عطاء الله اشرفی اصفهانی

عطاء الله اشرفی اصفهانی

شهرت :

آیت الله اشرفی اصفهانی
تاریخ وفات :
4/11/1399
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
فقیه و مجتهد,عالم فاضل
چهارمین شهید محراب و نماینده امام و امام جمعه کرمانشاه

عالم فاضل متقی، مجاهد عالی قدر، شهید حاج آقا عطاء الله اشرفی اصفهانی، در شعبان 1322ق/ 1281 ش، در خمینی شهر(سده) متولد شد. پدرش حجت الاسلام والمسلمین میرزا اسدالله از علمای دین و مردی زاهد بود. وی در حدود سال 1335ش درگذشت و در مزار اندان خمینی شهر مدفون گردید.

میرزا اسدالله فرزند حجت الاسلام والمسلمین میرزا محمد جعفر، از علمای معروف و فاضل سده بود. جد اعلایش از علمای جبل عامل بود بنابراین، نسبش به جبل عامل لنبان منتهی می شود. شهید محراب در این باره می فرماید: «نسب بنده منتهی می شود به یکی از علمای جبل عامل. اینها در صدر اسلام، از برکت حضرت ابوذر، اسلام اختیار کردند و بعد به سده آمدند و تا آنجا که در نظرم هست، اجداد پدری ما همیشه از علمای معروف محل بوده اند».

مادرش بانو «نجمه» فرزند سید محمد تقی میردامادی است که نسبش به امام حسن مجتبی- علیه السلام-  می رسد.

عطاء الله پس از طی دورۀ نوجوانی و دورۀ مکتب خانه، تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را نزد سید مصطفی در سده تلمذ کرد. در دوازده سالگی به توصیۀ پدر عالمش، از خمینی شهر عازم اصفهان گردید و دروس حوزه را آغاز کرد و طی ده سال سکونت در حوزۀ علمیه اصفهان، در مدرسۀ نوریه دوره مقدمات و سطح فقه و اصول را در محضر اساتیدی، همچون حضرات آیات: شیخ محمد حسین فشارکی، سید مهدی درچه ای، سید محمد نجف آبادی و شهید سید حسن مدرس به پایان برد. سپس به قم هجرت کرده، دورۀ عالی و اجتهادی فقه و اصول را از محضر حضرات آیات عظام، شیخ عبدالکریم حائری، حاج سید محمد تقی خوانساری، سید صدر الدین  صدر، سید محمد حجت و آیت الله العظمی بروجردی و فلسفه را از امام خمینی (ره) فرا گرفت.

فعالیتهای وی در تنظیم و تقریر دروس آیت الله بروجردی، موجب دوستی و علاقۀ فوق العاده بین شاگرد و استاد گردید.

وی در سن چهل سالگی به درجه اجتهاد رسید و مرحوم آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری برای ایشان اجازه اجتهاد صادر نمود.

شهید اشرفی اصفهانی در مدت هفده سال اقامت در قم، در کنار تحصیل، به تدریس و تعلیم و تربیت طلاب جوان اشتغال داشت. آیت الله شیخ احمد جنتی، از شاگردان او در دورة تدریس کفایه و مکاسب در حوزۀ علمیه قم بود.

وی در سال 1335ش برای اداره حوزه علمیه کرمانشاه از طرف آیت الله بروجردی عازم آن دیار گردید و به تدریس و تعلیم فقه، اصول و دیگر معارف دینی و اداره حوزه علمیه شهر پرداخت.

آثار قلمی و علمی آیت الله اشرفی اصفهانی را حدود سی مجلد نوشته اند که بیشتر آنها چاپ نشده است، اما آثار چاپ شده وی:

1-      البیان (برهان قرآن)، در موضوع علوم قرآن، به زبان فارسی؛ 

2-      تفسیر قرآن، خلاصه ای از تفاسیر شیعه و سنی؛

3-      مجمع الشتات، در اصول دین و عقاید و کلام، به زبان عربی در چهار مجلد؛

4-      مجموعه ای پیرامون حروف مقطعة قرآن، به زبان فارسی؛

5-      کتابی در موضوع غیبت امام عصر (عج)؛

6-      غروب آفتاب در محراب جمعه  در دو مجلد؛

7-      جزوات درس فقهی و اصولی، تقریرات اساتید خود آیات عظام بروجردی، حجت کوه کمره ای، سید محمدتقی خوانساری و صدر.

کتاب مجمع الشتات وی شامل مباحث متنوع و متفرقه در باره اهم علوم اسلامی است و به همین جهت نیز چنین نامیده شده -است. کتاب، موضوعهای اسلامی، چون توحید، امامت، معاد، علوم قرآنی و تفسیر بعضی آیات قرآن را که به نظر مؤلف دارای اهمیت بوده، مورد نیاز جامعه اسلامی است، در برمی گیرد. کتاب مجموعه ای از معارف مختلف اسلامی را به دست می دهد و یک موضوع مشخص را در فصول متعددی، از زوایای مختلف بررسی نموده و در برخی قسمتها به تفسیر و به طور استدلالی به موضوع پرداخته است؛ از جمله، مباحث تعلیقات به علوم اسلامی، مهدویت و امامت حجت بن الحسن صاحب الزمان(عج).

اکثر مطالب کتاب از منابع معتبر شیعه و سنی استخراج گردیده و مؤلف با دلایل محکم به نقد و ابطال نظریات مخالف پرداخته، سپس نظر مستقل خویش را ارائه می دهد. نویسنده در برخی قسمتها نیز تنها به نقل قول اکتفا کرده که نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارد.

مؤلف در نقل مطالب از منابع، امانت را رعایت نموده، تحقیقی مفید و ارزشمند ارائه می دهد که در نشر و تبلیغ اسلامی، رد شبهات مخالفان و تبیین مسایل مطرح شده در اجتماع با اسلوبی علمی و متین، مقام برجسته و والایی دارد.

از ویژگیهای این کتاب، استخراج آیات کریمه و احادیث شریفه، نقل آراء و اقوال متنوع، تعیین منابع مورد تحقیق، توضیح قسمتهای مبهم کتاب است.

کتاب برهان قرآن، تنها کتاب وی به زبان فارسی است که بعد از شهادتش در سال 1380ش به چاپ رسید.

کتاب مطالب ارزنده ای چون کیفیت نزول قرآن، جمع آوری و اعراب گذاری قرآن، جهان آفرینش در قرآن، محکم و متشابه، تأویل و نسخ در قرآن  و مطالب متعدد دیگری را در بر دارد و در دوازده فصل تنظیم و نگاشته شده است.

    اماکن ذیل نیز به همت و تلاش شهید اشرفی اصفهانی تأسیس شده یا توسعه یافته است:

1- ساختمان مکتب الزهرا(س)؛

2- مسجد ولی عصر (عج) خمینی شهر؛

3- حوزه علمیه امام خمینی ( ره) در کرمانشاه؛

4- ساختمان مسجد النبی(ص) در کرمانشاه؛

5-  توسعه مسجد امام حسین (ع)در خمینی شهر؛

6- توسعۀ مسجد بروجردی در کرمانشاه

شهیـد اشـرفـی ویژگیهـا و روحیـات معنـوی  برجسته ای داشت. در مدت اقامتش در قم، معمولاً صبحها یک ساعت قبل از اذان به حرم حضرت معصومه – علیهاالسلام- می رفت و به راز و نیاز می پرداخت.            

آیت الله مرعشی(ره) می فرمود: همیشه قبل از اذان صبـح کـه بـه حـرم حضـرت معصومه (ع) مشـرف می شدم، یا اولین نفر من بودم یا حاجی آقای اشرفی.

آیت الله اشرفی اصفهانی، عالمی ژرف اندیش و واقع بین بود و بخوبی می دانست که گرفتاری مسلمانان ناشی از تفرقه و جدایی آنان است. در مناطق غربی کشور، بویژه منطقة کرمانشاه و اطراف آن، شیعه و سنی در کنار هم زندگی می -کردند.  آیت الله اشرفی اصفهانی که در سال 1335ش از سوی آیت الله بروجردی به آن شهر رفت، می دانست که  مهمترین وظیفه اش حفظ وحدت و ایجاد برادری و صمیمیت در بین مردم آن شهر است و همیشه به این موضوع توجه بسیاری داشت؛ چنانکه همیشه می گفت:

«یکی از توطئه های بزرگ دشمن این است که می خواهد بین اقشار مختلف اختلاف بیندازد، بین شیعه و اهل سنت و دیگر فرق مسلمین تفرقه بیندازد ... ما بدون وحدت نمی توانیم جامعه و انقلاب اسلامی را پیش ببریم.  امروز مسأله مهم، مسألة اتحاد و اتفاق بین برادران شیعه و برادران اهل سنت است

اشرفی اصفهانی، از شاگردان و یاران امام خمینی (ره) بود. وی بعد از رحلت مرجع بزرگ تشیعآیت الله بروجردی، مردم را در امر تقلید از امام خمینی راهنمایی می کرد. خود در این موضوع می گوید:

« اینجانب بر حسب تشخیص خود و تفحصی هم که از شخصیت های بزرگ علمی نجف اشرف و حوزة علمیه قم کردم، حضرت امام خمینی(ره) را شایسته برای مقام مقدس مرجعیت معرفی نمودم و عامة مردم را در امر تقلید، به ایشان سوق دادم که این موضوع با مخالفت بعضی و کارشکنی آنها مواجه شد و از سوی ساواک هم تهدید و هم تبعید گردیدم، ولی به لطف خداوند بزرگ، در انجام این امر الهی و وظیفه شرعی موفق شدم» در قضیه دستگیری امام، در اوایل نهضت نیز او از حامیان ایشان بود و تا آخر عمر هم وفادار به امام باقی ماند.

در دوران انقلاب اسلامی نیز آیت الله اشرفی اصفهانی، به عنوان یار و یاور امام، محور مبارزات مردم کرمانشاه بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی، نماز جمعه نقش مهمی در ثبات انقلاب اسلامی و خنثی کردن   توطئه های ضد انقلاب داشت. امام خمینی (ره) در 14 ذی قعده سال 1399ق با صدور حکمی، آیت الله اشرفی را به امامت جمعه کرمانشاه منصوب فرمود. وی اولین امام جمعه بود که از سوی امام در کرمانشاه منصوب می شد. پیش از او سابقه اقامه نماز جمعه در کرمانشاه نبود.

خطبه های وی از سه  بخش تشکیل می شد: بخش اول درباره مسایل عقیدتی و اخلاقی و توصیه به تقوا؛ بخش دوم دربارة ولایت فقیه و نقش آن در انقلاب و بخش سوم موضوع جنگ و اهمیت حضور مردم در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، بود. او ضمن دعوت مردم برای کمک به جبهه های جنگ خود نیز عملاً مدافع و مجاهد بود و به رغم کهولت چند بار در جبهه -های نبرد حاضر شد. مرحوم آیت الله سید اسماعیل هاشمی که مدتی با ایشان هم بحث بود، در خاطراتش به این نکته اشاره دارد که ایشان در جبهه های غرب حضور داشته، عالمی متین و باتقوا بود و ارادت عجیبی به امام (ره) داشت.

انس و الفت این عالم مجاهد به قرآن مجید و حفظ آیات قرآن و نیز تشکیل جلسات تفسیر قرآن و ادامۀ آنها تا آخرین لحظات عمر، از دیگر خصوصیات اخلاقی وی بود.

توجه به خواندن زیارت عاشورا و دلدادگی وی بـه امام حسین(ع) بـه گونـه ای بـود کـه فرزندشـان مـی گوید:  « هیـچ گـاه زیـارت عاشـورای او قطـع نمی شد. او از تربت مقدس امام حسین(ع) شفا می گرفت و دیگران را نیز به این عمل سفارش می کرد. از هنگام تکلیف تا پایان عمر شریف خویش،در شبهای جمعه، هیچ گاه زمزمه دعای کمیل ایشان ترک نمی شد. »

آیت الله اشرفی در برخوردهای اجتماعی خویش آدابی نیکو داشت. تواضع و فرو تنی و دوری از تکبر از دیگر ویژگیهای اخلاقی او بود.

شیخ عطاءالله همانند اکثر عالمان دینی از اوان طلبگی، با فقر و تنگدستی زندگی می کرد، اما هرگز مشکلات ناشی از فقر، نتوانست مانعی بر سر راه حرکت های علمی و معنوی او ایجاد نماید.

هفده سال با دو فرزندش در یک حجره به سر برد و وضع نامساعد مالی اش اجازه نداد که خانواده اش را به قم بیاورد و خانه ای اجاره کند.

وقتی از طرف آیت الله بروجردی، به کرمانشاه رفت، نزدیک به یک  سال در مدرسة آیت الله بروجردی تنها بود، تا اینکه پس از مدتی، ایشان سفارش می کنند که او برای خود خانه ای اجاره کند. پس از آن، وی خانه ای اجاره کرد و خانواده اش را به آنجا برد.

وی تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، همچنان ساده زندگی کرد و با اینکه وجوه شرعی فراوانی به دستش می رسید و از سوی فقهای بزرگ عصر اجازه داشت که از آن استفاده شخصی کند، تا آخر عمردر همان خانه کوچک و ساده زندگی کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که ایشان نماینده امام و امام جمعة باختران شد و امکانات فراوانی در اختیارش بود، باز هم به همان زندگی ساده بسنده کرد.

سرانجام این عالم وارسته در ظهر جمعه 23 مهرماه 1361ش، در نماز جمعۀ کرمانشاه با انفجار نارنجکی توسط منافقان به شهادت رسید و بدین سان چهارمین شهید محراب انقلاب اسلامی گردید.

پیکر مطهر وی پس از تشییع با شکوه مردم کرمانشاه به اصفهان انتقال داده شد و پس از مراسم با شکوهی به گلستان شهدای تخت فولاد اصفهان منتقل و به خاک سپرده شد.

امام خمینی(ره) در پیامی به مناسبت شهادت این عالم مجاهد، نوشت:

«بسم الله الرحمن الرحیم. انا لِله وانا الیه راجعون

چه سعادتمند آنان که عمری را در خدمت به اسلام و مسلمین بگذرانند و در آخر عمر فانی به فیض عظیمی که دلباختگان به لقاءالله آرزو می کنند، نایل آیند... . شهید عزیز محراب این جمعه ما، از آن شخصیت هایی بود که اینجانب یکی از ارادتمندان این شخص والامقام بوده و هستم.

این وجود پر برکت متعهد را قریب شصت سال است می شناختم. مرحوم شهید بزرگوار حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا عطاءالله اشرفی را در این مدت طولانی به صفای نفس و آرامش روح و اطمینان قلب و خالی از هواهای نفسانی و تارک هوی و مطیع امر مولا و جامع علم مفید و عمل صالح می شناسم و در عین حال، مجاهد متعهد و قوی النفس بود.... خداوند او را در زمرۀ شهدای کربلا قرار دهد و لعنت و نفرین خود را بر قاتلان چنین مردانی نثار فرماید...».

آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دورۀ ریاست جمهوری خود، به مناسبت شهادت آیت الله اشرفی اصفهانی فرمودند:

مرحوم آقای اشرفی - رضوان الله علیه - یک انسان دوست داشتنی مطلوب بود... بسیار متواضع، با اخـلاص ، با صفـا و بی ادعـا بود؛ به طـوری که احترام و تجلیل همگان را بر می انگیخت

 


مشروح زندگی نامه

عالم فاضل متقی، مجاهد عالی قدر، شهید حاج آقا عطاء الله اشرفی اصفهانی، در شعبان 1322ق/ 1281 ش، در خمینی شهر(سده) متولد شد. پدرش حجت الاسلام والمسلمین میرزا اسدالله از علمای دین و مردی زاهد بود. وی در حدود سال 1335ش درگذشت و در مزار اندان خمینی شهر مدفون گردید.

میرزا اسدالله فرزند حجت الاسلام والمسلمین میرزا محمد جعفر، از علمای معروف و فاضل سده بود. جد اعلایش از علمای جبل عامل بود بنابراین، نسبش به جبل عامل لنبان منتهی می شود. شهید محراب در این باره می فرماید: «نسب بنده منتهی می شود به یکی از علمای جبل عامل. اینها در صدر اسلام، از برکت حضرت ابوذر، اسلام اختیار کردند و بعد به سده آمدند و تا آنجا که در نظرم هست، اجداد پدری ما همیشه از علمای معروف محل بوده اند».

مادرش بانو «نجمه» فرزند سید محمد تقی میردامادی است که نسبش به امام حسن مجتبی- علیه السلام-  می رسد.

عطاء الله پس از طی دورۀ نوجوانی و دورۀ مکتب خانه، تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را نزد سید مصطفی در سده تلمذ کرد. در دوازده سالگی به توصیۀ پدر عالمش، از خمینی شهر عازم اصفهان گردید و دروس حوزه را آغاز کرد و طی ده سال سکونت در حوزۀ علمیه اصفهان، در مدرسۀ نوریه دوره مقدمات و سطح فقه و اصول را در محضر اساتیدی، همچون حضرات آیات: شیخ محمد حسین فشارکی، سید مهدی درچه ای، سید محمد نجف آبادی و شهید سید حسن مدرس به پایان برد. سپس به قم هجرت کرده، دورۀ عالی و اجتهادی فقه و اصول را از محضر حضرات آیات عظام، شیخ عبدالکریم حائری، حاج سید محمد تقی خوانساری، سید صدر الدین  صدر، سید محمد حجت و آیت الله العظمی بروجردی و فلسفه را از امام خمینی (ره) فرا گرفت.

فعالیتهای وی در تنظیم و تقریر دروس آیت الله بروجردی، موجب دوستی و علاقۀ فوق العاده بین شاگرد و استاد گردید.

وی در سن چهل سالگی به درجه اجتهاد رسید و مرحوم آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری برای ایشان اجازه اجتهاد صادر نمود.

شهید اشرفی اصفهانی در مدت هفده سال اقامت در قم، در کنار تحصیل، به تدریس و تعلیم و تربیت طلاب جوان اشتغال داشت. آیت الله شیخ احمد جنتی، از شاگردان او در دورة تدریس کفایه و مکاسب در حوزۀ علمیه قم بود.

وی در سال 1335ش برای اداره حوزه علمیه کرمانشاه از طرف آیت الله بروجردی عازم آن دیار گردید و به تدریس و تعلیم فقه، اصول و دیگر معارف دینی و اداره حوزه علمیه شهر پرداخت.

آثار قلمی و علمی آیت الله اشرفی اصفهانی را حدود سی مجلد نوشته اند که بیشتر آنها چاپ نشده است، اما آثار چاپ شده وی:

1-      البیان (برهان قرآن)، در موضوع علوم قرآن، به زبان فارسی؛ 

2-      تفسیر قرآن، خلاصه ای از تفاسیر شیعه و سنی؛

3-      مجمع الشتات، در اصول دین و عقاید و کلام، به زبان عربی در چهار مجلد؛

4-      مجموعه ای پیرامون حروف مقطعة قرآن، به زبان فارسی؛

5-      کتابی در موضوع غیبت امام عصر (عج)؛

6-      غروب آفتاب در محراب جمعه  در دو مجلد؛

7-      جزوات درس فقهی و اصولی، تقریرات اساتید خود آیات عظام بروجردی، حجت کوه کمره ای، سید محمدتقی خوانساری و صدر.

کتاب مجمع الشتات وی شامل مباحث متنوع و متفرقه در باره اهم علوم اسلامی است و به همین جهت نیز چنین نامیده شده -است. کتاب، موضوعهای اسلامی، چون توحید، امامت، معاد، علوم قرآنی و تفسیر بعضی آیات قرآن را که به نظر مؤلف دارای اهمیت بوده، مورد نیاز جامعه اسلامی است، در برمی گیرد. کتاب مجموعه ای از معارف مختلف اسلامی را به دست می دهد و یک موضوع مشخص را در فصول متعددی، از زوایای مختلف بررسی نموده و در برخی قسمتها به تفسیر و به طور استدلالی به موضوع پرداخته است؛ از جمله، مباحث تعلیقات به علوم اسلامی، مهدویت و امامت حجت بن الحسن صاحب الزمان(عج).

اکثر مطالب کتاب از منابع معتبر شیعه و سنی استخراج گردیده و مؤلف با دلایل محکم به نقد و ابطال نظریات مخالف پرداخته، سپس نظر مستقل خویش را ارائه می دهد. نویسنده در برخی قسمتها نیز تنها به نقل قول اکتفا کرده که نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارد.

مؤلف در نقل مطالب از منابع، امانت را رعایت نموده، تحقیقی مفید و ارزشمند ارائه می دهد که در نشر و تبلیغ اسلامی، رد شبهات مخالفان و تبیین مسایل مطرح شده در اجتماع با اسلوبی علمی و متین، مقام برجسته و والایی دارد.

از ویژگیهای این کتاب، استخراج آیات کریمه و احادیث شریفه، نقل آراء و اقوال متنوع، تعیین منابع مورد تحقیق، توضیح قسمتهای مبهم کتاب است.

کتاب برهان قرآن، تنها کتاب وی به زبان فارسی است که بعد از شهادتش در سال 1380ش به چاپ رسید.

کتاب مطالب ارزنده ای چون کیفیت نزول قرآن، جمع آوری و اعراب گذاری قرآن، جهان آفرینش در قرآن، محکم و متشابه، تأویل و نسخ در قرآن  و مطالب متعدد دیگری را در بر دارد و در دوازده فصل تنظیم و نگاشته شده است.

    اماکن ذیل نیز به همت و تلاش شهید اشرفی اصفهانی تأسیس شده یا توسعه یافته است:

1- ساختمان مکتب الزهرا(س)؛

2- مسجد ولی عصر (عج) خمینی شهر؛

3- حوزه علمیه امام خمینی ( ره) در کرمانشاه؛

4- ساختمان مسجد النبی(ص) در کرمانشاه؛

5-  توسعه مسجد امام حسین (ع)در خمینی شهر؛

6- توسعۀ مسجد بروجردی در کرمانشاه

شهیـد اشـرفـی ویژگیهـا و روحیـات معنـوی  برجسته ای داشت. در مدت اقامتش در قم، معمولاً صبحها یک ساعت قبل از اذان به حرم حضرت معصومه – علیهاالسلام- می رفت و به راز و نیاز می پرداخت.            

آیت الله مرعشی(ره) می فرمود: همیشه قبل از اذان صبـح کـه بـه حـرم حضـرت معصومه (ع) مشـرف می شدم، یا اولین نفر من بودم یا حاجی آقای اشرفی.

آیت الله اشرفی اصفهانی، عالمی ژرف اندیش و واقع بین بود و بخوبی می دانست که گرفتاری مسلمانان ناشی از تفرقه و جدایی آنان است. در مناطق غربی کشور، بویژه منطقة کرمانشاه و اطراف آن، شیعه و سنی در کنار هم زندگی می -کردند.  آیت الله اشرفی اصفهانی که در سال 1335ش از سوی آیت الله بروجردی به آن شهر رفت، می دانست که  مهمترین وظیفه اش حفظ وحدت و ایجاد برادری و صمیمیت در بین مردم آن شهر است و همیشه به این موضوع توجه بسیاری داشت؛ چنانکه همیشه می گفت:

«یکی از توطئه های بزرگ دشمن این است که می خواهد بین اقشار مختلف اختلاف بیندازد، بین شیعه و اهل سنت و دیگر فرق مسلمین تفرقه بیندازد ... ما بدون وحدت نمی توانیم جامعه و انقلاب اسلامی را پیش ببریم.  امروز مسأله مهم، مسألة اتحاد و اتفاق بین برادران شیعه و برادران اهل سنت است

اشرفی اصفهانی، از شاگردان و یاران امام خمینی (ره) بود. وی بعد از رحلت مرجع بزرگ تشیعآیت الله بروجردی، مردم را در امر تقلید از امام خمینی راهنمایی می کرد. خود در این موضوع می گوید:

« اینجانب بر حسب تشخیص خود و تفحصی هم که از شخصیت های بزرگ علمی نجف اشرف و حوزة علمیه قم کردم، حضرت امام خمینی(ره) را شایسته برای مقام مقدس مرجعیت معرفی نمودم و عامة مردم را در امر تقلید، به ایشان سوق دادم که این موضوع با مخالفت بعضی و کارشکنی آنها مواجه شد و از سوی ساواک هم تهدید و هم تبعید گردیدم، ولی به لطف خداوند بزرگ، در انجام این امر الهی و وظیفه شرعی موفق شدم» در قضیه دستگیری امام، در اوایل نهضت نیز او از حامیان ایشان بود و تا آخر عمر هم وفادار به امام باقی ماند.

در دوران انقلاب اسلامی نیز آیت الله اشرفی اصفهانی، به عنوان یار و یاور امام، محور مبارزات مردم کرمانشاه بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی، نماز جمعه نقش مهمی در ثبات انقلاب اسلامی و خنثی کردن   توطئه های ضد انقلاب داشت. امام خمینی (ره) در 14 ذی قعده سال 1399ق با صدور حکمی، آیت الله اشرفی را به امامت جمعه کرمانشاه منصوب فرمود. وی اولین امام جمعه بود که از سوی امام در کرمانشاه منصوب می شد. پیش از او سابقه اقامه نماز جمعه در کرمانشاه نبود.

خطبه های وی از سه  بخش تشکیل می شد: بخش اول درباره مسایل عقیدتی و اخلاقی و توصیه به تقوا؛ بخش دوم دربارة ولایت فقیه و نقش آن در انقلاب و بخش سوم موضوع جنگ و اهمیت حضور مردم در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، بود. او ضمن دعوت مردم برای کمک به جبهه های جنگ خود نیز عملاً مدافع و مجاهد بود و به رغم کهولت چند بار در جبهه -های نبرد حاضر شد. مرحوم آیت الله سید اسماعیل هاشمی که مدتی با ایشان هم بحث بود، در خاطراتش به این نکته اشاره دارد که ایشان در جبهه های غرب حضور داشته، عالمی متین و باتقوا بود و ارادت عجیبی به امام (ره) داشت.

انس و الفت این عالم مجاهد به قرآن مجید و حفظ آیات قرآن و نیز تشکیل جلسات تفسیر قرآن و ادامۀ آنها تا آخرین لحظات عمر، از دیگر خصوصیات اخلاقی وی بود.

توجه به خواندن زیارت عاشورا و دلدادگی وی بـه امام حسین(ع) بـه گونـه ای بـود کـه فرزندشـان مـی گوید:  « هیـچ گـاه زیـارت عاشـورای او قطـع نمی شد. او از تربت مقدس امام حسین(ع) شفا می گرفت و دیگران را نیز به این عمل سفارش می کرد. از هنگام تکلیف تا پایان عمر شریف خویش،در شبهای جمعه، هیچ گاه زمزمه دعای کمیل ایشان ترک نمی شد. »

آیت الله اشرفی در برخوردهای اجتماعی خویش آدابی نیکو داشت. تواضع و فرو تنی و دوری از تکبر از دیگر ویژگیهای اخلاقی او بود.

شیخ عطاءالله همانند اکثر عالمان دینی از اوان طلبگی، با فقر و تنگدستی زندگی می کرد، اما هرگز مشکلات ناشی از فقر، نتوانست مانعی بر سر راه حرکت های علمی و معنوی او ایجاد نماید.

هفده سال با دو فرزندش در یک حجره به سر برد و وضع نامساعد مالی اش اجازه نداد که خانواده اش را به قم بیاورد و خانه ای اجاره کند.

وقتی از طرف آیت الله بروجردی، به کرمانشاه رفت، نزدیک به یک  سال در مدرسة آیت الله بروجردی تنها بود، تا اینکه پس از مدتی، ایشان سفارش می کنند که او برای خود خانه ای اجاره کند. پس از آن، وی خانه ای اجاره کرد و خانواده اش را به آنجا برد.

وی تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، همچنان ساده زندگی کرد و با اینکه وجوه شرعی فراوانی به دستش می رسید و از سوی فقهای بزرگ عصر اجازه داشت که از آن استفاده شخصی کند، تا آخر عمردر همان خانه کوچک و ساده زندگی کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که ایشان نماینده امام و امام جمعة باختران شد و امکانات فراوانی در اختیارش بود، باز هم به همان زندگی ساده بسنده کرد.

سرانجام این عالم وارسته در ظهر جمعه 23 مهرماه 1361ش، در نماز جمعۀ کرمانشاه با انفجار نارنجکی توسط منافقان به شهادت رسید و بدین سان چهارمین شهید محراب انقلاب اسلامی گردید.

پیکر مطهر وی پس از تشییع با شکوه مردم کرمانشاه به اصفهان انتقال داده شد و پس از مراسم با شکوهی به گلستان شهدای تخت فولاد اصفهان منتقل و به خاک سپرده شد.

امام خمینی(ره) در پیامی به مناسبت شهادت این عالم مجاهد، نوشت:

«بسم الله الرحمن الرحیم. انا لِله وانا الیه راجعون

چه سعادتمند آنان که عمری را در خدمت به اسلام و مسلمین بگذرانند و در آخر عمر فانی به فیض عظیمی که دلباختگان به لقاءالله آرزو می کنند، نایل آیند... . شهید عزیز محراب این جمعه ما، از آن شخصیت هایی بود که اینجانب یکی از ارادتمندان این شخص والامقام بوده و هستم.

این وجود پر برکت متعهد را قریب شصت سال است می شناختم. مرحوم شهید بزرگوار حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا عطاءالله اشرفی را در این مدت طولانی به صفای نفس و آرامش روح و اطمینان قلب و خالی از هواهای نفسانی و تارک هوی و مطیع امر مولا و جامع علم مفید و عمل صالح می شناسم و در عین حال، مجاهد متعهد و قوی النفس بود.... خداوند او را در زمرۀ شهدای کربلا قرار دهد و لعنت و نفرین خود را بر قاتلان چنین مردانی نثار فرماید...».

آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دورۀ ریاست جمهوری خود، به مناسبت شهادت آیت الله اشرفی اصفهانی فرمودند:

مرحوم آقای اشرفی - رضوان الله علیه - یک انسان دوست داشتنی مطلوب بود... بسیار متواضع، با اخـلاص ، با صفـا و بی ادعـا بود؛ به طـوری که احترام و تجلیل همگان را بر می انگیخت

 

احترام به خانواده شهدا

حجه الاسلام حسین اشرفی فرزند شهید محراب اشرفی اصفهانی می فرمود: وقتی به دیدار خانواده شهیدی می رفتیم در مقابل آنها دو زانو می نشست و به درد دل همسر، مادر و اگر شهید، فرزندی داشت. مؤدبانه گوش می کرد. به فرزندان شهدا علاقه خاصی داشت. به گرمی با آنها برخورد می کرد. بچه شهید را روی زانوی خود می نشاند. از شجاعت، ایثار و اخلاص شهید برای خانواده اش زیاد می گفت. طوری از شهیدشان حرف می زد که قلب خانواده اش را آرام می کرد. حتی گاهی وقت ها متوجه می شدم در قنوت نماز شبش نام هم رزمان شهیدش را به عنوان چهل مؤمن ذکر می کند. برای شهیدان دعا می کرد. توی دعای سفره که هر وقت نوبت ایشان می شد، از خداوند می خواست که خدایا: مبادا روزی بیاید که ما شرمنده شهدا و خانواده آنان باشیم؟ به فرزند شهید که می رسید، او را با لبخند دلداری می داد. اما وقتی شب به خانه می آمد برای آن فرزند شهید گریه می کرد طوری که صدای هق هق گریه اش را می شنیدم

 

باید در نماز جماعت شرکت کنم

از ارداتمندان شهید محراب اشرفی اصفهانی آقای کوه نشین چنین تعریف می کند: کوچه پشت مدرسه آیت الله بروجردی در کرمانشاه شیب تندی دارد. یعنی اگر کمی برف روی زمین بنشیند، برای یک جوان هم تردد در آن کوچه سخت می شود. حاج آقا برای رفتن به مسجد ناچار باید آن مسیر را طی می کرد. وقتی برف می آمد، کار برای ایشان سخت می شد. با توجه به سن و سال ایشان اصرار می کردم که اجازه دهید به جای شما حاج آقا محمد یا حاج آقا حسین برای نماز جماعت به مسجد بروند. ایشان می گفت که نه، حتماً باید در نماز جماعت شرکت کنم. من هم که دیگر چاره ای نداشتم، جورابی روی کفش هایش می کشیدم. ایشان روی زمین می نشست، دست هایش را می گرفتم و به حالت سرخوردن از کوچه پایین می رفتیم

 

حلوا غذای اعیانی ما بود

حجة الاسلام محمد اشرفی فرزند شهید محراب اشرفی اصفهانی تعریف می کند:

شهید اشرفی در مدرسه فیضیه حجره ای داشتند که من و برادرم هم در همان حجره و با پدر زندگی می کردیم. دو چراغ فتیله ای نفتی داشتیم که با آن غذا می پختیم. حاج آقا هفته ای یک شب آب گوشت درست می کردند و گاهی با آرد گز، حلوا می  پختند. غذای اعیانی ما حلوا بود و در بقیه موارد از نان و پنیر و انگور و در زمستانها از نان و پنیر و لبو استفاده می کردیم. چون ما از مادر دور بودیم، ایشان سعی می کردند به ما بیشتر محبت کنند. سالی یک بار برای ما لباس می خریدند، آن هم فقط قبل از عید نوروز. خودشان هم از نظر لباس، در همین وضعیت بودند و شاید هم بدتر. گاهی اوقات به قدری در فشار قرار می گرفتند که کتاب درس شان را به قیمت نازلی می فروختند تا بتوانند با پول آن خرج زندگی روزمره شان را تأمین کنند