سید ابوالحسن بروجردی

سید ابوالحسن بروجردی

شهرت :

طباطبایی بروجردی
تاریخ وفات :
1310/0*/0*
مزار :
تکیه بروجردی
زمینه فعالیت :
فقیه و مجتهد,عالم فاضل

  ‏

    عالم جليل، فرزند حاج سيد على طباطبايى بروجردى، از علما و مجتهدين و مدرسين اصفهان.

    وى از سادات جليل ‏القدر طباطبايى بروجردى است كه نسب ايشان به حضرت مجتبى، سبط اكبر-عليه السلام- مى پیوندد. اين خاندان ابتدا در زواره‏ اصفهان ساكن بودند و سپس به بروجرد مهاجرت كردند. در زمان سلاطين صفويه به اصفهان منتقل شدند و پس از انقراض سلطنت صفوى و در پى فتنه‏ افغان و بى ‏سروسامانى اصفهان و متلاشى شدن امور، به نجف مهاجرت نمودند. سپس اولاد مير سيد على بن سيد محمد به اصفهان و عده ‏اى از اولاد سيد مرتضى بن سيد محمد در بروجرد سكنى گزيدند و عده ‏اى ديگر از آنان در نجف باقى ماندند و بدین ترتیب، سلسله طباطبايى بروجردى به سه شعبه تقسيم شدند.

    از معاريف سادات بروجردى اصفهان، عالم ربانى و فقيه محقق، حاج مير سيد على فرزند سيد عبدالكريم فرزند سيد على است كه يكى از علمای مبرز زمان خود بوده است.

    سيد ابوالحسن بروجردى از محضر پدر دانشمند خود و علماى ديگر اصفهان بهره ‏مند گرديد. برخى از اساتيد ايشان عبارتند از:

 1 - حاج سيد مهدى نحوى2 - حاج ميرزا بديع درب ‏امامى3 - علامه ميرزا محمدباقر چهارسوقى4 - ميرزا محمدحسن نجفى هزار جريبى5 - علامه ميرزا محمدهاشم چهارسوقى مجاز از ايشان.

    وى سالياني نيز در حوزه علميه نجف اشرف تحصيل كرده، به مقام اجتهاد و فضيلت نايل آمد. سپس به اصفهان بازگشت و مورد احترام و تجليل بزرگان شهر واقع شد. وى مردم را در منبر موعظه و ارشاد  مى نمود و عموم مقدسين اصفهان ارداتى زايدالوصف به او داشتند.

    وى در مسجد دركوشك به اقامه جماعت و تدريس مي پرداخت و فضلاى زيادى از محضر پرفيض او بهره‏ مند گرديده ‏اند، از جمله:

    1 - سيد ابوالقاسم موسوى فريدنى، مشهور به اميرشاه‏ كرمى؛ 2 - سيد محمدباقرنحوى مجاز از ايشان؛‏ 3 - سيد ريحان‏ الدين مهدوى؛ 4 - شيخ محمدابراهيم كلباسى مجاز از ايشان؛ 5- ميرزا محمدحسن تفضلى بروجردى.

     همچنين آيت ‏الله سيد شهاب ‏الدين مرعشى نيز از ايشان اجازه نقل حديث داشته است.

    حاج ميرزا حسن ‏خان جابرى انصارى در مورد ایشان چنین می نویسد:

    « آن بزرگوار به علم و عمل و محسنات اخلاقى آراسته و نظر به اوصاف حسنه، خداوندش عزت فوق ‏العاده و محبوبيت عامه به ايشان مرحمت فرموده، در اوايل مشروطه كه در انجمن ولايتى، علماى بزرگ آقا نجفى و غيرهُم آمده، منطوقات ايشان الحق مورد تحسين همگان مى ‏شد».

    مرحوم سيد مصلح الدين مهدوی می نویسد:

 « زبده‏ ارباب تحقيق، الفاضل العالم الربانى و الزاهد الورع السبحانى، العلام الثانى، فخرالفقهاء والمجتهدين، حجةالاسلام والمسلمين عالم فاضل كامل و محقق جامع مرجع جميع فضلاء در اين اواخر، وجود ايشان بود. در زمان حيات و پس از فوت تاكنون در مقام ايشان احدى زبان به قدح نگشوده، بلكه همگان وى را به علم و عمل مى ‏ستايند. در مسجد درب ‏كوشك امامت مى ‏فرمود و هم در آنجا مجلس تدريس داشت و بيشتر از حاضرين مجلس درس آن جناب، افاضل بودند».

    در حوادث سياسى عصر مشروطيت عده‏ اى از علماى اصفهان كه موافق مشروطه‏ مشروعه بودند نيز شركت كردند و با صدور بيانيه و سخنرانى در مجالس مختلف، حمايت خود را از مشروطه مشروعه اعلام كردند و موجب شدند كه نهضت مشروطيت در اصفهان موفق‏تر از تهران و تبريز به پيش رود، زيرا از ابتدا رهبرى مردم را روحانيت به عهده داشت و در حوادث بعد از آن نيز با رهبرى علما گذر نمودند، كه از جمله اين علما مرحوم بروجردى است كه نام او نيز جزو امضاءكنندگان اعلاميه‏ علما در حمايت از مشروطه‏ مشروعه مى ‏باشد.

    حاج ميرزا ابوالحسن سرانجام در صبح روز جمعه 18ذى ‏قعده 1348ق / فروردين 1309ش در اصفهان وفات كرد و پيكر پاكش در قسمت‏هاى جنوب غربى تخت فولاد در مكانى كه بعداً به نام خود ايشان به تكيه بروجردى(دركوشكى) معروف گرديد، به خاك سپرده شد. در پى خاك سپارى مرحوم بروجردى دلهاى مؤمنان و ارادتمندانش به اين مكان متوجه گرديد و به بركت مرقد شريف او، بسيارى از علما و فضلا و وعاظ در اين محل مدفون گرديدند و بسيارى از مردم عوام و خواص محله دركوشك و محل‏هاى اطراف نيز وصيت كردند كه پس از فوت در كنار مزار وى به خاك سپرده شوند.

     مرحوم مهدوى در مورد فوت وى مى ‏نويسد: «ايشان در سال 1348ق وفات يافت و در ماتمش محشرى به پا گرديد».

     مرحوم جابرى انصارى در وفات ايشان كه با فوت آقاميرزا احمد مدرس، از اجله علما، مقارن بوده(شنبه‏11 ذى‏القعده 1348ق) چنين سرود:

از مقام قاب قوسينى يكى آمد بگفت:/« بود در معراج احمد، بوالحسن يار و رفيق »

    ميرزا ابوالحسن از همسر گرامى‏ اش صاحب يك فرزند پسر و پنج دختر گرديد. پسرش سيد محمد بروجردى و دختران گرامى ‏اش، همسران آقايان شيخ عبدالعلى قدس نجفى، شيخ محمدابراهيم كلباسى محمدحسن رياضيات، رحيم شريفيان و اهل‏ البيت بودند.

    سید محمد بروجردی تنها پسر سید ابوالحسن، پس از فراگیری علوم دینی نزد پدر و دیگر علمای اصفهان به حوزه علمیه نجف اشرف رفت و سالها در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت و پس از بازگشت متصدی دفتر اسناد شد. سرانجام وی در روز دوشنبه 26 محرم 1381ق وفات كرد و در جوار پدرش به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

  ‏

    عالم جليل، فرزند حاج سيد على طباطبايى بروجردى، از علما و مجتهدين و مدرسين اصفهان.

    وى از سادات جليل ‏القدر طباطبايى بروجردى است كه نسب ايشان به حضرت مجتبى، سبط اكبر-عليه السلام- مى پیوندد. اين خاندان ابتدا در زواره‏ اصفهان ساكن بودند و سپس به بروجرد مهاجرت كردند. در زمان سلاطين صفويه به اصفهان منتقل شدند و پس از انقراض سلطنت صفوى و در پى فتنه‏ افغان و بى ‏سروسامانى اصفهان و متلاشى شدن امور، به نجف مهاجرت نمودند. سپس اولاد مير سيد على بن سيد محمد به اصفهان و عده ‏اى از اولاد سيد مرتضى بن سيد محمد در بروجرد سكنى گزيدند و عده ‏اى ديگر از آنان در نجف باقى ماندند و بدین ترتیب، سلسله طباطبايى بروجردى به سه شعبه تقسيم شدند.

    از معاريف سادات بروجردى اصفهان، عالم ربانى و فقيه محقق، حاج مير سيد على فرزند سيد عبدالكريم فرزند سيد على است كه يكى از علمای مبرز زمان خود بوده است.

    سيد ابوالحسن بروجردى از محضر پدر دانشمند خود و علماى ديگر اصفهان بهره ‏مند گرديد. برخى از اساتيد ايشان عبارتند از:

 1 - حاج سيد مهدى نحوى2 - حاج ميرزا بديع درب ‏امامى3 - علامه ميرزا محمدباقر چهارسوقى4 - ميرزا محمدحسن نجفى هزار جريبى5 - علامه ميرزا محمدهاشم چهارسوقى مجاز از ايشان.

    وى سالياني نيز در حوزه علميه نجف اشرف تحصيل كرده، به مقام اجتهاد و فضيلت نايل آمد. سپس به اصفهان بازگشت و مورد احترام و تجليل بزرگان شهر واقع شد. وى مردم را در منبر موعظه و ارشاد  مى نمود و عموم مقدسين اصفهان ارداتى زايدالوصف به او داشتند.

    وى در مسجد دركوشك به اقامه جماعت و تدريس مي پرداخت و فضلاى زيادى از محضر پرفيض او بهره‏ مند گرديده ‏اند، از جمله:

    1 - سيد ابوالقاسم موسوى فريدنى، مشهور به اميرشاه‏ كرمى؛ 2 - سيد محمدباقرنحوى مجاز از ايشان؛‏ 3 - سيد ريحان‏ الدين مهدوى؛ 4 - شيخ محمدابراهيم كلباسى مجاز از ايشان؛ 5- ميرزا محمدحسن تفضلى بروجردى.

     همچنين آيت ‏الله سيد شهاب ‏الدين مرعشى نيز از ايشان اجازه نقل حديث داشته است.

    حاج ميرزا حسن ‏خان جابرى انصارى در مورد ایشان چنین می نویسد:

    « آن بزرگوار به علم و عمل و محسنات اخلاقى آراسته و نظر به اوصاف حسنه، خداوندش عزت فوق ‏العاده و محبوبيت عامه به ايشان مرحمت فرموده، در اوايل مشروطه كه در انجمن ولايتى، علماى بزرگ آقا نجفى و غيرهُم آمده، منطوقات ايشان الحق مورد تحسين همگان مى ‏شد».

    مرحوم سيد مصلح الدين مهدوی می نویسد:

 « زبده‏ ارباب تحقيق، الفاضل العالم الربانى و الزاهد الورع السبحانى، العلام الثانى، فخرالفقهاء والمجتهدين، حجةالاسلام والمسلمين عالم فاضل كامل و محقق جامع مرجع جميع فضلاء در اين اواخر، وجود ايشان بود. در زمان حيات و پس از فوت تاكنون در مقام ايشان احدى زبان به قدح نگشوده، بلكه همگان وى را به علم و عمل مى ‏ستايند. در مسجد درب ‏كوشك امامت مى ‏فرمود و هم در آنجا مجلس تدريس داشت و بيشتر از حاضرين مجلس درس آن جناب، افاضل بودند».

    در حوادث سياسى عصر مشروطيت عده‏ اى از علماى اصفهان كه موافق مشروطه‏ مشروعه بودند نيز شركت كردند و با صدور بيانيه و سخنرانى در مجالس مختلف، حمايت خود را از مشروطه مشروعه اعلام كردند و موجب شدند كه نهضت مشروطيت در اصفهان موفق‏تر از تهران و تبريز به پيش رود، زيرا از ابتدا رهبرى مردم را روحانيت به عهده داشت و در حوادث بعد از آن نيز با رهبرى علما گذر نمودند، كه از جمله اين علما مرحوم بروجردى است كه نام او نيز جزو امضاءكنندگان اعلاميه‏ علما در حمايت از مشروطه‏ مشروعه مى ‏باشد.

    حاج ميرزا ابوالحسن سرانجام در صبح روز جمعه 18ذى ‏قعده 1348ق / فروردين 1309ش در اصفهان وفات كرد و پيكر پاكش در قسمت‏هاى جنوب غربى تخت فولاد در مكانى كه بعداً به نام خود ايشان به تكيه بروجردى(دركوشكى) معروف گرديد، به خاك سپرده شد. در پى خاك سپارى مرحوم بروجردى دلهاى مؤمنان و ارادتمندانش به اين مكان متوجه گرديد و به بركت مرقد شريف او، بسيارى از علما و فضلا و وعاظ در اين محل مدفون گرديدند و بسيارى از مردم عوام و خواص محله دركوشك و محل‏هاى اطراف نيز وصيت كردند كه پس از فوت در كنار مزار وى به خاك سپرده شوند.

     مرحوم مهدوى در مورد فوت وى مى ‏نويسد: «ايشان در سال 1348ق وفات يافت و در ماتمش محشرى به پا گرديد».

     مرحوم جابرى انصارى در وفات ايشان كه با فوت آقاميرزا احمد مدرس، از اجله علما، مقارن بوده(شنبه‏11 ذى‏القعده 1348ق) چنين سرود:

از مقام قاب قوسينى يكى آمد بگفت:/« بود در معراج احمد، بوالحسن يار و رفيق »

    ميرزا ابوالحسن از همسر گرامى‏ اش صاحب يك فرزند پسر و پنج دختر گرديد. پسرش سيد محمد بروجردى و دختران گرامى ‏اش، همسران آقايان شيخ عبدالعلى قدس نجفى، شيخ محمدابراهيم كلباسى محمدحسن رياضيات، رحيم شريفيان و اهل‏ البيت بودند.

    سید محمد بروجردی تنها پسر سید ابوالحسن، پس از فراگیری علوم دینی نزد پدر و دیگر علمای اصفهان به حوزه علمیه نجف اشرف رفت و سالها در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت و پس از بازگشت متصدی دفتر اسناد شد. سرانجام وی در روز دوشنبه 26 محرم 1381ق وفات كرد و در جوار پدرش به خاک سپرده شد.