رسول هلالی

رسول هلالی

شهرت :

هلالی
تاریخ وفات :
1363/01/04
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند رحیم  سال 1336ش در خانواده­ای مذهبی در محلة پاگلدسته در خیابان ابن سینای اصفهان به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره ابتدایی تحصیلات دوره متوسطه خود را تا مقطع دیپلم نساجی در هنرستان نساجی آبشار ادامه داد. وی به اتفاق هم­شاگردی­ های خود مهدی سلیمانپور و اصغر مصدق­ فر صبحگاه دبیرستان را برگزار می­کردند. آنها همیشه مراقب بودند که رئیس هنرستان که از ساواکیان بود، آنان را گرفتار نکند و به دلیل علاقه­ای که به ادبیات داشت، دیپلم ادبی نیز گرفت و سپس به خدمت سربازی رفت؛ ولی هنگامی­که امام خمینی، رضوان الله علیه، فرمان داد که سربازان از پادگان فرار کنند، وی نیز از پادگان فرار کرد. رسول در راهپیمایی­ها و تظاهرات و شعارنویسی و پخش اعلامیه­ های امام به شدّت فعال بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی از آنجا که علاقه­ به اهل بیت و مسائل و معارف دینی داشت، به تحصیل در حوزه علمیه امام صادق(ع) پرداخت. رسول در جلسات هیئت بنی ­فاطمه شرکت می­کرد و در آن نقش معلم کودکان را داشت. رسول در اوایل سال 1358ش وارد کمیتة دفاع شهری شد و سپس به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و مسؤولیت پاسداری از استانداری را بر عهده گرفت. وی نصف روز در سپاه بود و نصف دیگر روز به مدرسه علمیه می­رفت. در آن­جا دورس سطح را فرا گرفت. با شروع درگیری­ها در کردستان و جدایی ­طلبی گروهک­های کمونیستی درس را رها کرد و راهی کردستان شد و در روابط عمومی سپاه کردستان مشغول به خدمت شد.

تیزبینی او در مسائل نظامی، فرهنگی و سیاسی نقش بسزائی در مبارزه با جریانات انحرافی در کردستان داشت. وی در عملیات رفتار نیروها را زیر نظر داشت و به آنها روحیه می­داد و نمی گذاشت کسل و ناامید شوند. رسول به عنوان قائم مقام سازمان پیشمرگان کرد مسلمان سنندج انتخاب شد و با مصطفی طیاره این سازمان را رهبری می­ کرد. وی برای پیشمرگان کرد کلاس­های قرآن و نهج ­البلاغه و همچنین بحث پیرامون مسائل روز، جهاد برگزار می­ کرد. سلوک رسول و ارتباط صمیمی وی با پیشمرگان کرد سبب شد تا آنان به شدت به وی علاقمند شوند؛ به گونه­ای که پس از شهادت وی به شدت متأثر شدند و جمعی از آنان در مراسم هفته و چهلم وی در اصفهان شرکت کردند.سرانجام وی در سنندج در پاکسازی روستای گیلانه در 5 خرداد 1360 به دست عوامل حزب جدایی طلب دمکرات کردستان به شهادت رسید و پیکر پاکش به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای اصفهان، قطعة حنظله، ردیف6، شمارة 5 به خاک سپرده شد.

سیره اخلاقی شهید؛

وی به دلیل تربیت دینی از دوره نوجوانی با مسجد و نماز جماعت و جلسات قرآن انس پیدا کرد. رسول بسیار باهوش و شجاع بود و همواره پیرو حق و حقیقت بود و مسأله­ای را بدون دلیل و منطق نمی ­پذیرفت. در هیأت خردسالان بنی­ فاطمه شرکت م ی­کرد. رسول بسیار متهور و بی­باک بود و همیشه پیشاپیش همه حرکت می­کرد. حسن خلق، اخلاص و صمیمیت از خصوصیات برجسته رسول بود. همچنین امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکرد. وی معمولاً در رختخواب نمی­خوابید و بیشتر بر روی کتابهایش خوابش می­برد و می­گفت شما سراغ خواب نروید، بلکه آن­قدر کار و مطالعه کنید تا خواب به سراغ شما بیاید. رسول با نیروهای هم­رزمش بسیار مهربان بود و دستوراتش حالت آمرانه نداشت؛ لذا نیروهایش با عشق دستورات او را اجرا می­کرند. او همیشه حقوق ماهیانه­اش را بین روستائیان مستمند تقسیم می­کرد و وقتی سؤال می­شد چرا؟ می­گفت احتیاج آنها بیشتر از من است. گاهی هم که ضد انقلاب وسایل روستائیان را غارت می­کرد، سعی می­کرد آنها را تهیه کند و به روستائیان بدهد .

وصیت نامه شهید؛

ای مردم قیام و حرکت و تلاش و به طور کلی هر عملی فقط باید برای رضای خدا باشد؛ زیرا که در غیر این صورت برای هر کس جز خدا باشد، پشیزی ارزش ندارد و در جهت شیطان و به زیان مردم است. ای مردم خدا را بپرستید و با چنگ زدن به ایمان الهی متفرق نشوید و از رهبرانی پیروی کنید که برگزیدة خدا باشند. ایمان دو نصف است. نصف آن صبر و نصف دیگر شکر و صبر تحمل سختی­ها است. صبر سه قسم است صبر در گناه نکردن، صبر در اطاعت و صبر در مصیبت.

ای مردم، در هر زمان پیرو ولی فقیه مدیر و عالم به زمان باشید. تا زمان ظهور آخرین ذخیره الهی حضرت ولی عصر (عج). در غیر این صورت بازیچه دست قدرتمندان شرق و غرب و یا مزدوران آنها می­شوید و ای دانشجویان عزیز شما باید ارتباط خود با دانشگاه و حوزه را حفظ کنید و این را بدانید که هرکس صدایش در جهت تفرقه بین این دو قشر عظیم جامعه است، آن صدای استعمار شرق و غرب است. اگر دین و علم از هم جدا شوند، آتش ­افروز می­شوند و علم منهای ایمان هیچ ارزشی ندارد.


مشروح زندگی نامه

 

 رسولی هلالی اصفهانی

فرزند رحیم  سال 1336ش در خانواده­ای مذهبی در محلة پاگلدسته در خیابان ابن سینای اصفهان به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره ابتدایی تحصیلات دوره متوسطه خود را تا مقطع دیپلم نساجی در هنرستان نساجی آبشار ادامه داد. وی به اتفاق هم­شاگردی­ های خود مهدی سلیمانپور و اصغر مصدق­ فر صبحگاه دبیرستان را برگزار می­کردند. آنها همیشه مراقب بودند که رئیس هنرستان که از ساواکیان بود، آنان را گرفتار نکند و به دلیل علاقه­ای که به ادبیات داشت، دیپلم ادبی نیز گرفت و سپس به خدمت سربازی رفت؛ ولی هنگامی­که امام خمینی، رضوان الله علیه، فرمان داد که سربازان از پادگان فرار کنند، وی نیز از پادگان فرار کرد. رسول در راهپیمایی­ها و تظاهرات و شعارنویسی و پخش اعلامیه­ های امام به شدّت فعال بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی از آنجا که علاقه­ به اهل بیت و مسائل و معارف دینی داشت، به تحصیل در حوزة علمیه امام صادق(ع) پرداخت. رسول در جلسات هیئت بنی ­فاطمه شرکت می­کرد و در آن نقش معلم کودکان را داشت. رسول در اوایل سال 1358ش وارد کمیتة دفاع شهری شد و سپس به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و مسؤولیت پاسداری از استانداری را بر عهده گرفت. وی نصف روز در سپاه بود و نصف دیگر روز به مدرسه علمیه می­رفت. در آن­جا دورس سطح را فرا گرفت. با شروع درگیری­ها در کردستان و جدایی ­طلبی گروهک­های کمونیستی درس را رها کرد و راهی کردستان شد و در روابط عمومی سپاه کردستان مشغول به خدمت شد.

تیزبینی او در مسائل نظامی، فرهنگی و سیاسی نقش بسزائی در مبارزه با جریانات انحرافی در کردستان داشت. وی در عملیات رفتار نیروها را زیر نظر داشت و به آنها روحیه می­داد و نمی گذاشت کسل و ناامید شوند. رسول به عنوان قائم مقام سازمان پیشمرگان کرد مسلمان سنندج انتخاب شد و با مصطفی طیاره این سازمان را رهبری می­ کرد. وی برای پیشمرگان کرد کلاس­های قرآن و نهج ­البلاغه و همچنین بحث پیرامون مسائل روز، جهاد برگزار می­ کرد. سلوک رسول و ارتباط صمیمی وی با پیشمرگان کرد سبب شد تا آنان به شدت به وی علاقمند شوند؛ به گونه­ای که پس از شهادت وی به شدت متأثر شدند و جمعی از آنان در مراسم هفته و چهلم وی در اصفهان شرکت کردند.سرانجام وی در سنندج در پاکسازی روستای گیلانه در 5 خرداد 1360 به دست عوامل حزب جدایی طلب دمکرات کردستان به شهادت رسید و پیکر پاکش به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای اصفهان، قطعة حنظله، ردیف6، شمارة 5 به خاک سپرده شد.

 

سیره اخلاقی شهید؛

وی به دلیل تربیت دینی از دورة نوجوانی با مسجد و نماز جماعت و جلسات قرآن انس پیدا کرد. رسول بسیار باهوش و شجاع بود و همواره پیرو حق و حقیقت بود و مسأله­ای را بدون دلیل و منطق نمی ­پذیرفت. در هیأت خردسالان بنی­ فاطمه شرکت م ی­کرد. رسول بسیار متهور و بی­باک بود و همیشه پیشاپیش همه حرکت می­کرد. حسن خلق، اخلاص و صمیمیت از خصوصیات برجسته رسول بود. همچنین امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکرد. وی معمولاً در رختخواب نمی­خوابید و بیشتر بر روی کتابهایش خوابش می­برد و می­گفت شما سراغ خواب نروید، بلکه آن­قدر کار و مطالعه کنید تا خواب به سراغ شما بیاید. رسول با نیروهای هم­رزمش بسیار مهربان بود و دستوراتش حالت آمرانه نداشت؛ لذا نیروهایش با عشق دستورات او را اجرا می­کرند. او همیشه حقوق ماهیانه­اش را بین روستائیان مستمند تقسیم می­کرد و وقتی سؤال می­شد چرا؟ می­گفت احتیاج آنها بیشتر از من است. گاهی هم که ضد انقلاب وسایل روستائیان را غارت می­کرد، سعی می­کرد آنها را تهیه کند و به روستائیان بدهد .

 

وصیت نامه شهید؛

ای مردم قیام و حرکت و تلاش و به طور کلی هر عملی فقط باید برای رضای خدا باشد؛ زیرا که در غیر این صورت برای هر کس جز خدا باشد، پشیزی ارزش ندارد و در جهت شیطان و به زیان مردم است. ای مردم خدا را بپرستید و با چنگ زدن به ایمان الهی متفرق نشوید و از رهبرانی پیروی کنید که برگزیدة خدا باشند. ایمان دو نصف است. نصف آن صبر و نصف دیگر شکر و صبر تحمل سختی­ها است. صبر سه قسم است صبر در گناه نکردن، صبر در اطاعت و صبر در مصیبت.

ای مردم، در هر زمان پیرو ولی فقیه مدیر و عالم به زمان باشید. تا زمان ظهور آخرین ذخیره الهی حضرت ولی عصر (عج). در غیر این صورت بازیچه دست قدرتمندان شرق و غرب و یا مزدوران آنها می­شوید و ای دانشجویان عزیز شما باید ارتباط خود با دانشگاه و حوزه را حفظ کنید و این را بدانید که هرکس صدایش در جهت تفرقه بین این دو قشر عظیم جامعه است، آن صدای استعمار شرق و غرب است. اگر دین و علم از هم جدا شوند، آتش ­افروز می­شوند و علم منهای ایمان هیچ ارزشی ندارد.