولاد، به امر ظل السلطان و بانوی عظما است. اما با تلاش بزرگانی مانند رکن الملک و کازرونی در حوالی دروازه شهر صفوی، بیرون شهر و در امتداد تخت فولادی آن روزگار مجموعه تکیه هایی ساخته و به نام خود ایشان نامیده شد. این تکیه که بر سر راه اصفهان- شیراز قرار داشت، علاوه بر ... ادامه مطلب
قبرستان، به دلیل دارا بودن فضاهای متنوع نظیر مسجد، آب انبار، حوض خانه، مبال، حوایج خانه، وضوخانه، چله خانه، اتاقها، حجره ها، تالار اُروسی، ایوان و حیاط چون خانه ای امن و کاروان سرایی خودبسنده، پناهگاه مسافران ملک و ملکوت بوده و همواره در طول زمان، همچون نهادی پویا مورد استفاده قرار گرفته و محل رفت و آمد اقشار مختلف بوده و البته همین آمد و شدهای همیشگی ضامن بقای آن نیز شده است. همچنین در ایام عسرت، برخی از خانواده های تهی دست، زمستان ها، در این تکیه اسکان داده می شدند و از سفره فرزندان این تبار، متمتع بوده اند. این تکیه در همسایگی تکیه های زنجانی و ایزدگشسب و در کنار بقعه حاج محمدجعفر کازرونی ساخته شد و اندکی پس از ساخت آن (1340ق) به همت همین بانی، آب انباری نیز احداث گشت که اکنون در مقابل بنای تکیه قرار دارد و از حیث معماری و کاربری در تمام تخت فولاد منحصر به فرد است. از میان بناهای هم جوار تکیه، آب انبار و بقعه حاج محمدجعفر کازرونی که در قسمت شمالی بیرون تکیه قرار دارد، به دلیل برخورداری از حجم متفاوت، از سایر تکایای تخت فولاد، متمایز است. بقعه حاج محمد جعفر کازرونی، نوعی چارطاقی است که شامل چند ستون سنگی و گنبد ساده زیبای آجری است که چون کلاهی بر سر عمارت کلاه فرنگی نشسته و بیننده را به یاد آرامگاه حافظ شیرازی می اندازد و این در حالی است که بنای بقعه، حداقل نیم قرن پیش از حافظیه ساخته شده است. بنای آب انبار نیز به دلیل حجم چشم گیرِ چشم نواز، با مناره های خوش تراش که تصویری متفاوت از ابعاد همیشگی منارها دارد و در قیاس با آنها کوتاه تر و در دسترس تر می نماید، با سرپوشی فیروزه ای بر سر، نگاه عابران را به خود می خواند و از پله های سرداب پایین می کشاند و از پله های بام، بالا می بردش. تماشای چشم انداز تکیه و شمای کلی پیکره زیبای آن، از بالای بام آب انبار، تصویر بی نظیری از مجموعه تخت فولاد، تکیه کازرونی، گنبد آکنده از گل جام حوض خانه، سردر تکیه، بقعه میانی حیاط و لوازم آن، در مقابل چشم می اندازد که شاید بهانه ای است بی درنگ، برای پایین آمدن از پله های آب انبار و کشش و کوششی مضاعف، برای کشف درون تکیه و رفتن به داخل آن. تکیه کازرونی از جمله تکیه های محصور و درون گراست که با جداره هایی از فضای باز اطراف، جدا و متمایز شده است. این دیوارهای ستبر، چون دژی، تکیه را در آغوش کشیده و شاید به همین دلیل است که بافت تکیه، نسبتاً سالم مانده است. دیوارهای بیرون تکیه با آن طاق نماها و نیم گنبدها و ایوان و سکوهای آجری، مأوای خنک و سایه دار برای لختی آسودن رهگذران خسته است و این نوازش و مهربانی دیوارهای خاکی بیرون تکیه، دلیل و مقدمه ای است برای زیارت افلاکیان درون تکیه. سردری که با کاشیکاری نیلگون و فیروزه ای، با تضادی که در زمینه غالباً خاکی رنگ به راحتی قابل پیدا شدن است و به آسانی به دید می آید، راه اصلی ورود به تکیه و مسجد تکیه را به خوبی می نماید. علاوه بر این ورودی که در قسمت غرب تکیه قرار دارد، وصال به درون تکیه، از دو در ورودی دیگر نیز ممکن می شود که یکی در شمال غرب و دیگری در جنوب قرار دارند. بنای تکیه، ساختمان حیاط مرکزی است که اطاق ها و حجرات متعدد، دور تا دور، حیاط را چون جانی عزیز در میان گرفته اند و حیات نیز بقعه میانی را چون نگینی خوش تراش در قلب خود جای داده است. در مقابل حیاط که قبرستان عمومی است، اتاقها و حجره ها هر کدام، یک قبرستان خصوصی است که به دفن مردگان تیره و تباری اختصاص دارد. همانطور که پیش از این گفته شد، تکیه کازرونی به مثابه خانه و کاروانسرا، پذیرای مهمانان ملک و ملکوت است و این الگوی کاربری با تأثیر در الگوی معماری محقق شده است. الگوی معماری حاکم بر تکیه کازرونی، تلفیقی است از باغ و خانه ایرانی یعنی ساختاری حیاط مرکزی با دورچین اتاقها و حجرهها که کوشکی نیز در میان دارد که این همان الگوی کلی باغ مزارِ ایرانی است. مالکیت شخصی و خانوادگی اتاقها و حجرههای دور حیاط تکیه و البته حضور اموات بزرگان علم و ثروت اصفهان در این تکیه، خود از عوامل مهمی است که تکیه را از متروکی و تخریب شدن تدریجی، در امان نگه داشته است. برای نمونه اتاق ضلع جنوبی تکیه، به خاندان صدیقین و برخی مؤمنین متعین دیگر اختصاص دارد. اتاق اُروسی و تالار ضلع غربی به خاندان بنکدار و در بقعه میان نیز خاندان کازرونی، شیخ عبدالکریم جزی، سید محمد باقر و سید محمد مهدی درچه ای و جمعی از عالمان و مؤمنان دیگر مدفونند. کاربریهای دیگر تکیه نیز که عمومی و مورد استفاده مستمر هستند مثل مسجد، وضوخانه، حوض خانه از دیگر عوامل مهم جریان زندگی پایدار در این سرای مردگان است. بقعه جای گرفته در قلب حیاط تکیه که شاه بیتِ این بنا است، به دلایل مختلف، از جمله استقرار در مرکز هندسی مجموعه و تنوع و زیبایی حجم، نقطه عطف تکیه شده و دامن از کف بالا کشیده و بر مصطبه ای نشسته و شأنی فراتر از قبرستان عمومی کف حیاط یافته است و این ها همه آن را از چنان جذابیت و تقدسی برخوردار کرده که هر کس پا به درون تکیه بگذارد، بی شک به درون بقعه خواهد شتافت و این برتری و تفوق بقعه در حالی است که سادگی مصالح و طرح و ابعاد در اوج متانت و وقار، تناسب ملایم و دلنشینی با فضای پیرامون یافته و مجموعه را به یک کل واحد و یک دست تبدیل کرده و به صمیمیتی ستودنی انجامیده که وحدتی در کثرت آفریده است. پیکره بقعه، منشوری است هشت وجهی؛ شامل هشت جرز آجری با دیوارهایی غالباً مشبک و دارای گنبدی کوچک و کم خیز که چون تاجی بر گریو مانندی بنا شده است. توالی مطلوب و سلسله مراتب آشنایی معماری ایرانی بین مصطبه، پیکره، گریو و گنبد، نگاه بیننده را از زمین به آسمان می کشاند و صمیمیت فضای خاکی، غالب و تزیینات ساده و آرام آجری و بازی نور سایه های راه یافته از مشبک دیوارها که چون احجام ماورایی و آن جهانی، روحی به درون بقعه می آورند و هر زمان با چرخش خورشید در حرکتند. درون بقعه را از بیرونش دلنشین تر می کند و بهانه ماندن در درون بقعه را از دلیل رفتن به بیرون، ماندنی تر. جرزهای آجری بقعه که وظیفه تحمل بار گنبد را برعهده دارند، همچنان راست ایستاده اند و دست به دست کاربندیها، تزیینات ظریف آجری و معقلی را از حلقه زرین آهیانه به قلب آن کشیده اند و رنگ فیروزه ای کاشی های نقوش آجری، آهیانه را آسمانی تر می نمایاند. گنبد شامل دو بخش آهیانه پوسته درونی و خود پیوسته بیرونی است، بدنه های مشبک بین جرزها نیز نقش آمیختن درون و بیرون بقعه را به عهده دارند و از این دست، علاوه بر تنظیم و تعدیل شرایط اقلیمی، از جمله جریان و کوران هوای خنک، به خلق فضایی بدیع و خیال انگیز انجامیده است. حوض خانه تکیه که به وضوخانه زنانه نیز معروف است، از دیگر وجوه بی بدیل تکیه کازرونی در تخت فولاد اصفهان است. این فضای جذاب هم در چشم انداز بیرونی بنا با نمای گنبد و بادگیر و گل جام های زیبایش و هم در خلق فضای مطبوع درونی، نقش به سزایی دارد. این حوض خانه در سمت شمال دالان ورودی شمال غربی تکیه قرار دارد و با فضاهای دیگر همراهش مانند سقاخانه، حوایج خانه و چاه منبع، مجموعه ای کوچک؛ اما کامل پذیرایی اقامتی این تکیه را شامل می شود. خنکای مطلوب حوض خانه، سنگاب نفیس و خوش تراش میان گود حوض خانه، شاه نشین ها و صفه های دور تا دور، تزیینات ساده آجری، بادگیر و گنبدی که پیش از این سرباز بوده اند، پنجره های مشبک رو به بیرون و نسیم خنک روح بخشی که در این فضا می گشته، شاید لَختی آرمیدن در این گوشه قبرستان را آرزوی هر انسان زنده ای کند. تکیه که در زمانِ احداث، خارج از شهر بود، بانی و طراح را بر آن داشته، تا تمامی امکانات مورد نیاز برای زایران، مسافران و چله نشیانی را که قصد بیتوته دارند، پیش بینی کند و از این حیث حوایج خانه و سفره خانه ای که همان آبدارخانه امروزی است، در حوض-خانه تدارک شده است از فضای حوایج خانه برای نگهداری اسباب سفره و پذیرایی و تهیه چای و شربت استفاده می شده و علاوه بر چاه آب، دارای پنجره های مشبکی بوده که تهویه این فضا و تأمین نور و روشنایی روز را بر عهده داشتند. تکیه کازرونی در کنار مجموعه حوض خانه، ایوان بسیطی، مشرف به حیاط دارد که سقف ندارد و در روزهای سرد زمستان سینه کش آفتابی دل چسب برای پیرمرد ها است. مسجد تکیه که هنوز هم محل زیارت و بیتوته شب ها و صبح های جمعه اهل دل است، شامل دو بخش قدیم( شبستان) و جدید ( سالن) است و پرواضح است که صفای شبستان، اندکی گودنشسته با ستونهای سنگی و پیکره آجری که آکنده از نکات تنظیم پایدار شرایط اقلیمی است، در مقایسه با بخش جدید مسجد، همچنان برتری معماری پیشینیان را به رخ می کشد. از جمله اتاق های تکیه کازرونی، تالار شاه نشین یا اُروسی است که در معماری ایرانی و به خصوص مکتب اصفهان، فراوانی زیادی دارد و عموماً اُروسی به پنجره های بزرگ بالارویی گفته می شود که غالباً با تزیینات مشبک چوبی و شیشه های رنگی پوشیده شده و غالباً دارای تقسیمات فرد (3یا5 دهانه) است که چشم انداز تالار روی محور اصلی بنا و تماشای بقعه میانی را با تناسبات طلایی ارتفاعی موجب می شود. استقرار پاسار یا پاچلاقی نیز به عنوان جان پناه و تکیه گاهی مناسب برای نشستن کف اتاق است. این اتاق، دارای دو هشتی ورودی در دو طرف به صورت نهاز و نخیر( فرورفتگی و برجستگی) تعریف شده است و به دفن مردگان خاندان بنکدار اختصاص دارد. از دیگر نمونه های زیبای اُروسی در تخت فولاد اصفهان، آن هایی است که در تکیه بختیاری و میر فندرسکی به جای مانده است. لازم به ذکر است اتاقها و حجره های متعدد تکیه، علاوه بر ایجاد فضای امن و حریم خانوادگی جهت زیارت اهل قبور، به منظور چله نشین و بیتوته نیز مورد استفاده قرار می گرفته است. آب انبار کازرونی که در سال 1340ق احداث شده، از بناهای منحصر به فرد تخت فولاد و نشانه شهری معروف تکیه است. حجم متنوع و مناره های متفاوت از سایر مناره های متداول شهر با قامتی بس کوتاه تر و کلاه فیروزه ای بر سر، توجه هر رهگذری را به خود جلب می کند و امید رسیدن به سایه ای مفرح و آبی خنک ، سبب بیشتر ماندن در اینجا بوده است. آب انبار همان طور که از نامش پیداست مکانی است برای ذخیره و انبار آب، جهت دسترسی مناسب در شرایط و فصول مختلف به آن که در اصفهان به دلیل وفور چاههای کم عمق و دسترسی آسان به آب، فراوانی چندان نداشته و فقط در نقاطی که در دامنه کوه و یا دور از نهرها و رودخانه و یا بیرون شهر بوده استفاده شده است. آب انبارها معمولاً دارای بادگیرهایی است که وظیفه دارند تا با جریان هوا جلوگیری از راکد ماندن و گندیدن آب کنند. این آب انبار به صورت مناره هایی تعبیه شده است. این آب انبار زیبا، دارای چهار منار و دوازده دهنه است و مجموعه کازرونی بدون آن به پایان نمی رسد. اوضاع و احوال تکیه، در حال حاضر با وجود مرمت های اصولی و غیر اصولی انجام شده و در حال انجام، از ویژگیهای مثبت و منفی هر دو برخوردار است. این اقدامات تا آن جایی که به حفظ هویتِ این همانیِ تکیه منجر شده و بافت کلی تکیه را به همان صورت اولیه حفظ کرده، مانند آنچه در مرمت نمای بیرونی و سردر حوض خانه اتفاق افتاد، خوب و سنجیده بوده و به بهبود فضا منجر شده است. اما ساخت اتاق های اطراف در طول زمان به صورت بی نظم و بی قاعده و با مصالح نامناسب و احداث سرویسهای بهداشتی جدید با همین رویه نادرست، فاقد هر گونه سنخیت با شخصیت عمومی و هویت مورد انتظار این دست بناست و قطعاً آشفتگی و بی سر و سامانی و عدم تطابق و هماهنگی این اقدامات با کل بنا به راحتی، جبران شدنی نیست و این نظیر همانی است که پیش از این در مقیاس وسیع در تسطیح کف ارگانیک مجموعه تخت فولاد و با عنوان بهسازی اتفاق افتاد. ساختار نشانه مدار، متنوع و با هویت سه بعدی، حجمی دارای عوارض متنوع ارتفاعی در کف، و قابل شناسایی و تشخیص برای همه قبور درهم شکست و به قبرستانی یکنواخت و ملال آور، سطحی صاف و هم تراز و یکدست که تنها گاهی سنگ قبری مسطح، زینت آن است، تبدیل شد و آن تخت ها و آن تخت فولاد که به گورستان های ارزشمندی از این دست، چون وادی السلام نجف پهلو می زد به خاطره ای دوردست پیوست. از مشـاهیـر مدفـون در ایـن تـکـیـه : 1. عالم ربانی، فقیه اهل بیت(ع) آیت الله العظمی سید محمدباقر درچه ای، از مراجع بزرگ تقلید و تدریس در حوزه علمیه و اسوه زهد و تقوا و تلاش، متوفی1342ق. 2. عالم فقیه زاهد آیت الله سید محمدمهدی درچه ای، از علمای بزرگ و مدرسین حوزه علمیه، متوفی1364ق. 3. عالم ربانی و فقیه جامع آیت الله العظمی علامه آخوند ملا عبدالکریم گزی از مشاهیر علما و زعمای دینی مورد علاقه و احترام و از مدرسین حوزه علمیه، متوفی1339ق. 4. فقیه محقق زاهد آیت الله سید مرتضی خراسانی، ازعلمای و مدرسین حوزه علمیه، متوفی1357ق. 5. عالم فاضل و فقیه جلیل آیت الله شیخ اسماعیل معزی، از علمای زاهد و مدرسین حوزه علمیه، متوفی 1363ق. 6. عالم زاهد متقی، اسوه قدس و تقوا آیت الله شیخ محمدحسن عالم نجف آبادی، از علما و مدرسین حوزه علمیه، متوفی 1383ق. 7. عالم ربانی و عارف فرزانه آیت الله حاج ملاحسینعلی صدیقین،که وجود شریفش چون مشعلی فروزان هدایتگر جانهای مشتاق بوده است، متوفی1363ق. 8. عالم ربانی و فاضل کامل میرزا محمدباقر فقیه ایمانی،از فضلای محقق و شیفتگان حضرت مهدی(عج)، متوفی1370ق. 9. عالم فاضل،عارف سالک و دانشمند شیخ محمدباقر صدیقین، متوفی1372ق. 10. واعظ محدث جلیل سید محمود موسوی درب امامی، از فضلای متتبع و وعاظ پرهیزکار، متوفی1372ق. 11. عالم فاضل متقی شبخ هبه الله هرندی از مدرسین حوزه علمیه، متوفی1366ق. 12. واعظ صالح و فاضل آقا محمد نوری، از منبریان طراز اول اصفهان، متوفی1373ق. 13. عالم صالح فاضل شیخ غلامرضا پناهنده گزی، متوفی1396ق. 14. عالم زاهد متقی میرزا هاشم کلباسی، متوفی1358ق.