میرزا یحیی مدرس بیدآبادی

میرزا یحیی مدرس بیدآبادی

شهرت :

میرزا یحیی مدرس بیدآبادی
تاریخ وفات :
1310/01/04
مزار :
تکیه میرزا رفیعا
زمینه فعالیت :
عالم فاضل,شاعر

فرزند میرزا اسماعیل بن محمّدباقر ، از نژاد ملا محمّدباقر محقّق سبزوارى است که از طرف مادر هم به آقا محمّد بیدآبادى عارف مشهور مى‏پیوندد. وی عالمی فاضل و ادیب شاعر متخلص به «یحیی» از علمای اصفهان در قرن چهارم هجری است.
تولد و تحصیلات؛ وی در حدود سال 1254یا 1255ق در کربلا متولد شد. پدرش میرزا اسماعیل در سال 1310ق فوت نمود. میرزا یحیی در وفات پدر چنین سروده است:

پدرم چون به جمادی ز جهان کرد سفر

شبی آن ماه سفر کرده­ام آمد به نظر

گفتمش با تو خداوند غفور تو چه کرد

روح پاکش پی تاریخ بگفتا (1310)لغفر

وی تا 16 سالگى در عتبات عالیات علوم مقدّماتی را نزد شیخ محمّدباقر همدانی و فقه و اصول را از محضر شیخ انصاری یاد گرفت. نخستین شعری که گفت در محضر شیخ بزرگوار بود که در معنی «حبیبی قمر بل شمس» به بدیهة سرود:

تشبیه رُخَت به ماه کردم  

 شمسی و من اشتباه کردم

در 16 سالگی با پدر و تمام خاندان به اصفهان آمده و نزد حاج شیخ محمّدباقر نجفى، صاحب روضات، آقا میرزا محمّد هاشم چهارسویى، آخوند کاشى، شیخ احمد و غیره در مدرسه میرزا حسین به تحصیل پرداخت و از اساتید خود به اجازه روایتی نائل آمد. در علوم غریبه هم تسلط کاملی داشته و در این فن استاد وی حاج ملا هادى سدهى است که یکی از اقطاب زمان و اوتاد روزگار در عصر خویش به شمار می­رفته است. وحید دستگردی می­نویسد: «این استاد بزرگ نیز در علوم غریبه [...] دارای حظ وافی و بهرة کافی است».

وی در همان مدرسه متجاوز از ده سال اشتغال به تدریس صرف، منطق، معانی، بیان، بدیع، رجال، اصول، فقه، نجوم، حساب و غیره داشته و در اواخر عمر در منزلش نزدیک مسجد سیّد در محلّة بیدآباد تدریس مى‏نمود و طلاب به درسش حاضر مى‏شدند و چندین نفر از بزرگان از مجلس درس او بیرون آمدند(روزنامه اخگر، ش556، ص1). با همة فضائل و کمالات، در سخن­سرایى به مرتبه‏اى بلند نایل، و از معاریف شعراى عصر خود بوده، و اقسام اشعار خصوصاً قصیده و مخمّس و مسمّط و غیره را غالباً به سبک میرزا جیحون یزدى، به غایت زیبا و دلربا مى­‏سرود و در مجالس مدّاحى و مصیبت شرکت می­کرد. او براى تحصیل معاش همواره به تحریرات شرعیّه اشتغال داشت، و در خانة خود بدان کار همّت مى‏گماشت   و همچنین چهل سال در مدرسة میرزا حسین در بیدآباد تدریس می نموده است  

میرزا علی مشفقیدر مقدّمه دیوان استادش میرزا یحیی می­نویسد: «یکى از نوابغ علم و ادب در قرن اخیر، فیلسوف بزرگ و دانشمند سترگ، عالم ربّانى، میرزا یحیى مدرّس اصفهانى بود که زبان از تقریر و قلم از تحریر شرح فضائل او عاجز است. مرحوم مدرّس در کلیة علوم ادبیه و فقه و اصول استاد، و در انواع حکمت از اشراقى و مشائى و ریاضى یگانة دوران، و مخصوصاً در علوم غریبه و فلکیّات متبحرّ و متخصّص بود و اطلاعات نجومى خود را گاه­گاهى به طور کنایه و استعاره در ضمن اشعار بیان مى‏فرمود. چنانچه در یکی از مصیبت­نامه­های خود در ذکر شهادت حضرت علی اصغر چنین سروده:

سست­دینی به کمان کرد زه و سخت کشید

سعد ذابح به بدن طرفه­صفت جامه درید

شد به تاراج سر کیوان  تاج خورشید

کف به خون کرد خضیب  از غم و محنت ناهید

نه در آفاق در افلاک برین زلزله شد    

قصه کوتاه ز تیر ستم حرمله شد

یحیى بیدآبادی داراى اخلاق حمیده و صفات پسندیده بود و با وجود این که علامة دهر و جامع فضل و کمال بود، هیچ­گاه در صدد شهرت و دکان­دارى نبود و همیشه با کمال زهد و ورع در گوشة انزوا به عبادت و ریاضت به سر مى‏برد، و با خلوص عقیده، بیشتر همّ خود را مصروف سرودن اشعار در مدح و مصیبت پیغمبر مختار (ص) و ائمّة اطهار، علیهم­السلام، مى‏نمود». وی با حاج ملا ابوالقاسم زفره ای معاشرت زیادی داشته  

تألیفات؛ از آثارش می­توان کتاب «مرآت­المصنف» در احوال مؤلف کتاب «انیس­اللیل» علّامه میرزا محمّدرضا کلباسی و دیگر «دیوان اشعار» نزدیک 6 هزار بیت، می باشد  

وی به عربی و فارسی شعر می­­گفته و به خصوص مراثی او مورد توجه مداحان و مرثیه سرایان بوده، هر روز به منزل او می آمدند و در دفتر بیاض های خود آن را می خوانده و تقریباً چندین سال مرثیه خوانی در اصفهان منحصر به اشعار او بود.

برخی از شاگردان حاج میرزا یحیی عبارتند از سیّد ابوالحسن اصفهانی؛ سیّد ابراهیم پوده­ای متخلص به سرّی؛ سیّد ابوالقاسم اعظم واقفی نطنزی؛ سیّد حسن چهارسویی؛ سیّد محمّدحسن روضاتی؛ سیّد محمّدحسین ملاذ روضاتی؛ حسن وحید دستگردی؛ شیخ عباسعلی ادیب؛ حاج میرزا عبدالعزیز غروی نطنزی نظام­العلماء؛ میرزا علی مشفقی؛ شیخ غلامحسین یزدی ­آبشاهی؛ عبدالصمد بن حسین محلاتی؛ میرزا محمّدعلی هاتفی نطنزی.

وفات؛ وی در روز چهارشنبه پنجم ذیقعده 1349ق/ 4 فروردین1310ش پس از ادای نماز صبح به سنّ نود و پنج سالگی وفات کرد و در تخت فولاد تکیة میرزا رفیعاء نائینی مدفون شد.


مشروح زندگی نامه

فرزند میرزا اسماعیل بن محمّدباقر ، از نژاد ملا محمّدباقر محقّق سبزوارى است که از طرف مادر هم به آقا محمّد بیدآبادى عارف مشهور مى‏پیوندد. وی عالمی فاضل و ادیب شاعر متخلص به «یحیی» از علمای اصفهان در قرن چهارم هجری است.
تولد و تحصیلات؛ وی در حدود سال 1254یا 1255ق در کربلا متولد شد. پدرش میرزا اسماعیل در سال 1310ق فوت نمود. میرزا یحیی در وفات پدر چنین سروده است:

پدرم چون به جمادی ز جهان کرد سفر

شبی آن ماه سفر کرده­ام آمد به نظر

گفتمش با تو خداوند غفور تو چه کرد

روح پاکش پی تاریخ بگفتا (1310)لغفر

وی تا 16 سالگى در عتبات عالیات علوم مقدّماتی را نزد شیخ محمّدباقر همدانی و فقه و اصول را از محضر شیخ انصاری یاد گرفت. نخستین شعری که گفت در محضر شیخ بزرگوار بود که در معنی «حبیبی قمر بل شمس» به بدیهة سرود:

تشبیه رُخَت به ماه کردم  

 شمسی و من اشتباه کردم

در 16 سالگی با پدر و تمام خاندان به اصفهان آمده و نزد حاج شیخ محمّدباقر نجفى، صاحب روضات، آقا میرزا محمّد هاشم چهارسویى، آخوند کاشى، شیخ احمد و غیره در مدرسه میرزا حسین به تحصیل پرداخت و از اساتید خود به اجازه روایتی نائل آمد. در علوم غریبه هم تسلط کاملی داشته و در این فن استاد وی حاج ملا هادى سدهى است که یکی از اقطاب زمان و اوتاد روزگار در عصر خویش به شمار می­رفته است. وحید دستگردی می­نویسد: «این استاد بزرگ نیز در علوم غریبه [...] دارای حظ وافی و بهرة کافی است».

وی در همان مدرسه متجاوز از ده سال اشتغال به تدریس صرف، منطق، معانی، بیان، بدیع، رجال، اصول، فقه، نجوم، حساب و غیره داشته و در اواخر عمر در منزلش نزدیک مسجد سیّد در محلّة بیدآباد تدریس مى‏نمود و طلاب به درسش حاضر مى‏شدند و چندین نفر از بزرگان از مجلس درس او بیرون آمدند(روزنامه اخگر، ش556، ص1). با همة فضائل و کمالات، در سخن­سرایى به مرتبه‏اى بلند نایل، و از معاریف شعراى عصر خود بوده، و اقسام اشعار خصوصاً قصیده و مخمّس و مسمّط و غیره را غالباً به سبک میرزا جیحون یزدى، به غایت زیبا و دلربا مى­‏سرود و در مجالس مدّاحى و مصیبت شرکت می­کرد. او براى تحصیل معاش همواره به تحریرات شرعیّه اشتغال داشت، و در خانة خود بدان کار همّت مى‏گماشت   و همچنین چهل سال در مدرسة میرزا حسین در بیدآباد تدریس می نموده است  

میرزا علی مشفقیدر مقدّمه دیوان استادش میرزا یحیی می­نویسد: «یکى از نوابغ علم و ادب در قرن اخیر، فیلسوف بزرگ و دانشمند سترگ، عالم ربّانى، میرزا یحیى مدرّس اصفهانى بود که زبان از تقریر و قلم از تحریر شرح فضائل او عاجز است. مرحوم مدرّس در کلیة علوم ادبیه و فقه و اصول استاد، و در انواع حکمت از اشراقى و مشائى و ریاضى یگانة دوران، و مخصوصاً در علوم غریبه و فلکیّات متبحرّ و متخصّص بود و اطلاعات نجومى خود را گاه­گاهى به طور کنایه و استعاره در ضمن اشعار بیان مى‏فرمود. چنانچه در یکی از مصیبت­نامه­های خود در ذکر شهادت حضرت علی اصغر چنین سروده:

سست­دینی به کمان کرد زه و سخت کشید

سعد ذابح به بدن طرفه­صفت جامه درید

شد به تاراج سر کیوان  تاج خورشید

کف به خون کرد خضیب  از غم و محنت ناهید

نه در آفاق در افلاک برین زلزله شد    

قصه کوتاه ز تیر ستم حرمله شد

یحیى بیدآبادی داراى اخلاق حمیده و صفات پسندیده بود و با وجود این که علامة دهر و جامع فضل و کمال بود، هیچ­گاه در صدد شهرت و دکان­دارى نبود و همیشه با کمال زهد و ورع در گوشة انزوا به عبادت و ریاضت به سر مى‏برد، و با خلوص عقیده، بیشتر همّ خود را مصروف سرودن اشعار در مدح و مصیبت پیغمبر مختار (ص) و ائمّة اطهار، علیهم­السلام، مى‏نمود». وی با حاج ملا ابوالقاسم زفره ای معاشرت زیادی داشته  

تألیفات؛ از آثارش می­توان کتاب «مرآت­المصنف» در احوال مؤلف کتاب «انیس­اللیل» علّامه میرزا محمّدرضا کلباسی و دیگر «دیوان اشعار» نزدیک 6 هزار بیت، می باشد  

وی به عربی و فارسی شعر می­­گفته و به خصوص مراثی او مورد توجه مداحان و مرثیه سرایان بوده، هر روز به منزل او می آمدند و در دفتر بیاض های خود آن را می خوانده و تقریباً چندین سال مرثیه خوانی در اصفهان منحصر به اشعار او بود.

برخی از شاگردان حاج میرزا یحیی عبارتند از سیّد ابوالحسن اصفهانی؛ سیّد ابراهیم پوده­ای متخلص به سرّی؛ سیّد ابوالقاسم اعظم واقفی نطنزی؛ سیّد حسن چهارسویی؛ سیّد محمّدحسن روضاتی؛ سیّد محمّدحسین ملاذ روضاتی؛ حسن وحید دستگردی؛ شیخ عباسعلی ادیب؛ حاج میرزا عبدالعزیز غروی نطنزی نظام­العلماء؛ میرزا علی مشفقی؛ شیخ غلامحسین یزدی ­آبشاهی؛ عبدالصمد بن حسین محلاتی؛ میرزا محمّدعلی هاتفی نطنزی.

وفات؛ وی در روز چهارشنبه پنجم ذیقعده 1349ق/ 4 فروردین1310ش پس از ادای نماز صبح به سنّ نود و پنج سالگی وفات کرد و در تخت فولاد تکیة میرزا رفیعاء نائینی مدفون شد.

فاتحه خواندن از راه دور

سید ابوالقاسم سرى در مقدمه دیوان پدرش سیّد ابراهیم سرّی (داماد میرزا یحیى) مى‏نویسد: «مرحوم میرزا یحیى به فرزندانش از جمله رباب­آغا گفته بود که پس از مرگ من باید دورادور فاتحه بخوانید. این نکته را از زبان مادرم در تخت فولاد در حالى که گریان از دور براى پدر فاتحه مى‏خواند، شنیدم. مزار ایشان که در تکیة میرزا رفیعاست، محلّ استقرار نظامیان و فرودگاه شده است. مرحوم میرزا یحیى رویدادهاى دیگرى از جمله ساعت مرگ خود را نیز به درستى پیش­بینى کرده‏ بود» .