درویش عبدالمجید طالقانی

درویش عبدالمجید طالقانی

شهرت :

درویش عبدالمجید
تاریخ وفات :
15/01/1185
مزار :
تکیه درویش عبدالمجید
زمینه فعالیت :
هنرمند,خوشنویس


فرزند عبدالله، خوشنویس، هنرمند، کاتب، عارف و شاعر ایرانى در حدود سال 1150ق در روستاى مهران از توابع طالقان زاده شد.
در منابع کهن، به اصلیت طالقانى او اشاره شده است و تنها روایتهاى محلى ما را بر این مىدارد که زادگاه او را مهران ثبت کنیم.
مردم مهران این شعر را سینه به سینه نقل مىکنند که روى یک مجرى قدیمى حکاکى شده بود:
بنوشته خط به زرورق آسمان نظر درویش طالقانى مهرانى المقر
دو خانه منسوب به درویش نیز در مهران بوده که اکنون بر جاى نیست.
آناتومى مردم مهران با تنها تصویر منسوب به او، شباهتهایى دارد.
او در جوانى زادگاه خود را ترک گفت و رهسپار قزوین و شیراز شد. از آنجا راه اصفهان را در پیش گرفت و چون لباس درویشان بر تن داشت به «درویش» شهرت یافت.
خوشنویسى را از نستعلیق آغاز کرد و از روى خط میرعماد به تمرین پرداخت.
او نستعلیق را نیکو و شکسته تعلیق را نیز خوش مىنوشت.
هیچ یک از متون، استاد شاخص و یا غیر مشهورى که نزد وى تحصیل دانش کرده و یا از او سرمشق گرفته باشد، ثبت نکردهاند. روایتى محلى مىگوید که او تمرینهاى خود را از روزنى پایین مىانداخت و آخر ماه آنها را گردآورى و ارزیابى مىکرد.
سپس روى به شکسته نستعلیق آورد و شکسته را به عنوان خط تخصصى خود برگزید. ابتدا از روى خط میرزا حسن کرمانى مشق مىکرد و از مکتب میرزاشفیع حسینى مشهور به میرزا شفیعا الهام مىگرفت. تأثیر مکتب شفیعا در آثار برجاى مانده از این دوره از زندگى او به روشنى دیده مىشود؛ ولى پس از سال 1179ق قواعد و آداب تازهاى براى شکسته در نظر گرفت. او با طراحى نوین هندسه کلمات، به سبک مستقلى رسید، به ظرفیتهاى تازهاى دست یافت و زیبایى و شیوایى خط شکسته را به بالاترین حد رساند.
درویش همة حروف همانند را وحدت بخشید و کلیتى منسجم داد؛ به گونهاى که تا به امروز کمتر چیزى به آن افزوده و یا از آن کاسته شده است.
او براى دوایر «س»، «ن» و «ى» قوسى یکسان در نظر گرفت و براى هریک از حروف، شکلى نو و مستقل از نستعلیق و تعلیق تعیین کرد. تندنویسى و اتصال حروف بر اثر سرعت کتابت، اساس کار او بود. او سیاه مشق شکسته را رایج کرد. ترکیب بندى قطعات شکسته نیز به دست او قاعدهمند شد، سطرهاى مورب درهم که همة صفحه را مىپوشاند. ترکیب بندى مطلوب درویش در قطعات غبار است. در قطعات دفترى یا افقى، واژههاى یک سوم ابتداى سطر را بر کرسى نشاند، یک سوم میانى را در دو ردیف بر روى هم آورد و در پایان سطر، حروف را در سه یا چهار مرتبه روى هم سوار کرد.
خط شکستة او در لطافت و ملاحت و استوارى به اوج رسید و ترکیباتش بدون رقیب شد. وى را واضع خط شکسته مىدانند؛ چراکه کوشش او در تحول و تکامل این خط، کم از ابتکار و اختراع نداشت و این خط پس از او حیاتى تازه و رونق و رواجى روزافزون یافت.
خط شکسته و نام درویش تا به امروز با یکدیگر همراهند.
حاجت شیرازى در وصف خط سحرآمیز درویش چنین سرود:
اى گشته مثل به خوشنویسى ز نخست مفتاح خزائن هنر خامة توست
تا کرده خدا لوح و قلم را ایجاد ننوشته کسى شکسته را چون تو درست
وى صورت خالص خط شکسته را ترسیم کرد و از این رو هنرمندان بعدى تا به امروز به پیروى از شیوه او برخاستند (فضائلى، ص610) هرچند که هیچکدام به پایة او نرسیدند.
از معروفترین شاگردان درویش اینان را باید نام برد: فضلعلى بیک دنبلى، خواجه ابوالحسن خوشنویس فسایى، میرزا عبدالوهاب کلانتر، حاکم اصفهان، ملاعلى بن جمشید نورى، سیّد ابوالقاسم انجوى شیرازى، محمّدباقر سروش اصفهانى، آقامحمّدرضا کر، محمّدجعفر اصفهانى و محمودقاسم مشهور به میرزا کوچک خواجویى اصفهانى.
گویند که محمدرحیم مایل اصفهانى نیز شاگرد درویش بود، هنرش به اوج رسید و با خط درویش پهلو زد، مغرور شد و درویش را در قطعهاى هجو کرد. موهبت خوشنویسى از وى گرفته شد؛ به گونهاى که اطفال از وى برتر مىنوشتند.
شاگردان غیر مستقیم درویش، جمع بسیار بزرگى را تشکیل مىدهند که از این میان باید به سیّد محمّداسماعیل انجوى شیرازى، محمّدشفیع شیرازى، محمّدباقر یزدى، سیّدعلى بن حسن نیاز شیرازى، سیّداحمد انجوى شیرازى، سیّدعلىاکبر گلستانه اصفهانى، حسن تبریزى، عبدالجواد عنقا، عبدالمجید شکستهنویس همدانى، میرزارضى آذربایجانى، محمدعلى انصارى، محمدباقر قرطاس، على لواسانى و میرزا غلامرضا اصفهانى اشاره کرد.
گلستانه و میرزا غلامرضا اصفهانى در ارتقاى شیوة درویش کوشیدند و آثارى پدید آوردند که سالها آثار خود درویش پنداشته مىشد.
گفتهاند که قلم خفى را تا شش دانگ جلى ترقى داد.
عبدالمجید کرمانى و عبدالمجید میرزا عینالدوله خوشنویسان دورههاى بعدى هستند که همنام او بودند و امضاى عبدالمجید هندى نیز یک شوخى است.
درویش عبدالمجید از ارکان چهارگانه خوشنویسان جهان به شمار مىرود: میرعماد در نستعلیق، نیریزى در نسخ، یاقوت مستعصمى در ثلث، بایسنقر در رقاع و عبدالمجید در شکسته. اگر کمال خط نستعلیق را به دست میرعماد بدانیم باید بگوییم که خط شکسته را نیز درویش عبدالمجید به حد کمال رساند.
درویش با ابداعات خود توانست توجه هنرمندان را به سوى خط شکسته جلب کند به گونهاى که مجالى براى خط تعلیق بر جاى نماند. درویش عبدالمجید مورد توجه ادیبان، دانشمندان و بزرگان بود؛ ولى انزوا را بیشتر مىپسندید و هیچگاه ازدواج نکرد.
شهرت درویش در تمام شهرهاى ایران پیچید؛ ولى او اصفهان را پایگاه نشر هنر خود قرار داد. وى شیفتگى خود به این شهر را چنین بیان مىکند:
وطن ز یاد تو برد این علاقهاى که مجید به اصفهان و به یاران اصفهان دارى
حتى در هندوستان نیز خواستارانى داشت ولى به آنجا هم نرفت.
درویش در حجره سردر مدرسه کاسهگران و مدتى در خانه محمّدرشیدبیک منزل داشت.
او با سوز و شور فراوان، گاه غزلهاى عاشقانه مىسرود و رباعى و ماده تاریخ مىساخت.
در ابتدا «خموش» تخلص مىکرد، وسپس تخلص خود را «مجید» و «درویش» قرار داد. وى از اعضاى انجمن ادبى مشتاق به شمار مىرفت و پیرو سبک بازگشت بود.
درویش، خوشنویس چابک و پرکارى بود چنانکه سفارش هزاربیتى را در یک شب به انجام رساند.
خطوط پانزده سال آخر عمر او (تهرانى، 1403، ج9، ص304؛ همو، 1373، ص472 و 473؛ بیانى، ج4، ص1263؛ گروه نویسندگان، ص277) به صورت کتاب، قطعه و مرقع در کتابخانهها و مجموعههاى خصوصى در ایران و جهان نگاهدارى مىشود.
از آثارى که او کتابت کرده است، مىتوان به اینها اشاره داشت:
«مرقع خجسته»، «دیوان حافظ»(دو نسخه)، «گلچینى از غزلیات مشتاق»، «دیوان» مشتاق اصفهانى، «بوستان» سعدى، ترجیعبند هاتف اصفهانى،
حواشى «قرآن مجید»،«لیلى و مجنون» مکتبى شیرازى، چند قطعه در موزه میرعماد. «گلشن راز»، نامه به حاجى لطفعلى بیکا، قطعه، جنگ اشعار، سفینه غزل، «مرقع کوه نور»، «تحفة درویش»، «کلیات سعدى»، نسخههاى «دیوان» درویش هیچ یک به خط خود او نیست.
درویش، همزمان با هرج و مرجهاى داخلى مىزیست. او مدتها با تب نوبه (مالاریا) دست به گریبان بود و سرانجام بر اثر همین بیمارى به روز چهارشنبه پانزدهم محرم 1185ق در 35 سالگى در اصفهان درگذشت.
مزار او در فضاى جلوخان تکیة میر نزدیک مزار میرفندرسکى در تخت فولاد اصفهان قرار دارد. سنگ مزار او به سال 1312ش به کوشش جلالالدین همایى پیدا شد و پس از تعیین محل دقیق، روى سکویى قرار گرفت.
سنگ مزار او از جنس مرمریت است که روى آن، آبگیر کوچکى به همراه تاریخ درگذشت به خط رقاع و اشعارى به نستعلیق است. این اشعار، هفت بیت از آذر بیگدلى و نه بیت از رفیق اصفهانى است و دو ماده تاریخ را دربرمىگیرد:
زد رقم از پى تاریخ وفاتش آذر: «شده ایوان جنان منزل درویش مجید»
و دومى از رفیق اصفهانى:
زد رفیق از پى تاریخ رقم:
«جعل الجنة مثویه اله»
در 22 شهریور سال 1375ش از چهارتاقى کوچک یادبود او بر فراز تپهاى در ورودى روستاى مهران رونمایى شد.

 


مشروح زندگی نامه


فرزند عبدالله، خوشنویس، هنرمند، کاتب، عارف و شاعر ایرانى در حدود سال 1150ق در روستاى مهران از توابع طالقان زاده شد.
در منابع کهن، به اصلیت طالقانى او اشاره شده است و تنها روایتهاى محلى ما را بر این مىدارد که زادگاه او را مهران ثبت کنیم.
مردم مهران این شعر را سینه به سینه نقل مىکنند که روى یک مجرى قدیمى حکاکى شده بود:
بنوشته خط به زرورق آسمان نظر درویش طالقانى مهرانى المقر
دو خانه منسوب به درویش نیز در مهران بوده که اکنون بر جاى نیست.
آناتومى مردم مهران با تنها تصویر منسوب به او، شباهتهایى دارد.
او در جوانى زادگاه خود را ترک گفت و رهسپار قزوین و شیراز شد. از آنجا راه اصفهان را در پیش گرفت و چون لباس درویشان بر تن داشت به «درویش» شهرت یافت.
خوشنویسى را از نستعلیق آغاز کرد و از روى خط میرعماد به تمرین پرداخت.
او نستعلیق را نیکو و شکسته تعلیق را نیز خوش مىنوشت.
هیچ یک از متون، استاد شاخص و یا غیر مشهورى که نزد وى تحصیل دانش کرده و یا از او سرمشق گرفته باشد، ثبت نکردهاند. روایتى محلى مىگوید که او تمرینهاى خود را از روزنى پایین مىانداخت و آخر ماه آنها را گردآورى و ارزیابى مىکرد.
سپس روى به شکسته نستعلیق آورد و شکسته را به عنوان خط تخصصى خود برگزید. ابتدا از روى خط میرزا حسن کرمانى مشق مىکرد و از مکتب میرزاشفیع حسینى مشهور به میرزا شفیعا الهام مىگرفت. تأثیر مکتب شفیعا در آثار برجاى مانده از این دوره از زندگى او به روشنى دیده مىشود؛ ولى پس از سال 1179ق قواعد و آداب تازهاى براى شکسته در نظر گرفت. او با طراحى نوین هندسه کلمات، به سبک مستقلى رسید، به ظرفیتهاى تازهاى دست یافت و زیبایى و شیوایى خط شکسته را به بالاترین حد رساند.
درویش همة حروف همانند را وحدت بخشید و کلیتى منسجم داد؛ به گونهاى که تا به امروز کمتر چیزى به آن افزوده و یا از آن کاسته شده است.
او براى دوایر «س»، «ن» و «ى» قوسى یکسان در نظر گرفت و براى هریک از حروف، شکلى نو و مستقل از نستعلیق و تعلیق تعیین کرد. تندنویسى و اتصال حروف بر اثر سرعت کتابت، اساس کار او بود. او سیاه مشق شکسته را رایج کرد. ترکیب بندى قطعات شکسته نیز به دست او قاعدهمند شد، سطرهاى مورب درهم که همة صفحه را مىپوشاند. ترکیب بندى مطلوب درویش در قطعات غبار است. در قطعات دفترى یا افقى، واژههاى یک سوم ابتداى سطر را بر کرسى نشاند، یک سوم میانى را در دو ردیف بر روى هم آورد و در پایان سطر، حروف را در سه یا چهار مرتبه روى هم سوار کرد.
خط شکستة او در لطافت و ملاحت و استوارى به اوج رسید و ترکیباتش بدون رقیب شد. وى را واضع خط شکسته مىدانند؛ چراکه کوشش او در تحول و تکامل این خط، کم از ابتکار و اختراع نداشت و این خط پس از او حیاتى تازه و رونق و رواجى روزافزون یافت.
خط شکسته و نام درویش تا به امروز با یکدیگر همراهند.
حاجت شیرازى در وصف خط سحرآمیز درویش چنین سرود:
اى گشته مثل به خوشنویسى ز نخست مفتاح خزائن هنر خامة توست
تا کرده خدا لوح و قلم را ایجاد ننوشته کسى شکسته را چون تو درست
وى صورت خالص خط شکسته را ترسیم کرد و از این رو هنرمندان بعدى تا به امروز به پیروى از شیوه او برخاستند (فضائلى، ص610) هرچند که هیچکدام به پایة او نرسیدند.
از معروفترین شاگردان درویش اینان را باید نام برد: فضلعلى بیک دنبلى، خواجه ابوالحسن خوشنویس فسایى، میرزا عبدالوهاب کلانتر، حاکم اصفهان، ملاعلى بن جمشید نورى، سیّد ابوالقاسم انجوى شیرازى، محمّدباقر سروش اصفهانى، آقامحمّدرضا کر، محمّدجعفر اصفهانى و محمودقاسم مشهور به میرزا کوچک خواجویى اصفهانى.
گویند که محمدرحیم مایل اصفهانى نیز شاگرد درویش بود، هنرش به اوج رسید و با خط درویش پهلو زد، مغرور شد و درویش را در قطعهاى هجو کرد. موهبت خوشنویسى از وى گرفته شد؛ به گونهاى که اطفال از وى برتر مىنوشتند.
شاگردان غیر مستقیم درویش، جمع بسیار بزرگى را تشکیل مىدهند که از این میان باید به سیّد محمّداسماعیل انجوى شیرازى، محمّدشفیع شیرازى، محمّدباقر یزدى، سیّدعلى بن حسن نیاز شیرازى، سیّداحمد انجوى شیرازى، سیّدعلىاکبر گلستانه اصفهانى، حسن تبریزى، عبدالجواد عنقا، عبدالمجید شکستهنویس همدانى، میرزارضى آذربایجانى، محمدعلى انصارى، محمدباقر قرطاس، على لواسانى و میرزا غلامرضا اصفهانى اشاره کرد.
گلستانه و میرزا غلامرضا اصفهانى در ارتقاى شیوة درویش کوشیدند و آثارى پدید آوردند که سالها آثار خود درویش پنداشته مىشد.
گفتهاند که قلم خفى را تا شش دانگ جلى ترقى داد.
عبدالمجید کرمانى و عبدالمجید میرزا عینالدوله خوشنویسان دورههاى بعدى هستند که همنام او بودند و امضاى عبدالمجید هندى نیز یک شوخى است.
درویش عبدالمجید از ارکان چهارگانه خوشنویسان جهان به شمار مىرود: میرعماد در نستعلیق، نیریزى در نسخ، یاقوت مستعصمى در ثلث، بایسنقر در رقاع و عبدالمجید در شکسته. اگر کمال خط نستعلیق را به دست میرعماد بدانیم باید بگوییم که خط شکسته را نیز درویش عبدالمجید به حد کمال رساند.
درویش با ابداعات خود توانست توجه هنرمندان را به سوى خط شکسته جلب کند به گونهاى که مجالى براى خط تعلیق بر جاى نماند. درویش عبدالمجید مورد توجه ادیبان، دانشمندان و بزرگان بود؛ ولى انزوا را بیشتر مىپسندید و هیچگاه ازدواج نکرد.
شهرت درویش در تمام شهرهاى ایران پیچید؛ ولى او اصفهان را پایگاه نشر هنر خود قرار داد. وى شیفتگى خود به این شهر را چنین بیان مىکند:
وطن ز یاد تو برد این علاقهاى که مجید به اصفهان و به یاران اصفهان دارى
حتى در هندوستان نیز خواستارانى داشت ولى به آنجا هم نرفت.
درویش در حجره سردر مدرسه کاسهگران و مدتى در خانه محمّدرشیدبیک منزل داشت.
او با سوز و شور فراوان، گاه غزلهاى عاشقانه مىسرود و رباعى و ماده تاریخ مىساخت.
در ابتدا «خموش» تخلص مىکرد، وسپس تخلص خود را «مجید» و «درویش» قرار داد. وى از اعضاى انجمن ادبى مشتاق به شمار مىرفت و پیرو سبک بازگشت بود.
درویش، خوشنویس چابک و پرکارى بود چنانکه سفارش هزاربیتى را در یک شب به انجام رساند.
خطوط پانزده سال آخر عمر او (تهرانى، 1403، ج9، ص304؛ همو، 1373، ص472 و 473؛ بیانى، ج4، ص1263؛ گروه نویسندگان، ص277) به صورت کتاب، قطعه و مرقع در کتابخانهها و مجموعههاى خصوصى در ایران و جهان نگاهدارى مىشود.
از آثارى که او کتابت کرده است، مىتوان به اینها اشاره داشت:
«مرقع خجسته»، «دیوان حافظ»(دو نسخه)، «گلچینى از غزلیات مشتاق»، «دیوان» مشتاق اصفهانى، «بوستان» سعدى، ترجیعبند هاتف اصفهانى،
حواشى «قرآن مجید»،«لیلى و مجنون» مکتبى شیرازى، چند قطعه در موزه میرعماد. «گلشن راز»، نامه به حاجى لطفعلى بیکا، قطعه، جنگ اشعار، سفینه غزل، «مرقع کوه نور»، «تحفة درویش»، «کلیات سعدى»، نسخههاى «دیوان» درویش هیچ یک به خط خود او نیست.
درویش، همزمان با هرج و مرجهاى داخلى مىزیست. او مدتها با تب نوبه (مالاریا) دست به گریبان بود و سرانجام بر اثر همین بیمارى به روز چهارشنبه پانزدهم محرم 1185ق در 35 سالگى در اصفهان درگذشت.
مزار او در فضاى جلوخان تکیة میر نزدیک مزار میرفندرسکى در تخت فولاد اصفهان قرار دارد. سنگ مزار او به سال 1312ش به کوشش جلالالدین همایى پیدا شد و پس از تعیین محل دقیق، روى سکویى قرار گرفت.
سنگ مزار او از جنس مرمریت است که روى آن، آبگیر کوچکى به همراه تاریخ درگذشت به خط رقاع و اشعارى به نستعلیق است. این اشعار، هفت بیت از آذر بیگدلى و نه بیت از رفیق اصفهانى است و دو ماده تاریخ را دربرمىگیرد:
زد رقم از پى تاریخ وفاتش آذر: «شده ایوان جنان منزل درویش مجید»
و دومى از رفیق اصفهانى:
زد رفیق از پى تاریخ رقم:
«جعل الجنة مثویه اله»
در 22 شهریور سال 1375ش از چهارتاقى کوچک یادبود او بر فراز تپهاى در ورودى روستاى مهران رونمایى شد.