جلال تاج

جلال تاج

شهرت :

استاد تاج اصفهانی
تاریخ وفات :
1360/09/13
مزار :
تکیه سیدالعراقین
زمینه فعالیت :
موسیقی دان

جلال تاج اصفهانی

هنرمند توانا و خواننده شهیر، استاد جلال تاج اصفهانی، در اصفهان در خانواده ای روحانی به دنیا آمد. پدرش، شیخ اسماعیل تاج الواعظین صاحب صدایی دلنشین و پسندیده بود. در پای منبرش اهل ذوق و ادب جمع می شدند و از شنیدن آوای گرم او لذت می بردند. اجداد تاج به طوری که خودش می گفت، از هنرمندان صنعت کاشی در اصفهان بوده اند. عنوان «تاج» نیز برای شیخ اسماعیل برگرفته از نام تاج نیشابوری، واعظ خوش صدای عصر ناصری بوده است.

تاج اصفهانی تحصیلات خود را از مدرسه علیّه آغاز کرد. در مدرسه، به خاطر صوت خوشی که داشت، مؤذنی و قرائت قرآن مجید به او واگذار شده بود. یک روز که پدرش در خانه نشسته بود، صدای لطیفی به گوشش رسید. چون خوب دقت کرد، دانست این صدا از حنجره پسر دوازده ساله اش است که از مدرسه به خانه آمده است. جلال را نزد خود خواند و به اوگفت: تو خوب می خوانی و باید بخوانی. جلال که تصور نمی کرد پدرش در آن موقع در خانه باشد و صدای او را بشنود، ابتدا قدری ناراحت شد، ولی به تشویق پدر شروع به خواندن کرد؛ به طوری که بعدها، تاج توفیق و پیشرفت خود را در هنر خوانندگی مرهون تشویقها و تعلیمات پدر خود می دانست. به این ترتیب، پدر با ذوق او ابتدا خود تعلیم او را به عهده گرفت، و پس از سه سال، او را نزد نایب اسدالله، موسیقیدان و نی زن مشهور فرستاد تا به رموز موسیقی آگاهی بیشتری یابد و صدای خود را موزون سازد. جلال تا شانزده سالگی نزد نایب اسدالله موسیقی را تکمیل کرد و سپس نزد سید عبدالرحیم اصفهانی، خواننده معروف آن زمان رفت تا طرز ادای کلمات و خواندن اشعار با آواز را فرا گیرد. تاج می گوید: سید عبدالرحیم به من می گفت: تاج زاده ، اول شعر را بخوان و بعد تحریر بده. خواننده باید مثل نقش قالی بخواند. منظور او این بود که توازن و تناسب صدا در قسمتهای مختلف یک آواز باید حفظ شود تا مطبوع و دلپسند واقع گردد. وی همچنین از خوانندگان مشهور آن زمان: میرزا حسین ساعت ساز  ( خضوعی اصفهانی)، حبیب شاطر حاجی و حاجی عندلیب اصفهانی استفاده کرد.

تاج در تجلیل و بزرگداشت استادش، سید عبدالرحیم اصفهانی می گفت: «صوت داود نبی در حنجره و صدای استاد مرحوم آسید رحیم تجلی می کرد. ممکن نیست کسی دیگر بتواند مانند او به این خوبی بخواند»

تاج پس از آنکه به سن بلوغ رسید، به لباس پدر درآمد و به مدرسه طلاب اصفهان رفت، اما از آنجا که به موسیقی و هنر خود علاقه مند بود، دیری نگذشت که مدرسه را رها کرد، با این وصف در همان لباس روحانیت باقی ماند. در بیست سالگی، به دزفول سفر کرد. در آنجا مورد توجه شیخ خزعل واقع گردید. شیخ خزعل بعد از آنکه صدای او را شنید، یک سال تاج را به عنوان میهمان نزد خود نگاه داشت . تاج در دزفول با فضل الله زاهدی که برای دستگیری شیخ خزعل به آنجا رفته بود ، آشنا شد. پس از دستگیری شیخ خزعل، تاج به اصفهان بازگشت و یک سال بعد به دعوت زاهدی به همراه او به رشت و ترکمن صحرا رفت و همه جا با او همراه بود.

نخستین بار که تاج به تهران رفت، 25 ساله بود. در آن زمان در کنسرتی که به نفع روزنامه ناهید در تهران تشکیل شده بود، شرکت جست و با لباس روحانیت چند قطعه آواز خواند. در این مجلس، حاج مخبر السلطنه هدایت، نخست وزیر وقت، و همه وزرا، رجال و امرای ارتش حضور داشتند و از شنیدن آواز دلنشین این طلبه جوان لذت بردند و حاج مخبر السلطنه او را مورد توجه و تفقد قرار داد. از آن پس، تاج به تمام شهرهای ایران سفر کرد و در کنسرتهای متعددی شرکت جست و روز به روز بر شهرتش افزوده شد و همه جا مردم از این هنرمند با ذوق، که در لباس طلبگی در کنسرتها شرکت می کرد، استقبال فراوان می کردند.

خوانندگی تاج در لباس روحانی مورد اعتراض عده ای واقع شده بود و حتی در اصفهان به پدر او این نکته را تذکر دادند، ولی پدرش پاسخ می داد که: ذوق پسر من در این رشته است و در کار خود آزاد است. تا آنکه جریان تغییر لباس پیش آمد و تاج هم به لباس قبلی درآمد.

در سالهای 1305 تا 1307ش در انجمن « شعر وحید» با جمعی از هنرمندان، از جمله  علی اکبر شهنازی، نوازنده تار آشنا شد و درسالهای بعد چند کنسرت به همراه او و مرتضی محجوبی ( نوازنده پیانو) و مرتضی نی داوود(نوازنده تار) اجرا کرد و صدایش در صفحات گرامافون ضبط شد. مشهورترین این آثار صفحه آواز همایون است که در حدود 1312ش در تهران ضبط شد.

وی همچنین به اتفاق ملوک ضرابی، ابوالحسن صبا، محجوبی و بدیع زاده به شهر حلب سفر کرد و در آنجا صفحاتی از صدای او پر کردند.

تاج از اولین خوانندگان رادیو بود که از افتتاح رادیو، در 1319ش، با آن دستگاه همکاری کرد. از بدو تأسیس رادیو در اصفهان نیز، در سال 1328ش، با آن همکاری داشت.

تاج در آخرین نواری که از وی در دست است، ضمن آوازی که با نی کسایی در محفل دوستان خوانده است، یک دو بیتی را نقل کرده که در حقیقت شرح احوال خود او در سالهای آخر عمرش است. این دو بیتی چنین است:

الکن شده ام کنون که گفتـن باید /کر گشته ام  اکنون که شنفتن باید
پیری و جوانی همه بیهوده گذشت/بیدار دمی شدم که خفتن باید
نخستین بار آواز تاج همراه با تار امیر ارسلان درگاهی در صفحات گرامافون در سالهای حدود 1306ش، ضبط شد. بعد از آن، آثار ماندگار که از نظر کیفیت ضبط بهتر از صفحات اولیه او بود، عبارتند از: تصنیف شکایت معشوق با آهنگ عبدالحسین برازنده و شعر شیدای چالشتری درافشاری؛ تصنیف مهر گل با آهنگ عبدالله اشرفی و شعر نورالله همایون در بیات اصفهان و آوازهای مشهور صفحه همایون و چکاوک و بیداد او که با گروه همنوازی هیز مستر زویس در تهران ضبط شد. بقیه صفحات او مشتمل بر چند تصنیف و آواز بود که در سالهای حدود 1317ش، در حلب ( سوریه) ضبط کرد؛ از آن جمله می توان تصنیف جفای گلچین و آواز بیات ترک همراه با ویولن طاطایی را ذکر کرد که البته از نظر کیفیت ضبط و جنس صفحه مرغوب و با دوام نیست. از تاج، نوارهای چندی همراه با تار جلیل شهناز، نی حسن کسایی، تار سروری، ویولن سعادت الله نورده، تار محمد رضا لطفی و چند تن دیگر ضبط گردید که برخی باقی مانده است. از آن آثار، دشتستانی ، شور ، ابوعطا و بویژه دلکش ماهور (امسال نوبهار) از همه مشهور تر است. اذان و ترانه اصفهان، که در نوار خوانده است ، نیز شهرت دارد.

از شاگردان او علی رضا افتخاری و حسین شاه زیدی شهرت دارند. افراد دیگری هم که حرفه موسیقی ندارند، از بهترین شاگردان تاج اند که از میان آنان می توان از مرتضی شریف و مراتب نام برد. عده دیگری نیز مانند حسین خواجه امیری، معروف به ایرج، غیر مستقیم از شیوه آواز خوانی او تأثیر پذیرفته اند. محمد رضا شجریان نیز از شیوه تاج در جمله بندی و ترکیب بندی در تحریر آواز بهره گرفته است.

بخش عمده آثار تاج گه گاه در رادیو اصفهان  و بیشتر در منازل هنرمندان به طور خصوصی ضبط شده، با نی سیدحسن کسایی، تار جلیل شهناز و نیز تار عباس سروری و محمد رضا لطفی همراه است. همچنین یک دوره برنامه رادیویی در شناخت گوشه های آواز ایرانی با اجرای او ضبط شده است. در میان آثار فراوان تاج، صفحه اذان و نیز تصنیف « به اصفهان رو» سروده ملک الشعرای بهار، شهرت دارد. آثار ضبط شده تاج از حدود نیم قرن تلاش او در آواز خوانی حکایت دارد و دوران کار هیچ خواننده ای ، به غیر از اقبال آذر این اندازه طولانی نبوده است.

وی نمونه شاخص آواز خوانی در مکتب اصفهان است. دقت در این آثار متعدد و متنوع، آشکار می کند که تاج از همان اوان جوانی سبک و شیوه خاص خود را در مکتب اصفهان یافته است و غیر از پختگی و جا افتادگی بیان گرم و دلنشین او، تغییر عمده ای در ارکان اصلی شیوه اجرای او شنیده نمی شود. خودش می گوید: « من هیچ وقت در وسط شعر به صدای خودم تحریر نمی دهم، بلکه اول شعر را به طور واضح و خوب تحویل شنونده می دهم و بعد هنر خود را در تحریر صدا و زیر و بم های آن نشان می دهم. به همین جهت شعری که من می خوانم، باید روان و برای همه قابل فهم باشد». شاید نظر به همین ویژگیهاست که برخی صاحب نظران وی را مبتکر سبکی نوین و ویژه در  آوازه خوانی دانسته اند. صدای تاج وسیع و پر طنین و قابل تطبیق با حدود صدای تنور در آواز اروپایی است. خصوصیات ممتاز هنر تاج در اجرای آواز ایرانی عبارت است از : تنوع تحریر، اجرای گوشه های مهجور و مشهور، درک جملات آوازی و سازی، حسن سلیقه در جمله بندی و رسم ترکیب مبتدا و خبر آغاز و اوج و فرود آواز، تسلط کامل در اجرای ضربیها و تصنیفها. امتیاز ویژه تاج « مناسب خوانی» او بود که این خود ثمره حافظه نیرومند و محفوظات فراوان شعری او بوده است.

تاج نزدیک به پنجاه سال بر تارک آواز ایران جای داشت. وی کارمند شهرداری بود و همچون پدر فرزانه اش با قناعت روزگار را می گذراند.

جلال تاج اصفهانی، فردی متشرع، پایبند به اصول اخلاقی وآراسته به ارزشهای بلند انسانی بود و هیچ گونه آلودگی نداشت و از همین رو توانست قدرت صدا و نفس و طنین سالم آوازش را تا آستانه هشتاد سالگی حفظ کند. رفتار او با خانواده بسیار متواضعانه و توأم با مهربانی بود.

وی در 3 آذر 1360 در اصفهان درگذشت و در قبرستان تخت فولاد در تکیه سید العراقین به خاک سپرده شد. بر سنگ مزارش قطعه ماده تاریخ زیر حک شده است.

ای نغمه سنج بلبـــل گلزار زنده رود /کـز فرقت تو رود کند بانگ رود، رود
ای تاج افتخار هنر، ای کـه آمده است /عــــنوان تاج بهر تو از آسمان فرود
هر کس شنید نغمه جانپرور تو گفت/بر تــاج آفرین و به تاج آفرین درود
ماتم گرفت « قدسی» و تاریخ او نوشت: /« هــمراه بلبلان ز چمن تاج پر گشود»


مشروح زندگی نامه

جلال تاج اصفهانی

هنرمند توانا و خواننده شهیر، استاد جلال تاج اصفهانی، در اصفهان در خانواده ای روحانی به دنیا آمد. پدرش، شیخ اسماعیل تاج الواعظین صاحب صدایی دلنشین و پسندیده بود. در پای منبرش اهل ذوق و ادب جمع می شدند و از شنیدن آوای گرم او لذت می بردند. اجداد تاج به طوری که خودش می گفت، از هنرمندان صنعت کاشی در اصفهان بوده اند. عنوان «تاج» نیز برای شیخ اسماعیل برگرفته از نام تاج نیشابوری، واعظ خوش صدای عصر ناصری بوده است.

تاج اصفهانی تحصیلات خود را از مدرسه علیّه آغاز کرد. در مدرسه، به خاطر صوت خوشی که داشت، مؤذنی و قرائت قرآن مجید به او واگذار شده بود. یک روز که پدرش در خانه نشسته بود، صدای لطیفی به گوشش رسید. چون خوب دقت کرد، دانست این صدا از حنجره پسر دوازده ساله اش است که از مدرسه به خانه آمده است. جلال را نزد خود خواند و به اوگفت: تو خوب می خوانی و باید بخوانی. جلال که تصور نمی کرد پدرش در آن موقع در خانه باشد و صدای او را بشنود، ابتدا قدری ناراحت شد، ولی به تشویق پدر شروع به خواندن کرد؛ به طوری که بعدها، تاج توفیق و پیشرفت خود را در هنر خوانندگی مرهون تشویقها و تعلیمات پدر خود می دانست. به این ترتیب، پدر با ذوق او ابتدا خود تعلیم او را به عهده گرفت، و پس از سه سال، او را نزد نایب اسدالله، موسیقیدان و نی زن مشهور فرستاد تا به رموز موسیقی آگاهی بیشتری یابد و صدای خود را موزون سازد. جلال تا شانزده سالگی نزد نایب اسدالله موسیقی را تکمیل کرد و سپس نزد سید عبدالرحیم اصفهانی، خواننده معروف آن زمان رفت تا طرز ادای کلمات و خواندن اشعار با آواز را فرا گیرد. تاج می گوید: سید عبدالرحیم به من می گفت: تاج زاده ، اول شعر را بخوان و بعد تحریر بده. خواننده باید مثل نقش قالی بخواند. منظور او این بود که توازن و تناسب صدا در قسمتهای مختلف یک آواز باید حفظ شود تا مطبوع و دلپسند واقع گردد. وی همچنین از خوانندگان مشهور آن زمان: میرزا حسین ساعت ساز  ( خضوعی اصفهانی)، حبیب شاطر حاجی و حاجی عندلیب اصفهانی استفاده کرد.

تاج در تجلیل و بزرگداشت استادش، سید عبدالرحیم اصفهانی می گفت: «صوت داود نبی در حنجره و صدای استاد مرحوم آسید رحیم تجلی می کرد. ممکن نیست کسی دیگر بتواند مانند او به این خوبی بخواند»

تاج پس از آنکه به سن بلوغ رسید، به لباس پدر درآمد و به مدرسه طلاب اصفهان رفت، اما از آنجا که به موسیقی و هنر خود علاقه مند بود، دیری نگذشت که مدرسه را رها کرد، با این وصف در همان لباس روحانیت باقی ماند. در بیست سالگی، به دزفول سفر کرد. در آنجا مورد توجه شیخ خزعل واقع گردید. شیخ خزعل بعد از آنکه صدای او را شنید، یک سال تاج را به عنوان میهمان نزد خود نگاه داشت . تاج در دزفول با فضل الله زاهدی که برای دستگیری شیخ خزعل به آنجا رفته بود ، آشنا شد. پس از دستگیری شیخ خزعل، تاج به اصفهان بازگشت و یک سال بعد به دعوت زاهدی به همراه او به رشت و ترکمن صحرا رفت و همه جا با او همراه بود.

نخستین بار که تاج به تهران رفت، 25 ساله بود. در آن زمان در کنسرتی که به نفع روزنامه ناهید در تهران تشکیل شده بود، شرکت جست و با لباس روحانیت چند قطعه آواز خواند. در این مجلس، حاج مخبر السلطنه هدایت، نخست وزیر وقت، و همه وزرا، رجال و امرای ارتش حضور داشتند و از شنیدن آواز دلنشین این طلبه جوان لذت بردند و حاج مخبر السلطنه او را مورد توجه و تفقد قرار داد. از آن پس، تاج به تمام شهرهای ایران سفر کرد و در کنسرتهای متعددی شرکت جست و روز به روز بر شهرتش افزوده شد و همه جا مردم از این هنرمند با ذوق، که در لباس طلبگی در کنسرتها شرکت می کرد، استقبال فراوان می کردند.

خوانندگی تاج در لباس روحانی مورد اعتراض عده ای واقع شده بود و حتی در اصفهان به پدر او این نکته را تذکر دادند، ولی پدرش پاسخ می داد که: ذوق پسر من در این رشته است و در کار خود آزاد است. تا آنکه جریان تغییر لباس پیش آمد و تاج هم به لباس قبلی درآمد.

در سالهای 1305 تا 1307ش در انجمن « شعر وحید» با جمعی از هنرمندان، از جمله  علی اکبر شهنازی، نوازنده تار آشنا شد و درسالهای بعد چند کنسرت به همراه او و مرتضی محجوبی ( نوازنده پیانو) و مرتضی نی داوود(نوازنده تار) اجرا کرد و صدایش در صفحات گرامافون ضبط شد. مشهورترین این آثار صفحه آواز همایون است که در حدود 1312ش در تهران ضبط شد.

وی همچنین به اتفاق ملوک ضرابی، ابوالحسن صبا، محجوبی و بدیع زاده به شهر حلب سفر کرد و در آنجا صفحاتی از صدای او پر کردند.

تاج از اولین خوانندگان رادیو بود که از افتتاح رادیو، در 1319ش، با آن دستگاه همکاری کرد. از بدو تأسیس رادیو در اصفهان نیز، در سال 1328ش، با آن همکاری داشت.

تاج در آخرین نواری که از وی در دست است، ضمن آوازی که با نی کسایی در محفل دوستان خوانده است، یک دو بیتی را نقل کرده که در حقیقت شرح احوال خود او در سالهای آخر عمرش است. این دو بیتی چنین است:

الکن شده ام کنون که گفتـن باید /کر گشته ام  اکنون که شنفتن باید
پیری و جوانی همه بیهوده گذشت/بیدار دمی شدم که خفتن باید
نخستین بار آواز تاج همراه با تار امیر ارسلان درگاهی در صفحات گرامافون در سالهای حدود 1306ش، ضبط شد. بعد از آن، آثار ماندگار که از نظر کیفیت ضبط بهتر از صفحات اولیه او بود، عبارتند از: تصنیف شکایت معشوق با آهنگ عبدالحسین برازنده و شعر شیدای چالشتری درافشاری؛ تصنیف مهر گل با آهنگ عبدالله اشرفی و شعر نورالله همایون در بیات اصفهان و آوازهای مشهور صفحه همایون و چکاوک و بیداد او که با گروه همنوازی هیز مستر زویس در تهران ضبط شد. بقیه صفحات او مشتمل بر چند تصنیف و آواز بود که در سالهای حدود 1317ش، در حلب ( سوریه) ضبط کرد؛ از آن جمله می توان تصنیف جفای گلچین و آواز بیات ترک همراه با ویولن طاطایی را ذکر کرد که البته از نظر کیفیت ضبط و جنس صفحه مرغوب و با دوام نیست. از تاج، نوارهای چندی همراه با تار جلیل شهناز، نی حسن کسایی، تار سروری، ویولن سعادت الله نورده، تار محمد رضا لطفی و چند تن دیگر ضبط گردید که برخی باقی مانده است. از آن آثار، دشتستانی ، شور ، ابوعطا و بویژه دلکش ماهور (امسال نوبهار) از همه مشهور تر است. اذان و ترانه اصفهان، که در نوار خوانده است ، نیز شهرت دارد.

از شاگردان او علی رضا افتخاری و حسین شاه زیدی شهرت دارند. افراد دیگری هم که حرفه موسیقی ندارند، از بهترین شاگردان تاج اند که از میان آنان می توان از مرتضی شریف و مراتب نام برد. عده دیگری نیز مانند حسین خواجه امیری، معروف به ایرج، غیر مستقیم از شیوه آواز خوانی او تأثیر پذیرفته اند. محمد رضا شجریان نیز از شیوه تاج در جمله بندی و ترکیب بندی در تحریر آواز بهره گرفته است.

بخش عمده آثار تاج گه گاه در رادیو اصفهان  و بیشتر در منازل هنرمندان به طور خصوصی ضبط شده، با نی سیدحسن کسایی، تار جلیل شهناز و نیز تار عباس سروری و محمد رضا لطفی همراه است. همچنین یک دوره برنامه رادیویی در شناخت گوشه های آواز ایرانی با اجرای او ضبط شده است. در میان آثار فراوان تاج، صفحه اذان و نیز تصنیف « به اصفهان رو» سروده ملک الشعرای بهار، شهرت دارد. آثار ضبط شده تاج از حدود نیم قرن تلاش او در آواز خوانی حکایت دارد و دوران کار هیچ خواننده ای ، به غیر از اقبال آذر این اندازه طولانی نبوده است.

وی نمونه شاخص آواز خوانی در مکتب اصفهان است. دقت در این آثار متعدد و متنوع، آشکار می کند که تاج از همان اوان جوانی سبک و شیوه خاص خود را در مکتب اصفهان یافته است و غیر از پختگی و جا افتادگی بیان گرم و دلنشین او، تغییر عمده ای در ارکان اصلی شیوه اجرای او شنیده نمی شود. خودش می گوید: « من هیچ وقت در وسط شعر به صدای خودم تحریر نمی دهم، بلکه اول شعر را به طور واضح و خوب تحویل شنونده می دهم و بعد هنر خود را در تحریر صدا و زیر و بم های آن نشان می دهم. به همین جهت شعری که من می خوانم، باید روان و برای همه قابل فهم باشد». شاید نظر به همین ویژگیهاست که برخی صاحب نظران وی را مبتکر سبکی نوین و ویژه در  آوازه خوانی دانسته اند. صدای تاج وسیع و پر طنین و قابل تطبیق با حدود صدای تنور در آواز اروپایی است. خصوصیات ممتاز هنر تاج در اجرای آواز ایرانی عبارت است از : تنوع تحریر، اجرای گوشه های مهجور و مشهور، درک جملات آوازی و سازی، حسن سلیقه در جمله بندی و رسم ترکیب مبتدا و خبر آغاز و اوج و فرود آواز، تسلط کامل در اجرای ضربیها و تصنیفها. امتیاز ویژه تاج « مناسب خوانی» او بود که این خود ثمره حافظه نیرومند و محفوظات فراوان شعری او بوده است.

تاج نزدیک به پنجاه سال بر تارک آواز ایران جای داشت. وی کارمند شهرداری بود و همچون پدر فرزانه اش با قناعت روزگار را می گذراند.

جلال تاج اصفهانی، فردی متشرع، پایبند به اصول اخلاقی وآراسته به ارزشهای بلند انسانی بود و هیچ گونه آلودگی نداشت و از همین رو توانست قدرت صدا و نفس و طنین سالم آوازش را تا آستانه هشتاد سالگی حفظ کند. رفتار او با خانواده بسیار متواضعانه و توأم با مهربانی بود.

وی در 3 آذر 1360 در اصفهان درگذشت و در قبرستان تخت فولاد در تکیه سید العراقین به خاک سپرده شد. بر سنگ مزارش قطعه ماده تاریخ زیر حک شده است.

ای نغمه سنج بلبـــل گلزار زنده رود /کـز فرقت تو رود کند بانگ رود، رود
ای تاج افتخار هنر، ای کـه آمده است /عــــنوان تاج بهر تو از آسمان فرود
هر کس شنید نغمه جانپرور تو گفت/بر تــاج آفرین و به تاج آفرین درود
ماتم گرفت « قدسی» و تاریخ او نوشت: /« هــمراه بلبلان ز چمن تاج پر گشود»

مناعت طبع تاج

آقاى سید مهدى روضاتى نمونه‏ اى از مناعت طبع استاد جلال تاج را از زبان او چنین یاد مى‏کند:

 در کارخانه میلیاردر معروفى نشسته بودم. پرسید: آقاى تاج چاى میل دارید؟ گفتم نه. گفت: بستنى؟ گفتم: نه. گفت: سیگار مى‏کشید؟ گفتم نه. پس دست به قلم شد و چیزى نوشت و بعد از پشت میزش بلند شد و گفت: آقاى تاج! بفرمایید: چکى است ناقابل که براى شما نوشته‏ام. مرحوم تاج مى‏گفت: او در وقتى چک را براى من نوشته بود که من حتى براى کرایه تاکسى معطل بودم ولى چک را به او برگرداندم و گفتم: آقا فعلاً نیازى نیست اگر یک وقت احتیاجى بود به شما خواهم گفت.

مقام والای اخلاقی استاد تاج اصفهانی

استاد منوچهر قدسی در مورد استاد جلال تاج چنین می گوید: جلال تاج اصفهانی یکی از بزرگانی است که من به خودش هم گفته بودم که من افتخار می کنم معاصر تو هستم. تاج یکی از بزرگانی است که من در عمرم دیدم، مردی بزرگ بود. نه تنها موسیقی و گوشه های آواز و از این مسایل. به قول یکی از اهل منبر می گفت: «در رسم و هندسه خواندن کسی نتوانست به پایه و مایه تاج برسد، اما مسأله مهمتر خُلقیات تاج بود. می خواهم جسارتی بکنم اگر هنرمند به کمال هنری برسد اما خلقیات والا نداشته باشد ما او را صنعتگر می دانیم. هنرمند کسی است که باید با هنرش و با استادی در هنر به مقام والای اخلاقی رسیده باشد. من لطائفی در زندگی از تاج دیدم که از هیچکس می توانم گفت که ندیدم. حالا یک موردش را خدمتتان عرض می کنم: روزی است تابستان، منزل دوستی با تاج دعوت داریم. این دوست ما ازدواج نکرده، مادر پیری دارد که پذیرایی می کند، طبخ خانه را انجام می دهد. ایشان شب مرغی گرفته بود که فردا برای مهمانها طبخ کند. ضمناً دراین خانه هنوز یخچال نگرفته بودند، گذاشته بودند توی سنگاب چاهی که از آن آب می کشیدند که مورچه به آن افتاده بود و پیرزن با چشمهای ضعیف ندیده بود. این را همین طور گذاشته بود. یک کاسه ای که آب مرغ بود مثل این که سماغ پاشیده بودند من که به هیچ وجه، اصلاً نتوانستم نگاهش بکنم ولی تاج به اندازه ای که رفع تکلیف بشود و آن آقا خجالت نکشد از آب مرغ خورد و من از این لطائف از تاج خیلی سراغ دارم، حالا زبردستیش در مناسب خوانیها که چه می کرد وقتی به شعر خواندن می افتاد و شعر خوانهای حرفه ای را به تعجب وامی داشت. داستانی دیگر دارد که باید در موقعیت خودش به آن پرداخت. به هر حال همانطور که گفتم یکی از افتخارات زندگی من این بود که با این مرد معاصر بودم