مصطفی هزاردستان

مصطفی هزاردستان

شهرت :

مصطفی هزاردستان
تاریخ وفات :
1363/01/04
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 

فرزند علی 14 اردیبهشت 1323ش در محله نو اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا مقطع دوم متوسطه ادامه داد و از آنجا که به صنعت علاقه داشت، تحصیل را رها کرد و به کار مشغول شد. مصطفی از افراد مبتکر و خلاق بود. جرثقیل کارخانه های سنگبری­ را در اصفهان ساخت که این کار از نظر متخصصان بسیار مهم بود؛ ولی با شروع حوادث انقلاب اسلامی همراه مردم در به ثمر رساندن آن تلاش بسیار کرد و در راهپیمائی­ها و تظاهرات شرکت می­کرد.

 وی در سن 25 سالگی با خانم رضوان قزوینی­ زاده اصفهانی ازدواج کرد که حاصل آن دو دختر و دو پسر بود. پس از پیروزی انقلاب مجدداً به کار مشغول شد. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دست از کار کشید و از طریق جهاد سازندگی عازم جبهه ­ها شد.

مصطفی از بسیجیانی مبتکر و خلاق بود و در جبهه نیز ابتکارات گوناگونی داشت؛ از جمله طرح زدن پل بر روی رودخانه بهمنشیر از او بود. هنگامی که آبادان در محاصره بود خسروآباد تنها محوری بود که برای ورود به شهر آبادان وجود داشت.هنگامی که امام خمینی (رضوان الله علیه) دستور شکست حصر آبادان را داد، باید امکانات و ماشین ­آلات سنگین را از آب عبور می­دادند، به همین سبب مصطفی ابتکار ساخت پل دوبه­ای را که عراقی­ها دوبه ­های آن را رها کرده بودند طراحی و با همکاری عده­ ای از صنعتگران اجرا کرد و شبانه­روز با تلاش گسترده روی طرحش کار کرد و آن را با موفقیت به انجام رسانید و خدمت بزرگی انجام داد که تانک­ها و نفربرها از آن عبور می­کردند. در آن زمان نبود پل­های شناور نظامی شرایط عملیات را دشوار کرده بود؛ لذا مصطفی با ابتکار و خلاقیت شخصی دست به طراحی و ساخت این پل­های شناور زد و وی بشکه را به هم کلاف می­کرد و شناور می­ساخت. وی بدون هیچ حقوقی در جبهه خدمت می­کرد و وقتی به گفتند که حقوق دریافت کند. وی امتناع کرد و گفت من مشکلی ندارد و اگر مشکلی داشتم خبرتان می­کنم. مصطفی پل دیگری به نام جهادگران را در منطقه دارخوین ساخت که بعد از شهادت مصطفی پل به نام هزاردستان (220متر) تغییر نام پیدا کرد. از دیگر ابتکارهای وی ساخت یک نانوایی بود. در آغاز جنگ تحمیلی در ماهشهر مشکل کمبود نان به وجود آمد. وی فوراً یک دستگاه نانوایی ساخت. زمانی دیگر که در منطقة کوهستانی پنجوین سیم رابط بی­سیم کم بود و وی رابط اتصال بی­سیم را ساخت. از دیگر خدمات وی ساخت حمام سیّار ده دوشه بود که در جبهه بسیار ضروری و مورد استفاده بود.

 مصطفی در حالی که فرمانده گردان مهندسی بود در کنار سازندگی، هنگام عملیات به عنوان رانندة آمبولانس همراه تیم پزشکی شرکت داشت و مجروحان را حمل می­کرد. پشتکار و همّت بلند مصطفی و ایمان و خلوص وی و توکل به خداوند موجب خودباوری و اعتماد به نفسش بود و همین سبب شد تا ابتکارات گوناگون وی در جبهه ­ها مؤثر واقع شود و مشکلات بسیاری را از سر راه رزمندگان بردارد و به پیشرفت و آینده روشن این کشور کمک کند.

سرانجام در منطقه ایستگاه حسینیه در جادة خرمشهر به اهواز بر اثر بمباران شیمیایی در تاریخ4/1/1363 به شهادت رسید و پیکر پاکش به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه طریق القدس، ردیف3، شمارة14 به خاک سپرده شد.

 

فرازی از وصیت­نامه شهید:

خدایا، آن چنان مرا بساز که در راه تو بیش از پیش خدمت کنم و آن چنان عشق خود را در قلبم جایگزین کن که هر چیز را برخلاف خواست توست از یاد ببرم. شما را به خدا قسم که از دعای به امام غافل نشوید؛ چون این رهبری است که با رهنمودهای خود ما را از منجلاب گناه بیرون کشید و به الله نزدیک کرد. امیدوارم روزی برسد، در زمان خیلی نزدیک که همه شماها و ملت­های زیر ستم بتوانند آزادی اسلامی واقعی را به دست بیاورند و در جهان جنگی وجود نداشته باشد 

 

سیره اخلاقی

؛ وی از روحیه بالای بندگی و ایمان قوی برخوردار بود. ایثار و فداکاری، گذشت و شجاعت، خلوص نیت و توکل به خداوند او را در انجام  مأموریت­های سترگ زدن پل­های بزرگ یاری می­رسانید. صبر و پایداری و پشتکار وی عاملی بود که مصطفی هرگز خسته نمی­شد و دوبه­ های پر از گل و لای را از مسیر کارون به دارخوین و بهمن­شیر منتقل کرد و ابتکار تحسین برانگیز نصب پل­های بزرگ را نصیب خود کرد. وی از روحیه شهادت طلبی بالایی برخوردار بود و در نوشته ­های خود از خداوند شهادت می­طلبید و پیام او به آیندگان حمایت از امام خمینی و تلاش برای ساختن مملکت بود؛ زیرا معتقد بود نه آمریکایی­ها و نه روس­ها می ­آیند این کشور را بسازند .

 


مشروح زندگی نامه

 

فرزند علی 14 اردیبهشت 1323ش در محلة نو اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا مقطع دوم متوسطه ادامه داد و از آنجا که به صنعت علاقه داشت، تحصیل را رها کرد و به کار مشغول شد. مصطفی از افراد مبتکر و خلاق بود. جرثقیل کارخانه های سنگبری­ را در اصفهان ساخت که این کار از نظر متخصصان بسیار مهم بود؛ ولی با شروع حوادث انقلاب اسلامی همراه مردم در به ثمر رساندن آن تلاش بسیار کرد و در راهپیمائی­ها و تظاهرات شرکت می ­کرد.

 وی در سن 25 سالگی با خانم رضوان قزوینی ­زاده اصفهانی ازدواج کرد که حاصل آن دو دختر و دو پسر بود. پس از پیروزی انقلاب مجدداً به کار مشغول شد. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دست از کار کشید و از طریق جهاد سازندگی عازم جبهه­ ها شد.

مصطفی از بسیجیانی مبتکر و خلاق بود و در جبهه نیز ابتکارات گوناگونی داشت؛ از جمله طرح زدن پل بر روی رودخانه بهمنشیر از او بود. هنگامی که آبادان در محاصره بود خسروآباد تنها محوری بود که برای ورود به شهر آبادان وجود داشت.هنگامی که امام خمینی (رضوان الله علیه) دستور شکست حصر آبادان را داد، باید امکانات و ماشین ­آلات سنگین را از آب عبور می­دادند، به همین سبب مصطفی ابتکار ساخت پل دوبه­ای را که عراقی­ها دوبه­ های آن را رها کرده بودند طراحی و با همکاری عده­ای از صنعتگران اجرا کرد و شبانه­ روز با تلاش گسترده روی طرحش کار کرد و آن را با موفقیت به انجام رسانید و خدمت بزرگی انجام داد که تانک­ها و نفربرها از آن عبور می­ کردند. در آن زمان نبود پل­های شناور نظامی شرایط عملیات را دشوار کرده بود؛ لذا مصطفی با ابتکار و خلاقیت شخصی دست به طراحی و ساخت این پل­های شناور زد و وی بشکه را به هم کلاف می­کرد و شناور می­ساخت. وی بدون هیچ حقوقی در جبهه خدمت می­ کرد و وقتی به گفتند که حقوق دریافت کند. وی امتناع کرد و گفت من مشکلی ندارد و اگر مشکلی داشتم خبرتان می­کنم. مصطفی پل دیگری به نام جهادگران را در منطقه دارخوین ساخت که بعد از شهادت مصطفی پل به نام هزاردستان (220متر) تغییر نام پیدا کرد. از دیگر ابتکارهای وی ساخت یک نانوایی بود. در آغاز جنگ تحمیلی در ماهشهر مشکل کمبود نان به وجود آمد. وی فوراً یک دستگاه نانوایی ساخت. زمانی دیگر که در منطقة کوهستانی پنجوین سیم رابط بی­سیم کم بود و وی رابط اتصال بی­سیم را ساخت. از دیگر خدمات وی ساخت حمام سیّار ده دوشه بود که در جبهه بسیار ضروری و مورد استفاده بود.

 مصطفی در حالی که فرمانده گردان مهندسی بود در کنار سازندگی، هنگام عملیات به عنوان راننده آمبولانس همراه تیم پزشکی شرکت داشت و مجروحان را حمل می­کرد. پشتکار و همّت بلند مصطفی و ایمان و خلوص وی و توکل به خداوند موجب خودباوری و اعتماد به نفسش بود و همین سبب شد تا ابتکارات گوناگون وی در جبهه­ ها مؤثر واقع شود و مشکلات بسیاری را از سر راه رزمندگان بردارد و به پیشرفت و آینده روشن این کشور کمک کند.

سرانجام در منطقهایستگاه حسینیه در جاده خرمشهر به اهواز بر اثر بمباران شیمیایی در تاریخ4/1/1363 به شهادت رسید و پیکر پاکش به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه طریق القدس، ردیف3، شمارة14 به خاک سپرده شد.

 

فرازی از وصیت­نامه شهید:

خدایا، آن چنان مرا بساز که در راه تو بیش از پیش خدمت کنم و آن چنان عشق خود را در قلبم جایگزین کن که هر چیز را برخلاف خواست توست از یاد ببرم. شما را به خدا قسم که از دعای به امام غافل نشوید؛ چون این رهبری است که با رهنمودهای خود ما را از منجلاب گناه بیرون کشید و به الله نزدیک کرد. امیدوارم روزی برسد، در زمان خیلی نزدیک که همه شماها و ملت­های زیر ستم بتوانند آزادی اسلامی واقعی را به دست بیاورند و در جهان جنگی وجود نداشته باشد 

سیره اخلاقی

؛ وی از روحیه بالای بندگی و ایمان قوی برخوردار بود. ایثار و فداکاری، گذشت و شجاعت، خلوص نیت و توکل به خداوند او را در انجام  مأموریت­های سترگ زدن پل­های بزرگ یاری می­رسانید. صبر و پایداری و پشتکار وی عاملی بود که مصطفی هرگز خسته نمی­شد و دوبه­های پر از گل و لای را از مسیر کارون به دارخوین و بهمن­شیر منتقل کرد و ابتکار تحسین برانگیز نصب پل­های بزرگ را نصیب خود کرد. وی از روحیه شهادت طلبی بالایی برخوردار بود و در نوشته­های خود از خداوند شهادت می­طلبید و پیام او به آیندگان حمایت از امام خمینی و تلاش برای ساختن مملکت بود؛ زیرا معتقد بود نه آمریکایی­ها و نه روس­ها می­آیند این کشور را بسازند.