غلامرضا یزدانی

غلامرضا یزدانی

شهرت :

یزدانی
تاریخ وفات :
1384/10/19
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

غلامرضا یزدانی

فرزند محمّد در 18 دی 1340 در خانواده­ای مذهبی در شهرستان نجف­آباد به دنیا آمد. وی از همان طفولیت در مجالس دینی و مذهبی شرکت می­کرد و در دوران پهلوی هم­پای مردم علیه رژیم پهلوی فعالیت داشت و در راهپیمائی­ها و تظاهرات شرکت می­کرد و حتی چندین بار مجروح شد. با پیروزی انقلاب اسلامی همراه با یک گروه400 نفره به سرپرستی حجة­الاسلام محمّد منتظری برای گذراندن دوره­های آموزشی چریکی به لبنان رفت. وی در این سفر با احمد کاظمی  آشنا شد. وی پس از بازگشت تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم عمران ادامه داد. با آغاز جنگ تحمیلی در سال 1359ش به جبهة شوش رفت و پس از سه ماه به تهران رفت و در 18 دیماه به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و تا خرداد1360ش در روابط عمومی ستاد مرکزی بسیج فعالیت می­کرد و سپس به مناطق غربی کشور رفت و مسؤولیت معاونت اطلاعات سپاه سنندج را بر عهده گرفت و با آشنایی با شهید علیرضا پناهنده و حضور در جبهة مریوان در کنار شهید احمد متوسلیان و حاج همت در عملیات پاکسازی پاوه و مریوان شرکت نمود.

همراه با فرماندهی سپاه مریوان، احمد متوسلیان، به مناطق جنوب شد. در این زمان حاج احمد، هستة اولیه تیپ 27 محمّد رسول الله(ص) را تشکیل داد و غلامرضا مسؤول واحد ادوات و پس از آن فرمانده گردان ادوات تیپ27 محمّد رسول­الله، پذیرفت و در همین مدت در عملیات فتح­المبین و بیت­المقدس شرکت کرد. وی در عملیات فتح­المبین که توپ­های زیادی به غنیمت گرفته شده بود، توپخانة لشکر 27 محمّد رسول الله را تشکیل داد و به کمک چند تن از هم­رزمانش مانند شهیدان حسن تهرانی­مقدم و شفیع­زاده توپخانة کل سپاه را تأسیس کردند. توپخانه در عملیات بیت المقدس نقش مهمی ایفا کرد. پس از عملیات آزادسازی خرمشهر به همراه شهید متوسلیان مدتی به لبنان رفت؛ ولی پس از اسارت شهید متوسلیان به ایران بازگشت. پس از آن به قرارگاه نصر رفت. در آنجا حسن باقری به او مأموریت داد تا آسمان بصره را با توپ منور کند که او توانست این کار را انجام بدهد و در این هنگام ایران به عراق هشدار داد که شهرهای غیر نظامی ما را مورد تهاجم قرار ندهد وگرنه مقابله به مثل می شود.

وی در سال 1362ش با یکی از دختران متدین نجف­آباد ازدواج کرد، حاصل این ازدواج سه فرزند بود.

او در همین سال با تأسیس تیپ40 رسالت کمک فراوانی به جبهه غرب نمود و به مدت 44 ماه فرمانده­ای تیپ بود و همزمان توپخانه قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) را اداره می­کرد. در عملیات تیپ 40 کل سیستم رادیو و تلویزیون عراق را در کردستان عراق که عامل تبلیغاتی منافقین در کردستان به شمار می­رفت، منهدم کرد. وی در عملیات کربلای5 پشتیبانی آتش را نیز بر عهده داشت. وی در سال 1366ش با تشویق فرمانده کل سپاه به سفر حج مشرف شد.

غلامرضا در پایان جنگ به قرارگاه مقدم غرب رفت و در عملیات مرصاد وظیفة پاکسازی مناطقی را بر عهده گرفت و گروه زیادی از ارتش منافقین را با آتش سنگین در اسلام آباد و جاده کرمانشاه نابود کرد. وی در سال 1369 مدال فتح را از دست رهبر معظم انقلاب دریافت کرد.

برخی از مسؤولیتهای وی از ابتدا تا زمان شهادتش عبارتند از: فرماندهی آتشبار توپخانة تیپ محمّد رسول­الله(ص)، فرماندة توپخانة قرارگاه نصر؛ ظفر؛ سپاه قدر؛ سپاه یازدهم و قرارگاه حمزه سیدالشهداء، فرماندهی تیپ40 رسالت، فرماندهی دانشکدة علوم و فنون توپخانة نیروی زمینی سپاه، جانشین فرماندهی یگان موشکی نیروی هوایی سپاه، فرماندهی پدافند هوایی سپاه و فرماندهی توپخانه و موشک­های نیروی زمینی سپاه.

در مدت فرماندهی دانشکده به علت تلاش خستگی­ناپذیرش برای توسعة عمرانی دانشکده از سوی سرلشکر محسن رضایی به عنوان پاسدار نمونه معرفی شد. او در سال 1377 به پیشنهاد سردار قالیباف، به نیروی هوایی رفت و تا 7 سال در خدمت نیروی هوایی بود و در همین مدت چندین دوره مسابقات نهج­البلاغه را برگزار کرد. وی از سوی سردار احمد کاظمی در سال 1382 به عنوان سردار نمونه شناخته شد.

همچنین از وی آثار مکتوبی بر جای مانده است 1- جبهه­های به عرض 6 متر 2- درس­های زیر درخت بلوط  3- سرداران آتش.

سرانجام در آخرین مأموریت هوایی­اش به همراه سردار احمد کاظمی در هنگام سرکشی به یگان­ها و واحدهای مختلف نیروی زمینی در شمال غرب کشور، در 19 دی 1384ش هواپیمای آنها در ارومیه به شهادت رسید و پیکر پاکش را به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای اصفهان، قطعة کربلای 5 به خاک سپردند.

 


مشروح زندگی نامه

غلامرضا یزدانی

فرزند محمّد در 18 دی 1340 در خانواده­ای مذهبی در شهرستان نجف­آباد به دنیا آمد. وی از همان طفولیت در مجالس دینی و مذهبی شرکت می­کرد و در دوران پهلوی هم­پای مردم علیه رژیم پهلوی فعالیت داشت و در راهپیمائی­ها و تظاهرات شرکت می­کرد و حتی چندین بار مجروح شد. با پیروزی انقلاب اسلامی همراه با یک گروه400 نفره به سرپرستی حجة­الاسلام محمّد منتظری برای گذراندن دوره­های آموزشی چریکی به لبنان رفت. وی در این سفر با احمد کاظمی  آشنا شد. وی پس از بازگشت تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم عمران ادامه داد. با آغاز جنگ تحمیلی در سال 1359ش به جبهة شوش رفت و پس از سه ماه به تهران رفت و در 18 دیماه به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و تا خرداد1360ش در روابط عمومی ستاد مرکزی بسیج فعالیت می­کرد و سپس به مناطق غربی کشور رفت و مسؤولیت معاونت اطلاعات سپاه سنندج را بر عهده گرفت و با آشنایی با شهید علیرضا پناهنده و حضور در جبهة مریوان در کنار شهید احمد متوسلیان و حاج همت در عملیات پاکسازی پاوه و مریوان شرکت نمود.

همراه با فرماندهی سپاه مریوان، احمد متوسلیان، به مناطق جنوب شد. در این زمان حاج احمد، هستة اولیه تیپ 27 محمّد رسول الله(ص) را تشکیل داد و غلامرضا مسؤول واحد ادوات و پس از آن فرمانده گردان ادوات تیپ27 محمّد رسول­الله، پذیرفت و در همین مدت در عملیات فتح­المبین و بیت­المقدس شرکت کرد. وی در عملیات فتح­المبین که توپ­های زیادی به غنیمت گرفته شده بود، توپخانة لشکر 27 محمّد رسول الله را تشکیل داد و به کمک چند تن از هم­رزمانش مانند شهیدان حسن تهرانی­مقدم و شفیع­زاده توپخانة کل سپاه را تأسیس کردند. توپخانه در عملیات بیت المقدس نقش مهمی ایفا کرد. پس از عملیات آزادسازی خرمشهر به همراه شهید متوسلیان مدتی به لبنان رفت؛ ولی پس از اسارت شهید متوسلیان به ایران بازگشت. پس از آن به قرارگاه نصر رفت. در آنجا حسن باقری به او مأموریت داد تا آسمان بصره را با توپ منور کند که او توانست این کار را انجام بدهد و در این هنگام ایران به عراق هشدار داد که شهرهای غیر نظامی ما را مورد تهاجم قرار ندهد وگرنه مقابله به مثل می شود.

وی در سال 1362ش با یکی از دختران متدین نجف­آباد ازدواج کرد، حاصل این ازدواج سه فرزند بود.

او در همین سال با تأسیس تیپ40 رسالت کمک فراوانی به جبهه غرب نمود و به مدت 44 ماه فرمانده­ای تیپ بود و همزمان توپخانه قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) را اداره می­کرد. در عملیات تیپ 40 کل سیستم رادیو و تلویزیون عراق را در کردستان عراق که عامل تبلیغاتی منافقین در کردستان به شمار می­رفت، منهدم کرد. وی در عملیات کربلای5 پشتیبانی آتش را نیز بر عهده داشت. وی در سال 1366ش با تشویق فرمانده کل سپاه به سفر حج مشرف شد.

غلامرضا در پایان جنگ به قرارگاه مقدم غرب رفت و در عملیات مرصاد وظیفة پاکسازی مناطقی را بر عهده گرفت و گروه زیادی از ارتش منافقین را با آتش سنگین در اسلام آباد و جاده کرمانشاه نابود کرد. وی در سال 1369 مدال فتح را از دست رهبر معظم انقلاب دریافت کرد.

برخی از مسؤولیتهای وی از ابتدا تا زمان شهادتش عبارتند از: فرماندهی آتشبار توپخانة تیپ محمّد رسول­الله(ص)، فرماندة توپخانة قرارگاه نصر؛ ظفر؛ سپاه قدر؛ سپاه یازدهم و قرارگاه حمزه سیدالشهداء، فرماندهی تیپ40 رسالت، فرماندهی دانشکدة علوم و فنون توپخانة نیروی زمینی سپاه، جانشین فرماندهی یگان موشکی نیروی هوایی سپاه، فرماندهی پدافند هوایی سپاه و فرماندهی توپخانه و موشک­های نیروی زمینی سپاه.

در مدت فرماندهی دانشکده به علت تلاش خستگی­ناپذیرش برای توسعة عمرانی دانشکده از سوی سرلشکر محسن رضایی به عنوان پاسدار نمونه معرفی شد. او در سال 1377 به پیشنهاد سردار قالیباف، به نیروی هوایی رفت و تا 7 سال در خدمت نیروی هوایی بود و در همین مدت چندین دوره مسابقات نهج­البلاغه را برگزار کرد. وی از سوی سردار احمد کاظمی در سال 1382 به عنوان سردار نمونه شناخته شد.

همچنین از وی آثار مکتوبی بر جای مانده است 1- جبهه­های به عرض 6 متر 2- درس­های زیر درخت بلوط  3- سرداران آتش.

سرانجام در آخرین مأموریت هوایی­اش به همراه سردار احمد کاظمی در هنگام سرکشی به یگان­ها و واحدهای مختلف نیروی زمینی در شمال غرب کشور، در 19 دی 1384ش هواپیمای آنها در ارومیه به شهادت رسید و پیکر پاکش را به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای اصفهان، قطعة کربلای 5 به خاک سپردند.